در دوره دوم مشروطه که از فتح تهران در جمادی الثانی سال 1327هـ.ق آغاز شد و با اولتیماتوم روسیه در محرم 1330.ق به پایان محتوم خود رسید، ایران شاهد یکی از بحث انگیزترین ادوار تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود بود. در این دوره به طور مشخص از نظر فکری جریان های گوناگون و جالب توجهی شکل گرفت که هر کدام تلاش می کردند بر اساس باورهای خود، آنچه را از مشروطه استنباط می کردند به جامعه انتقال دهند. شیخ حسین یزدی یکی از برجسته ترین این اشخاص بود که مقام و موقعیت نظری او در بحث مشروطه و نسبت دین با این اندیشه و نظام سیاسی هنوز روشن نیست. این مقاله به بررسی مقولات یاد شده از دیدگاه وی می پردازد.
این مقاله به بررسی یکی از وجوه ناکامی فرایند دموکراسی سازی (تحول به دموکراسی یا دموکراتیک شدن) به مثابه هویت سیاسی برون زا در کشورهای توسعه نیافته می پردازد. با توجه ویژه به این مساله که در سال های اخیر با ظهور عرصه های گوناگون جهانی شدن، حکومت های اقتدارگرا از سوی شمال – به خصوص ایالات متحده – تحت فشار قرار گرفته اند. تامل نظری در این خصوص برای این دانش پژوه ایرانی از اهمیت مضاعفی برخوردار است. مدعای مقاله حاضر آن است که این «الگوی تجویزی» به رغم کامیابی در برخی از عرصه ها، در عرصه های بسیاری ناکام مانده و در عمل، منجر به واکنشی هویتی و بروز وضعیتی سیاسی شده است که می توان آن را «شبه دموکراسی» نامید.
مقاله پس از مروری مختصر بر تاریخچه شکل گیری مطالعات توسعه محلی به دیدگاه های مربوط به انواع مشارکت های جمعی در زمینه های مختلف کشاورزی، دامداری، آب و سایر ابعاد اقتصادی و اجتماعی در روستاها و عشایر ایران پرداخته است. سپس نقش این گونه همیاری ها در توسعه مبتنی بر اجتماع محلی، به عنوان یک دیدگاه نظری غالب در مطالعات توسعه بررسی شده است. تاریخچه و ویژگی های فرهنگی و اجتماعی عشایر عرب در حوزه مطالعاتی قسمت بعدی مقاله را تشکیل می دهد: در ادامه عمده ترین عناصر فرهنگی موثر بر انواع همیاری ها و مشارکت های محلی، به منظور شناخت پتانسیل ها و استعدادهای بالقوه منطقه، در بستر تاریخی، مورد بررسی قرار گرفته است و سیر این نوع تعاملات و همیاری ها در زمان حال مطالعه و شعاع و دامنه اعتماد به عنوان بعد ذهنی و شناختی و مشارکت به عنوان بعد عینی، در سطوح مختلف ساختار ایلی و عشایری بررسی شده است و کارآمدترین نوع و سطح از مشارکت و توان بالقوه آن، که هم اکنون نیز موجود است، بر اساس داده های پژوهش مشخص گردیده است. عمده ترین دستاورد این پژوهش این است که در سطح واحد اجتماعی و عشایری، «بیت» در حال حاضر کارکردی موثر بر انواع تشکل های اقتصادی در منطقه برعهده دارد و پتانسیل فرهنگی بیت، علاوه بر به کارگیری در زمینه مدل توسعه مبتنی بر اجتماع محلی، باید در جهت افزایش دامنه شعاع فرابیتی، نیز مورد بررسی و توجه قرار گیرد.
مقاله حاضر پیرامون این سوال اساسی سامان یافته است که چه تعاملی بین تجربه های آنلاین و غیرآنلاین فراغتی در سبک های مختلف فراغتی جوانان وجود دارد و چه عواملی در شکل گیری این تعاملات دخیلند؟ داده های لازم برای بررسی موضوع مطالعه از طریق مصاحبه عمیق با 32 کاربر 18 تا 28 ساله تهرانی گردآوری شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد که فراغت آنلاین در همه سبک های فراغتی، تداوم تجربه های فراغت غیرآنلاین است. در سبک فراغتی گذار، کاربرد اینترنت از طریق ایجاد رفتارهای فراغتی جدید مانند چت کردن موجب افزایش زمان فراغت و ارتقای کیفی تجربه های فراغتی شده است. در سبک فراغتی دانش محور، کاربرد فراغتی اینترنت بدون تاثیر بر زمان فراغت، جایگزین رفتارهای فراغتی فرهنگی شده است و در سبک فراغتی طبقه محور کاربرد فراغتی اینترنت فاقد هرگونه تاثیری بر زمان و تجربه های فراغتی است.
"مقاله حاضر گزارشى از جشن هاى نوروزى ایرانیان مهاجر در بریتانیا است که به طرح ""دیدگاه نظرى"" تازه اى براى فهم نوروز در دنیاى مدرن مى پردازد. در بخش نخست مقاله، این دیدگاه نظرى، بررسى و تشریح گردیده است. در بخش هاى دیگر، متناسب با دیدگاه ارایه شده، به بررسى گستره جهانى نوروز در دو دوره باستان و معاصر پرداخته شده است. بعد از آن گزارشى از جشن هاى نوروزى در بریتانیا ارایه مى کنیم. دو بخش پایانى، به تحلیل کارکردهاى نوروز و رابطه آن با دنیاى مدرن، جهانى شدن و مهاجرت اختصاص دارد. این مقاله تلاش دارد تا تحولات آیین نوروز در جهان امروز را توصیف و تحلیل نماید. این تحلیل بر مبناى مشاهدات و مطالعه میدانى نگارنده از چگونگى برگزارى آیین نوروز در بین جمعى از مهاجران ایرانى در لندن است. در عین حال سعى شده است تا با استناد به داده هاى دیگر و همچنین تجربه زیسته ام از چگونگى برگزارى نوروز در ایران، وضعیت کلى تحول نوروز در ایران را توضیح دهم. این بررسى نشان مى دهد که نوروز دیگر بر مبناى فلسقه و تلقى اسطوره اى و تاریخى آن وجود ندارد بلکه این آیین مطابق نیازها و تحول شرایط اقتصادى و اجتماعى عصر حاضر دگرگون شده است و با ارزش ها و مولفه مدرن مانند عقلانى شدن، مصرف گرایى، جهانى شدن، رسانه اى شدن و فرایندهاى دیگر جهان امروز سازگار شده است.
"
مقاله حاضر به تبیین مولفه ها و ویژگی های اساسی «هویت مدنی» و بازخوانی و فهم قوانین اساسی ایران در پرتو این مولفه ها می پردازد. براین اساس، هویت مدنی نوعی شناسه فرض می شود که افراد و گروه ها را در چارچوب روابط متقارن و انجمنی در «جامعه مدنی» باز می شناساند. در این صورت، ویژگی های هویت مدنی را می توان در پنج مولفه: عمومی بودن، منفعت پایگی، سازمان یافتگی، تاسیسی – ارادی بودن و غیردولتی بودن خلاصه کرد. برمبنای این تلقی و به منظور تطبیق قوانین اساسی ایران با مولفه های مذکور، نویسنده، سه دسته حقوق و مسوولیت های فردی، گروهی و سیاسی را از یکدیگر تمیز داده و به تفصیل آنها را در متن قوانین اساسی مشروطه و جمهوری اسلامی شرح داده است تا شرایط امکان پذیری هویت مدنی در متون مذکور بازنمایی شوند.