امروزه اعتماد اجتماعی، یکی از ابعاد اصلی سرمایه اجتماعی محسوب می شود. سرمایه اجتماعی سرمایه ای است که در کنار سایرسرمایه ها از جمله: سرمایه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می تواند زمینه رشد و توسعه در هر جامعه ای را فراهم نماید. با توجه به این مسأله، می توان با شناخت میزان اعتماد اجتماعی و عوامل تاثیرگذار برآن در میان گروه های مختلف جامعه، به رشد و توسعه جامعه کمک نمود. با توجه به این اهمیّت، این مقاله، نیز با هدف بررسی میزان اعتماد اجتماعی زنان شهر بروجن و عوامل تأثیرگذار بر آن، به نگارش درآمده است. در راستای این هدف، این مقاله سعی دارد به سؤالات زیر پاسخ دهد: 1- اعتماد اجتماعی زنان در شهر بروجن چه میزان است؟ 2- عوامل اجتماعی موثر بر اعتماد اجتماعی زنان کدامند؟ برای پاسخ به این سؤالات با بررسی نظریات مختلف مربوط به اعتماد اجتماعی، با تمرکز بر نظریات صاحب نظرانی چون جیمزکلمن، آنتونی گیدنز، فرانسیس فوکویاما و رابرت پاتنام 8 فرضیه در پاسخ به سؤالات مطرح شد. این فرضیه ها، با روش پیمایشی مورد آزمون واقع شدند. ابزار سنجش در این مقاله پرسشنامه محقق ساخته است. با انجام pre test میزان آلفای کرونباخ این پرسشنامه 83/0 بدست آمد که دلالت بر پایایی آن دارد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 376 نفر برآورد شد و پس از آن پرسشنامه ها توزیع، جمع آوری و پردازش شد. اهّم نتایج حاصله از این تحقیق عبارتند از: - میزان اعتماد اجتماعی با میزان 11/46 درصد، در سطح متوسطی است. بالاترین میزان اعتماد در میان پاسخگویان اعتماد غیررسمی با میزان 59درصد و پایین ترین میزان اعتماد تعمیم یافته با میزان 21درصد است. اعتماد رسمی نیز با میزان 45درصد در سطح متوسط می باشد. در آزمون رگرسیون دو متغیره، عوامل تأثیرگذار بر اعتماد اجتماعی زنان: اعتماد اجتماعی خانواده با میزان بتای713/0، اعتماد اجتماعی خویشاوندان با بتای61/0، احساس امنیّت با بتای394/0، سنت گرایی با بتای269/0، دین داری با بتای204/0، غرب گرایی با بتای 174/0- و ویژگی های شخصی با بتای 117/0، بر میزان اعتماد اجتماعی زنان دارای تاثیر معناداری هستند.
هدف تحقیق مقایسه الگوهای فراغتی نوجوانان (18-15 سال) و میانسالان (55-35 سال) برای نشان دادن تغییر الگوهای فراغتی و منطق شکل گیری آنها در خانواده های ایرانی و بررسی نقش هویت جنسیتی و دینداری در این الگوها است. تحقیق به روش پیمایشی بوده و 2615 نفر از نوجوانان و میانسالان از 15 منطقه اصفهان انتخاب شدند. فراغت به صورت فردی، خانوادگی و دوستانه دسته بندی شده و در یک پرسشنامه محقق ساخته الگوها با تحلیل عاملی استخراج شدند. درگروه نوجوانان فراغت خانوادگی در دو الگو، فراغت فردی در سه الگو و فراغت دوستانه در دو الگوی دسته بندی شدند. در میانسالان فراغت فردی در سه الگو، فراغت خانوادگی در سه الگو و الگوهای فراغت دوستانه در دو الگو شبیه به نوجوانان دسته بندی شدند. نتایج نشان می دهد که الگوهای فردی در دوگروه با هم تفاوت کیفی دارند. در گروه نوجوان مصرف موسیقی و فیلم اهمیت زیادی داشته و دینداری الگوها را از هم جدا می کند. در گروه میانسالان هویت جنسیتی و تحصیلات الگوها را از هم جدا کرده است. برخی از سبک های فردی و خانوادگی با دینداری رابطه منفی دارند. سپس پاسخگویان بر اساس الگوهای فراغت فردی با استفاده از تحلیل خوشه دو مرحله ای دسته بندی شدند. در گروه نوجوان یک خوشه دیندار درکنار سه خوشه کمتر دیندار قرار دارد. در خوشه دیندار فراغت در هر سه حوزه، مذهبی است. در گروه میانسال یک خوشه با تحصیلات پایین و هویت جنسیتی سنتی تر و یک خوشه با تحصیلات بالا و هویت جنسیتی مدرن تر بدست آمد که گروه اول در الگوهای فردی مذهبی میانگین بالاتری دارند. گروه دوم در الگوهای غیرمذهبی میانگین بالاتری داشته و در الگوهای خانوادگی نیز فعالتر بوده اند.
نگاهی گذرا به وضعیت آرایش، پوشش و دستکاری های بدنی در ایران
دگرگونی در سلیقه پوششی مردم ایران از سال 1368 به بعد
تیپ شناسی سبک های مختلف پوششی و آرایشی زنان ایران
زنان محجبه ورزشکار ایرانی
علل و عوامل گرایش به مدیریت بدن
حجاب در سینمای ایران
ضررهای لوازم آرایشی
پوشش و آرایش در نگاه اسلام
ماجرای مانکنی که با آخرین عکسش، هشداری جهانی داد
مانکنیسم و دستکاری های بدنی از نگاه اسلام
آسیب شناسی افراط در مدیریت بدن
راه کارهای غلبه بر مدیریت بدن، از دیدگاه اسلامی
هدف از این پژوهش برسی میزان گرایش دانشجویان به جنبش های نوین معنوی برای شناخت بهتر شرایط و چالش های موجود و نیز میزان تأثیرپذیری این متغیر از عوامل اجتماعی چون مصرف کالاهای فرهنگی، روابط اجتماعی، نحوه هویت یابی و طبقه اجتماعی گروه مورد بررسی است. برای مبانی نظری از نظریات اندیشمندانی چون مارکس، کنت، دورکیم، برگر و دیوی استفاده شده است. روش مطالعه پیمایش بوده و بعد از تعیین حجم نمونه پرسشنامه توسط 384 نفر از جمعیت مورد مطالعه توسط نمونه گیری تصادفی ساده تکمیل شده است. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS و با بهره گیری از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس و آزمون TوF انجام شده است. بر اساس نتایج حاصل شده رابطه مصرف کالاهای فرهنگی، روابط اجتماعی و نحوه هویت یابی جوانان با گرایش آنها به معنویت های نوظهور مستقیم و معنی دار است. اما طبقه اجتماعی جوانان، جنسیت و وضعیت تأهل رابطه معناداری با گرایش به معنویت های نوظهور ندارد.
این مقاله با هدف بررسی تاثیر کیفیت زندگی زناشویی بر قصد فرزندآوری، به تاثیر کیفیت زندگی زناشویی بر تعداد فرزندان قصد شده و همچنین قصد داشتن فرزند (دیگر) پرداخته است. جامعه آماری این پیمایش مقطعی، زنان و مردان متاهل شهر تهران بوده و 1232 نمونه که زن در خانواده آن ها زیر 49 سال و بارور بوده، به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. نتایج تحقیق نشان داده در تحلیل دومتغیره، تعداد فرزندان قصد شده در افرادی که کیفیت زندگی زناشویی پایین تری دارند، کمتر است ولیکن این یافته در مدل چند متغیره رگرسیون پواسن معنادار نبوده است. مدل های رگرسیون اسمی دو وجهی لجستیک نیز نشان داده اند، بعد مثبت کیفیت زندگی زناشویی در افراد بدون فرزند و در افراد تک فرزند بر قصد داشتن فرزند (دیگر) اثر معنادار داشته و در افراد با دو فرزند و بیشتر تاثیر معناداری نداشته است. به تعبیر دیگر کیفیت زندگی زناشویی بالاتر، در خروج از بی فرزندی و تک فرزندی اثرگذار است. نتایج تحقیق تایید کننده تئوری های تاثیر مثبت کیفیت زندگی زناشویی بر قصد فرزندآوری بوده و افراد متاهل در شهر تهران از فرزندآوری به عنوان استراتژی برای بهبود زندگی زناشویی استفاده نمی کنند.