در این مقاله سعی شده تا به اثرات زیست محیطی و نیز برخی از هزینه های اجتماعی که حمل و نقل جاده ای به اقتصاد ملی وارد می نماید و دور از چشمان مسئولین محترم قرار گرفته پرداخته شود. مسائلی همانند آلودگی زیست محیطی، ایمنی و سوخت ارزان از جمله مسائلی هستند که در این مقاله به آنها اشاره گردیده است.
در بازدیدهای میدانی مکرر از حوضه آبریز اوجان چای در دامنه شمال شرقی توده کوهستانی سهند مشاهده شد که انواع حرکات توده ای، بناهای شهری و روستایی، زمین های زراعی و شبکه های ارتباطی را تهدید و تخریب می کنند. پژوهش حاضر سعی دارد با ترسیم نقشه پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش ها در این منطقه، علاوه بر شناسایی نواحی مستعد حرکات توده ای، سهم مردم محلی را در وقوع این پدیده ها بیان کند. به این منظور، ابتدا عوامل موثر در رویداد زمین لغزش ها انتخاب و نقشه های معیار آنها به همراه نقشه پراکنش زمین لغزش ها در حوضه آبریز اوجان چای ترسیم شدند. سپس با محاسبه تراکم حرکات توده¬ای در کلاس های مختلف متغیرهای انتخابی و وزن آنها، بر اساس روش های آماری و تلفیق نقشه های وزنی در سیستم اطلاعات جغرافیایی و نرم افزارهای Arc/View Arc/GIS ، نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش منطقه مورد مطالعه ترسیم شد. با بررسی تراکم زمین لغزش ها متغیرهایی که فعالیت های انسانی در آنها دخالت دارند، سهم انسان در وقوع حرکات توده ای اوجان چای آشکارشد. صحت نقشه پهنه بندی نیز براساس معادله های ریاضی تأیید شد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که در وضعیت کنونی در حدود 36 درصد منطقه مورد مطالعه در نواحی با خطر متوسط تا بسیار زیاد از نظر وقوع زمین لغزش قرار دارد. حداکثر تراکم زمینلغزشها در حوضه آبریز اوجان چای در شیبهای 45-30 درجه واحد کوهستان، رسوبات آبرفتی کواترنر و سازندهای قرمز تحتانی، بارشهای بیشاز 400 میلیمتر، نواحی کشت آبی حاشیه رودخانهها و در 500 متری نزدیکی روستاها میباشد. سهم عوامل انسانی نیز در وقوع پدیده زمین لغزش حوضه مورد مطالعه، 21 درصد برآورد شده است. مسلماً با رشد جمعیت و افزایش حضور انسان در مناطق کوهستانی و پایکوهی، نواحی مستعد ناپایداری در حوضه مورد مطالعه به صورت بالفعل مخاطره آمیز خواهد شد. این امر ضرورت توجه مدیران و مسوؤلان را در اجرای برنامه های عمرانی توسعه به نواحی مستعد ناپایداری آشکار می سازد.
گنبدهای نمکی مطالعه شده در منطقه قوشه داغ در قالب حوضه آبریز یا محدوده شهری نبوده و بنا به ضرورت مطالعاتی این گنبدها به صورت منطقهای و تصادفی انتخاب شدهاند که می توان گنبدهای نمکی مجاور این مناطق را نیز براساس همین مطالعات تجزیه و تحلیل نمود. در مطالعه گنبدهای نمکی ابتدا به خصوصیات طبیعی منطقه پرداخته شده است. این خصوصیات دربرگیرنده ویژگی های توپوگرافی، اقلیم، خصوصیات خاکشناسی و کاربری اراضی خاکهای شور، روند کلی فرسایش و رسوب و ویژگی های زمینشناسی و پوشش گیاهی میباشد. پس از مطالعه و بررسی اوضاع طبیعی و شرایط موجود منطقه به شرایط و خصوصیات عمده گنبدهای نمکی از جمله ممیزی گنبدهای نمکی، بررسی خصوصیات هیدروگرافی گنبدهای نمکی منطقه مطالعاتی و در نهایت به پیشنهادات اجرایی جهت جلوگیری از ورود آب خاکهای شور به رودخانه اصلی و آمایش منطقه پرداخته شده است. اهداف اساسی این مقاله عبارت از بررسی گزینههای جداسازی آب شور و شیرین رودخانه آجیچای و مطالعه گزینههای ارتقاء کیفیت و کنترل شوری رودخانههای منطقه جهت کاهش شوری و اصلاح خاک های محدوده مورد مطالعه میباشد. موارد اساسی و عمده راهکارهای اصلاح شبکه های هیدروگرافی گنبدهای نمکی عبارتند از : احداث بندهای بزرگ یا سد در دهانه ورودی هریک از شاخه های شور به شیرین جمعآوری آب شاخه های شور رودخانه جلوگیری از عبور کردن آب شیرین از تشکیلات زمین شناسی شور و ریختن آب شاخه های شور به آن و انتقال آب شیرین از طریق لوله به محل جلوگیری از شور شدن آب های زیرزمینی نتایج حاصل از مطالعه هیدروگرافی گنبدهای نمکی در دامنههای جنوبی قوشهداغ مشخص میسازد که در صورت جلوگیری از شوری رودخانه اصلی و اصلاح شوری خاکهای مناطق مسطح منطقه که درصد مساحت زیادی را دربرگرفته است، میتوان اراضی وسیعی را زیر کشت آبی برد که تاثیر بسزایی در اقتصاد منطقه خواهد داشت.
در سالهای اخیر حوضه آبریز پشت تنگ واقع در شمال شرقی شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه، شاهد حرکات دامنه ای متعددی بوده است. با وارد نمودن آزمون کای دو در تجزیه و تحلیل های GIS، این امکان به وجود آمد تا از میان یازده عامل مربوط به عوامل محرک وقوع این زمین لغزشها شش عامل لیتولوژی، شیب، بارش، پوشش گیاهی، کاربری اراضی و ارتفاع به عنوان لایه های معنادار شناخته شوند و از طریق آ نها پیش بینی مناطق حساس در برابر وقوع زمین لغزش با اطمینان بیشتری صورت گیرد. از این رو شش عامل مذکور همپوشانی داده شد و از طریق چهار روش تراکم سطح، وزن متغیرها، تحلیل سلسله مراتبی و ارزش اطلاعاتی نقشههای پهنه بندی خطر زمین لغزش حوضه آبریز پشت تنگ تهیه شد. سرانجام با استفاده از شاخص زمین لغزش، روش تراکم سطح به عنوان مناسبترین شیوه برای پیش بینی پراکندگی مکانی وقوع زمین لغزهها معرفی شد و با اطمینان بیشتر از سایر روشها، نشان داد که درحدود 42 درصد از مساحت حوضه از درجة آسیب پذیری بالا و خیلی بالایی برخوردار می باشند.
در این تحقیق به منظور تحلیل الگوی سینوپتیکی سیل بیست و هشتم مهر ماه 1382 که در استانهای گیلان و مازندران (بهویژه غرب آن) به وقوع پیوست، پس از بررسی شرایط جغرافیایی و ویژگیهای فیزیکی سواحل جنوبی خزر، با استفاده از دادههای آمار جوی روزانه و سه ساعته ایستگاههای سینوپتیک منطقه، آرایش سینوپتیکی الگو و روند آن در نقشههای وضع هوا از سطح زمین تا سطح 500 هکتوپاسکال در طی 8 روز متوالی مطالعه و بررسی گردید. بررسیهای انجام شده بر روی الگوی فوق نشان میدهد که وجود ناوه عمیق در شمال شرق اروپا و امتداد محور آن بر روی دریای خزر، موجب فرا رفت هوای سرد قطبی (C.P) از عرضهای شمالی بر روی دریای خزر گردیده است. حضور آنتی سیکلون مهاجر با کشیدگی شمال غرب ـ جنوب در غرب ناوه و سیکلون جبههای در شرق ناوه و در نتیجه هم جهت شدن حرکت آنتی سیکلونی آن با حرکت سیکلونی جلو ناوه نیز باعث تقویت آن گردیده است. از سوی دیگر حرکت نصف النهاری قابل ملاحظه جریانات سطوح میانی جو موجب تقویت تاوایی شده است. همزمانی عوامل مذکور و نیز تشدید حداکثر اختلاف حرارتی بین هوای سرد قطبی و سطح آب دریا در این فصل ( پاییز ) در منطقه، فاکتورهایی هستند که ایجادکننده بارش شدید و سیل آسای فوق میباشند.
کوهستان های نیمه خشک،به لحاظ حاکمیت شرایط اقلیمی خاص وویژگی های هیدرولوژیگی وتوپوگرافی ،ازمستعدترین مناطق برای وقوع لغزش ها ،بویژه لغزش های دره ای محسوب می شوند .دراین مناطق ،تشکیل آبراهه های عمیق وتغییرآرایش جریان آب ها درطول آنها،از عوامل تحریک کننده اصلی مواد دیواره دره ها،به وقوع لغزش به شمارمی آیند .در طول آبراهه های عمیق منطقه موردمطالعه ،به عنوان یک منطقه کوهستانی نیمه خشک ،لغزش های های متعددی بوقوع پیوسته است .با توجه به نقش این لغزش ها درتغییرویژگی های هیدرولوژیکی دره ها وهمچنین تغییردرمیزان بار رسوبی رودخانه ها وتهدید مساکن روستائی ،نقش عوامل مختلف دروقوع آنها، ازجمله تراکم زهکشی ،اختلاف ارتفاع و ویژگی های سازندهای سطحی ،با استفاده از نقشه های زمین شناسی ،توپوگرافی ،عکس های هوایی ونمونه برداریها وبازدید های میدانی ،مورد بررسی وتحلیل گرفته اند .نتایج این تحلیل های نشان می دهد که میزان گسیختگی ها ولغزش های دره ای ،تابع میزان تراکم زهکشی ،بویژه تراکم آبراهه های عمیق ،تابع تغییرات نسبت های Ds/Dd وهمچنین تابع تغییرات R می باشد .تا ارتفاع معینی از شیب های منطقه وبرروی سازندهای سست ومنفصل، هرچه برمیزان اختلاف ارتفاع افزوده می شود ،احتمال وقوع لغزش های دره ای نیز افزایش می یابد.
وقوع پدیدة خشکسالی از واقعیتهای مهم ایستگاههای حوضه آبریز دریاچه ارومیه است که می توان علت اصلی آن را در نوسانهای دوره ای اقلیم و عدم عبور توده هوای مرطوب و باران آور خصوصاً توده هوای مرطوب مدیترانه ای دانست. در این مطالعه دادههای مربوط به بارش سالیانه در یک دورة آماری43 ساله (1960- 2002) برای ایستگاههایی از حوضه آبریز دریاچه ارومیه جهت تحلیل آماری و محاسبه سالهای مرطوب و خشک استفاده قرار گرفته است. روش اصلی استفاده شده در این تحقیق عبارت از « نمایة بارش قابل اعتماد DRI» است. نتایج این مطالعه حاکی از وقوع پدیدة خشکسالی درکل ایستگاهها است که با شدت و ضعفهایی، توأم است. در بین مدلهای «بارش قابل اعتماد»، «نمرات استاندارد شدة بارش سالیانه»2 و «شاخص درصد از بارش میانگین سالیانه»3 که در این تحقیق استفاده قرارگرفته اند، مدل بارش قابل اعتماد با داشتن قابلیتهای بیشتر و محدودیتهای کمتر بهتر از دیگر مدلها تشخیص داده شده است.
تجزیه وتحلیل یخرفت های پلهئیستوسن پسین درکوه سبلان، برقراری تطابق زمانی با کوه هاسوبشیر- آلوسه واقع در جنوب دریاچه وان ترکیه را امکان پذیر میسازد. در سبلان بر اساس شواهد موجود، آثار دو یخرفت انتهایی شناسایی شد. با در نظر گرفتن مرز برفی زمان حاضر کوه سبلان، میزان کاهش مرز برفی دورههای یخرفتی اول و دوم محاسبه گردید. مقایسه میزان کاهش خط برفی دورههای یخرفتی دو کوه سبلان و هاسوبشیر- آلوسه نشان میدهد که مقدار پسرفت خط برفی دو کوه روند تقریبا یکسانی دارند. با استفاده از اطلاعات موجود درباره سن یخرفتهای جنوب دریاچه وان، دورههای یخرفتی سبلان با دوره های ورم III و ورمIV مطابقت مینمایند.