مسلمانان ادّعا مى کنند که مفاهیم اخلاقى قرآن، براى همه زمانها و همه مکانها و تمام جوامع، مفید است، در حالى که قرآن در زمان و بافتى خاصّ نازل شده است.
نگارنده براى پیوند میان این دو گزاره، ارزش هاى اخلاقى را به دو گونه ـ اخلاق توصیفى و اخلاق عرفى ـ تقسیم مى کند. وى کلمات اخلاقىِ ارزیابى کننده را «فرا زبان اخلاق» مى نامد. نویسنده به عنوان نمونه، کلمه «عمل صالح» را بررسى مى کند و جاودانگىِ آن را نشان مى دهد.
درخت صورت مثالی و نماد تطور و نو شدگی است.رشد مداوم نباتات نشانه تجدید حیات ادواری و یادآور اسطوره بازگشت جاودانه به اصلی واحد است.از این رو قرآن کریم به عنوان کلام الهی یگانه یزدان و الهام بخش اندیشمندان و هنرمندان،بارها و بارها از واژه درخت و انواع مختلف آن مانند طوبی،خرما، زیتون،انار،انجیر و…نام برده است.همچنین واژه«شجر»که در قرآن به معنای درخت به کار رفته،حاوی مفاهیم و جایگاه های متنوع و شگفت انگیزی است. کلمه شجر در مجموع 27مرتبه در آیات قرآن به کار رفته،کلمات و عبارات دیگری نیز درباره درخت مورد استفاده قرار گرفته اند که هر یک بیان کننده یکی از صفات و ویژگی های آن می باشند.این مقاله با هدف بررسی جایگاه درخت در قرآن، مفاهیم و تعابیر مختلف آن و همچنین بررسی موارد استفاده آن در قرآن کریم تنظیم شده است.لذا در ابتدا به اشاراتی که در سوره های قرآن به کلمه«درخت»و مشتقات آن شده است،پرداخته می شود.سپس تعابیر و موارد استفاده مختلف این واژه مورد بررسی قرار می گیرد.در نهایت چنین نتیجه می شود که نه تنها وجود درختان درادیان باستانی ملل مختلف از اهمیت والایی برخوردار بوده،بلکه در دین اسلام نیز جایگاه مهمی داشته است،به نحوی که تجلی قدسی آن به گونه های متنوع در آیه های قرآن کریم به دیده می آید.
چکیده: شناخت و روش شناخت اجتماعی، از موضوعات مهم و اساسی در حوزة علوم اجتماعی است که در دوره های مختلف تاریخی از گذشته تاکنون رویکردهای مختلفی دربارة آن وجود داشته است. یکی از دسته بندی های روش شناختی، تقسیم روش به روش شناسی بنیادین و روش شناسی کاربردی است که انواع مختلف روش شناخت اجتماعی را می توان در ذیل آن قرار داد. در این گونه شناسی، روش شناسی بنیادین، که به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی ناظر بوده و به صورت بنیادین روش شناسی اجتماعی را مد نظر قرار می دهد، مبنای بحث در این مقاله واقع می شود. در علوم اجتماعی با سه روش بنیادین اثباتی، تفهمی و رئالیسم انتقادی سروکار داریم. هر یک از این روش ها از مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی خاصی بهره گرفته، با یکدیگر در تقابلند. قرآن نیز به علت برخورداری از مبادی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی ویژة خویش از یک روش بنیادین «رئالیسم توحیدی» بهره می گیرد. ویژگی های خاص اندیشة قرآن، روش شناسی قرآنی را از مکاتب روش شناختی مدرن متمایز می سازد. قرآن هستی را دارای دو بعد مادی و معنوی دانسته، آن را یک پارچه و با محوریت خداوند حکیم معرفی می کند. همچنین سرنوشت انسان و کمال نهایی وی را در میزان قرب الهی می داند.
قرآن به همة ابزارهای حسی، عقلی و وحیانی مرجعیت می بخشد؛ اما مرجعیت آنها را در چارچوب مبانی خویش می پذیرد. همه چیز در اندیشة قرآن، به خداوند ارتباط پیدا می کند. قرآن از همة رویکردهای تبیینی و توصیفی، خرد و کلان، تجربی، تفهمی و انتقادی برخوردار می شود؛ اما آنها را در چارچوب توحید و مبتنی بر یک عقبة الهیاتی بازتعریف می کند. این، ویژگی ممتاز روش شناسی قرآن است که روش های سکولار از آن بهره ای نمی برند و به علت چنین فقر معرفتی، با تکیه بر یک ابزار، سایر ابزارها را نفی می کنند. همچنین روش شناسی قرآن، به علت بهره گیری از ابزار وحی، قابلیت های افزون تری را نسبت به روش های مدرن دارد؛ از جمله، امکان فهم و درک عمیق تر واقعیت اجتماعی و دست یابی به ضرورت ها و باید و نبایدهای اجتماعی بیشتری در آن.
در قرآن کریم فرازهایی از سرگذشت و عملکرد اقوام پیشین بیان شده است که مهمترین آنها، داستان موسی و بنیاسرائیل است. این داستان حاوی آموزههای تربیتی عدیدهای است و نکات ارزشمندی در زمینه تربیت دارد. یکی از مباحث مهم در امر تربیت، روشهای تربیت است. از این رو شناخت جایگاه هر روش، سهم بسزایی در موفقیت مربی دارد و بدون چنین شناختی، نیل به نتایج مورد نظر با مشکلات فراوان و چالشهای جدی روبرو خواهد شد.
در این نوشتار برخی از روشهای تربیت بر اساس داستان موسی و قوم بنیاسرائیل در قرآن مورد بحث قرار گرفته است.
درباره این بانوی قرآنی تاکنون مقالات زیادی نوشته شده است ولکن در این مقاله کوتاه ما نگاهی گذرا به زندگی علمی و فعالیت های قرآنی ایشان داریم که از او چهره ای ماندگار بر جای گذاشته و سپس در خاتمه به معرفی آثار قرآنی خانم صفارزاده پرداخته ایم. زنده یادخانم دکترطاهره صفارزاده ازخادمین قرآن کریم که عمری را در راه تعلیم و تعلم سپری نمود.