ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
۴۱.

Syntactic Structures and Rhetorical Functions of Electrical Engineering, Psychiatry, and Linguistics Research Article Titles in English and Persian: A Cross-linguistic and Cross-disciplinary Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۷ تعداد دانلود : ۷۷۹
A research article (RA) title is the first and foremost feature that attracts the reader's attention, the feature from which she/he may decide whether the whole article is worth reading. The present study attempted to investigate syntactic structures and rhetorical functions of RA titles written in English and Persian and published in journals in three disciplines of Electrical Engineering, Psychiatry, and Linguistics. To this end, 750 English and 750 Persian RAs were randomly selected from reputable English and Persian journals in these fields and syntactic structures of their titles were analyzed based on Dietz’s (1995) taxonomy. The results revealed that, despite some similarities, there were some cross-linguistic and cross-disciplinary differences in title structures. The differences were found in title components and title length and style. Generally, English titles were shorter in length than Persian ones. Psychiatry titles were the longest, whereas Linguistics ones were the shortest. Although the majority of titles were single-unit ones, English authors used multiple-unit titles more than Persian ones. Multiple-unit titles were also employed the most in Linguistics RAs. No significant difference was found regarding combinations of multiple-unit titles in the two languages; however, topic-description combinations were the most frequent in Electrical Engineering and Linguistics titles, whereas topic-method ones were the most popular in Psychiatry titles. Moreover, the post-modified nominal group construction was the most frequent syntactic structure across single-unit titles. Such findings can contribute to the developments of English for Specific Purposes and provide some information about Persian and English RA titles structures in different disciplines.
۴۲.

بررسی زمینه سازی نمود و صیغه فعل در گفتمان روایی کودکان فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۸ تعداد دانلود : ۸۳۸
زبان ها از ابزارهای زبانی مختلفی برای سازمان دهی جریان اطلاعات گفتمان استفاده می کنند. یکی از این ابزارها، زمینه سازی اطلاعات است که از طریق آن روایت گر اطلاعات اصلی و فرعی را در روایت مشخص می کند. اطلاعات اصلی که پایه روایت را تشکیل می دهند پیش زمینه، اما اطلاعات فرعی که وقایع حاشیه ای روایت را نشان می دهند، پس زمینه اند. چنین سازمان دهی باعث پیوستگی بیشتر میان پاره گفتارهای گفتمان و همچنین انتقال موثرتر اطلاعات می شود. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل چگونگی تحقق زمینه سازی در قالب پیش زمینه سازی و پس زمینه سازی در گفتمان روایی کودکان فارسی زبان براساس ابزار زبانی نمود (کامل/ناقص) و صیغه فعل (معلوم/مجهول) و همچنین تاثیر سن بر به کارگیری این ابزارها است. داده های پژوهش شامل روایت های گفتاری تولیدشده توسط کودکان 7، 9، 11 ساله و یک گروه کنترل بزرگسالان 30 ساله دختر بودند، که با استفاده از دو داستان تصویری (Hickmann, 2004) مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان داد رابطه معناداری بین میزان به کارگیری نمود کامل و ناقص و سن  کودکان مورد آزمون وجود داشت، به این ترتیب که با افزایش سن به کارگیری نمود کامل در پیش زمینه کاهش و به کارگیری نمود ناقص افزایش یافت. برعکس، در بزرگسالان به کارگیری نمود کامل در پیش زمینه افزایش اما نمود ناقص کاهش یافت. در پس زمینه نیز این رابطه به همین ترتیب مشاهده گردید. بعلاوه، به کارگیری صیغه معلوم فعل در روایت ها نسبت به به کارگیری صیغه مجهول فعل غالب تر بود و رابطه معناداری بین به کارگیری صیغه مجهول فعل در پیش زمینه و پس زمینه و سن آزمودنی ها مشاهده نگردید.
۴۳.

وجه پنهان معنا و زبان پنهان واژه هابررسی نقش یاری رسان دلالت های ضمنی در تبیین اغراض ثانوی گزاره های پرسشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۲۹
دلالت های صریح و ضمنی درکنار هم زمینه کلی تولید معنی را در متن فراهم می آورند. دراین میان، تمام تأثیرات غیرمستقیم معنایی، اعم از اغراض ثانویه، معانی ضمنی، حاشیه ای، نسبی، افزوده یا فرعی، ذهنی و جنبی دلالت ضمنی نامیده می شود. پرسش اصلی تحقیق حاضر عبارت از این است که نخست، توجه به گونه های تضمن در متن یا گزاره ادبی چه نقشی در تقویت و تشخیص بار معنایی دارد و دوم، اینکه این تضمن ها چه کمکی به تفکیک لایه ها و متشکله های معنایی متن می کند. الگوی پژوهش حاضر برپایه مبحث دلالت های ضمنی (زبان پنهان واژه ها) در شاخه معناشناسی زبانی، با الهام از الگوی معناشناختی لوئی یلمسلف ازیک سو و مبحث اغراض ثانوی گزاره ها، با تمرکز بر گزاره های پرسشی در علم معانی ازدیگرسو استوار است. نگارنده کوشیده است از مجموع این دو رویکرد، الگویی برای مطالعه وجه پنهان معنا یا تداعی های یک گزاره ارائه دهد که شامل چهار متشکله «معناشناختی، واژه شناختی، آواشناختی و نحوی» است. حاصل این پژوهش نشان می دهد که اولاً، نباید دلالت های ضمنی را با معانی حاصل از صورخیال متن یکسان پنداشت؛ زیرا دلالت های مزبور شامل تر از معانی تصویری متن و عموماً متوجه گزاره های غیرتصویری آن است. ثانیاً، به این واقعیت توجه می دهد که چگونه می توان از بررسی تضمن های متن برای شناخت تفاوت های سبکی و معنایی میان دو متن یا دو نویسنده بهره گرفت.
۴۴.

تشکیل افعال مرکب فارسی از منظر دستور شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴۵ تعداد دانلود : ۹۸۳
نحوة تشکیل فعل مرکب فارسی تاکنون کمتر مورد توجه زبان شناسان بوده است. هدف این مقاله قرار دادن اجزای فعل مرکب در بافت هایی زبانی است که تصورشان به مثابة عامل انگیزشِ تشکیل فعل مرکب، موجه به نظر می رسد. به عقیدة نگارندگان، افعال مرکب را می توان به طور مستقیم یا غیرمستقیم حاصل فرایند انضمام دانست. در اینجا مفهومی گسترده از انضمام مورد نظر است که آن را باXI   نشان می دهیم و در آن X شامل مقولات اسم، صفت و گروه حرف اضافه ای می شود. بر این اساس و با استفاده از برخی مفاهیم دستور شناختی می توان گفت فعل مرکب از بند کامل اولیه ای نشئت می گیرد که در فرایند عبور از مسیر ترکیب، یک عنصر فعلی و یک عنصر غیرفعلی از آن انتخاب و به هم منضم می شوند. در این مسیرِ فرضی، گاهی موضوع فعل حذف، و متمم یا وابستة آن که برجستگی شناختی بیشتری دارد، به فعل منضم می شود. در ادامة مقاله، فعل های مرکب ساخته شده با پرکاربرترین همکرد فارسی، یعنی «کردن» بررسی و نشان داده می شود که متناظر با معانی مختلف فعل «کردن» در مقام فعل سنگین، مانند «انجام دادن» و «ساختن»، مسیرهای مختلفی برای تشکیل دسته های مختلف فعل مرکب با این همکرد قابل ترسیم است. به علاوه، هر فعل مرکب طرحواره ای ساختی در اختیار گویشوران قرار می دهد که جوازبخش فعل های مرکب جدیدی با همان فعل سبک خواهد بود.
۴۵.

بررسی ساختار صرفی فعل فارسی در چارچوب نظریة کلمه و صیغگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳۹ تعداد دانلود : ۱۰۷۱
هدف از این تحقیق، توصیف ساختمان تصریفی فعل فارسی براساس نظریه صرفی کلمه و صیغگان است. تلاش ما برای روشن کردن این مسئله است که صیغگان یا الگوهای تصریفی فعل در زبان فارسی چه ماهیت یا سرشتی دارند و نقش های چندگانة الگوهای تصریفی، مانند شخص و شمار چگونه از یکدیگر تفکیک و به طور شفاف بیان می شوند. برای رسیدن به این هدف، برمبنای کتاب های دستور زبان فارسی، جملاتی را استخراج کردیم و ساختارهای موجود در فعل های این جملات را بررسی و تحلیل نمودیم. ساختارهای استخراج شده عبارت اند از: ساختارهای شخص و شمار، ساختارهای وصفی، ساختارهای جهتی، ساختارهای مصدری و ساختارهای وجهی. نتایج نشان دادند که  با استفاده از روش کلمه و صیغگان، تناظر یک به چند یا چند به یک مشخصه های تصریفی فعل در زبان فارسی قابل تبیین است. مدل کلمه و صیغگان به این دلیل که در آن، به واژه به عنوان یک کل نگریسته می شود، با روش هایی چون عنصر و ترتیب و یا عنصر و فرآیند فرق دارد؛ زیرا در این روش ها، کلمات پیچیده ساختواژی و معنایشان را عمدتاً به واسطه تقسیم آن ها به توالی از واحدهای مجزا بررسی می کنند. همچنین، روشن شد که صیغگان یا الگوهای تصریفی فعل در زبان فارسی ماهیت صرفی نحوی دارند و با قائل شدن به الگوی لایه ای برای فعل فارسی، نقش های چندگانة الگوهای تصریفی فعل فارسی از یکدیگر تفکیک می شوند. به این ترتیب، توجیه و تبیین ویژگی ها و مشخصه های فعل فارسی با استفاده از این مدل امکان پذیر می شود.
۴۶.

بررسی چندمعنایی در پسوند اشتقاقی «ین» با تکیه بر متون ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳۸ تعداد دانلود : ۱۱۹۴
واژة مشتق در دستورهای مبتنی بر نظریة ساختاری آن است که از یک تکواژ آزاد و دست کم یک وند ساخته شده باشد. بر اساس این نظریه، پایه واژة کلمات مشتق الزاماً فعلی نیست و می تواند اسمی و وصفی و... نیز باشد. همچنین، وند می تواند مقوله/نوع و معنای واژه را تغییر دهد و چندمعنایی پدید آورد. چندمعنایی یعنی یک واژه از چند معنی برخوردار باشد و می تواند در سطح تکواژ، واژه، گروه و جمله بررسی شود. انتقال معنا، هنرآفرینی و کاربرد ویژه از مهم ترین علل پیدایش چند معنایی اند. پسوند «ین» از پسوندهای زایا و فعال زبان فارسی است که با ساختن واژگان اشتقاقی، چندمعنایی پدید می آورد. نوع واژگان مشتق از پسوند «ین» غالباً صفت نسبی است و بنابراین، در جایگاه صفت می نشینند و معانی شان وابسته به همنشین، یعنی موصوف آنهاست. واژگان مذکور گاهی تحت تأثیر همنشینی معنایی، جانشین موصوف می شوند و تغییر مقوله، انتقال و افزایش معنایی را سبب می گردند. هنرآفرینی از دیگر کارکردهای واژگان اشتقاقی با پسوند «ین» برای انتقال معنا و عامل دیگر پیدایش چندمعنایی است که افزون بر کاربرد واژگان به شکل استعاری و مجازی، به صورت آرایه های استخدام، ایهام، تضاد و جناس نیز نمود پیدا می کند.
۴۷.

تحلیل نحوی «هم نقش ضمیر» با نگاه به ساختار فعل و نقش ضمایر متّصل در جمله های انفعالی احساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۷۶
جُستار حاضر در پی آن است تا به بررسی گروهی از کلمات بپردازد که در جمله، مرجع ضمیری مذکور (پیوسته یا گسسته) هستند و در صورت حذف ضمیر می توانند جایگزین آن شوند و نقش آن را برعهده گیرند؛ ازاین رو، ما این دسته واژه ها و گروه های اسمی را «هم نقشِ ضمیر» نامیده ایم. ضمایری که این گروه واژه ها مرجع آن ها هستند بعد از اسم، حرف اضافه و فعل به کارمی روند و غالباً در سه نقش مضافٌ الیهی، متمّمی و مفعولی ظاهر می شوند؛ با این توضیح که نقش مفعولی آن ها، به ویژه در سوم شخص مفرد، دارای تفاوت هایی با دو نقش دیگر است. به باور ما، همین تفاوت ها سبب شده است که برخی دستورنویسان آن را با یک کاربرد ویژه و امروزی در گویش فارسی تهرانی مقایسه کنند و به اشتباه آن را «ضمیر فاعلی» بنامند. همچنین، کوشیده ایم تا در این مقاله نشان دهیم که نقش دستوری ضمایر پیوسته در جمله های بیانگر حالت انفعالی و احساسی، چیزی جز مفعول، متمّم یا مضافٌ الیه نیست و نقش دستوری اسم یا ضمیر گسسته در ابتدای این جمله ها نیز «هم نقش ضمیر» است؛ امّا قراردادن اسم یا ضمیر گسسته به جای ضمایر پیوسته در این گونه جمله ها در اغلب موارد باعث «نادستورمندی» جمله می شود. در این مقاله همچنین نشان داده شده که نقش دستوری ضمایر پیوسته در جمله های بیانگر حالت انفعالی و احساسی، چیزی جز مفعول، متمّم یا مضافٌ الیه نیست و نقش دستوری اسم یا ضمیر گسسته در ابتدای این جمله ها نیز ""هم نقش ضمیر"" است؛ امّا قرار دادن اسم یا ضمیر گسسته به جای ضمایر پیوسته در این گونه جمله ها در اغلب موارد باعث « نادستوری شدن» جمله می گردد.
۴۸.

بررسی سلسله مراتب دسترسی نقش های نحوی در زبانهای آلمانی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۴ تعداد دانلود : ۱۲۹۱
هدف مقاله حاضر بررسی نقش های نحوی است که در زبان های مختلف برای ساخت بند موصولی در دسترس قرار دارند. این مقاله با استناد به پژوهش کینان و کامری، پس از ارائه نمونه هایی از زبان های مختلف، سعی در نشان دادن جایگاه زبان های آلمانی و فارسی در این سلسله مراتب دارد. در این پژوهش با مقایسه ای مختصر میان زبان های آلمانی و فارسی در بحث ساختِ بند موصولی، در پی پاسخ این پرسش هستیم که چه نقش های نحوی در زبان های آلمانی و فارسی برای ساخت بند موصولی در دسترس هستند و آیا میان این دو زبان در این زمینه تفاوت هایی وجود دارد؟ علاوه بر این، به ارتباط میان راهبردهای ساخت بند موصولی و سلسله مراتب دسترسی نقش های نحوی نیز خواهیم پرداخت. نتایج این تحقیق نشان می دهد که با وجود استفاده دو زبان از راهبردهای مختلف برای ساخت بند موصولی، هر دو زبان تا سخت ترین جایگاه های نحوی که مفعول اضافی قرار دارد، امکان ساخت بند موصولی را ممکن ساخته اند. زبان فارسی در این خصوص یک مرحله از زبان آلمانی پیشی گرفته و حتی ساخت مفعول مقایسه ای و ساخت های هم پایه را نیز در دسترس قرار داده است.
۵۰.

The Effect of Using Phonetic Websites on Iranian EFL Learners’ Word Level Pronunciation

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری آواشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی علوم مرتبط آموزش زبان دوم
تعداد بازدید : ۱۳۰۸ تعداد دانلود : ۹۳۵
Computer-assisted language learning (CALL) is reaching an up most position in the pedagogical field of English as a Second or Foreign Language (ESL/EFL). The present study was carried out to study the effect of using phonetic websites on Iranian EFL students’ pronunciation and knowledge of phonemic symbols. Participants of the study included 30 EFL female pre-intermediate students studying in Kish Language School in Tonekabon. A pretest and posttest of phonemic symbols and pronunciation was given before and after the treatment to both experimental and control groups. The results of statistical analysis revealed that the learners’ pronunciation developed better when they took part in web-based training course. On the other hand, the experimental group did not outperform the control group regarding the knowledge of phonemic symbols. This thesis concludes with some implications for teaching and directions for further research.
۵۱.

تحلیل عملکرد گونة روایت و شتاب منفی داستانی در زبان غنایی (مطالعة موردی: منظومة مهر و ماه جمالی دهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری کاربرد شناسی و تحلیل گفتمان
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی میان رشته ای ها
تعداد بازدید : ۱۲۴۸ تعداد دانلود : ۸۸۹
بررسی ساختاری آثار کلاسیک روایی، جایگاه مناسبی برای کشف روابط مؤلفه های داستانی با زبان است. پیرنگ کامل منظومة عاشقانة مهر و ماه (جمالی دهلوی، 1353) بستری مناسب برای نشان دادن این روابط فراهم می کند. در زبان غنایی منظومة مذکور کارکرد ادبی و عاطفی زبان بر سایر نقش های زبانی غالب است. هدف نگارنده در این جستار، جمع سه نظریة متمایز در حوزه ساختار داستان و کارکردهای زبان است که درنهایت، به الگویی کلی در این رابطه دوسویه منتهی می شود. هنگامی که راوی بر حضور خود در داستان تمرکز کند (+) کارکرد عاطفی زبان قوی تر می شود و زمانی که به توصیف کنش ها، کنشگران و سایر پدیده ها (+) می پردازد، کارکرد ادبی زبان خود را بیش از پیش نشان می دهد؛ زیرا در این ساحت همواره صنایع ادبی بیشتری به اقتضای شیوة داستان پردازی کهن در متن وارد می شود. توصیف های منظومه اعم از پدیده های طبیعی، ظاهر و سیرت قهرمانان داستان و حتی شرح جزئیات برخی از کنش های غنایی مانند شکار، شب زفاف، بزم و ... که شتاب روایت را کاهش می دهد دربردارنده ظهور کارکرد ادبی زبان غنایی است. شکوائیه های ذهنی، نجوای با خویشتن، مناظره های یک سویه با عناصر طبیعت و... به سبب بافت خاص زبانی که بیشتر با ادات ندا و تمنا همراه است با کارکرد عاطفی زبان غنایی رابطة مستقیم دارد. گفتمان عاطفی در بطن روایت شکل می گیرد و سازوکار کنش های داستانی را به کمترین حد می رساند. استفاده از الگوی طرحوارة عاطفی برای نشان دادن امیدواری شَوِشگر درعین ناامیدی و ایجاد اعتمادبه نفس برای وصال یار، از دیگر دستاوردهای این پژوهش است.
۵۲.

مصدر، اسم مصدر و حاصل مصدر از دیدگاه سرنمون رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۱۳
در دستورهای سنتی زبان فارسی در کنار مصدر، دو مقولة اسم مصدر و حاصل مصدر نیز مطرح شده اند. اختلاف نظرهای زیادی در مورد تعلق مصدر به فعل یا اسم در میان دستورنویسان و زبان شناسان وجود دارد. در مورد اسم مصدر و حاصل مصدر نیز دیدگاه های متفاوتی به چشم می خورد. در این مقاله این مقوله ها بر اساس سرنمون رده شناختی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. بر اساس رویکرد کرافت (2003) طبقة معنایی واژگان به تنهایی قادر به تعیین مقولة واژگانی کلمات به صورت بین زبانی نیست و علاوه بر آن نقش کنش گزاره ای نیز باید در نظر گرفته شود. در این تحقیق نشان داده می شود که مصدر از نظر داشتن کنش گزاره ای  ارجاع  مانند اسم است، اما از نظر طبقة معنایی به فعل شباهت دارد. اسم مصدر نیز از این نظر مانند مصدر است، اما ویژگی های اسمی بیشتری دارد. آنچه به عنوان حاصل مصدر در دستور سنتی مطرح است هیچ ارتباطی با طبقة معنایی مصدر و اسم مصدر یعنی کنش ندارد. نتیجة این پژوهش این است که در کنار سه مقولة واژگانی اسم، فعل و صفت مقوله های دیگری وجود دارد که از نظر طبقة معنایی و کنش گزاره ای ترکیبی از ویژگی های مربوط به این سه مقوله تلقی می شوند. این مقاله نشان می دهد که رویکرد سرنمون رده شناختی کرافت یک فضای مفهومی جهانی را به دست می دهد که بر همة زبان ها قابل اعمال است. با این وجود ترکیب های غیر سرنمون طبقة معنایی و کنش گزاره ای گاهی بیش از یک مقوله را در زبان های خاص در خود جای می دهند. نقشة معنایی مورد نظر کرافت قادر به تمایز مصدر و اسم مصدر در زبان فارسی نیست، زیرا این دو مقوله دارای مؤلفه های مشترکی هستند.  در چنین مواردی با استفاده از معیارهای صوری و نقشی می توان این مقوله ها را متمایز نمود. این تحقیق نشان می دهد که بزرگترین ضعف سرنمون رده شناختی کرافت این است که فضای مفهومی مقوله های واژگانی را به دو بخش یعنی نقاط بی نشان  و نقاط حاشیه ای تقسیم می کند و قادر نیست معیاری را برای درجه بندی میزان بی نشان بودن یا حاشیه ای بودن به دست دهد.
۵۳.

تحلیل گفتمان انتقادی شیوة نام گزینی و حضور/ عدم حضور ایران در مطالب نشریة آمریکایی تایم از دهة 1920(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری کاربرد شناسی و تحلیل گفتمان
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی میان رشته ای ها گفتمان انتقادی
تعداد بازدید : ۱۴۶۳ تعداد دانلود : ۸۲۵
شیوه نام دهی (تشخص بخشی/تشخص زدایی) و بازنمایی افراد و گروه ها در تحلیل گفتمان انتقادی، به ویژه رویکرد ون لیون حائز اهمیت در خور توجهی است. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، بررسی شیوه نام گزینی و بازنمایی کشور"" ایران""، به عنوان یکی از مهمترین نقش آفرینان منطقه حساس خاورمیانه و رقیب سیاسی و ایدئولوژیک ایالات متحده آمریکا در بیش از سه دهه اخیر در مجلهآمریکایی تایم می باشد. در این مقاله نحوه حضور/عدم حضور نام ایران و شیوه خطاب نام این کشور (ایران در برابر جمهوری اسلامی ایران) در پیکره مجله تایم در چارچوب الگوی جامعه شناختی-معنا شناختی ون لیون بررسی شده است. داده های پژوهش از بین محتوای مطالب منتشر شده در مجله تایم از دهه 1920 تا 2010 (بیش از 5000 هزار مطلب و خبر در مورد ایران) انتخاب و تحلیل شده است. نتایج به دست آمده نشان دهنده آن است که تعداد و همچنین شیوه بازنمایی ایران در مجله مذکور در دهه های مختلف با تفاوت های معنا داری رو به رو بوده است و در این بین نام دهی ایران با سیستم حکومتی آن کاملا جهت گیرانه و در راستای اهداف و اغراض گردانندگان و سیاست گذاران نشریه تایم بوده است، به گونه ای که در برابر بیش از 2500 بار ارجاع به نام ایران از سال 1980 به بعد فقط 8 مورد ارجاع به نام ""جمهوری اسلامی ایران"" عمدتا در بافت های منفی به همراه تشخص بخشی منفی همراه با توصیف گر هایی به شدت سوگیرانه وجود داشته است. نتایج این پژوهش علاوه بر یافته های نظری می تواند رهیافتی تازه در برداشت مخاطبان عام رسانه های مهم بین المللی نیز محسوب گردد.
۵۴.

تناوب های گذرایی در فارسی؛ تحقیقی براساس آراءِ بت لوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵۹ تعداد دانلود : ۸۹۱
به کاربردهای متفاوت یک فعل یا ساخت واحد از حیث ظرفیت آن فعل یا ساخت، تناوب اطلاق می شود. تناوب ها به سه شکل واژگانی و صرفی و نحوی در زبان ها ظاهر می شوند (Comrie 1992). کاربرد ناگذرای فعل «شکستن» (مانند: مداد شکست) در مقابل کابرد گذرای آن (مانند: علی مداد را شکست) مثالی از یک تناوب واژگانی است؛ کاربرد فعل غیرسببی (علی غذا را خورد) در مقابل ساخت سببی آن (من غذا را به علی خوراندم) مثالی از یک تناوب صرفی است؛ و کاربرد ساخت معلوم (مانند: علی غذا را خورد) در مقابل کاربرد مجهول آن (مانند: غذا خورده شد) مثالی از یک تناوب اشتقاقیِ نحوی است. چنانکه مشاهده می شود، در تمام این مثال ها، ظرفیت فعل یا ساخت به نحوی تغییر کرده است. ما در این مقاله صرفاً تناوب های واژگانیِ گذرایی در افعال فارسی را براساس آراءِ بت لوین (Levin 1993) معرفی می کنیم و متذکر تناوب های صرفی و نحوی و یا دیگر تناوب های بت لوین نمی شویم. به عبارت دیگر فقط آن دسته از تناوب های گذرایی را بررسی می کنیم که شکل یا صورت دو گونه تناوب یک فعل واحد هستند و هیچ فرایند اشتقاقی یا نحوی باعث افزوده شدن عنصری صرفی یا نحوی به فعل، یا کاسته شدن چنین عنصری از آن نشده است. این تناوب ها عبارت اند از انواع تناوب هایی که در آن ها متمم مستقیم فعل گذرا مساوی است با فاعل فعل ناگذرا، تناوب های با متمم مستقیم مستتر، تناوب های گرایشی، و تناوب های حذف حرف اضافه.
۵۵.

توصیف واجی وزن های عروضی شعر کلاسیک فارسی بر اساس نظریه آواشناسی عمومی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری آواشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی موسیقی شعر عروض سنتی
تعداد بازدید : ۱۷۵۱ تعداد دانلود : ۲۳۱۰
هدف از توصیف واجی وزن های عروضی شعر کلاسیک فارسی ۱. بهره مندی از چهارچوب نظری آواشناسی عمومی در توصیف وزن های عروضی؛ ٢. نشاندادن تفاوت های واجی شعر عروضی با زبان فارسی معیار و ٣. بررسی تغییرات واجها و الگوهای هجایی در شعر فارسی قبل و بعد از اعمال وزنهای عروضی بر برش هجایی آنها بوده است. بدینمنظور، تعدادی از ابیات اشعار عروضی بهطورتصادفی انتخاب شدند و برش هجایی آنها قبل و بعد از اعمال وزنهای عروضی نشان داده شد. درنهایت، بر اساس ساختمان الگوهای هجایی زبان فارسی، تفاوتهای بارزی در الگوهای هجایی وزنهای عروضی شعر فارسی مشاهده شد: ۱. تعداد کمیتهای عروضی از نظر نوع وزن از کمیتهای هجایی زبان فارسی معیار کمتر است. ۲. رفتار همخوانها و واکهها در اشعار عروضی با رفتار آنها در زبان فارسی معیار تفاوت چشمگیری دارد؛ همخوانها به تنهایی میتوانند معرف یک کمیت عروضی باشند و کشش هیچیک از واکههای زبان فارسی در بافت عروضی شعر ثابت نیست.
۵۶.

بررسی چینش متن التماس نامه های برگه های امتحانی: مطالعة گام ها و گامک ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۹ تعداد دانلود : ۷۳۹
با اینکه بررسی واحد متن در زبان و چینش متن و به تعبیری نحو متن، به ویژه ازجنبة ارتباطی، از اهمیت بسیاری برخوردار است، واحد متن درمقایسه با واحدهای جمله و کوچک تر از آن، کمتر بررسی شده است. در این جُستار کوشیدیم با مطالعة یکی از ژانرهای زبانی خاص، این موضوع را بررسی کنیم؛ بنابراین، یادداشت های دانش آموزان و دانشجویان کرمانشاهی در پایان برگه های امتحانی برای کسب نمرة بیشتر را که در اینجا «التماس نامه» می نامیم، به طور مقایسه ای بررسی کردیم. داده های پژوهش شامل یادداشت های 25 دانشجوی دانشگاه آزاد واحد کرمانشاه در پایان برگه های امتحانی و 25 یادداشت از دانش آموزان پسر سال های دوم و سوم دبیرستان شهر کرمانشاه در سال 1389 است. التماس نامه ها را براساس ساختارهای چینش گام ها و گامک ها بررسی کردیم. هدف از این بررسی، یافتن الگوهای مختلف چینش گام ها و گامک ها (گام های فرعی) طبق دیدگاه بایبر، کارنر و اٌپتون (2007) و ساسانی و یزدانی (1392) است؛ به سخن دیگر، اینکه هر التماس نامه دربرگیرندة چه گام هایی است و بیشترین و کمترین گام ها به چه گروهی تعلق دارند. نتایج نشان می دهند این یادداشت ها به طور کلی شامل چهار گام «تعارف آغازین»، «درخواست»، «دلیل» و «تعارف پایانی» هستند. به طور خلاصه، در هردو گروه یادداشت های دانش آموزان و دانشجویان، حداکثر چینش چهارگامی و حداقل دوگامی دیده می شود. با این حال، بسامد کاربرد گام ها در هر گروه متفاوت است؛ به گونه ای که در گروه دانش آموزان، گام «درخواست» بیشترین فراوانی و در گروه دانشجویان، گام «تعارف پایانی» کمترین فراوانی را دارد. در بررسی الگوی گام ها، چینش چهارگامی گسسته در هردو گروه از بقیة الگوها پرکاربردتر است و چینش دوگامی دربین الگوها کم کاربردترین به شمار می رود.
۵۷.

ساختار زمان در رمان چشم هایش از منظر معنی شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۲۴
چگونه زمانِ گریزان، ناملموس و پنهان را در روایت داستانی تجربه می کنیم؟ در این مقاله، از منظر معنی شناسی شناختی، شیوه مفهوم سازی زمان در قلمروی زبان شناسایی می گردد و پس از بازتعریف روایت از نگاه متمایز شناختی و آگاهی از نقش زمان در روایت داستانی، سازوکار عنصر زمان در رمان چشم هایش از بزرگ علوی مورد مطالعه قرار می گیرد. در بین جنبه های گوناگون زمان در روایت، در این اثر، ساختار زمان براساس رویدادهای داستان و نحوه پیوندخوردن این رویدادها در زنجیره زمان مورد توجه است. با اتکا به نظریه فضاهای ذهنی و گونه متأخر آن یعنی آمیختگی مفهومی به بررسی این دو مسأله در رمان یادشده می پردازیم. نتیجه به دست آمده از اعمال این دو نظریه معناشناختی بر روایت داستانی این است که فضاهای روایی در یک مسیر زمانی براساس سه عنصر زاویه دید، کانون و رویداد ساختارمی یابند و هر یک از این فضاها بر پایه اجزای درونی خود و با توجه به الگویی مفهومی به یکدیگر پیوند می خورند و زنجیره رویدادهای داستان را شکل می دهند. بدین سان، این مقاله درصدد تبیین نحوه ساخت و پیدایش معنا، در سطح گفتمان است.
۵۸.

ریشه شناسی واژه ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۷۶ تعداد دانلود : ۱۵۱۸
در این مقاله تلاش شده است تا با توجه به شواهد و مدارک، خاستگاه واژه ترجمه و چگونگی صورت و معنای آن تحقیق شود. پژوهش های انجام شده نشان می دهد که واژه ترجمان که ترجمه نیز از مشتقات آن است از دو منشأ وارد زبان عربی شده است، یکی از زبان سریانی به معنای تفسیر و تبیین سخن و دیگری از زبان فارسی به معنای زبانی را به زبان دیگر برگرداندن و هر دو معنا در آثار عربی شواهد بسیاری دارد. این کلمه در زبان عربی از اواخر دوره امویان، به ویژه در ابتدای دوره عباسیان، مصادف با آغاز عصر نهضت ترجمه، رایج شده است. در منابع، واژه ترجمان و ترجمه در معانی مختلفی به کار برده شده است که دو معنای آن اصلی و معانی دیگر در شمار معانی ثانوی آن هستند. در فارسی نیز در آثار قرن چهارم به بعد به معنای مترجم به کار برده شده است.
۵۹.

ساخت بیش ارتقاء در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۰ تعداد دانلود : ۷۹۵
در مقاله حاضر می کوشیم بدون خدشه وارد کردن به جهانی های اشاره شده در برنامه کمینگی و صرفاً با استفاده از پارامترهای زبانی ساخت ارتقایی را در زبان فارسی تبیین کنیم و نشان می دهیم در این زبان نیز همانند دیگر زبان های ضمیرانداز ثابت نوع خاصی از ساخت ارتقایی تحت عنوان بیش ارتقاء امکان پذیر است که به موجب آن گروه اسمی فاعلی حتی پس از مطابقه با هسته زمانی فای کامل در بند درونه می تواند به جایگاه موضوعی بند بالاتر ارتقاء یابد. البته در این نوع ساخت، برخلاف دیگر ساخت های ارتقایی غیر موضعی، تطابق فاعل ارتقاء یافته با هسته  زمانی بند بالاتر امکان پذیر نیست. در مقاله حاضر  به تبعیت از فرناندز و سلگویرو (2008 و 2011) نشان می دهیم در واقع به موجب پارامتر تأخیر در بازبینی حالت، ارتقای فاعل به فاعل در زبان فارسی بدون نقض شرط چاره نهایی صورت می گیرد. از سوی دیگر به نظر می رسد مجاز نبودن تطابق فاعل ارتقاء یافته با فعل بند پایه با عدم بازبینی چندباره مشخصه های فای گروه اسمی در این زبان مرتبط است که بازبینی مشخصه های فای هسته زمانی بند پایه با بند متممی را در پی خواهد داشت و بازنمون این امر بر روی فعل بند پایه به صورت تصریف پیش فرض سوم شخص مفرد خواهد بود. به این ترتیب با در نظر گرفتن پارامترهای مطرح شده سازگاری ساخت بیش ارتقاء با ضمیر اندازی زبان فارسی تبیین می شود.
۶۰.

نشانه معناشناسی زاویه های دید در داستان صلح براساس نظریة ژاک فونتنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری معنی شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد نشانه شناختی
تعداد بازدید : ۲۴۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۵۲
زاویة دید، یکی از عناصر اصلی داستان است که روش نویسنده یا گفته پرداز، در جهت مندی ارائه اطلاعات به گفته یاب است، منظور از جهت مندی، مسیر توجه و سیر نگاه به سوی کسی یا چیزی است و زمانی آن ارزشمند است که غایت و هدفی را در متن دنبال کند. در نشانه معناشناسی مکتب پاریس، مطابق با نظریة ژاک فونتنی، زاویه های دید به چهار گروه تقسیم می شود. هدف این پژوهش، بررسی انواعزاویه های دید در داستان «صلح» اثر مجید قیصری، بر اساس نظریه ژاک فونتنی است. مسأله اصلی آن پاسخ به این پرسش است که کاربرد هر یک از این زوایا برای ایجاد شناخت از شخصیت ها، زمان و مکان در گفته یاب چگونه است. این پژوهش با فیش برداری از کتاب ها، به روش توصیفی و تحلیل محتوا انجام شده است. بررسی ها نشان می دهد که گفته پرداز از هر چهار زاویه دید برای ایجاد شناخت بهره برده است، به گونه ای که انتخاب نوع زاویه دید با هدف گفته پرداز و تأثیری که گفتمان بر دریافت کننده متن (گفته یاب) دارد، مرتبط است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان