در این پژوهش، روابط معنایی درون زبانی اسامی در سه شبکة واژگانی فارس نت، یورونت و وردنت پرینستون را مقایسه کرده ایم. برای این منظور، ابتدا شبکة واژگانی و روابط موجود بین واحدهای سازندة آن و سپس روابط معنایی موجود بین دسته های هم معنای اسم در شبکة واژگانی را معرفی کردیم. در این پژوهش، می کوشیم به این سؤالات پاسخ دهیم که آیا تفاوتی ازلحاظ نوع و تعداد روابط بین این سه شبکة واژگانی وجود دارد و درصورت وجود تفاوت، علت آن چیست. پژوهش حاضر پژوهشی توصیفی-تطبیقی است و نتایج مقایسه نشان داد که با اینکه چند رابطة محدود استخوان بندی این سه شبکة واژگانی را شکل می دهند و بین این سه شبکه مشترک هستند، روابط دیگری وجود دارند که بر اطلاعات موجود بین دسته های هم معنا و درنتیجه بر قدرت و کارایی این ابزارها در پردازش زبان طبیعی می افزایند؛ هرچند بیش ازحد بودن آن ها خود به کاهش توانایی محاسباتی منجر می شود و به همین دلیل در فارس نت، تعداد روابط متعادل تر انتخاب شده است. یافته های این پژوهش در ساخت شبکه های واژگانی دیگر، ازجمله شبکه های واژگانی تخصصی، به کار می رود.
خاصیت ترکیب پذیرى کلمات از جمله موضوعاتى است که در علم نحو روسى به هنگام بر رسى نحوهء ترکیب کلمات با یکدیگر مورد مطالعه و بررسى قرار مى گیرد ویژگی ترکیب پذیرى کلمات را مى توان در دوسطح متفاوت زبان، یعنى در دو سطح معنا و دستور مشاهده نمود. زباشناسان روس خاصیت ترکیب پذیرى کلمات را در درون "گروه واژه هاى وابستگى " مورد مطالعه و بررسى قرار داده و بر این اساس در درون تمامی گروه واژه های وابستگى، کلمه اى را به عنوان "کلمهء اصلى " و کلمه دیگر را تحت عنوان "گسترش دهنده " مشخص مى نمایند. در گروه واژه هاى وابستگى، میان کلمات اصلى و گسترش دهنده ها نوعى رابطهء معنایى وجود داردکه "نسبت نحوى " نامیده مى شود زبانشناسان روس نسبت نحوی موجود میان کلمات در گروه واژه را به عنوان معناى کل گروه واژه در نظر مى گیرند و بر این اساس، گروه واژه ها را به چند نوع تقسیم بندى مى کنند. مقاله حاضر ماهیت و نحوهء عملکرد خاصیت ترکیب پذیرى کلمات در ساختار گروه واژه هاى روسى را مورد بررسی قرارمی دهد.
شعر معاصر عربی در جستجوی آفاق تازه در تلاش است تا صور موسیقیایی جدیدی برای بیان مفاهیم درونی و ذهنی انسان معاصر بیابد. موسیقی آوایی حاصل از لفظ و حروف در مقابل آهنگ بیت و سطر و موسیقی فکر (پژواک اندیشه) در مقابل آهنگ عروضی، و موسیقی تعبیری درونی در برابر آهنگ ترکیبی خارجی از جمله صور نوین موسیقی شعر عربی است و از مهم ترین ویژگی های آن این است که در آن لفظ به جای بیت- سطر- واحد موسیقیایی و هارمونیک است.
"در ادبیات معاصر، بازگشت به گذشته مضمونی ست که به توالی به آن بر می خوریم، مخصوصا در کتاب های نویسندگان زن که در آنها خوشبختی در زندگی روزمره و حال به ندرت به چشم می خورد. این مضمون مربوط به حسرت گذشته و زاده پیوستگی چهره ها و مکان های معرف گذشته، زمانی که هنوز آرزوها بر باد نرفته بودند، می شود.
در این مقاله، پیوستگی مضمون پدر و خانه کودکی - یا ساختمانی قدیمی که یادآور پدر و خوشبختی از دست رفته باشد - در سه نوشته زویا پیرزاد بررسی می شود. زندگی شخصیت اصلی این سه داستان، زنی ست با تجربه ای ناموفق از زندگی مشترک، غرق در فراموشی خود برای راحتی کسانی که او را نادیده می انگارند. هویت او بر مکان هایی که خاطرات پدر را زنده نگه می دارد و زمانی که پدر او را دوست می داشت و حمایت می کرد، حک شده است."
مقولة فعل مرکب در زبان فارسی در دهه های اخیر مورد توجه و توصیف بسیاری از دستورنویسان و زبان شناسان ایرانی و غیر ایرانی با رویکردهای مختلف و در حوزه های گوناگون نحو، ساخت واژه و به شکلی محدود در معنی شناسی قرار گرفته است. با این وجود، معنی این افعال بر مبنای معنی شناسی شناختی چندان مورد بررسی قرار نگرفته است. این مقاله با هدف بررسی چندمعناییِ فعل سبک «زدن» بر مبنای نظریة «معنی شناسی واژگانیِ شناختی» نگاشته شده است و در واقع به دنبال نشان دادن آن است که چندمعناییِ فعل سبک «زدن» بر مبنای بررسی فعل سنگین متناظر آن، پدیده ای نظام مند بوده و سازوکارهای شناختی نظیر مقوله بندی، استعارة مفهومی و طرح واره های تصویری در شکل گیری معانی مختلف این عنصر زبانی در قالب یک مقولة شعاعی نقش اساسی دارند. از یافته های ضمنی این مقاله نشان دادن تأثیر معنای فعل سبک بر باهمایی این افعال با عناصر پیش فعلی در ساخت افعال مرکب فارسی می باشد.
یکی از طبیعی ترین روش های گسترش و تقویت واژگان در اکثر زبان های مطالعه شده، روش ترکیب است. هدف این مقاله بررسی فرایند ترکیب در زبان راجی به عنوان یکی از ابزارهای مهم توسعه واژگانی، براساس طبقه بندی بیستو و اسکالیس است.زبان راجی به شاخه مرکزی از دسته زبان های شمال غربی تعلّق دارد که روزگاری دراز در یک قلمرو گسترده مرکزیّت داشته و امروزه نشانه های آن در بخشی از مرکز ایران همچون دلیجان، محلات و نراق دیده می شود. براساس این طبقه بندی، کلمات مرکب زبان راجی را در سه گروه همپایه ، توصیفی و تابعی و هر گروه را در دو دستة برون مرکز و درون مرکز و هر دسته درون مرکز را براساس راست هسته یا چپ هسته بودن تقسیم بندی می کنیم.
در بیشتر پژوهش های انجامشده درباره تکیه واژگانی در زبان فارسی، تغییر های آوایی ناشی از جا به جایی محل تکیه در محیط دارای تکیه زیر و بمی بررسی شده و به همین سبب، F0 مهم ترین هم بسته آوایی تکیه واژگانی در نظر گرفته شده است؛ در حالی که F0 هم بسته آوایی تکیه زیر و بمی است؛ نه تکیه واژگانی؛ بهعلاوه، در پژوهش های انجامشده، میزان اعتبار عوامل دیگر از جمله تغییر شدت انرژی و دیرش، به عنوان هم بستههای محتمل تکیه واژگانی آزموده نشده است. در این مقاله، هم بستههای آوایی تکیه واژگانی را در زبان فارسی، در دو بافت نوایی متفاوت بررسی کرده ایم: یکی بافت دارای تکیه زیر و بمی و دیگری بافت بدون تکیه زیر و بمی؛ بدین منظور، یک آزمایش تولیدی انجام دادیم و در آن، دیرش هجا، شدت انرژی کل، شدت انرژی بسامد های بیش از پانصد هرتز و بسامد سازهها (به عنوان هم بسته های کیفیت واکه)، واکههای تکیهبر و بدون تکیه در جفتواژههای تکیهای زبان فارسی و معادل بیمعنی آن ها را با یکدیگر مقایسه کرده ایم. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که تغییر بسامد سازهها و همچنین تغییر شدت انرژی طیف بسامدی، چه در همه نواحی بسامدی و چه در نواحی بسامدی میانی و بالا، تابعی از تغییر زیر و بمی است و به همین دلیل، این عوامل، هم بستههای تولیدی- صوتشناختی برای تکیه زیر و بمی به شمار می روند؛ نه تکیه واژگانی؛ در مقابل، دیرش هجا در هر دو بافت نوایی، هجا های تکیهبر را از هجا های بدون تکیه متمایز میکند و بدین ترتیب، این عامل، مستقل از تغییر در زیر و بمی، معتبر ترین نشانه تولیدی- صوتشناختی برای تکیه واژگانی فارسی به شمار می رود.