هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی وضعیت موجود آموزش زبان انگلیسی وآسیب شناسی آن در مهد کودک ها است. بدین منظور22 مهد کودک در سطح شهر مشهد انتخاب شدند، مورد مشاهده قرار گرفتندو در موارد لزوم، با مسوولان و معلمان مهد کودک ها مصاحبه انجام شد. نتایج این پژوهش کیفی نشان داد که مهد کودک ها فضاها و امکانات آموزشی مطلوب و مناسب آموزشی را ندارند، فاقد برنامه آموزشی مدون برای آموزش زبان انگلیسی اند، معلمان این مراکز عموماً فاقد صلاحیت تدریس اند، آنان با روش های آموزشی کودکان و زبان انگلیسی آشنایی کمی دارند و توجه خاص را به نیازهای عاطفی، شناختی و اجتماعی کودکان ندارند. در پایان، پیشنهادهایی برای ارتقای سطح آموزش زبان انگلیسی کودکان در مهد کودک ها به مسوولان و معلمان داده شد
این پژوهش کوشیده است تا روش نوینی را برای آموزش مهارت نوشتار معرفی و بررسی نماید که بر استفاده از اصطلاحات پیش ساخته (formulaic expressions) تاکید دارد. بر خلاف روش های رایج آموزش مهارت نوشتار، این روش علاوه بر آموزش دستور و واژگان زبان به آموزش نوشتار فرآیندی نیز (process writing) اهتمام می ورزد. دو گروه 30 نفره از زبان آموزان در این پژوهش شرکت داشته که یکی بر اساس این روش نوین و دیگری بر پایه آموزش دستور و واژگان به فراگیری مهارت نوشتار پرداخته اند. پس از پایان دوره، از زبان آموزان دو گروه خواسته شد که یک متن استدلالی بنویسند. نتایج که به کمک تعدادی t-test حاصل شدند نشان داد که زبان آموزانی که با روش نوشتار اصطلاحی (formulaic writing) آموزش دیده اند، هم از نظر انتقال معنا و هم از نظر استفاده صحیح از ساختار موفق تر بوده اند. تهیه کنندگان این پژوهش معتقدند که استفاده از روش نوشتار اصطلاحی (formulaic writing) در بهبود مهارت نوشتار به ویژه در دوره های افزایش سطح زبانی و آمادگی برای ادامه تحصیل در خارج از ایران که اهداف ارتباطی بیشتری را شامل می شوند، به صورت غیر قابل انکاری مفید است.
به منظور بررسی چگونگی درک و تولید الگوهای مختلف همنشینی واژگانی توسط فراگیران سطح متوسط ایرانی، آزمون های درک و تولید همنشینهای واژگانی به سی و چهار نفر از دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین داده شد. برای مقایسه درک الگوهای مختلف همنشین های واژگانی از فرایند تجزیه و تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که الگوی ""صفت + اسم"" نسبت به الگوهای دیگر ساده تر است اگرچه تفاوت میان عملکرد فراگیران در الگوهای مختلف از نظر آماری معنی دار نبود. فرایند تجزیه و تحلیل واریانس یکطرفه دیگری نیز برای مقایسه عملکرد تولیدی فراگیران بکار گرفته شد. نتیجه تحلیل داده ها نشان داد که مشکل فراگیران ایرانی در الگوی ""اسم + فعل"" بطور معنی داری بیش از الگوهای دیگر همنشینی واژگانی است.
در مقاله حاضر مؤلفین به بررسی سبک های یادگیری زبان آموزان ایرانی در زبان های خارجی می بپردازند. در این راستا، پس از مطالعه مقوله های یادگیری، سبک ها و استراتژی ها به بررسی انواع متفاوت سبک های یادگیری پرداخته شده است. هدف از این تحقیق، شناسایی سبک های یادگیری زبان آموزان ایرانی در زبان های خارجی است که به کمک آن مؤلفین در پی یافتن رایج ترین سبک های یادگیری و دلایل گرایش زبان آموزان ایرانی به این سبک ها در یادگیری زبان های خارجی می باشند. مؤلفین پس از مطالعه نظری، به مطالعه عملی و میدانی نزد 60 نفر از زبان آموزان ایرانی زبان های خارجی (زبان فرانسه و انگلیسی) در رشته های مختلف و در سطح پیشرفته بین سن 20 تا 25 سال اقدام نموده اند. مطالعه میدانی از طریق پرسشنامه ای شامل 30 سؤال محقق شده است. سؤالات پرسشنامه دربرگیرنده 6 پارامتر متفاوت از سبک های یادگیری شامل یادگیری، از طریق خواندن، گوش دادن، نوشتن، صحبت کردن، نگاه کردن و اقدام به عمل می باشد . پس از جمع-آوری و تحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه، این نتیجه به دست آمد که در میان سبک های متفاوت یادگیری نزد زبان آموزان پیشرفته در زبان های خارجی، بیشترین گرایش به یادگیری از طریق صحبت کردن و کمترین گرایش به گوش دادن بوده است. در این پژوهش پس از ارائه نتایج مطالعه میدانی سبک های متفاوت یادگیری، دلایل گرایش به این سبک نیز بررسی شده اند.
هدف پژوهش حاضر مطالعه رابطه ی بین استفاده از راهکارهای شناختی و فراشناختی توسط آزمون شوندگان و عملکرد آنها در آزمون خواندن و درک مطلب بود. پژوهشگران از ابزارهای ذیل برای جمع آوری داده های خودکاوانه و پس کاوانه از شرکت کنندگان در پژوهش استفاده کردند: (1) آزمون جندگزینه ای خواندن و درک مطلب، (2) چک لیست حاوی راهکارهای خاص که باید بلافاصله پس از انتخاب هر گزینه مورد استفاده قرارمی گرفت، (3) چک لیست حاوی راهکارهای عامتر که باید بعد از اتمام آزمون مورد استفاده قرار می گرفت. نتایج نشان داد که آزمون شوندگان از راهکارهای منتهی به پاسخ درست و راهکارهای منتهی به پاسخ نادرست استفاده کرده اند. الگوی استفاده از راهکارها نشانگر گرایش آزمون شوندگان به استفاده بیشتر از راهکار ""بازگشت به متن خواندنی"" به عنوان راهکاری که به پاسخ درست منتهی می شود و راهکار ""حدس"" به عنوان راهکاری که به پاسخ نادرست منتهی می شود می باشد. نتایج همچنین نشان می دهند که عملکرد راهکارهای دوگانه فوق هنگام مقایسه در دو آزمون ساده و مشکل متفاوت است.