در این مقاله، سعی شده است تحولات کالبدی شهرهای ایرانی- اسلامی با مورد نمونه شهر تبریز و تاثیر مدرنیسم بر این تحولات تفسیر و تبیین گردید. الگوی کلی طرح شهر ایرانی- اسلامی در دو دوره قبل و بعد از مدرنیسم و تطبیق آن با شهر تبریز مورد بحث قرار گرفته است. همچنین دوره های تحول شهر تبریز و عوامل تاثیرگذار مدرنیستی و ملی و منطقه ای بر این تحولات مطالعه شده است. در نهایت، نتیجه گرفته شده است که تحولات شهری معاصر ایرانی- اسلامی (تبریز) بیشتر ناشی از ظهور مدرنیسم در اقتصاد، اجتماع، سیاست، فرهنگ، و غیره است که تحولات کالبدی شهر تبریز را به وجود آورده است.
توپوگرافی هر منطقه نقش بسیار مهمی در ایجاد و توسعه ی سکونتگاه های انسانی و نحوه شکل گیری واحدهای مستقر در آنها دارد. علاوه بر این تابعیت ساختاری مساکن و بالاخص مساکن روستایی بیش از دیگر عوامل محیطی متاثر از عامل توپوگرافی است. بررسی نقش توپوگرافی در شکل گیری فیزیکی- کالبدی مساکن روستایی و تعیین میزان همبستگی و پیوند بین عوامل مزبور و نیز ارزیابی نقش عامل توپوگرافی در میزان مطلوبیت ساختار فیزیکی واحدهای مسکونی روستایی مورد مطالعه، اهداف پژوهش حاضر را تشکیل می دهند. جامعه آماری تحقیق حاضر عبارت از 15 روستا از روستاهای استان آذربایجان شرقی با توپوگرافی های متفاوت (کوهستانی، دامنه ای، دشتی و جلگه ای) می باشد. برای بررسی روابط بین متغیرها و تحلیل قدرت پیوند بین عامل توپوگرافی و ویژگی های فیزیکی- کالبدی مساکن از همبستگی «پیرسون» استفاده می شود.
در میان نظریات توسعه پایدار روستایی پویشی در جریان است که، با توجه به عناصر مشترکی که در تعاریف توسعه پایدار روستایی وجود دارد، می توان آن را حرکت ملی ـ جهانی نامید؛ حرکتی که با تأکید بر عوامل محیط طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و مسایل آب و آبیاری مشخص می شود.
هدف این تحقیق درک ویژگیها، اصول و اهداف توسعه پایدار روستایی در ایران مرکزی است. با استفاده از یافته های پژوهش میدانی، نگرش فعالان روستا (همکاران توسعه ای)، در محدوده روستایی اخترآبادـ حکیم آباد کندوکاو شده است. این مقاله نشان می دهد که بین ویژگیهای محیط طبیعی و اجتماعی و مسایل آب و آبیاری با هدف بهبود وضعیت زندگی روستاییان جریانی شکل می گیرد که همانا کوشش برای رسیدن به توسعه پایدار روستایی است.
یافته های این پژوهش نشان می دهد که مسئله اولیه عدم شناخت صحیح و درست نیاز روستاییان و مشارکت ندادن آنها، به ویژه زنان، در توسعه روستایی است و اصلاح نظام آبیاری در سرلوحه مسائل آب و آبیاری قرار گرفته است.
عدم موفقیت شهرهای جدید را می توان در عدم برآورد اهداف آنها دانست. نظریه شهرهای جدید چه در حالت جنینی آن در قرن 19 و چه در اشکال متنوع و تکامل یافته آن، بعد ازجنگ جهانی اول و دوم به ویژه از سال1950 به بعد، درکشورهای مختلف جهان به کارگرفته شده است. شهرهای جدید در تمام دورانهای تاریخی وجود داشته اند، اما به مفهوم امروزی پس از تحولات ناشی از انقلاب صنعتی جهت ایجاد محیط زندگی بهتر ایجاد شده اند. تمرکززدایی از کلان شهرها اصلی ترین عامل اتخاذ سیاست شهرهای جدید در ایران بوده است. در نتیجه ایجاد شهرهای جدید به عنوان یکی از راه حلهای کاهش جمعیت کلان شهرها برگزیده شده است. شهرهای جدید ایجاد شده در ایران بر اساس فاصله، جمعیت و نوع عملکرد دارای سه نوع الگوی شهرهای جدید مستقل، اقماری و پیوسته می باشند. در این راستا همواره شهرهای جدید با مشکلات عدیده ای مواجه بوده اند، به طوری که این مشکلات باعث شده تا آرمانها و اهداف اصلی ایجاد این شهرها محقق نگردد. مقوله شهرهای جدید یک مسئله ملی است و مسائل ملی را نمی توان با نگرش بخشی حل کرد. حل مسائل ملی نیاز به عزم ملی وخردجمعی دارد. لذا در تحلیل عدم تحقق آرمانها و اهداف شهرهای جدید با تکیه بر روشANP، قصد داریم تا با ارائه یک رویکرد تصمیم گیری چند معیاره ضمن رتبه بندی علل اصلی این امر به میزان تاثیر این علل در انواع شهرهای جدید نیز بپردازیم. نتایج تحقیق حاکی از این می باشد که از میان شهرهای جدید، شهرهای پیوسته، بیشترین آسیب را از عدم تحقق اهداف ایجاد شهرهای جدید پذیرا بوده اند، شهرهای مستقل و اقماری به ترتیب اولویتهای بعدی را دارند.
اهمیت خلیج فارس به دلیل وجود ذخایر عظیم نفت و گاز و نیز نقش پررنگ آن در ژئوپلیتیک انرژی جهان، برکسی پوشیده نیست. در این میان، آن بخش از ذخایر عظیم نفت و گاز در محدوده فلات قاره که تحت حاکمیت دو و یا چند دولت مستقل قرار گرفته و به عنوان ""مخازن مشترک هیدروکربوری"" بهره برداری ازآنهابه صورت ویژه ای انجام می شود، این اهمیت را دوچندان می سازد. پژوهش حاضر در صدد شناسایی و بیان نقاط قوت وضعف رویه فعلی برداشت از مخازن مشترک هیدروکربوری ایران با برخی کشورهای منطقه خلیج فارس و بررسی اثرات آن بر منافع اقتصادی ایران است. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، تجدید نظر در رویه کنونی برداشت از مخازن مشترک و گام برداشتن در راستای اعمال مدیریت واحد بر این گونه مخازن، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای بیشینه سازی منافع اقتصادی ایران می باشد.
این مقاله با هدف تحلیل و بررسی روند شهر نشینی و توسعه فیزیکی شهر زابل، به بررسی دوره های مختلف شهرنشینی اهم از پیدایش و گسترش، علل و زمینهها و بستر مساعد، چگونگی و چرایی این توسعه پرداخته است تا در بعد کاربردی بستر مساعد و مناسبی برای هر گونه برنامه ریزی شهری، تصمیم گیری و سیاستگذاری در این شهر و منطقه باشد و برنامهریزان را چراغ راه مفیدی به حساب آید. روش کار در این پژوهش؛ توصیفی– تحلیلی است که با نگاه قیفی به روند شهرنشینی و توجه به گذشته به منظور تصمیم گیری منطقی در حال و با بهره گیری از مطالعات کتابخانهای و میدانی، جدولها، نقشهها و نمودار های مورد نیاز به تجزیه و تحلیل مطالب پرداخته است. برخی از مهمترین نتایج این تحقیق عبارتند از: - قدمت طولانی مدت شهر نشینی در منطقه به قبل از میلاد مسیح (3200 سال قبل از میلاد) باز می گردد. - پیدایش و پویایی شهر زابل ناشی از؛ شرایط منطقه ای (خاک مساعد و آب کافی) و فرا منطقهای (هیرمند و افغانستان) بوده است. - شهر نشینی در این منطقه از روال منطقی تبدیل روستا به شهر تبعیت میکند (تبدیل روستای حسین آباد به شهر زابل). - بیشترین توسعه و گسترش فیزیکی شهر زابل ناشی از شرایط بوجود آمده پس از انقلاب اسلامی بوده است.
از میان ده ها استاد و محقق در هر رشته ای، عده معدودی تاثیر و نفوذ کلام و نوشته های آنها بعضا ماندگار می ماند؛ اگرچه ارزش تلاش همگان قابل تقدیر و احترام است. دکتر فرید از جمله جغرافیدانانی بود که دایره نفوذ نوشته هایش کمتر محدود به بازه زمانی و دوره ای بود. وی با انتشار کتاب سیری در قلمرو اندیشه جغرافیا تعلق خاطر و باورهای درونی خود را در زمینه فهم و هویت علم جغرافیا نشان داد.
در دوره جنگ سرد، قلمرو وابسته به تجارت جهانی دریایی و قدرت قاره ای اوراسیا مهمترین قلمروهای ژئواستراتژیک بودند، اما امروزه نقشه ژئوپلیتیک نظام جهانی در حال گذار، با نقشه قبلی آن متفاوت است. چهار منطقه از مناطق دهگانه ژئوپلیتیک در قلمرو دریایی قرار دارند. در نظام در حال گذار، هنوز قلمروهای ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک تثبیت نشده اند. انطباق قلمروهای ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک، تجزیه قلمروهای ژئواستراتژیک و ترکیب قلمروهای ژئوپلیتیک، از پیامدهای نظام استراتژیک پسا جنگ سرد است که به احتمال زیاد در آن حداقل پنج قلمرو ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک خواهیم داشت.نظام ژئواستراتژیک مبین این نکته اساسی است که کسب قدرت، جوهر تمام پارادیم های ژئوپلیتیک سنتی تا انتقادی است. از پارادیم ژئوپلیتیک سنتی برخاسته از سنت ارتدوکس تا ژئوپلیتیک نئولیبرال در نظام پسا چنگ سرد، این اصل همواره، رویکرد غالب جهت گیری های ژئوپلیتیک قدرت های هژمون بوده است. در دوره گذار نظام جهانی، ایالات متحده در تلاش است تا استراتژی و کدهای ژئوپلیتیک، قلمروهای مختلف را در راستای منافع جهانی خود تعریف نماید.گرایش ژئواستراتزی ایالات متحده در نظام جهانی و بخصوص در خاورمیانه، متاثر از شاخص های انتزاعی و انضمامی تحول در ساختار نظام ژئواستراتژیک است. در بین این شاخص ها نقش عوامل ژئوپلیتیک در دیپلماسی ایالات متحده چشمگیرتر است؛ اگر چه میزان تاثیر آنها در سه دوره سیاست خارجی آمریکا، از انزوای ژئواستراتژیک، نقش یابی استراتژیک و جهان گرایی متفاوت بوده است.ژئواستراتژی در سایه ژئوپلیتیک درونگان، مداخله گرایی استراتژیک تا واپس گرایی ژئوپلیتیک و مداخله گرایی گزینشی تا درون گرایی مقطعی سه گرایش عمده ژئوپلیتیک آمریکا را، تا جنگ سرد تشکیل داده است. در این میان منطقه خاورمیانه در پاناروما یا دورنمای تحولات ژئواستراتژی جهانی، همچنان از نقش پذیری هسته مرکزی برخوردار است.
فرسایش کناره ها و سواحل رودخانه ها از پدیده هایی هستند که اراضی کشاورزی، جاده ها، تاسیسات کناره رودخانه و روستاهای اطراف آن را تهدید می کنند. از جمله سازه های سامان دهنده و اصلاح مسیر رودخانه ها، آبشکن یا اپی ها هستند که با اهداف کنترل فرسایش، حفاظت ساحل، محدود کردن جریان در عرض مشخص به منظور کنترل سیل، احیا و آزاد سازی اراضی و گسترش ساحل جدید و ... به کار می روند.در این تحقیق زیر حوضه های خشکه رود، سفید آب، الرم، سیاه پلاس، دلیچای، آب سفید و خرسنگ از حوضه آبخیز سدلار که در شمال غرب تهران واقع شده است. به تفکیک مطالعه شد و مشخص گردید که حدود 290 آبشکن و 9350 متر عملیات خاکی در این حوضه احداث شده است.در این بررسی حدود 175 آبشکن انتخاب شد و مطالعات و اندازه گیری ها در این تعداد اپی و خاکریزهای کناری صورت گرفت. سرانجام مشخص شد که ابعاد سازه های احداث شده در این بازه، با ابعاد استاندارد آنها تا حدی تفاوت داشته است و این امر این سازه ها را تخریب نموده و از دوام کارایی مفید آنها کاسته است. از طرف دیگر، این موضوع سبب افزایش هزینه های اجرایی احداث آبشکن ها شده است.در ادامه مقاله، به تحلیل اقتصادی پروژه پرداخته شده است که ابتدا میزان ارزش فعلی خالص احداث هر آبشکن همراه با هزینه های تفضیلی مصالح به کار رفته شده در آن و مدت زمان دوره سرمایه گذاری و نرخ تنزیل و با محاسبه هزینه به فایده، میزان بازدهی طرح محاسبه و نرخ بازده داخلی آن نسبت به نرخ تنزیل اولیه سنجیده و مقایسه شده است و منابع حاصله از قبیل افزایش سطح زیر کشت، پوشش گیاهی و کاهش فرسایش اراضی و ایجاد فرصتهای شغلی و درآمدهای حاصله نیز محاسبه شده است؛ به طوری که در نهایت، پس از محاسبه ارزش فعلی خالص NPV1 و NPV2 و نرخ بازده داخلی (IRR) و نسبت B/C و از سوی دیگر، نرخ بازده ساده طرح در مجموع نتایج احداث آبشکن از نظر اقتصادی و فنی در حوضه آبخیز سد لار مثبت ارزیابی شد.
در این پژوهش کوشش شده است عوامل ناکارآمدی شوراهای روستایی که ریشه در درون روستا دارد در قالب تئوری خرده فرهنگ دهقانی راجرز و در 32 روستای نمونه شهرستان سبزوار مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. نتایج به دست آمده از این تحقیق حاکی از آن است که اولا اعضای شوراهای روستایی که تحصیلات ابتدایی و پایین تر داشته و پیشه کشاورزی دارند غالبا رفتارشان به چهارچوب تئوری خرده فرهنگ دهقانی نزدیکتر است. ثانیا شوراهای روستایی روستاهای بزرگتر و پرجمعیت تر تا حدی از ویژگی های این نظریه فاصله می گیرند.
از آنجا که روستا زاده دست انسان است، پس چون هر پدیده زنده دیگر در فرایند «تحول » یا «شدن تاریخی» خود دورههای مختلفی را با فراز و فرودها سپری مینماید. به بیان دیگر، روستا در برههای از زمان بنابر ضرورت تاریخی و نیاز انسان ظهور مییابد، رشد میکند و مدتهای کم و بیش طولانی به حیات خود ادامه میدهد. پارهای از آنها در یکدیگر و یا در درون شهرها ادغام شده و یا با افزایش تعداد جمعیت، حیات و شکل جدیدی را به نام شهر شروع می نمایند. گروه دیگر از روستاها با تغییر یا محدودیت توانمندی محیط و گاه با سوانح طبیعی و یا تحول شرایط اقتصادی ـ اجتماعی، سیاسی و نظامی (جنگها) جامعه روبرو میشوند و دوران افول را در پیش گرفته و به مرور در معرض کاهش و نهایتا تخلیه جمعیت قرار میگیرند. این گروه از روستاها بعضا به طور کامل از نقشه جغرافیا حذف شده و یا شکل جدیدی از حیات را به نام مزرعه یا مکان تولیدی آغاز می نمایند.روستاهای ایران نیز جدا از این قانون نبودهاند، به گونهای که در نیم قرن اخیر دستخوش عمیقترین زیروروشدگیها، درهم ریختنها و دگرگونیها در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی قرار گرفتهاند. چون شناخت و تبیین تحولات روستا در کانون مطالعات جغرافیای روستایی قرار دارد، لذا جغرافیدانان با تکیه بر تعاملات «میان دانشی» و با بهرهگیری از روشهای علمی مختلف سعی به دریافت فرایند تحول روستا می نمایند. نوشتار حاضر نیز کوششی است در این راستا و پاسخ به دو پرسش زیر: 1. با استفاده از« نظریه چرخهی حیات» تا چه حد میتوان روش جدیدی را پیش پای محققین این رشته و رشتههای مرتبط با آن قرار داد؟ 2. آیا «نظریه چرخهی حیات» از ظرفیتهای لازم برای تبیین فرایند تحول روستا برخوردار میباشد؟ از این رو مقاله حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی سعی بر ارایه قابلیت تعمیم این نظریه در تبیین فرایند تحول روستاها از منظر جغرافیایی دارد تا در صورت امکان به عنوان یک روش مفید و نو به لحاظ کاربردی در این زمینه طرح نماید. بررسی انجام گرفته نشان داده است که «نظریه چرخه حیات» علیرغم پارهای از انتقادات و محدودیتها(چون هر نظریهی دیگر)، توانمندی (ظرفیت) بسیار خوبی برای تبیین و تحلیل فرایند تحول روستا دارد. از این رو به نظر می رسد که جغرافیای روستایی نیز میتواند با بهرهگیری از این نظریه، (به گونهی میان دانشی) روششناسی مناسبی را در این راستا ارایه نماید.
نواحی روستایی اطراف شهر تهران و از جمله ناحیه رودبار قصران به دلیل شرایط خاص اکولوژیکی عرصه ای تکمیلی برای کلانشهر تهران محسوب می شوند. به همین دلیل روابط شهر و روستا در این نواحی متحول شده وبا بروز پدیده شهر گریزی موقت و دائمی، تغییرات عملکردی گسترده ای در چند دهه گذشته در روستاها بوجود آمده است.هدف این مقاله بررسی تغییرات کارکردی ناحیه رودبار قصران در طی سالهای 1345-1382 است.در این راستا با استفاده از داده های ثانویه و انجام مطالعات میدانی و از جمله تکمیل پرسشنامه تغییرات اقتصادی - اجتماعی ناحیه بررسی گردید. نتایج مطالعات نشان می دهد کارکردهای جدید گردشگری، سکونتی و صنعتی در این ناحیه بوجود آمده و در مقابل کارکردهای سنتی ناحیه در زمینه کشاورزی و دامداری تضعیف گردیده است.متاسفانه این تغییرات بر اساس طرح و برنامه و مدیریت موثر نبوده و به همین دلیل آثار و پیامدهای نامطلوبی ببار آورده است. با توجه به شرایط خاص اکولوژیکی در این ناحیه و اهمیت حیاتی آن برای کلانشهر تهران، برنامه ریزی و مدیریت موثر و کارآمد فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی به ویژه گردشگزی خانه های دوم ضروری بوده و می تواند نقش موثری در توسعه پایدار ناحیه از جمله در زمینه گردشگری داشته باشد.
امروزه گسترش بی رویه حاشیه نشینی یکی از مشکلات عمده و اساسی در امر مدیریت شهری است که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود. از آنجا که حاشیه بر متن تاثیر مستقیم دارد، اتفاقات سالهای اخیر نشان داده است، افرادی که در حاشیه کلانشهرها سکونت دارند و در بیشتر موارد از شهرهای کوچکتر و حتی کشورهای همسایه مهاجرت نموده اند، با ورود به کلانشهرها، با معضلاتی مانند بیکاری، مشکلات اجتماعی، فرهنگی و ... روبرو می گردند. از سوی دیگر، حاشیه نشینی معضلی است که چاره جوئی برای حل و تعدیل جدی و فوری آن باید در دستور کار مدیران و کارشناسان شهری قرار گیرد، زیرا مشکلاتی از این گونه، متن شهر را نیز تحت تاثیر قرار داده و میزان رشد و پیشرفت آن را تا حد قابل توجهی کاهش می دهد.