The purpose of this research was to study the peer-review process for articles in Iran's accredited scientific journals. The study considered the types of refereeing currently practised, the decision-making methods and criteria for acceptance of articles, the major decision makers, and the current norms in the peer-review process. The method used was a survey, and the data-collecting tool was a questionnaire. The statistical population of this research included 245 scientific journals. The results of the study show that, currently, the predominant type of refereeing for articles submitted to these journals is ‘double blind’ and the prevailing method of informing authors about the results of manuscript evaluation is ‘commenting on the manuscript after refereeing it and after consideration in an editorial board meeting.’ The findings also indicate that two criteria—‘Originality and creativity of the research’ and ‘Being within the journal's scope’—play the most important role in article acceptance. Of the five main parties cooperating in the peer-review process for these journals, the editorial board plays the most fundamental role.
فهم دشمنان انقلاب اسلامی از رابطه حوزه های علمیه و حکومت دینی، موجب شکل گیری جریانی برای سکولارسازی حوزه های علمیه شد. پس از هشدار آیت الله خامنه ای و مطالبه انقلابی ماندن حوزه های علمیه، اصطلاحات «حوزه انقلابی» و «طلبه انقلابی» بیش از پیش مطرح شد. از مهم ترین شاخصه های طلبه انقلابی، حضور فعال در عرصه های اجتماعی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون، به واکاوی مطالبات و توقعات اجتماعی آیت الله خامنه ای از طلاب می پردازد و ضمن استخراج مضامین و ترسیم و تحلیل شبکه مضامین، ابعاد نقش اجتماعی طلبه انقلابی را در منظومه فکری آیت الله خامنه ای در سه بُعد سیاسی، فرهنگی و خدمات اجتماعی بررسی کرده است. بر اساس نتایج به دست آمده، مهم ترین مطالبات اجتماعی آیت الله خامنه ای از طلبه انقلابی؛ نگرش صحیح از رابطه اسلام و سیاست، داشتن آگاهی سیاسی و قدرت تحلیل، پاسداری از آرمان ها و دستاوردهای انقلاب، داشتن روحیه مبارزاتی، فهم صحیح از جایگاه تبلیغ داشتن، علم به دین و اوضاع جامعه، توجه به تهذیب نفس و مسائل اخلاقی و فهم صحیح از جایگاه تبلیغ داشتن است.
پرداختن به مسأله عاملیت و ساختار یکی از مسائل بنیادین و اساسی است که تأثیر به سزایی بر رویکردهای سیاسی، فرهنگی، اخلاقی و تربیتی فرد و جامعه خواهد داشت. پرداختن به این مسأله نیازمند شناخت صحیح از جهان هستی و انسان است. نظریه های عاملیت گرایانه و ساختارگرایانه با غفلت از لایه های پنهان وجود انسان و جهان هستی و نیز عدم توجه به ارتباط و پیچیدگی این لایه ها با یکدیگر به دنبال نظریه اجتماعی خود بوده اند. آیت الله خامنه ای با تکیه بر آموزه های اسلام مبتنی بر ابعاد مختلف جهان و انسان در تلاش است که رابطه دو سویه بین عاملیت و ساختار را با تکیه بیشتر بر اندیشه و اراده انسان نشان دهد. در اینجا ساختارها اگرچه دارای اصالت و حقیقت هستند؛ اما به دلیل آنکه برساخت انسان اند و از نوع اعتبار و انتخاب او حاصل می شوند، هیچ گاه نمی توانند آزادی و اراده اش را به طور کامل از او سلب کنند. امروزه با ورود هوش مصنوعی در زوایای مختلف زندگی بشر و مطرح شدن مسأله «تسلط ماشین بر انسان»، پرداختن به مسأله عاملیت و ساختار دوباره رنگ و بوی جدیدی به خود گرفته است که نیازمند بحث های فلسفی، در کنار لحاظ مسائل عینی و خارجی مرتبط با آن هستیم.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت های نظریه حکمرانی شبکه ای در تحقق شأن قرارگاهی شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام شده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان مهم ترین قرارگاه فرهنگی و دانشی جمهوری اسلامی ایران، نقش کلیدی در سیاست گذاری و ساماندهی مسائل فرهنگی و دانشی ایفا می کند. با این وجود، ناکارآمدی مدل های حکمرانی سنتی مانند مدل حکمرانی سلسله مراتبی، ضرورت بازنگری در روش های حکمرانی و الگوی عملکرد این نهاد را نمایان می سازد. حکمرانی شبکه ای به عنوان رویکردی نوین در مدیریت، بر تعامل و همکاری میان بازیگران مختلف تأکید دارد و می تواند پاسخی به نیازهای پیچیده و چندبعدی حوزه فرهنگ و دانش کشور باشد. این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل کیفی و بررسی اسناد مرتبط در زمینه نظریه حکمرانی شبکه ای، شورای عالی انقلاب فرهنگی و الگوی عملکرد قرارگاهی، به شناسایی قابلیت های حکمرانی شبکه ای در بهبود نقش قرارگاهی شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که حکمرانی شبکه ای با فراهم کردن امکان هم افزایی و تعامل میان دستگاه های فرهنگی و دانشی و همچنین کنشگران مردمی این عرصه ها، افزایش سرعت عمل در سیاست گذاری و ارتقای هماهنگی میان نهادها، ظرفیت های بی بدیلی در حل چالش های فرهنگی و دانشی کشور ایجاد می کند. همچنین این رویکرد می تواند با تقویت اعتماد متقابل میان بازیگران، زمینه ساز افزایش مشارکت عمومی و بهره وری در نظام فرهنگی و دانشی کشور شود. نتایج این مطالعه می تواند راهنمایی برای طراحی مدل های کارآمد حکمرانی فرهنگی باشد و به بهبود عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی در دستیابی به اهداف عالیه خود کمک کند.
مقاله حاضر با هدف تحلیل چگونگی نفرت پراکنی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی در فضای مجازی و بر مبنای چارچوب نظری راهبرد اصلی جریان نفرت پراکنی که «تضعیف مؤلفه های قدرت و دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی» می باشد، به بررسی موضوع پرداخته و بر اساس این راهبرد محوری، تکنیک های چندگانه عملیات روانی در شبکه های اجتماعی مانند دروغ، برجسته سازی، برچسب زنی، تحریک هیجانات و عواطف، القاء غیرمستقیم، پاره حقیقت گویی و اهریمن سازی را در جریان رسانه ای نفرت پراکنی استخراج نموده است.
راهبردهای چندگانه ی جریان نفرت پراکنی در فضای مجازی، تولید محتوای جذاب و شبکه ای را در دستور کار جریان قرار داده و از قالب مخاطب پسند و جذاب طنز در القای مفاهیم و اهداف خود بهره برداری مؤثر داشته که در این تحقیق به تکنیک های عملیات روانی به کار برده شده در قالب طنز و هجو پرداخته شده است. جامعه آماری این تحقیق، صفحه سینا ولی الله در اینستاگرام است که در قالب مونولوگ های طنزآمیز، مطالب خود را پست می کند. نمونه هایی از پست های صفحه مذکور در بازه زمانی 15 ماه، از زمان انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری ایران تا پایان فصل سوم برنامه «چندشنبه با سینا» - که پست ها تقطیع مونولوگ های اجراشده در این برنامه می باشد. به روش تحلیل مضمون و استخراج تکنیک های عملیات روانی، راهبردهای سینا ولی الله در این کار نمایشی، استخراج گردیده است. مواجهه با جریان نفرت پراکنی، نیازمند تعیین راهبردهای مقابله است که در پایان بر مبنای راهبردهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه ای جریان نفرت پراکنی در فضای مجازی، راهبردهای تدافعی و تهاجمی و راهبردهای فنی و رسانه ای در مقابله ی تکنیکی با این جریان رسانه ای، مطرح شده است.
رابطه زوجین را می توان چالش برانگیزترین، صمیمی ترین و هیجان انگیزترین رابطه ای دانست که افراد به آن قدم می گذارند. نیاز به برقراری رابطه پایدار، صمیمی، توأم با عشق و محبت از مهم ترین اهداف ازدواج هر زن و مرد است. در شریعت اسلامی، ازدواج و آغاز روابط عاطفی و صمیمانه زوجین با تعیین مهریه و روشن شدن شکل پرداخت آن مشروعیت می یابد و زوجین نسبت به یکدیگر متعهد و مسئولیت مند می شوند. این تعهد زناشویی به دلبستگی زوجین و استحکام خانواده و ارتقای کیفیت زندگی آنان منجر می شود. این پژوهش درصدد آن است پیش فرض های مذکور را با استفاده از ابزارهای پژوهش از جمله مقیاس های: تعارضات زناشویی، تعهد زناشویی و صمیمیت و مشارکت عاطفی در جامعه آماری شامل زوجین شهرستان کرج موردبررسی قرار دهد. دلالت های این پژوهش می تواند در سیاست گذاری های مهریه در ایران مؤثر باشد. از این رو مسأله اصلی این تحقیق آن است که چنانچه زوجین مهریه را به صورت نقدی در بدو زندگی پرداخت و دریافت کرده باشند، با شرایطی که این مهریه نسیه بوده و پرداخت نشده و یا بخشی از آن پرداخت شده است، از لحاظ میزان رضایت و تعهد زناشویی و صمیمیت و مشارکت عاطفی میان آنان چه تفاوتی را شاهد خواهیم بود؟ این پژوهش از نوع کمی و روش آن توصیفی و از نوع علّی مقایسه ای است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که میزان تعهد زناشویی در خانواده های با وضعیت عدم پرداخت مهریه به طور معنی داری بیشتر از خانواده های با وضعیت پرداخت مهریه بوده است. همچنین، میزان تعهد به همسر و احساس تعهد در خانواده های با وضعیت عدم پرداخت مهریه به طور معنی داری بیشتر از خانواده های با وضعیت پرداخت مهریه بوده است.
دولت ها برای حل مسائل اجتماعی، منابع عمومی را برای تأمین منافع عمومی هزینه می کنند. اگر معنایی که سیاست گذار از منفعت عمومی در ضمن سیاست خود برداشت کرده است با معنایی که مخاطبان سیاست از عملکرد سیاست گذار در سیاستش برداشت کرده اند، هم تراز نباشد، آن سیاست، نمی تواند از موفقیت لازم برخوردار شود. مدیر رسانه، با مطالعه یک طرح یا یک سیاست، می تواند نقش واسط خود را بین سیاست گذار و عموم مردم ایفا کند. منفعت عمومی، آرمانی است که با گفت وگوی عمومی در مورد یک مسأله خاص، شکل گرفته است. در این فرآیند، ارزش های اجتماعی حداکثرسازی می شوند. البته این امر به آن معنا نیست که ارزش های اجتماعی، ماهیتی برساختی دارند؛ بلکه حداکثرسازی آن ها، متوقف بر تعامل و ارتباطِ افراد است. در این پژوهش برای اینکه بتوان مطالعه دقیق و عمیقی داشت، طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی، به عنوان مورد مطالعه، انتخاب شد. برای تحقیق، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. نسخه های مختلف طرح صیانت، نظرات برخی از عموم کاربران فضای مجازی، کارشناسان و فعالان فضای مجازی، با روش نمونه گیری نظری، انتخاب و مطالعه شدند. در نتیجه مطالعه، پنج «ائتلاف معنایی»، شناسایی شد. هر ائتلاف، یک معنا را از مداخله سیاست گذار برداشت کردند. «اینترنت پاک»، «اینترنت منضبط»، «اینترنت مردمی»، «زندان اینترنت» و «مرگ اینترنت»، پنج معنایی بودند که در این ائتلاف ها برداشت شد. تفاوت این معانی، نشان دهنده فاصله ارتباطی زیادی است که بین ائتلاف های مختلف شکل گرفته است.