اقناع غایت هر ارتباط، اعم از انسانی یا رسانه ای است. دستگاه های عظیم رسانه ای گرفته و هزینه های بسیار صرف میشود و در پایان نتیجه نهایی با میزان اثر گذاری بر برخی مخاطبان سنجیده میشود و آن گاه که این فرآیند در حد اعلی تحقق می پذیرد، گفته می شود، اقناع صورت یافته است.
تحقیق حاضر با تاکید بر عنصر رابطه ای به مطالعه انزوای اجتماعی می پردازد و علل و پیامدهای آن را مورد بررسی قرار می دهد. این تحقیق از نوع پیمایشی است که طی آن با 734 نفر از شهروندان تهران و کرمان بین سنین 20 تا70 سال مصاحبه شده است. حجم نمونه به ترتیب برای دو شهر مذکور معادل 530 و 204 نفر می باشد. برای تحلیل داده ها از مدل سازی خطی سلسله مراتبی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که متغیرهای سطح توسعه اقتصادی ـ اجتماعی منطقه و ثبات ساکنان در سطح ساختی و اعتماد، امنیت و تعدد گره ها و هویت ها در سطح فردی اثرات موثر و معنی داری بر روابط اجتماعی دارند. همچنین سطح روابط اجتماعی به نوبه خود تاثیر مؤثر و کاهنده ای بر احساس تنهایی و احساس عجز نشان می دهند.
"در ایران، حوادث و بلایای طبیعی بیش از سایر ملل دنیا موجب تاخیر در روند توسعه بوده است. اما در ادبیات اجتماعی و نظریه پردازی تحولات اجتماعی کشور، توجه بسیار کمی به آنها شده و جایگاه حاشیه ای داشته اند. ادبیات نظری موجود در این حوزه اساسا متاثر از رویکردهای علوم پزشکی، مهندسی و مورفولوژی بوده است. یکی از عوامل مهم قابل بررسی در این زمینه، مطالعه نقش و جایگاه مردم است. در این مقاله که مبتنی بر یافته های طرحی پژوهشی در سال 1382 میان 650 خانوار تهرانی است، بر نقش مشارکت مردم در امداد حوادث و عوامل موثر بر آن تاکید شده است.
بر حسب تحلیل نهایی ارتباط میان عوامل می توان گفت، میزان مشارکت امدادی تابع سطح دانش و آگاهی افراد نسبت به حوادث و توصیه های ایمنی ارایه شده از سوی نهادها و سازمانهای رسمی مربوط، باور به وجود پیامدهای مثبت مترتب بر تجربه مشارکت و کمک مستقیم در حوادث گذشته، میزان همدلی و مسوولیت پذیری جمعی، احساس بی قدرتی و ناتوانی فرد در برابر نظم عالم و حوادث ناشی از آن بوده است.
این مقاله ضمن بررسی جایگاه مشارکت مردمی در مطالعات و نظریه های مربوط به حوادث، تبیینی از وضعیت موضوع مورد مطالعه در ایران ارایه می دهد.
"
مطالعه و پژوهش راجع به فرهنگ و جنبه های مختلف آن همواره مورد توجه علاقهه مندان و صاحب نظران جامعه شناسی بوده است . مهاجرت از نقطه ای به نقطه ی دیگر اثرات گوناگونی به بار می آورد . این تاثیر هم بر مهاجران و هم بر گروه ها و ساختارهای اجتماعی که این مهاجران درون آن جا به جا می شوند بازتاب هایی را به همراه دارد . از لحاظ تاریخی پرمعناترین نتیجه ی مهاجرت اشاعه فرهنگ بوده است . در اثر مهاجرت میان مردمانی که از لحاظ جغرافیایی دور از یکدیگر بوده اند . تماس برقرار می شود ....
"در این مقاله کوشش شده است تا به بحث در باب مردسالاری و بهداشت باروری پرداخته شود. در این خصوص نخست ضمن معرفی کارپایه یا چارچوب مفهومی بحث، دو مفهوم بهداشت باروری و مردسالاری مطرح و سپس چارچوب های نظری فمینیسم مرور شده اند. در این رابطه از دیدگاه فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم رادیکال، فمینیسم سوسیالیستی، فمینیسم لیبرال و فمینیسم سیاه پوستان یاد شده و به نحوی گذرا تحولات جنبش رهایی زنان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. آن گاه پژوهش انجام شده در 5 روستای 5 استان کشور مورد بحث قرار گرفته است و ضمن معرفی، فن گفت و شنود متمرکز گروهی و ویژگی های آن به نحوه انتخاب 171 زن و 123 مرد در گروه های سنی مختلف اشاره شده است. تصریح و تأکید شده که یافته های تحقیق فقط در خصوص شرکت کنندگان در تحقیق موضوعیت داشته و حتی به روستاهای محل تحقیق نیز تعمیم پذیر نیست. در پایان مهم ترین یافته های تحقیق مرور شده تا نشان داده شود که مرد سالاری چگونه و با چه شرایطی بر بهداشت باروری زنان اثر می گذارد. در خلال معرفی تحقیق بر این نکته تاکید روا گردیده است که زندگی اجتماعی دارای پیچیدگی های خاص خود است. از این رو پذیرش رابطه ساده بین متغیرها که معمولا مورد پذیرش عموم است، همواره از طرف متغیرهای دیگر مشروط و یا از شدت آن رابطه کاسته می شود. از این روی به هنگام نتیجه گیری از تحقیقات باید احتیاط لازم به عمل آید و از ساده کردن دنیای پیچیده زندگی اجتماعی جدا پرهیز شود. پژوهش انجام شده به روشنی مشخص می کند که شرایط بهداشتی، از جمله بهداشت باروری زنان حتی در روستاهای دور افتاده بهبود یافته است. البته هنوز راه درازی باقی است.
"
"شروع تحولات فرهنگی - اجتماعی در طی دهه های اخیر در ایران، نشان از تغییر اساسی در ساختار نظام ارزشی جامعه دارد. شناسایی این وضعیت در مناطق مختلف کشور بر حسب سطوح ارزش های متفاوت هدف اساسی این مقاله می باشد.
در این راستا با در نظر گرفتن 10 استان کشور در قالب پنج منطقه فرهنگی - اجتماعی سعی شده است که وضعیت ابعاد ارزشی جامعه (ارزش های دینی، خانوادگی، سیاسی، اجتماعی، جنسیتی و جهانی) در این مناطق مورد مطالعه قرار گیرد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که این تحولات به ترتیب از ارزش های دینی، سیاسی، جنسیتی و جهانی شروع می شود و به تدریج ارزش های اجتماعی و خانوادگی را تحت تاثیر قرار می دهد به گونه ای که در مجموع می توان بیان داشت در منطقه «یک» وضعیت هنجارها در قالب مدرن شدن یا سنتی ماندن و نیز جدا شدن از بافت نظام ارزشی سنتی نوعی آنومی هنجاری را پدید آورده است. در مناطق «سه» و «چهار» هنجارها و ارزش های اجتماعی جهت گیری مشخص ندارند و این امر افراد را با «ابهام هنجاری» مواجه کرده است. در مناطق«دو» و«پنج» تا حدودی هنجارها و ارزش های اجتماعی نوعی «نظام هنجاری» سنتی و پایداری را نشان می دهند."