کتاب، سنت، اجماع و عقل، منابع فقه هستندکه فقها و اصولیین حجیت آنها را مسلم دانسته و بدون هیچ گونه اختلاف نظرى، احکام شرعى فرعى را با استناد به آنها استنباط می کنند. ولى در قرن یازدهم هجرى گروهى بنام اخباریین حجیت ظواهر قرآن را مشروط دانسته و حجیت اجماع و عقل را نپذیرفتند. اصولیین نظریه این گروه را مردود دانسته و با دلیل و برهان، حجیت چهار منبع یاد شده را ثابت می کنند. از طرفى، اصولیین در مقابل افرادى که ""سنت "" را اختصاص به سنت پیامبر (ص) مى دانند با تکیه بر ادله نقلى و عقلى ""سنت "" را تعمیم داده و شامل سنت نبوى و ائمه هر دو مى دانند.
غزالى در هشت قرن پیش، فقه را دانشى دنیوى خواند و اینک روشنفکران دینى، این رأى را براى توجیه قداست زدایى از شریعت و سلب جاودانگى از احکام شرعى و تنزّل فقه در اندازههاى دانش عرفى حقوق، به استخدام گرفتهاند.
در این نوشتار ضمن مراجعه مستند به آراء غزالى پیرامون دنیوى بودن دانش فقه، و تفاوت اندیشههاى او با قرائتى که روشنفکران دینى از دیدگاه وى ارائه دادهاند، نظریه دنیوى بودن علم فقه از نگاه غزالى و روشنفکران نقّادى شده است».
مبانی کلامی استنباط از قرآن به عنوان یکی از مباحث مبانی کلامی اجتهاد و منابع آن از اهمیت ویژهای برخوردار است.
سامان دادن منابع مطالعاتی و تعیین میزان اثرگذاری هر منبع در حوزه فقه بسیار با اهمیت است. گرایشهای فقهی فقیهان سنت محوری است توجه به استفاده از روش های دیگری مانند بهرهگیری از قرآن، دریچههای جدیدی را به سمت مطالعات فقهی و چشم اندازهای استنباطی می گشاید. در این نوشتار - بیشتر به لحاظ طرح بحث - مبانی کلامی استنباط از قرآن در دو محور بهره گیری کلامی نسبت به قرآن و تعیین شیوه های دریافت مبانی کلامی قرآن، مورد بررسی قرار گرفته است.