در این تحقیق، داده های مربوط به شاخص نوسانات فشار سطح دریا در اطلس شمالی و بارش سالانه در یک دورة آماری 43 ساله، برای ایستگاه هایی از استان آذربایجان شرقی جهت محاسبه ضرایب همبستگی و تعیین ترسالی ها و خشکسالی ها مورد استفاده قرارگرفته است. روش اصلی مورد استفاده در این پژوهش، استفاده از آمار تحلیلی(ضرایب همبستگی پیرسون و اسپیرمن و تحلیل مؤلفه های روند خطی و پولی نومینال) می باشد. نتایج این مطالعه نشان داد که بین بارش سالانة ایستگاه های تبریز، اهر و جلفا با شاخص نوسانات اطلس شمالی همبستگی منفی ضعیف و معنی داری به ویژه در ترسالی ها و خشکسالی های فراگیر وجود دارد.
در این پژوهش سعی شده تا ارتباط بین نواحی جمعیتی استان فارس با شرایط آب و هوایی مناطق مختلف استان شناسایی گردد. بنابراین در ابتدا توده های هوایی مختلف تاثیرگذار بر اقلیم استان شناسایی شدند که این توده ها شامل بادهای شمالی بادهای غربی توده هوای جنوب و بادهای محلی می باشند. سپس بعد از شناسایی نوع اقلیم مناطق مختلف و تجزیه و تحلیل آمار پراکندگی جمعیت استان ارتباط بین پراکندگی جمعیت با شرایط آب و هوایی شناسایی گردید. در نهایت مشخص شد که مناطق مرکزی استان فارس به دلیل شرایط اقلیمی مناسب با سهم تراکم ...
بارشهای جوی مهم ترین عناصر آب و هوایی ایران به شمار می رود. میزان بارندگی وضعیت حیات را در کشور کنترل می کند. مطالعه بارشهای جوی آن هم از نظر پراکندگی مکانی و توزیع سالانه و فصلی برای تبیین شرایط زندگی و شناخت بالقوه بارندگیهای محلی ضروری است. در این مطالعه، بارندگی یکی از حوضه های آبریز ایران به نام حوضه رودخانه قطور با وسعت 4159 کیلومتر مربع از نظر توزیع زمانی و پراکندگی مکانی (سالیانه ـ فصلی) بررسی شده است. تحلیل آماری ایستگاههای حوضه در دوره آماری 20 ساله، یعنی از سال 1358 تا 1378، در نظر بوده است.
میانگین وزنی بارش حوضه بر اساس آمار 20 ساله 349 میلی متر است که فصل تابستان با کمترین بارش فصل خشک محسوب می شود. فصلهای پاییز، زمستان و بهار از نظر شرایط بارندگی در حد قابل قبولی قرار دارد و بیشترین بارش در فصل بهار است.
بررسی تحولات اقلیمی کواترنر و مواریث اقلیمی آن یکی از جالب ترین مباحث ژئومورفولوژی ایران می باشد. در این میان بررسی آثار یخچالی و حدود گسترش آنها در نواحی کوهستانی ایران بهترین کلید برای مرزبندیهای مورفوکلیماتیک و مورفودینامیک به شمار می رود. ارتفاعات زردکوه بختیاری به صورت نواری با عرض حدود 15 کیلومتر و با امتداد شمال غربی - جنوب شرقی و منطبق با روند کلی زاگرس، درست در روی واحد زمین ساختی زاگرس مرتفع قرار گرفته اند. در دامنه های شمال غربی این رشته و پیرامون قلل اصلی آن که بالای 4000 متر ارتفاع دارند، بیش از 15 سیرک و زبانه یخچالی وجود دارد. این سیرکها تنها سیرکهای یخچالی موجود با هسته یخی در زاگرس بختیاری محسوب می شوند. نتایج بررسیهای مقدماتی از روی شکل های هوایی و نیز داده های میدانی تفصیلی نشان می دهد که حد اکثر گسترش زبانه های یخچالی تا ارتفاع 2500 متر و محدود به بستر رود خانه کوهرنگ بوده می باشد. مرز تشکیل سیرکهای یخچالی نیز حداقل تا ارتفاع 3400 متر بوده است. بررسیهای میدانی نشان میدهد که در حال حاضر فعالیّت مشخصی در یخچالهای زرد کوه وجود ندارد و هسته های یخی موجود در زیر یخرفتهای سطحی در حال ذوب تدریجی می باشند. انتقال حجم عظیمی از یخرفتها در طول گذر از دوره یخچالی، مخروط افکنه های بزرگی در انتهای دره های یخچالی و تا مجاورت دره رود کوهرنگ تشکیل داده اند. این مخروطها تنها نمونه های موجود با منشا یخچالی در منطقه زردکوه می باشند.
در این مقاله، تودههای تبخیری دیاپیری شده واقع درگستره گرمسار - لاسجرد بررسی شده. درباره آغاز دیاپیریسم، ناپایداری ثقلی نمک به هالوکینز نسبت داده شده اما رخداد فاز کوهزایی پلیوسن آغازی،بهعنوان عامل مکمل و محرک خارجی عامل به وجود آورنده توسعه دیاپیریسم تشخیص داده شده است.از سوی دیگر، ساختارهای نمکی این گستره - که معمولاً از طریق گسلها به سطح رسیده است، به چهار نوع استوک ها، طاقدیسها، دیوارها وزبانههای نمکی تقسیم بندی شده اند.
در این مقاله به بررسی ارتباط بین میزان بارش در فصول پاییز، زمستان و بهار با شاخص های اقلیمی از طریق تحلیل رگرسیونی پرداخته شده است. شاخص های اقلیمی نوسان جنوبی((SOI، نوسان قطبی((AO و نوسان اطلس شمالی((NAO، شاخص نینو 4/3(NINO3/4)، شاخص چند متغیره انسو((MEI، شاخص انتقالی نینو((TNI و نوسان دهه ای اقیانوس آرام(PDO) در این بررسی به عنوان متغیر مستقل مورد مطالعه قرار گرفته است. در این پژوهش از داده های بارش ماهیانه 25 ایستگاه سینوپتیکی که دارای طولانی ترین و کامل ترین دوره آماری اند (دوره آماری 1951 تا 2003) و توان پوشش اکثر مناطق بارشی کشور را دارند استفاده شده است. نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیونی نشان می دهد که بین میزان بارش و شاخصهای اقلیمی مذکور در فصل بهار ارتباط بسیار ضعیفی وجود داشته است. در این مطالعه همچنین مشخص گردید که از میان شاخص های اقلیمی مرتبط با انسو، شاخص نینو 4/3بیشترین ارتباط را با میزان بارش پاییزه و زمستانه ایران دارد و شاخص نوسان جنوبی و شاخص چند متغیره انسو در رتبه های بعدی قرارگرفته اند. بین شاخص های انتقالی انسو و نوسان دهه ای اقیانوس آرام و میزان بارش رابطه ای مشاهده می شود. ضریب ارتباط میزان بارش های فصل پاییز و زمستان با شاخص نینو4/3 و چند متغیره انسو مثبت و با شاخص نوسان جنوبی منفی است.به علاوه نتایج حاصل از این تحلیل مشخص ساخت که نوسان قطبی و نوسان اطلس شمالی با میزان بارش زمستانه ارتباط بیشتری نسبت به بارش پاییزه دارند. ضریب شاخصهای نوسان قطبی و نوسان اطلس شمالی منفی می باشد که نشان دهنده رابطه معکوس بین میزان بارش فصول زمستان و پاییز و شاخص مذکور می باشد.
دریای خزر به عنوان یکی از بزرگ ترین و غنی ترین دریاچه های جهان و همچنین به لحاظ داشتن منابع عظیم انرژی (نفت و گاز) و هم به علت موقعیت ژئواستراتژیکی از گذشته های دور، در نظام جهانی و منطقه ای دارای اهمیت فراوانی بوده است. این اهمیت بخصوص پس از فروپاشی شوروی در 1991 و پیدایش واحدهای سیاسی به عنوان بازیگران جدید در حوزه ی این دریا دو چندان شده است. زیرا قدرت های جهانی و منطقه ای، این دریا را به دلیل دارا بودن منابع انرژی فراوان و موقعیت جغرافیایی و اهمیتی که از نظر ژئواکونومیکی دارد، آن را در کانون توجهات مهم منطقه ای و جهانی خود قرار دادهاند. توانمندی های تولید انرژیی (نفت و گاز) کشورهای حاشیه ی خزر و چگونگی انتقال آن به بازار مصرف جهانی با توجه به محصور بودن این کشورها و همچنین نبود یک رژیم حقوقی در خصوص چگونگی استفاده از منابع بیولوژیکی و انرژی و غیره دریای خزر و اختلاف دیدگاه های کشورهای این حوزه، موجب ظهور ژئوپولیتیک جدیدی در انتقال نفت و گاز (معبر انرژی) شده که در تجزیه و تحلیل هر یک از راه های انتقال، معایب و مشکلات آنها کاملاً آشکار شده است. در مقابل جایگاه و اهمیت ژئواکونومیکی ایران، به عنوان مهمترین، امن ترین و نزدیک ترین و با صرفهترین مسیر انتقال انرژی آسیای مرکزی و قفقاز کاملاً مشخص می شود. در ادامه این مقاله، مسأله بازگشت ژئوپولیتیک آسیای مرکزی پس از چند دهه و تبعات آن برای ایران، بطور مختصر مورد بررسی قرار می گیرد.
در پژوهش حاضر از نقشه شهرستان به عنوان مرز منطقه مورد مطالعه استفاده شده و نتیجه آن با توجه به جنبه کاربردی مقاله، از طریق ارائه نقشه مخاطرات ژئومورفولوژیک و ممیزی مناطق پر خطر- کم خطر سعی دارد برنامه ریزان و مدیران اجرایی را به سوی برنامه ریزی و مدیریت صحیح کاربری زمین سوق دهد. با استفاده از نقشه های توپوگرافی رقومی شده و نقشه های زمین شناسی و ژئومورفولوژی و داده های سنجس از دور و بهرهگیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) شامل نرم افزار هایArc/info و Arcview داده ها پردازش شده و پس از تهیه پایگاه اطلاعاتی برای منطقه مورد نظر، با استفاده از روش تحلیل همپوشی (Overlay) نقشه مخاطرات طبیعی و ژئومورفولوژیک ارائه گردید. نتایج این مطالعه نشان می دهد که 32 درصد منطقه مطالعاتی از نظر وقوع حرکات توده ای مواد، در محدوده خطر متوسط تا بسیار شدید قرار دارند و 12 درصد از مساحت شهرستان مورد مطالعه، به لحاظ سیلاب رودخانهای در پهنه خطر متوسط تا بسیار شدید واقع شدهاند. همچنین 28 درصد از شهرستان اهر به لحاظ حساسیت از نظر زمین لرزه در محدوده خطر متوسط تا شدید قرار دارند.
دادههای تاریخی هواشناسی بلند مدت، برای به کارگیری مدلهای شبیه سازی رشد گیاهان لازم و ضروری می باشند. دادههای شبیه سازی شده زمانی استفاده می شوند که داده های تاریخی موجود نبوده و یا قابل اعتماد نمی باشند و یا اینکه داده های آتی مورد نیاز می باشند. برای شبه سازی می توان از روشهای تصادفی که فقط از میانگینهای بلند مدت اقلیمی اسنفاده می کنند و یا از روشهای غیر تصادفی که بر اساس مقدار یک متغیر و البته، مقدار متغیر مورد نظر را تخمین می زنند، استفاده کرد. هدف از این مطالعه شبیه سازی تصادفی دماهای بیشینه و کمینه بود و از یک مولد هواشناسی به نام ClimGen برای تولید داده های دما استفاده شد. تولید داده های دما برای 10 ایستگاه هواشناسی ایران با شرایط اقلیمی متفاوت صورت گرفت و از داده های تاریخی ثبت شده در ایستگاه های فوق برای بررسی نتایج حاصل استفاده شد. در نهایت از سنجه های آماری مانند جذر میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین خطای تقریبی (MBE) و همچنین ضریب همبستگی (R)، شیب (b) و عرض از مبدأ خط رگرسیون برای مقایسه داده های تولید شده و داده های تاریخی استفاده شد. بر اساس سنجده های فوق، مقادیر شبیه سازی شده و تاریخی دارای توافق خوبی با هم بودند.
در دامنههای شمال غربی سبلان، به لحاظ عمل متناوب ذوب - انجماد، نوسانات شبانهروزی دما، اعمال فشارهای تکتونیکی وحضور درز و شکافهای متعدد در سنگها(عمدتاً آندزیت ،بازالت وگرانیت )، فرآیند هوازدگی همواره فعال است. عمل مداوم چنین فرآیندی درطی زمان، موجب انباشتگی واریزهها وتخته سنگها، در پای دامنهها، داخل درّهها وعمدتاً درداخل آبراهههای درجه2و3شده است. این واریزهها، دراثر دخالت عوامل مختلف، مانند وقوع سیلابها وگاه فعالیتهای انسانی دربخشهای حساس، جابجا شده وموجب تغییر مورفولوژی بسترهای طبیعی آب گردیدهاند. جریانات واریزهای منطقه مورد مطالعه، تحت تاثیر وضعیت توپوگرافی ودخالت عوامل مورفوژنز، مشخصات خاص خود را دارند. طول جریانات واریزهای (به عنوان یک متغیر بسیار مهم )در محدوده مورد بررسی، معمولاً بزرگتر از پهنای آنها است. بهطورمتوسط این میزان از 1:3 تا 1:5 دربخشهای مرتفع منطقه، متفاوت است. نسبت مذکور درجریانات واریزهای قدیمی (بالاتر ازروستای کوتلروینگجه)بالاودرجریانات واریزهای کنونی (درسرتاسر منطقه )، که اغلب برروی گرانیتهای اولیگوسن تشکیل شدهاند، پایین است. نتایج حاصل ازبررسیهای کمّی وتحلیلهای آماری و با استفاده ازرگرسیون چند متغیّره نشان میدهد که، دربزرگ شدن طول مخروط واریزهها که معرف حجیم شدن واریزههای تشکیل شده درپای دامنهها است، نقش عمق معبر بسیار برجسته است. بررسی اقلیم گذشته و معبرهای عمیق ایجاد شده درجریانات واریزهای قدیمی، نشان میدهد که در زمان تغییرات آب وهوائی هلوسن، به طورقابل ملاحظهای بر میزان واریزهها افزوده شد. وجود شیبهای تند(40-90 درجه)، عدم پوشش گیاهی گسترده، وقوع بارشهای شدید، وافزایش میزان ذوب برفهای ارتفاعات و وقوع سیلابهای بزرگ، ازعلل اصلی ایجاد وجابجایی واریزهها درگذشته و برجایگذاری معبرهای عمیق درارتفاعات پایین محدوده مورد مطالعه بوده است.
گل فشان یک پدیده طبیعی منحصر به فرد است که در اکثر نقاط کره زمین قابل مشاهده است و معمولاً به صورت یک عارضه مخروطی شکل گلی که مخلوطی از آب داغ، گازهای نفتی و هیدروکربوری، گل و رسوبات ریز دانه است، دیده می شود. گل خروجی معمولا به صورت آرام و گاهی نیز همراه با انفجار از یک یا چند دهانه خارج شده و به تدریج بر روی دامنه سرازیر می شود. گل فشان ها اغلب با گاز متان همراه هستند که به راحتی می سوزند و شعله ور می شوند و برخی از آنها نیز دارای گازهای گوگردی همراه با آب داغ هستند. اصولاً برای انجام موفقیت آمیز هر تحقیقی روشها و ابزارهای تحقیقی خاصی وجود دارد، که پژوهشگر متناسب با نیاز خود ازآن ها بهره می گیرد. در این تحقیق ابتدا مطالعات کتابخانه ای و جمع آوری اطلاعات از طریق اینترنت صورت گرفت و سپس با تلفیق و تطبیق این اطلاعات با تجربیات حاصل از 15 سال کار میدانی نگارنده بر روی گِل فشان های ایران و مالزی، به پراکندگی جغرافیایی گل فشان ها در جهان و همچنین کاربرد های متنوع آنها پرداخته شد. گل فشان ها کاربرد های اقتصادی و شگفتی های فراوانی دارند که تاکنون مورد توجه محققان قرار نگرفته است، لذا در این پژوهش تلاش خواهد شد زوایای ناشناخته و همچنین دنیای شگفت انگیز آن ها بررسی شود و تشابهات و تفاوت های گل فشان ها به همراه مخاطرات و اثرات اقتصادی و سایر ویژگی های موجود در آن ها مورد مطالعه قرارگیرد.
در این مقاله ویژگی های یکی از پدیده های مهم اقلیمی تحت عنوان سرمایش بادی مطرح گردیده است. این پدیده از ترکیب عناصر اقلیمی درجه حرارت و باد در شرایط محیطی خاصی ایجاد و به مختل شدن راحتی انسان منجر می گردد. در این شرایط، دمای پایین هوا باعث افزایش ناراحتی انسان شده و احتمال سرمازدگی و یخ زدن بافت های بدن انسان افزایش می یابد. در واقع درجه ای از هوا که باعث یخ زدگی بافت های بدن می گردد، تحت عنوان «شاخص سوزباد» نیز تعریف می شود و تا به حال به منظور مدل سازی آن، شاخص های استاندارد متعددی ارائه شده است. در این تحقیق بری محاسبه و تخمین مقادیر سرمایش بادی دو شاخص معروف در سطح جهان مورد استناد قرار گرفته است؛ شاخص اول برای نخستین بار توسط «سایپل»و «پاسل» مطرح شده است. اما شاخص دوم، امروزه توسط سازمانهای هواشناسی کشورهای کانادا و ایالات متحده آمریکا به صورت کاربردی مورد استفاده قرار میگیرد. در این راستا، پس از ارائه مبانی تئوری، ابتدا هر کدام از شاخصهای مذکور به اختصار معرفی و سپس مقادیر مورد محاسبه دمای معادل سرمایش بادی حاصل از هر دو روش به طور مجزا ارائه شده است. جداول و معادلات استاندارد، ترکیب عناصر اقلیمی دما و باد، در روند ایجاد پدیده سرمایش بادی در ایستگاه هواشناسی سینوپتیک شهر «اهر» و محدوده شمالغرب کشور را ارائه می دهند. مقایسه مدلهای نهایی حاکی از این موضوع است که دماهای هم ارز سوز باد شاخص اول نسبت به شاخص دوم اختلاف بیشتری با دمای واقعی هوا دارد. بر این اساس، در شرایط مشابه با آب و هوای شمالغرب کشور، در مطالعات کاربردی استناد به شاخص هواشناسی کانادا توصیه می گردد.
در این پژوهش دو پایگاه داده، یکی مربوط به مقدار روزانه هفت متغیر اقلیمی (بارش، نم نسبی، ساعات آفتابی، میانگین، کمینه و بیشینه دما، و فشار تراز ایستگاه) در ایستگاه سنندج و دیگری مربوط به مقدار روزانه ارتفاع فشار تراز 500 هکتوپاسکال در عرض جغرافیایی 10 تا 60 درجه شمالی و طول 0 تا 70 درجه شرقی، مورد بررسی قرار گرفتند. بر روی پایگاه داده مربوط به متغیر های اقلیمی در طی سال های 1373-1343 پس از انجام تحلیل مولفه مبنا در نهایت تحلیل خوشه ای 11 تیپ همدید هوا برای ایستگاه سنندج تشخیص داده شد. سپس بر روی پایگاه داده مربوط به ارتفاع تراز 500 هکتوپاسکال در سال های1382-1352 تحلیل مولفه مبنا صورت گرفت و 11 مولفه به عنوان مولفه های اصلی انتخاب شدند. سپس برای دستیابی به الگوهای گردشی یک تحلیل خوشه ای بر روی نمرات یازده مولفه انجام شد که در پایان هشت الگوی گردشی اصلی مشخص شد و بنا به دلایلی الگوی گردشی شماره 3 خود به 10 الگوی گردشی فرعی تقسیم بندی شد. سرانجام با استفاده از جدول متقاطع و به دست آوردن فراوانی هر کدام از تیپ های همدید در زمان هر کدام از الگوهای گردشی رابطه بین الگوهای گردشی و تیپ های همدید هوای ایستگاه سنندج به دست آمد
حفظ محیط زیست و جنبه های اقتصادی ، دو معیار مهم برای پذیرش سیستم های مختلف کشاورزی می باشد . حفظ سلامت محیط زیست و منابع طبیعی اقتصادی تر از افزایش تولید است . بنابر این نباید افزایش تولید محصولات کشاورزی منجر به تخریب محیط زیست و هدر دادن منابع طبیعی کشور مثل آب و خاک شود . متاسفانه تغییراتی که در عملیات خاک ورزی و آماده کردن زمین جهت کشت گیاهان بوجود آمده است ، موجب نابودی موجودات میکروسکوپی و ماکروسکوپی خاک و زیستگاه های مربوطه شده است ...
شناخت عوامل موثر در وقوع زمین لغزش ها یکی از مهمترین و ضروریترین اقدامات جهت پیشگیری و کاهش خسارات زمین لغزش می باشد. در این تحقیق بررسی نقش تغییرات کاربری اراضی و جاده سازی در بخشی از حوزه آبخیز تجن به مساحت 08/708 کیلومتر مربع در جنوب شهرستان ساری مورد مطالعه قرار گرفت. در عرصه تحقیق 68 زمین لغزش با عملیات میدانی و تفسیر عکسهای هوایی شناسایی گردید و موقعیت آن ها توسط GPS برداشت و در محیط GIS تبدیل به نقشه گردید. همچنین برای هر یک از زمین لغزش ها پرسشنامه ای در حین انجام عملیات میدانی تکمیل گردید. برای ارزیابی اثر تغییر کاربری اراضی در وقوع زمین لغزش پس از تهیه نقشه کاربری اراضی و اصلاح آن با استفاده از تفسیر عکسهای هوایی سال 1373، تجزیه و تحلیل پرسشنامههای تکمیل شده و در نهایت با به کارگیری از تکنیک های GIS مشخص گردید که 24/35 درصد زمین لغزش ها با مساحت81/34 هکتار در مناطقی اتفاق افتاده که تغییر کاربری از اراضی جنگلی به اراضی زراعی دیم و باغ در روی دامنههای شیبدار صورت گرفته است. همچنین پس از تهیه نقشه شبکه راه ها با استفاده از نقشه توپوگرافی و تکمیل آن با کمک عکسهای هوایی و به کارگیری از تکنیک های GIS مشخص گردید که بیشترین تراکم وقوع زمین لغزش حداکثر تا فاصله 75 متر از مرکز جاده با تعداد 21 زمین لغزش و تراکم 219/0 (تعداد در کیلومتر مربع) می باشد. همچنین روند کاهش تعداد زمین لغزش با فاصله گرفتن از جاده بیانگر اثر جاده سازی در وقوع زمین لغزش هامی باشد.