درک و شناخت بهتر میزان توسعه یافتگی شهرستان های کشور نسبت به یکدیگر نه تنها باعث توجه خاص از نظر اقتصادی به آنها می شود، بلکه موجب شناخت نقاط ضعف و قوت، توان ها و کمبودهای آنها و در نهایت موجب توفیق برنامه ریزی ناحیه ای و منطقه ای می گردد و این حاصل نمی شود مگر با شناخت دقیق تر ناحیه با استفاده از شاخص های مناسب و ارایه اطلاعات و آمارهای بسیار دقیق و در نتیجه ارایه راهبردهای مناسب جهت نیل به اهداف.
راه های گوناگونی برای تجزیه و تحلیل نواحی مختلف وجود دارد که میتوان از آنها در برنامه ریزی ناحیه ای به اشکال مختلف استفاده نمود. در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش طولی و عرضی ایزارد روند تحولات شاخصهای توسعه شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری نسبت به یکدیگر و به کل استان در یک دهه آماری (75- 65) با در نظرگرفتن 24 شاخص که از شاخص های مهم میزان توسعه هر ناحیه محسوب می شود، مورد بررسی قرار گیرند. (سرشماری عمومی نفوس و مسکن، استان و شهرستان 75 و 1365).
با مقایسه ای که بین 24 شاخص درسطح شهرستان ها صورت گرفته است بیش از نیمی از شاخص ها هنوز از جایگاه مناسبی از نظر رشد و توسعه هم در سطح شهرستان و هم در سطح استان برخوردار نیستند و به طورکلی بیان نگر عقب ماندگی زیربناها یا شاخص های انسانی توسعه و رشد دراین استان نسبت به کل کشور می باشد، همچنین با استفاده از زوایای بدست آمده در کل نمودارهای بعضی شهرستان ها (فارسان) هنوز از کل استان و شهرستانهای دیگر از بعد رشد فاکتورها عقب مانده محسوب شده اند
"گسترش رفتارهای بزهکارانه نظیر مصرف داروهای مخدر، مشروبات الکلی، رفتارهای نامشروع جنسی، خرابکاری و فرار از خانه و مدرسه در بین جوانان مناطق حاشیه نشین کلان شهرها همواره مورد توجه جامعه شناسان بوده است. جامعه شناسان شهری نظیر پارک (1967) ساویج و وارد (1993) و جامعه شناسان انحرافات نظیر لاوسون و هیتون (1999) و رید (2000) تمایل جوانان حاشیه نشین به رفتار بزهکارانه را از منظر بی سازمانی اجتماعی مورد توجه قرار داده اند. لوییس (1998) حاشیه نشینی را با «فرهنگ فقر» همراه دانسته و ویژگی های خاص روانی، فرهنگی واجتماعی کسانی که فرهنگ فقر را تجربه می کنند را با «بزهکاری جوانان» مرتبط می داند.
در این مطالعه از «روش پیمایشی» استفاده شده که با شیوه «خودگزارشی» اطلاعات مورد نیاز در مورد ویژگی های جمعیت شناختی، اقتصادی و اجتماعی پاسخگویان، مولفه های فرهنگ فقر و گرایش جوانان به رفتار بزهکارانه را جمع آوری نموده است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر شاخص های فرهنگ فقر بر گرایش جوانان به رفتار بزهکارانه انجام گرفته است. جامعه مورد مطالعه جوانان منطقه حاشیه نشین ده پیاله شهر شیراز می باشد. انتخاب برخی از حوزه های سکونتگاهی جنوب شهر شیراز که به لحاظ وضعیت اقتصادی مشابه جامعه مورد مطالعه می باشد به عنوان «گروه مقایسه» به منظور آزمون رابطه فرهنگ فقر با بزهکاری جوانان بوده است. یافته های حاصل از «تحلیل پراکنش دوسویه» بیانگر رابطه معنی داری حدود 99 درصد بین حاشیه نشینی و مولفه های فرهنگ فقر نظیر عدم تمایل به پس انداز، احساس سرشکستگی و میل به انزوا و کمبود حمایت خانواده را با گرایش به رفتار بزهکارانه و تعامل بین حاشیه نشینی و مولفه های فرهنگ فقر در رابطه با رفتار بزهکارانه جوانان می باشد"
این مقاله می کوشد تا به بررسی جرایم اینترنتی از دیدگاهی جرم شناسانه بپردازد. سپس، به اقدامات انجام شده برای مبارزه با چنین جرایمی در سطح جهان اشاره می کند و نارسایی ها و چالش های حقوقی، اخلاقی و اجتماعی مبارزه با چنین جرایمی را بر می شمارد.
این مقاله به بررسی تاثیر دینداری بر رفتارهای جمع گرایانه در موقعیت های دوراهی اجتماعی می پردازد. یکی از عوامل موثر بر رفتار افراد در موقعیت های دوراهی اجتماعی، دینداری است، که در این مقاله با استفاده از منظر انتخاب عقلانی، تلاش شده تا تاثیر دینداری بر رفتارهای جمع گرایانه افراد بررسی شود. دو متغیر مستقل تحقیق، «دینداری»، «رفتار همیارانه مبتنی بر دین» بود. نتایج تحقیق نشان داد که رابطه دینداری با رفتارهای همیارانه در موقعیت های دوراهی اجتماعی، و نیز رابطه رفتارهای همیارانه مبتنی بر دین با رفتارهای همیارانه در موقعیت های دوراهی اجتماعی معنی دار است، و افزایش میزان دینداری باعث افزایش میزان رفتارهای همیارانه در دوراهی های اجتماعی می شود.
در این مقاله در ابتدا با تاسی به اندیشه های الکسی دو توکویل ویژگی های بنیادی جامعه مدرن (که میل به برابری خواهی است) توضیح داده می شود. یکی از پیامدهای روند و میل به برابری، شکل گیری «قدرت اجتماعی» است. سپس نشان داده می شود که در جامعه جدید این «قدرت اجتماعی» با اشکال گوناگون (چون بی حسی شهروندان، جباریت عقیده عمومی و نظرات کارشناسان) خود را بر افراد جامعه تحمیل می کند. ظریف اینکه توکویل برخلاف استاد محبوبش مونتسکیو راه های متداول کنترل قدرت را (مثل قدرت دادگستری؛ روزنامه ها؛ فعالیت محافل فرهنگی، هنری و ادبی؛ و انتقادات روشنفکران) کافی نمی داند و داروی شفابخش بیماری استبداد جمعی را در فرد اخلاقی و ایمان مذهبی جست و جو می کند. در پایان مقاله، نگارنده با تکیه بر پنج دلیل نشان می دهد چرا بصیرت های جامعه شناسانه توکویل برای فهم و مهار آسیب های «قدرت اجتماعی» در جامعه ایران سودمند است.
"جنگ به عنوان پدیده ای اجتماعی، همواره در جوامع انسانی وجود داشته است. جنگ ایران و عراق به عنوان یکی از طولانی ترین و خونین ترین جنگ ها - پس از جنگ جهانی دوم - در تاریخ دویست ساله ایران از آن جهت مهم است که توانست روندی را که از اول حکومت قاجاریه مبنی بر از دست دادن بخش هایی از اراضی ایران و نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بیگانه در کشور آغاز شده بود، را پایان دهد.
در حماسه هشت سال دفاع مقدس، رهبر سیاسی، با اتخاذ استراتژی دفاع مردمی و با اتکا به ارزش های دینی و تکیه بر قدرت ملی و مذهبی، بدون چشم داشت به حمایت خارجی و با تقویت روحیه مردم و بهره گیری از شور انقلابی و بسیج توده ای با تجربه موجود از انقلاب اسلامی پس از دویست سال توانست روند هزیمت و خودباختگی ملی در برابر بیگانه را تغییر داده و با گشایش فصلی جدید در تاریخ ایران، هویت واقعی ایران و ایرانی را به جهانیان بنمایاند."
" آسیبشناسی اجتماعی مفهوم جدیدی است که در قرن نوزده از علوم زیستی اخذ شده و به معنی علمی است که برای مطالعه و ریشهیابی بینظمیهای اجتماعی به کار میرود. شناخت علمی آسیبهای اجتماعی و علل و دلایل گسترش آنها، پیشگیری از وقوع مجدد آسیب و ارائه راهکار، از اهداف این شاخه علمی میباشد. فقدان حس مکان (تعلق مکانی) و حس اجتماع در شهرنشینان مهاجر به شهرهای بزرگ، مشکلات روانی و اجتماعی بسیاری را در آنها به وجود میآورد که طراحی مناسب فضاهای کالبدی جمعی، نظیر میدانهای کوچک محلهای، پارکهای مناسب محلهای، جلوگیری از ورود بی اندازه ماشین به محلات، ظرفیتسازی و تقویت سرمایههای اجتماعی و ریشههای اعتماد متقابل و بهکارگیری این سرمایهها به همراه سرمایههای کالبدی، در کاهش آسیبهای اجتماعی، موثر عمل میکند. تاکید عمده مقاله به نقش محیط فیزیکی و فضای شهری و دخالتدادن متغیرهای فضایی در افزایش سرمایه اجتماعی و کاهش آسیبهای اجتماعی است.
"
ارزش ها از جمله مفاهیمیاند که از دیر باز ذهن بشر را به خود مشغول داشتهاند. اگرچه ابتدا فیلسوفان به آن پرداخته اند، اما به تدریج با توجه به اهمیتشان، در بخشهای مختلف معرفت بشری مطرح شدهاند و امروزه علوم متعددی خود را نیازمند به شناخت آنها میدانند و از دیدگاههای گوناگون به آنها میپردازند. شاید علت این باشد که ارزشها در واقع مفاهیمیاند که زندگی آدمیاز آنها معنی میگیرد و آنها راهنماهای مؤثری برای هدایت انسانهااند. در حقیقت در پشت همه انواع رفتارها و گرایشهای جمعی، همه سازمانها، الگوها، نشانه های اجتماعی، نقشها و رمزها، دنیایی از تصورات و ارزش های جمعی قرار دارد (گورویچ و دیگران 1349 : 122)و فقط پس از فهم این ارزش هاست که قادر به توجیه رفتارها خواهیم بود. با توجه به اهمیت ارزش ها در جهان امروز شناخت آنها از مسائل اصلی عصر حاضر است
دوراهی اجتماعی موقعیتی است که در آن، هر کنشگر با دو گزینه روبهرو است: همیارانه و غیر همیارانه. برای هر کنشگر، رفتار غیر همیارانه نفع بیشتری را به دنبال دارد، اما اگر تعداد قابل توجهی از کنشگران، غیر همیارانه رفتار کنند، همه نسبت به وقتی که همیارانه رفتار می کردند، بیشتر زیان می بینند، مبانی نظری بررسی دو راهی اجتماعی، نظریه انتخاب عاقلانه (به ویژه روایت جامعه شناختی آن، شامل عقلانیت اجتماعی) و نظریه بازی است. عوامل موثر بر رفتار دو راهی اجتماعی، شامل عوامل موقعیتی، شخصیتی و فضای کنش است. در این تحقیق از روش پیمایش (جمعیت نمونه شامل 730 فرد 15 سال به بالای ساکن تهران) استفاده شده است. برای آزمون فرضیات نیز عمدتا از رگرسیون لوجستیک استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که میزان رفتار همیارانه پاسخ گویان در موقعیت های دوراهی اجتماعی، بین 65 تا 85 درصد، و میزان رفتار همیارانه مردم از نظر پاسخ گویان، بین 20 تا 40 درصد است. فرضیات تحقیق شامل تاثیر عوامل شخصیتی (جهت گیری مذهبی و نوع شخصیت، با جهت گیری ارزش های اجتماعی) موقعیتی (اعتقاد به اثر بخشی عمل جمعی، شرایط دوستانه یا رقابتی حاکم بر موقعیت، ارتباط میان کنشگران در موقعیت، اطلاع از پیامد های رفتار غیر همیارانه در دوراهی اجتماعی، تاثیر تجربه قبلی) و فضای کنش (هنجار های حاکم برکنش، نوع رابطه، و نوع موقعیت کنش) بر رفتار افراد در موقعیت های دو راهی اجتماعی تایید شد
"در فرآیند تاریخی شکل گیری پدیده حاشیه نشینی، دو عنصر مکان و زمان به عنوان شرایط عام (شرط لازم) برای تکوین این پدیده و دو عنصر اقتصادی و اجتماعی به عنوان شرایط خاص (شرط کافی) برای شناخت و درک آن جلوه می کنند. تاکنون از سوی پژوهشگران مطالعات شهری دلایل متعددی برای شکل گیری حاشیه نشینی ارایه گردیده است. با توجه به متنوع بودن پدیده حاشیه نشینی، نمی توان دلایل وجودی آن را از یک شهر به شهر دیگر تعمیم داد. در این پژوهش، به مطالعه و بررسی علل شکل گیری پدیده حاشیه نشینی در شهر اصفهان از دهه 1340تاکنون (زمان آغاز شهرنشینی شتابان و ناهمگون در ایران) می پردازیم. برای شناخت عناصر مذکور، این پژوهش با روش پیمایشی، بر روی 400خانوار که به صورت تصادفی از محله های نمونه انتخاب شده اند، انجام گردید و داده های آن با استفاده از روش های آماری نظیر آزمون تطابق توزیع کای اسکویر و آزمون تی تک نمون های تحلیل شده اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که: 44.5-1 درصد از پاسخگویان مناطق حاشیه نشین، مهاجر غیر بومی بوده و 57.8 درصد آنان قبلا در محله دیگری از شهر اصفهان زندگی می کرده اند که اکثر اینان را می توان در زمر ه رانده شدگان از متن به حاشیه نامید 2- تهیه و دسترسی آسان تر به مسکن در مناطق حاشیه نشین (ارزانتر بودن قیمت زمین شهری و مسکن)، باعث هجوم مهاجران و گروه های کم درآمد شهری به این مناطق شده است 3- درصد بیکاری در مناطق حاشیه نشین بسیار بالاتر از سایر مناطق شهری بوده و یکی از دلایل حاشیه نشینی در شهراصفهان محسوب می شود 4- میانگین درآمد حاشیه نشینان در مقایسه با میانگین درآمد سایر گروه های شهری بسیار پایین بوده، به عنوان یکی از دلایل اصلی حاشیه نشینی محسوب می شود 5- میانگین قیمت اجاره بهای مسکن در مناطق حاشیه نشین به طور تقریبی 17.5 درصد پایین تر سایر مناطق شهری بوده و در تصمیم گیری افراد برای ساکنان در مناطق حاشیه نشین موثر واقع شده است.
پرداختن به موضوع فوق دارای دو کاربرد اطلاعاتی و اجرایی در مورد علل شکل گیری و نحوه برخورد با این پدیده می باشد.