فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۳٬۳۳۷ مورد.
ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش سازه ی دلبستگی مکانی در میان شهروندان شهر تبریز (پژوهشی در حوزه ی جامعه شناسی شهری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دلبستگی مکانی از مفاهیم چندبعدی و بین رشته ای است که توجه جامعه شناسان شهری را به خود جلب کرده است. دلبستگی به مکان، ارتباطی نمادین با مکان است که با دادن معانی عاطفی و حسی مشترک فرهنگی، توسط افراد به مکان خاص یا یک سرزمین شکل می گیرد. شهر یکی از مکانهای مهمی است که می تواند مورد دلبستگی شهروندان قرار گیرد و این دلبستگی نتایج اجتماعی بسیاری در پی دارد. هدف این مقاله، ساخت و اعتباریابی مقیاس دلبستگی به شهر محل سکونت است. روش پژوهش پیمایش است و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. جامعه ی آماری این پژوهش، شهروندان 15 تا 75 ساله شهر تبریز هستند. حجم نمونه 420 نفر و روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای است. اعتبار محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر چند تن از استادان جامعه شناسی تأیید گردیده و سپس با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی، اعتبار سازه ای این مقیاس چهارعاملی با 38 گویه بررسی شد که از عامل اول (وابستگی کالبدی) 6 گویه، از عامل دوم (وابستگی اجتماعی) 4 گویه، از عامل سوم، (هویت کالبدی) 5 گویه و از عامل چهارم، (هویت اجتماعی) 5 گویه در مقیاس ساخته شده باقی ماندند. در ادامه ی بررسی اعتبار سازه ای، فرضیه ی رابطه میان سابقه ی سکونت و دلبستگی مکانی براساس ادبیات پژوهش ساخته آزمون گردید که معنادار بود. پایایی این پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ و به روش حذف گویه مطالعه شد که آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های چهارگانه و مقیاس دلبستگی مکانی دارای مقادیر قابل قبولی بود. در نهایت، مدل چهارعاملی متغیر پنهان دلبستگی مکانی توسط تحلیل عاملی تأییدی بررسی گردید که از برازندگی مناسبی برخوردار بود؛ بنابراین، مقیاس ساخته شده ی دلبستگی مکانی، ابزاری مناسب برای اندازه گیری این مفهوم در متن شهری ایران تشخیص داده شد.
بنیان های فکری الگوی مصرف و آموزش وپرورش
حوزههای تخصصی:
دین و جامعه در تعامل
تأثیر سرمایه ی فرهنگی و اجتماعی بر مشارکت شهروندان در تفکیک و جمع-آوری زباله های خانگی(نمونه مورد مطالعه شهروندان شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازدیاد جمعیت و پیشرفت تکنولوژی و تغییر الگوی مصرف، تولید زباله ی حاصل از فعالیتهای بشر را افزایش داده است. تولید این مواد اثرات نامطلوبی بر محیط زیست دارد. مسلماً تفکیک زباله ها می تواند از ضررهای زیست محیطی و بهداشتی آن بکاهد، به همین دلیل پژوهش حاضر ضمن سنجش میزان مشارکت خانوارهای شهر ارومیه در تفکیک و جمع آوری زباله های خانگی، به تأثیر سرمایه فرهنگی و اجتماعی بر آن پرداخته است. روش این پژوهش، پیمایشی و اطلاعات آن از طریق پرسشنامه محقق ساخته گرداوری شده است. جامعه ی آماری، شامل خانوارهای ساکن شهر ارومیه است که از بین آنها، 612 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، اطلاعات لازم توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد بین سرمایه ی اجتماعی در مجموع و ابعاد آن (احساس تعلق اجتماعی، انسجام اجتماعی، اعتماد نهادی) با میزان مشارکت در تفکیک و جمع آوری زباله های خانگی در سطح اطمینان 99 % (r=0/401) و سرمایه ی فرهنگی در مجموع و ابعاد آن (بعد ذهنی و عینی) با میزان مشارکت در تفکیک و جمع آوری زباله های خانگی در سطح اطمینان 99% (r=0/334) رابطه معنادار وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد در مجموع، ابعاد احساس تعلق اجتماعی و اعتماد نهادی و انسجام اجتماعی سرمایه ی اجتماعی و ابعاد ذهنی و عینی سرمایه ی فرهنگی توان پیش بینی میزان مشارکت در تفکیک و جمع آوری زباله های خانگی را داشتند. این متغیرها 9/23 درصد از واریانس متغیر میزان مشارکت در تفکیک و جمع آوری زباله های خانگی را تبیین نمودند.
صنعت و خرد مدرن
حوزههای تخصصی:
تأثیر فرهنگ بر حقوق دینی با توجه به واقعیت های تقنینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نگاه اول فرهنگ متعلق به بینش، گرایش و رفتار مردم یک جامعه بوده و در مقابل حقوق متعلق به بایدها و نبایدهایی است که در حکومت دینی از دین گرفته می شود. مقاله حاضر با بیان تأثیر فرهنگ بر حقوق در پی نشان دادن حضور فرهنگ حتی در حقوق دینی است. تأثیر فرهنگ بر حقوق را می توان از زوایای مختلفی بررسی کرد. در بررسی اول با توجه به پیوست حقوق به دین، رابطه فرهنگ با دین بحث می شود. سه رویکرد «سنتی»، «ترجمه فرهنگی دین» و «اجتهادی» در مورد قلمرو دین مطرح شده است. ترجمه فرهنگی، دین را از فرهنگ جدا کرده و به فرهنگ اصالت می دهد، رویکرد سنتی، فرهنگ را تحت نظر دین آورده و هر فرهنگ مستقل از دین را نفی می کند و در نهایت رویکرد اجتهادی، نظر بینابین و متعادل در تعامل فرهنگ و دین برگزیده که دلایل ترجیح این رویکرد بیان می شود.
بررسی دوم به منشأ انتزاع حقوق پرداخته و با توضیح نظریه اعتباریات علامه، از تأثیر فرهنگ بر وضع حقوق گفته می شود.
و در نهایت بررسی سوم مقاله، به تأثیر فرهنگ در اجرایی و عملیاتی شدن حقوق توجه کرده و از مباحث انتزاعی و مبنایی فاصله می گیرد. بر این اساس کنار گذاشتن فرهنگ موجب بیهودگی و ناکارآمدی حقوق خواهد شد. موضوع تعزیرات در فقه و نقش حاکم در مصلحت سنجی آن مهم ترین اماره برای نشان دادن تأثیر فرهنگ بر حقوق دینی است؛ چراکه مهم ترین تضمین برای اطمینان حاکم شرع برای عملیاتی شدن تعزیرات، همراهی فرهنگی جامعه مخاطب است.
جبهه ، نمای نزدیک مردان رها شده از خاک ، برداشتی از روایت سینمایی ابراهیم حاتمی کیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ ها از جمله رویدادهای هویت سوز و در عین حال هویت سازند و جنگ تحمیلی هشت ساله علیه کشورمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. از سوی دیگر هویت نیز محصول این همانی شناخت از سوی خویش و دیگری است و می تواند به این همانی یا انطباق تصاویر ذهنی تحویل شود. در این چارچوب، تصاویر هنری از جمله تصاویر سینمایی امکان ها و محمل هایی برای بازنمایی، و روایت رویدادها و مفاهیم به مثابه منابع و مولفه های هویت ساز به شمار می روند و می توانند به خودیابی جوامع کمک کنند. ژانر سینمای جنگ در جامعه ما نیز عمدتا در پی روایت و بازپرداخت جنگ تحمیلی به منزله رویدادی هویتساز است و می کوشد تا آن را به پاسخ پرسش از کیستی ما وارد نماید. بر این اساس مقاله حاضر به تحلیل روایت سینمایی ابراهیم حاتمی کیا از جنگ تحمیلی به مثابه روایتی عرفانی و معنوی پرداخته و سعی دارد تا نمادها و چارچوب های زمانی و مکانی آن را در برداشتی که با چارچوب های هویتی انقلاب اسلامی ملازم است بازخوانی کند.
تأملی درباره هنر غارها
حوزههای تخصصی:
نمایش نامه نویسان ایرانی و تحولات اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با مقایسه یافته های دو تحقیق در مورد نمایش نامه های ایرانی در دو دوره متفاوت نشان داده شده است که چگونه شرایط اجتماعی بر روی سبک و مضمون نمایش نامه های نوشته شده در هر دوره تاثیر گذاشته و آن ها را تغییر داده است. این تحقیق در حوزه نظری جامعه شناسی هنر نوشته شده است و چهارچوب نظری آن، رویکرد بازتاب است. روش به کار رفته در هر دو تحقیق، ترکیبی از پیمایش و مطالعه اسنادی بوده است که در این مقاله یافته های آن ها با هم مقایسه شده است. این مقایسه نشان داد که در رابطه میان سبک و مضمون غالب نمایش نامه ها با طبقه هنرمندان و شرایط سیاسی-اجتماعی حاکم در دو دوره، تغییرات اساسی رخ داده است، به این ترتیب که سبک و مضمون نمایش نامه های نوشته شده در سال 1369 تابعی بوده است از ویژگی های طبقاتی هنرمند و نیز ویژگی های سیاسی اجتماعی زمان. نمایش نامه نویسان متعلق به طبقه پایین بیشتر با مضامین غیراجتماعی و سبک های غیررئالیستی کار می کردند و برعکس نویسندگان متعلق به طبقه بالا بیشتر با مضامین اجتماعی و سبک های رئالیستی کار می کردند. همچنین سبک و مضمون آثار نوشته شده در این دوره با شرایط سیاسی اجتماعی حاکم بر آن، که به چهار زیردوره تقسیم شده، هماهنگ بوده است. از طرف دیگر یافته های تحقیق سال 1389 چنین رابطه ای را نشان نمی دهد. برعکس، تحقیق دوم نشان داد که نوعی یک دستی در میان نمایش نامه نویسان از هر نظر شکل گرفته است به طوری که توزیع نسبت سبک های رئالیستی و غیررئالیستی و مضامین اجتماعی کلان و مضامین اجتماعی خرد در آثار این نویسندگان، صرف نظر از طبقه اجتماعی آن ها و دوره های مختلف سیاسی جامعه، تقریبا یکسان است. دلایل این یک دستی که با دوره اول مطالعه تفاوت اساسی دارد، در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است. .
ﺑﺮرﺳی ارتباط اﺣﺴﺎس ﻋﺪاﻟﺖ ﺳیﺎﺳی با نوع دینداری و سوگیری ایدئولوژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﺮرﺳی ﻣیﺰان اﺣﺴﺎس ﻋﺪاﻟﺖ ﺳیﺎﺳی و ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ آن در ﻣیﺎن دانشجویان یا ﻧﺴﻞ ﺳﻮم اﻧﻘﻼب ﺑﻪ اﻧﺠﺎم رﺳیﺪه اﺳﺖ. در ایﻦ راﺳﺘﺎ، مهم ترین ﻧﻈﺮیﺎت ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳی ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻋﺪاﻟﺖ ﺳیﺎﺳی اجمالاً ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳی ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و در ﻧﻬﺎیﺖ ﻋﺪاﻟﺖ ﺳیﺎﺳی ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮیة ﺑﺮاﺑﺮی ﺳیﺎﺳی کُﻠﻤﻦ ﺗﻌﺮیﻒ و ﺷﺎﺧﺺﺳﺎزی ﮔﺮدیﺪ. ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﻟﻬﺎم از ﻣﺒﺎﺣﺚ روانﺷﻨﺎﺳی - اﺟﺘﻤﺎﻋی، اﺣﺴﺎس ﻋﺪاﻟﺖ ﺳیﺎﺳی ﺟﺰیی از ﻧﮕﺮش ﺳیﺎﺳی ﻓﺮد ﺗﻠﻘی ﮔﺮدیﺪ و در اداﻣﻪ، ﻣﺘﻐیﺮﻫﺎی ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺗﺤﻘیﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﻨﺎد ﺑﻪ ﻧﻈﺮیﺎت ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬیﺮی ﺳیﺎﺳی اﺳﺘﺨﺮاج و ﻓﺮﺿیﺎت ﺗﺤﻘیﻖ اراﺋﻪ ﮔﺮدیﺪ. ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﻪ روش ﭘیﻤﺎیﺶ و ﺑﺎ ﻧﻤﻮﻧﻪای 370 ﻧﻔﺮی از داﻧﺸﺠﻮیﺎن داﻧﺸﮕﺎه یﺰد ﺑﻪ روش ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔیﺮی ﺧﻮﺷﻪ ای ﭼﻨﺪﻣﺮﺣﻠﻪ ای ﺑﻪ اﻧﺠﺎم رﺳیﺪه اﺳﺖ.یﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎی ایﻦ ﺗﺤﻘیﻖ ﺣﺎکی از آن اﺳﺖ کﻪ 93 درصد از پاسخگویان احساس عدالت سیاسی متوسط رو به پایین را تجربه می کنند. نوع دینداری فرد با ضریب رگرسیون استاندارد 476/0 بیشترین تأثیر را بر احساس عدالت سیاسی داشته است. همچنین تأثیر ﻣﺘﻐیﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ سوگیری ایدئولوژیک بر احساس عدالت سیاسی با ضریب 25/0 معنادار شناخته شد. در مجموع، ﻣﺘﻐیﺮهای ﻣﺴﺘﻘﻞ تحقیق توانستند حدود 39 درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی احساس عدالت سیاسی را تبیین کنند.
تصحیف غرب زدگی در جستجوی هویت ملی تألیف: محمد علی بقایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"معرفی نویسنده: محمد بقایی که نام قلمش ”ماکان“ است. در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران تحصیل کرده و از دانشگاه ”نوا“ ایالات متحده، دیپلم عالی زبان انگلیسی گرفته است. وی در دهه چهل با انتشار مقالات تحقیقی در زمینه های ادبی و فلسفی، در عرصه مطبوعات شناخته شد.
بقایی بیش از 50 جلد کتاب در موضوعات گوناگون از جمله ادبیات فارسی، فلسفه، تاریخ و الهیات به رشته تحریر درآورده است. وی 24 جلد کتاب در خصوص پیام ها و فلسفه علامه اقبال لاهوری دارد که یکی از تازه ترین آنها ”میکده لاهور“ در سال 2003 به چاپ رسیده است.
این نویسنده صدها مقاله در خصوص ابعاد مختلف فلسفه اقبال در روزنامه ها و مجلات به چاپ رسانده و در همایش های بین المللی بسیاری در خصوص این نامدار فلسفه (اقبال) شرکت داشته است. همچنین در همایش بین المللی اقبال که توسط فرهنگستان اقبال، در سال 2003، در لاهور برگزار شد، لوح طلایی افتخار جمهوری پاکستان را کسب کرد.
بقایی شخصیت آشنای محافل فرهنگی پاکستان از ”ژنرال مشرف“ رییس جمهور پاکستان، نشان درجه اول فرهنگی دولت پاکستان را تحت عنوان ”تمغه امتیاز“ دریافت داشته است.
معرفی کتاب: کتاب تصحیف غرب زدگی در سال 1385، توسط انتشارات نامک با شمارگان 2750 نسخه در تهران منتشر شد. نویسنده در دو بخش مجزای کتاب، به تفصیل در خصوص نوروز و آیین های آن و نیز غرب و غرب اندیشی، تعلقات ملی و دغدغه های ذهنی، نظام های آرمانی، تفکر و اندیشه های اقبال لاهوری مطالبی آورده است."