ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۰۱ تا ۴٬۹۲۰ مورد از کل ۴٬۹۴۸ مورد.
۴۹۰۱.

ارزیابی کیفیت هیدروژئومورفولوژیکی رودخانه ویهج در محدوده شهری قروه با استفاده از شاخص IHG(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۸
تغییر و دگرگونی جزء صفات دائمی رودخانه ها است که بر اساس نوع استفاده و دخالت در آن می تواند موجب تغییراتی در کانال رود و حاشیه آن گردد. در پژوهش حاضر، کیفیت هیدروژئومورفولوژی رودخانه ویهج در بازه شهری قروه (ابتدای بازه شهری قروه تا روستای ویهج به طول 8 کیلومتر) مورد ارزیابی قرار گرفت. با استفاده از شاخص هیدروژئومورفولوژیکی IHG در طول مسیر اصلی رودخانه، به هفت (بازه) تقسیم و مقدار این شاخص برای هر بازه تعیین گردید. شاخص IHG تعداد 9 پارامتر را در سه گروه (کیفیت عملکرد رودخانه ، مورفولوژی آبراهه، پوشش گیاهی کنار رود) ارزیابی می کند. مقدار هر پارامتر بین 1 تا 10، متناسب با وضعیت طبیعی و عملکرد حوزه رودخانه قرار دارد. بر اساس نتایج، بازه های شماره 1 و 5 دارای وضعیت ضعیف، بازه های شماره 6 و 7 دارای وضعیت خوب و بازه های شماره 2، 3 و 4 به دلیل دخالت های انسانی (از جمله تغییر در الگوی مورفولوژی، ایجاد سازه های مهندسی در بستر رودخانه، قطع پیوستگی آبراهه اصلی، ساخت وساز در سیلاب دشت و تغییر کاربری محدوده سیلاب دشت رودخانه به کاربری مسکونی و زراعی)، از کیفیت خیلی ضعیف برخوردار هستند. همچنین، کیفیت هیدروژئومورفولوژی بازه شهری رودخانه به دلیل گسترش فضای شهری و سکونتگاهی، استخراج بی رویه شن و ماسه، بیشترین اثرات منفی را دارد.
۴۹۰۲.

ویژگی های ژئومورفومتریک تلماسه ها در ریگ یلان، دشت لوت: فرآیندهای بادی و تحلیل مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۲
این پژوهش به بررسی ارتباط ویژگی های مورفومتریک تلماسه ها و الگوهای بادی در ریگ یلان ، واقع در غرب دشت لوت، ایران، با استفاده از داده های مدل ارتفاعی رقومی پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی جهات باد غالب و فرعی با تأکید بر ویژگی های ژئومورفیک تلماسه ها است. روابط بین شاخص های ژئومورفیک تلماسه ها و جهت گیری بادهای غالب با مطالعه و تحلیل آماری فضایی داده های مورفومتریک (شیب، زبری سطح، انحنای پروفیل، انحنای طرح، شاخص موقعیت توپوگرافی، شاخص موقعیت نسبی، تفاوت ارتفاع، و شاخص حمل رسوب تعین شده اند. در این راستا با بهره گیری از Google Earth Engine و GIS، شاخص های مورفومتریک از داده های SRTM محاسبه و با فیلتر کرنل گاوسی (شعاع 15، سیگما 2) نویزها کاهش یافتند. ارزیابی تأثیرات متقابل این شاخص ها نشان داد که تغییرات انحنای پروفیل و پلان تلماسه ها می تواند به عنوان شاخصی برای شناسایی مناطق فرسایش پذیر در نظر گرفته شود. یافته های کلیدی نشان دهنده جهت باد غالب از جنوب شرقی و جنوب (SE,S)، با ستیغ های تلماسه ای در راستای شمال غربی و شمال (NW,N)، و شاخص تقارن 0.21- با سطح اطمینان بالا (۹۵٪) هستند. نتایج تحلیل ها (میانگین شیب 11.87 درجه در NW، زبری 13.90 در NW، و STI =162.70 در NW در NW) الگوهای ستیغ ها و گودال ها را در جهت های NW و SE تأیید کردند. نتایج همچنین نشان دادند که تغییرات شاخص حمل رسوب در امتداد محور NW-SE همبستگی بالایی با تغییرات زبری سطح دارد، که می تواند در مدل سازی پویایی تلماسه ها کمک کنند. نتایج همچنین بیانگر پتانسیل بالای داده های دورسنجی برای پایش تغییرات مورفولوژیکی در مناطق فراخشک و جایگزین مناسبی برای داده های میدانی در مناطقی که دسترسی به داده های بادشناسی محدود و ممکن نیست، است. این نتایج اهمیت تحلیل مورفومتریک مشتق شده از DEMs را برای درک فرآیندهای بادی در بیابان ها، مدیریت منابع طبیعی، و پیش بینی فرسایش بادی برجسته می کنند. محدودیت هایی مانند فقدان داده های میدانی و بادی محلی، مسیرهای تحقیقاتی آینده را مشخص می کنند.
۴۹۰۳.

بررسی روابط مکانی سکونتگاه های روستایی با عوامل طبیعی در شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تعیین ارتباط عوامل مختلف طبیعی با توزیع جغرافیایی روستاهای شهرستان اردبیل انجام گرفت. متغیرهای انتخابی شامل 10 متغیر ارتفاع، شیب، تیپ اقلیمی، لیتولوژی، فاصله از گسل، تیپ ناهمواری، فاصله از رود، فاصله از چشمه، فاصله از چاه، کاربری/پوشش زمین بود که داده های آن ها از طریق منابع مختلف کتابخانه ای فراهم شد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و از تحلیل هم پوشانی جهت تعیین ارتباط متغیرهای محیطی با استقرار سکونتگاه های روستایی استفاده شد. در این راستا آماده سازی، مدیریت و تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام پذیرفت. نتایج تحلیل های مکانی نشان داد که ارتباط زیادی بین متغیرهای محیط طبیعی و پراکنش روستاها وجود دارد. مکان گزینی روستاهای شهرستان اردبیل عمدتاً در اقلیم نیمه خشک، ارتفاعات زیر 2000 متر، شیب زیر 10 درجه، سازندهای آذرین آندزیتی- داسیتی ائوسن و رسوبی کواترنری، فاصله 5 کیلومتری گسل ها، ناهمواری کوه و دشت، فاصله یک کیلومتری از رودها، فاصله دو کیلومتری چاه ها، فاصله بالای دو کیلومتری از چشمه ها و اراضی کشاورزی اعم از آبی و دیم بوده است. با مقایسه اثرات تمامی متغیرهای محیطی در چگونگی توزیع جغرافیایی روستاها نتیجه گرفته شد که عوامل ژئومورفولوژی (ارتفاع، شیب، لندفرم) و سپس هیدرولوژی (رودخانه و چاه) در برپایی و توسعه سکونتگاه های روستایی شهرستان اردبیل بر سایر عوامل برتری داشته و اقتصاد کشاورزی روستاها به منابع آب وخاک دشت ها و کوهپایه ها وابسته است. سکونتگاه های روستایی شهرستان اردبیل در معرض مخاطرات زمین لرزه ای، تخریب زمین، فرونشست، و سیل بوده و لازم است تا برنامه ریزان و سیاست گذاران توسعه و عمران محلی و ناحیه ای به این موضوعات توجه جدی داشته باشند. در این زمینه، حفظ حریم رودها، رعایت فاصله ایمن از گسل ها، عدم کشاورزی در شیب های تند، عدم ساخت و ساز در جوار دامنه های فرسایش پذیر و ضعیف الزامی است.
۴۹۰۴.

مقایسه مدل هیبریدی SVR-ACOR-Holt-Winters و مدل GEP بهینه شده با الگوریتم وال به منظور پیش بینی طوفان های گردوغبار، مطالعه موردی: استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۷
استان خوزستان به عنوان یکی از کانون های اصلی طوفان های گردوغبار در ایران به دلیل شرایط جغرافیایی خاص خود، همواره با چالش های جدی در زمینه سلامت عمومی و پایداری محیط زیستی مواجه است. در این پژوهش، به ارائه یک هیبریدی SVR-ACOR-Holt-Winters به منظور مدل سازی طوفان های گردوغبار در استان خوزستان، در طول دوره آماری 50 ساله (2020- 1971) پرداخته شده است. نتایج نشان داد که مدل SVR-ACOR-Holt-Winters با ریشه میانگین مربعات خطا (317/0 - 293/0 =RMSE)، ضریب همبستگی (849/0 - 873/0 =R)، میانگین قدرمطلق خطا (275/0- 293/0 =MAE)، با اختلاف محسوسی، نسبت به مدل های انفرادی و مدل های دوگانه بررسی شده، به عنوان مدل برتر انتخاب شده است. ایستگاه آبادان با بیشترین فراوانی روزهای گردوغباری دقت بالاتری را در پیش بینی طوفان های گردوغبار در استان نشان داد که دلیل آن را می توان در ارتباط متغیرهای اقلیمی همچون دمای حدی و سرعت باد بر افزایش شاخص فراوانی روزهای همراه با این طوفان ها در خوزستان یافت. لذا می توان نتیجه گرفت مدل سازی طوفان های گردوغبار در مناطق بحرانی تر از دقت بیشتری برخوردار است. نتایج این مطالعه می تواند در مدل سازی پدیده گردوغبار و طراحی سیستم های هشدار طوفان های گردوغبار و کاهش خسارات ناشی از این پدیده، به کار گرفته شود. کاربرد این مدل در سایر مناطق دارای شرایط اقلیمی مشابه نیز می تواند موردبررسی قرار گیرد تا امکان تعمیم پذیری و اثربخشی آن در پیش بینی طوفان های گردوغبار در سطح ملی و منطقه ای ارزیابی شود.
۴۹۰۵.

ارزیابی کمّی ژئومورفوسایت های دریاچه گهر، آبشار بیشه و تنگه لی لی به منظور توسعه ژئوتوریسم شهرستان دورود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۵
امروزه اقتصاد روبه رشد زمین گردشگری، اهمیت جاذبه های ژئوتوریسمی و ویژگی های منحصر به فرد میراث زمین، توجه به ژئوتوریسم و ارزیابی ژئومورفوسایت ها را بیش از پیش ایجاب کرده است. لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کمّی ژئومورفوسایت های آبشار بیشه، دریاچه گهر و تنگه لی لی انجام شد که به لحاظ نوع، کاربردی و از نظر روش، تحلیلی است. بدین منظور از مدل پرالونگ استفاده شد که توانمندی گردشگری ژئومورفوسایت ها را بر پایه چهار شاخص زیبایی، علمی، فرهنگی و اقتصادی، و ارزش بهره وری آنها را ازطریق شاخص های میزان و کیفیت بهره برداری ارزیابی می کند. براین اساس پرسشنامه های تخصصی مدل پرالونگ تدوین و توسط 60 متخصص به صورت مجزا برای هر ژئومورفوسایت تکمیل شد. علاوه براین پرسشنامه عمومی برای بررسی رفتار گردشگران، امکانات و خدمات، و حفاظت از ژئومورفوسایت ها تهیه و توسط 100 گردشگر تکمیل شد. نتایج نشان داد آبشار بیشه، دریاچه گهر و تنگه لی لی به ترتیب با کسب امتیاز گردشگری ۶۳/0، 6/0 و 57/0، و امتیاز بهره وری ۶۲/0، 48/0 و 56/0 در رتبه های اول تا سوم قرار دارند. دراین بین، آبشار بیشه از نظر عیارهای زیبایی و اقتصادی به ترتیب با کسب امتیاز 85/0 و ۷۵/0 رتبه نخست را دارد که بیانگر بیشترین جذابیت و دسترسی مطلوب این ژئومورفوسایت از طریق جاده با سطح اهمیت ملی است. سایر ژئوسایت ها نیز نیازمند توسعه راه های دسترسی و همچنین افزایش سطح تمهیدات حفاظتی و بهره وری هستند. ازنظر عیار علمی دریاچه گهر با امتیاز ۶۲/0 در رتبه اول قرار گرفت که نشانگر قابلیت علمی و آموزشی این سایت برای توسعه ژئوتوریسم است. عیار فرهنگی در ارزیابی ژئومورفوسایت ها، امتیاز بسیار پایینی را کسب کرد که حاکی از نبود رخدادهای فرهنگی و هنری است و توجه بیشتری را می طلبد. این نتایج می تواند به توسعه پایدار ژئوتوریسم در سایت های مورد مطالعه کمک کند و شرایط ایجاد تجربه ی مطلوب برای گردشگران فراهم آورد.
۴۹۰۶.

تحلیل پارامترهای جنبشی زلزله و پهنه بندی خطر لرزه ای در شهر سنندج با استفاده از روش های تعیینی و GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۵
زلزله یکی از مخاطرات طبیعی مخرب است که تأثیرات گسترده ای بر زیرساخت های شهری و روستایی دارد. این پژوهش به تحلیل پارامترهای جنبشی زلزله از جمله شتاب اوج زمین (PGA) و سرعت اوج زمین (PGV) در شهر سنندج پرداخته است. به منظور برآورد این پارامترها، از رویکردهای تعیینی و تجربی بهره گرفته شده و داده های لرزه ای تاریخی، مشخصات گسل های فعال و ویژگی های ژئوتکنیکی منطقه مورد بررسی قرار گرفته اند در این پژوهش، به منظور تحلیل تغییرات فضایی پارامترهای لرزه ای، از مدل های کاهندگی شدت زلزله همچون رابطه چاندرا (۱۹۷۹) استفاده شده است. همچنین، به منظور پهنه بندی خطر لرزه ای، از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روش درونیابی وزن دهی معکوس فاصله (IDW) بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از تحلیل ها نشان می دهد که محدوده جنوب غربی سنندج بیشترین مخاطره لرزه ای را تجربه می کند، به طوری که مقدار PGA در این نواحی 34/g تا 36/g و PGV در بازه ۳۵ تا ۳۹ سانتی متر بر ثانیه برآورد شده است. این مقادیر نشان دهنده تأثیرات بالقوه بالا زلزله بر زیرساخت های منطقه هستند.بررسی کلی نتایج نشان می دهد که توزیع خطر لرزه ای در سنندج ناهمگن بوده و نواحی جنوبی و جنوب غربی شهر بیشترین تأثیر را از لرزه های احتمالی خواهند داشت. یافته های این پژوهش بر لزوم بازنگری در آیین نامه ۲۸۰۰ ایران با توجه به داده های محلی تأکید دارند. همچنین، پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، از روش های احتمالاتی و تحلیل های دینامیکی جهت افزایش دقت برآورد خطر لرزه ای استفاده شود.
۴۹۰۷.

ارزیابی پراکندگی و ارتباط زمین لغزش های گستره ایلام-مهران با زمین ساخت و شاخص های ژئومورفولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۵
منطقه مورد مطالعه بخشی از زاگرس چین خورده در جنوب غربی ایران، شامل گستره ایلام-مهران است. هدف این تحقیق، شناسایی زمین لغزش ها و بررسی پراکندگی و ارتباط مکانی آن ها با پارامترهای زمین ساختی است. در این مطالعه، با استفاده از مطالعات میدانی و تصاویر ماهواره ای تعداد 257 زمین لغزش در منطقه مورد مطالعه شناسایی شد. جهت ارزیابی پراکندگی و ارتباط این زمین لغزش ها با زمین ساخت، شاخص های ژئومورفولوژی از جمله انتگرال هیپسومتری (Hi)، گرادیان طولی رودخانه (SL)، عدم تقارن حوضه (AF)، نسبت شکل حوضه (Bs)، پهنا یا عرض کف دره (Vfw) و سینوسیته جبهه کوهستان (Smf) برای حوضه های آبریز منطقه مورد مطالعه محاسبه گردید و با استفاده از شاخص Iat میزان فعالیت نسبی زمین ساختی منطقه به دست آمد. همچنین ارتباط کمی بین کانون زمین لرزه ها، گسل ها و فروانی زمین لغزش مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده از بررسی پراکندگی زمین لغزش ها نسبت به کانون زمین لرزه ها و گسل ها نشان می دهد که زمین لغزش ها بیشتر در مجاورت گسل های فعال و نزدیک به کانون زمین لرزه ها (با شعاع کمتر از 2 کیلومتر) متمرکز شده اند و نزدیکی به شکستگی های ساختاری و فعالیت های لرزه ای نقش مهمی در تحریک لغزش دامنه ها ایفا کرده است. بررسی شاخص های ژئومورفولوژیک و شاخص مورفوتکتونیک (Iat) نشان دهنده فعالیت زمین ساختی متوسط در حوضه های ایلام (2.16)، صالح آباد (2.33) و مهران 1 (2.33) و فعالیت زمین ساختی زیاد در حوضه مهران 2 (2) می باشد. نتایج نشان می دهد با افزایش انتگرال هیپسومتری (Hi) در زیرحوضه ها مقدار شاخص های تراکم زمین لغزش (LD) و نسبت مساحت زمین لغزش به مساحت کل حوضه (LA) افزایش می یابد. این موضوع نشان می دهد حوضه های جوان تر (با Hi بالاتر) و پرشیب تر، بیشتر مستعد وقوع زمین لغزش هستند. تلفیق داده های زمین ساختی، لرزه ای و مورفومتری حوضه ها، نشان می دهد که در زیرحوضه هایی با فعالیت زمین ساختی بالا، مساحت زمین لغزش ها نسبت به مساحت زیرحوضه افزایش می یابدو منطقه مورد مطالعه از نظر ژئودینامیک فعال بوده و زمین لغزش ها، تحت تأثیر فعالیت لرزه ای، گسل ها و شرایط زمین ساختی منطقه شکل گرفته اند.
۴۹۰۸.

پس پردازش آماری مدل داده محور برآورد تغییرات مکانی بارش در زاگرس میانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۵
این مطالعه با هدف برآورد مکانی بارش در منطقه زاگرس میانی بر اساس روابط بین بارش و عوامل جغرافیایی، استفاده از مدل های داده محور و همچنین اهمیت پس پردازش آماری در برونداد مدل ها انجام شده است. برای مدل سازی بارش از روش شبکه های عصبی مصنوعی استفاده شد. مناسب ترین ساختار شبکه (آرایش دو لایه پنهان ۱-۸-۸) با قانون آموزش مارکوات-لونبرگ تعیین شد و میزان تبیین واریانس بارش توسط مدل ارائه شده برای برآورد مکانی بارش در زاگرس میانی 50 درصد (R2=0.5) است. به منظور افزایش دقت مدل، از روش های مختلف تصحیح خطا جهت پس پردازش خروجی های مدل استفاده شد. این مرحله باعث بهینه سازی شبیه سازی ها به میزان ۵ تا ۱۰ درصد شد. در این میان، روش نگاشت چندک (QM) با ارتقاء همبستگی نهایی شبیه سازی های مدل با مقادیر مشاهداتی از 71/0 به 81/0، بهترین عملکرد را در بین روش های مورد بررسی داشت. این بهینه سازی، ضرورت پس پردازش را در تصحیح خطای سیستماتیک مدل های داده محور برای رسیدن به دقت مورد نیاز در تخمین بارش و مدیریت منابع آب در مناطق کوهستانی پیچیده را تأیید می کند. نتایج این مطالعه نشان داد که ارتفاع، مهم ترین عامل کنترل کننده بارش در منطقه زاگرس میانی است و یک رابطه قوی و مثبت بین بارش و ارتفاع وجود دارد. با این حال، تحلیل نیمرخ های ارتفاعی آشکار کرد که حداکثر بارش در ارتفاعی حدود ۲۵۰۰ متر تا خط الرأس رخ می دهد و عیناً منطبق با حداکثر ارتفاع در خط الرأس نیست؛ این امر فرضیه تکمیل فرآیند تخلیه رطوبت توده های هوا قبل از رسیدن به خط الرأس اصلی را تأیید می کند.
۴۹۰۹.

مدل پیش بینی برای نقاط باستانی- مقایسه روش ماکزیمم آنتروپی و وزن های شواهد، مطالعه موردی: استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۹۹
حفاظت و شناسایی محوطه های باستانی با توجه به تهدیدات ناشی از شهرسازی، گسترش کشاورزی و توسعه زیرساخت ها اهمیت روزافزونی یافته است. کاوش های میدانی سنتی، اگرچه مؤثر، اما زمان بر و پرهزینه اند. مدل سازی پیش بینی فضایی با استفاده از عوامل محیطی و داده های مکان های شناخته شده، ابزاری کارآمد برای شناسایی مناطق با پتانسیل باستانی بالاست. این مطالعه به مقایسه دو روش مدل سازی پیش بینی، وزن های شواهد (WoE) و ماکزیمم آنتروپی (MaxEnt)، در شناسایی محوطه های باستانی در استان خراسان شمالی، ایران، می پردازد. این منطقه به دلیل کشف اخیر یک کاخ هخامنشی در نزدیکی آشخانه از اهمیت باستانی برخوردار است. در این پژوهش، داده های 980 محوطه باستانی به صورت تصادفی به مجموعه های آموزشی (70%) و اعتبارسنجی (30%) تقسیم شدند. شش متغیر محیطی شامل ارتفاع، شیب، فاصله از رودخانه ها، پوشش گیاهی، آبادی ها و زمین شناسی با رزولوشن 30 متر در محیط GIS پردازش شدند. مدل WoE با رویکرد بیزین و آزمون استقلال شرطی (کای اسکوئر) و مدل MaxEnt بدون نیاز به استقلال متغیرها اجرا شدند. نتایج نشان داد MaxEnt با نرخ موفقیت آموزشی 88.65% و اعتبارسنجی 88.20% نسبت به WoE (83.26% و 83.00%) عملکرد بهتری دارد. نزدیکی به آبادی ها و رودخانه ها مهم ترین عوامل پیش بینی کننده بودند. MaxEnt به دلیل انعطاف پذیری و عدم نیاز به استقلال متغیرها، برای محیط های پیچیده مناسب تر است، درحالی که WoE به دلیل سادگی برای پروژه های کوچک تر کارآمد است. پیشنهاد می شود در تحقیقات آتی از روش های ترکیبی و داده های با وضوح بالا برای بهبود دقت استفاده شود.
۴۹۱۰.

نقش زمین لرزه در وقوع زمین لغزش های محور تفین-دگاگا در استان کردستان با استفاده از تکنیک های تداخل سنجی راداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۱
زمین لغزش از جمله مخاطرات طبیعی، تاثیرات بسیار ویرانگر جانی و مالی به ویژه در مناطق کوهستانی ایران وجهان به همراه داشته است. لذا تمهیدات لازم برای کاهش خسارات ناشی از وقوع زمین لغزش، ضروری است . دراین پژوهش هدف نقش زمین لرز ه در تعیین میزان جابجایی زمین لغزش در محور تفین-دگاگا در استان کردستان با استفاده از تکنیک- های تداخل سنجی راداری می باشد.در این مطالعه، از داده های تصاویر ماهواره ای سنتینل-1 برای اندازه گیری جابجایی زمین در طول سال های 2017 تا 2019 استفاده شد. به این منظور تصاویر راداری در بازه های زمانی مختلف جمع آوری و در فرآیند آنالیز تداخل سنجی راداری (InSAR) پردازش شده و سپس تغییرات ارتفاعی زمین، نشست ها و لغزش ها با دقت ارزیابی و محاسبه شدند. نتایج حاصل از این روش نشان داد که داده های جابجایی زمین نشان دهنده تغییرات مهمی در وضعیت زمین در مسیر جاده تفین به داگاگا هستند.در سال 2018، جابجایی های زمین بیشتر به صورت نشست های جزئی گزارش شدند، با میانگین جابجایی -0.0235 متر در ماه اوت که نشان دهنده بهبود نسبی وضعیت زمین نسبت به سال 2017 بود.در نتیجه، مقایسه داده های جابجایی نشان می دهد که منطقه مورد مطالعه، به ویژه در مسیر جاده تفین به داگاگا، در معرض تغییرات مستمر زمین شناسی و تکتونیک منطقه(گسل اصلی زاگرس) قرار دارد. در حالی که سال 2018 بهبود نسبی در وضعیت زمین نشان می داد، داده های سال 2019 از بازگشت نشست های شدیدتر و ناپایداری گسترده تر خبر می دهند. این امر نشان می دهد که نظارت مداوم و دقیق به همراه اقدامات حفاظتی فوری برای جلوگیری از خطرات بیشتر در این منطقه ضروری است.
۴۹۱۱.

تشخیص چند زمانه تغییرات کاربری و پوشش زمین بر پایه بردارهای نهفته مدل بنیادین آلفاارث: چارچوب شباهت پیکسل محور در منطقه ای نیمه خشک با شهرنشینی شتابان (۲۰۱۷–۲۰۲۴، البرز، ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۷
تغییرات کاربری و پوشش زمین در مناطق خشک و نیمه خشک ایران، به ویژه نواحی با شهرنشینی سریع، چالش اصلی مدیریت پایدار سرزمین است. روش های سنتی مانند طبقه بندی نظارت شده و شاخص NDVI به دلیل وابستگی به داده های محلی، تجمیع خطاها و ناتوانی در تمایز تغییرات گیاهی از تحولات ساختاری، محدودیت های جدی دارند. این پژوهش چارچوبی نوین پیکسل محور و چندزمانه بر پایه تحلیل شباهت بردارهای نهفته مدل AlphaEarth ارائه می دهد تا بر این کاستی ها غلبه کند. بردارهای ۶۴بعدی با تفکیک ۱۰ متری برای ۲۰۱۷–۲۰۲۴ استخراج شد و چهار معیار شباهت (کسینوسی، همبستگی پیرسون، عدم شباهت و SSIM) پیکسل به پیکسل محاسبه گردید. تحلیل ها شامل شناسایی خوشه های تغییر (Hotspot/Coldspot)، طبقه بندی پایداری چندسطحی، تجمیع شهرستانی و روند زمانی بود. نتایج با NDVI و مطالعات پیشین مقایسه شد. یافته ها حاکی از پایداری بالای ۷۷.۷۸٪ مساحت استان البرز (۴۰۳۰.۴۰ کیلومترمربع) است، در حالی که ۲.۳۶٪ از مساحت استان (۱۲۲.۳۰ کیلومترمربع) تغییرات شدید را تجربه کرده؛ این تغییرات عمدتاً در شهرستان های نظرآباد، اشتهارد، فردیس و چهارباغ متمرکز بوده اند. میانگین شباهت کسینوسی استانی ۰.۹۵۶۹، در دامنه بالای مقادیر گزارش شده در مطالعات مشابه قرار می گیرد و نشان دهنده قابلیت مناسب چارچوب پیشنهادی در بازنمایی پایداری و الگوهای سازگار با تحولات ساختاری–کارکردی اراضی است. تحلیل روند زمانی، افت پایداری در دوره ۲۰۲۰–۲۰۲۱ و بازگشت نسبی پایداری در دوره بعدی را نشان می دهد. برخلاف NDVI که عمدتاً نوسانات پوشش گیاهی و زیست توده را بازتاب می دهد، این رویکرد می تواند شواهد مکملی از الگوهای سازگار با تحولات ساختاری–کارکردی کاربری اراضی، به ویژه در پهنه های شهری، صنعتی و کم پوشش گیاهی، فراهم سازد. این چارچوب بدون نیاز به داده های محلی و با مقیاس پذیری بالا، ابزاری کارآمد برای پایش تغییرات در مناطق خشک فراهم می آورد و می تواند مبنایی علمی برای برنامه ریزی آمایش سرزمین و سیاست گذاری محیطی فراهم سازد.
۴۹۱۲.

تحلیل مورفوکلیماتیک نوسانات اقلیمی کواترنری با استفاده از مدل پلی نومیال در حوضه آرپاچای زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۲
تحلیل های مورفوکلیماتیک نقش برجسته ای در شناسایی تحولات اقلیمی کواترنری و تأثیرات آن بر توپوگرافی سطح زمین دارد. در این پژوهش، با هدف اثبات وجود چهار نوسان پالئوکلیماتیک دوره کواترنری حوضه آرپاچای، از روش های ژئومتریک و مدل سازی ریاضی پلی نومیال درجه ششم استفاده شد. داده های مورد نیاز شامل مختصات متریک (طول و عرض)، ارتفاع از سطح دریا و مقادیر جذر مجموع طول و عرص جغرافیایی به توان دو (√(X² + Y²)) جهت ایجاد هیپسومتری بعددار از سه مقطع عرضی (علیا، وسطی و سفلی) حوضه جمع آوری گردید. نیمرخ های توپوگرافیکی واقعی با استفاده از مدل پلی نومیال درجه ششم شبیه سازی شد و اعتبار مدل نیمرخ در بخش های مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. ضریب همبستگی بالا نشان دهنده تطابق بسیار خوب بین داده های میدانی و نتایج مدل سازی است. نتایج نشان میدهند که مدل پلی نومیال درجه ششم دارای دقت بالایی در شبیه سازی تراس های ژئومورفولوژیکی مرتبط با نوسانات اقلیمی است. چهار تراس مشاهده شده در نیمرخ ها مربوط به چهار مرحله تحولی در حوضه بوده که با چهار رویداد پالئوکلیماتیک همراهی دارد. همچنین، تطبیق الگوها در تمامی بخش های حوضه (علیا، وسطی و سفلی) نشان داد که این نوسانات تحت تأثیر همزمان فاکتورهای اقلیمی و تکتونیکی ثبت شده اند. این یافته ها نه تنها غنای علمی تحقیقات مورفوکلیماتیک را افزایش می دهند، بلکه کاربرد روش های ژئومتریک را در مناطق با دسترسی محدود ممکن می سازند.
۴۹۱۳.

تاثیر سناریوهای مختلف مدیریت کاربری اراضی بر میزان فرسایش خاک در حوزه آبخیز گیوی چای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۸
فرسایش خاک تابعی از قابلیت جداشدن ذرات و قابلیت انتقال آنها می باشد. برای تشکیل یک سانتی متر خاک بیش از ۳۰۰ سال زمان نیاز است. از این نظر جلوگیری از فرسایش خاک به منظور حفظ ثروت های ارزشمند طبیعی امری حیاتی به شمار می آید. فرسایش و تولید رسوب تابع پیچیده ای از عوامل مختلف از جمله، زمین شناسی، اقلیم، توپوگرافی، پوشش گیاهی و انسان است. فرسایش خاک فرایند طبیعی فیزیکی است که طی آن ذرات خاک از بستر اصلی خود جدا شده و به کمک یک عامل انتقال دهنده به مکانی دیگر حمل و رسوب گذاری می شود. در مطالعه حاضر، هدف تاثیر سناریوهای مختلف مدیریت کاربری اراضی بر میزان فرسایش خاک با استفاده از مدل G2 در حوزه گیوی چای استان اردبیل می باشد. که با بررسی 6 سناریوی مدیریت کاربری اراضی بر اساس الگوی استفاده از اراضی در محیط GIS تهیه شد. سپس داده های ورودی بر اساس داده های زمینی، کاربری اراضی و داده های مشاهداتی تهیه شد. بر اساس نتایج مدل، مقدار فرس ایش در سناریوی تبدیل مراتع ضعیف به متوسط و سناریو تبدیل مراتع متوسط به خوب و احداث باغ کاهش فرسایش را نشان داد و سناریو تخریب که در دو سناریو مطرح شد باعث افزایش فرسایش در کاربری زراعی رانشان می دهد. در این تحقیق، ابتدا داده های محیطی شامل نوع کاربری زمین، شیب، پوشش گیاهی و بارندگی جمع آوری شد. سپس با استفاده از مدل G2، میزان فرسایش خاک در هر یک از کاربری های مختلف (کشاورزی، مرتع، جنگل و مناطق مسکونی) محاسبه گردید. نتایج نشان داد که کاربری های کشاورزی با فرسایش بالاتری نسبت به دیگر کاربری ها مواجه هستند، درحالی که مناطق جنگلی به عنوان بهترین گزینه برای حفظ خاک و جلوگیری از فرسایش شناخته شدند. این یافته ها می تواند به تصمیم گیری های مدیریتی در زمینه حفاظت از خاک و توسعه پایدار کمک کند.
۴۹۱۴.

ارزیابی عملکرد الگوریتم های فرا ابتکاری در بهینه سازی داده های ورودی به منظور مدل سازی طوفان های گرد و غبار (مطالعه موردی: استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۹
طوفان های گرد و غبار به عنوان یکی از مهم ترین مخاطرات اقلیمی در مناطق خشک و نیمه خشک ایران به ویژه استان سیستان و بلوچستان، پیامدهای گسترده ای در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی ایجاد می کنند. یکی از چالش های اصلی در مدل سازی و پیش بینی این پدیده، عدم قطعیت در داده های ورودی و محدودیت ایستگاه های سینوپتیکی است. این پژوهش با هدف بهبود عملکرد مدل های پیش بینی، به ارزیابی نقش الگوریتم های فراابتکاری در بهینه سازی داده های ورودی پرداخته است. در این راستا، یک مدل هیبریدی مبتنی بر رگرسیون فازی خوشه بندی شده و میانگین متحرک FCMR-MA توسعه داده شد و برای بهینه سازی داده های ورودی، دو الگوریتم فراابتکاری چرخه آب و بهینه سازی علف های هرز مهاجم به کار گرفته شدند. یکی از عوامل کلیدی در تشدید و تداوم این پدیده، وقوع خشکسالی های متوالی و کاهش رطوبت خاک است که بستر تولید و انتقال گردوغبار را تقویت می کند. به منظور تحلیل پیوند بین شرایط خشکسالی و وقوع طوفان های گردوغبار، شاخص های خشکسالی SPI و SPEI نیز به عنوان متغیرهای اقلیمی در ساختار مدل لحاظ شدند. داده های مورد استفاده شامل فراوانی روزهای همراه با طوفان گردوغبار در پنج ایستگاه سینوپتیکی استان سیستان و بلوچستان طی دوره 40 ساله بود. عملکرد مدل ها با استفاده از چهار معیار ارزیابی R, RMSE, MAE, NS سنجیده شد. یافته ها نشان داد که به کارگیری الگوریتم های فراابتکاری موجب بهبود معنادار در دقت مدل نسبت به حالت بدون بهینه سازی شد. در این میان، الگوریتم علف های هرز مهاجم با دستیابی به بالاترین ضریب همبستگی (R=0.94) و کم ترین میزان خطا، عملکرد برتری نسبت به الگوریتم چرخه آب و مدل پایه ارائه کرد. به طور کلی، نتایج این مطالعه بیانگر اهمیت استفاده از الگوریتم های فراابتکاری در بهینه سازی داده های ورودی برای ارتقاء دقت مدل های پیش بینی طوفان های گردوغبار در مناطق خشک و نیمه خشک است.
۴۹۱۵.

شناسایی و ارزیابی میراث زمینی مناطق بیابانی باهدف توسعه ژئوتوریسم (مطالعه موردی: مناطق بیابانی سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۶
امروزه ژئومورفولوژی در زمینه های، اقتصادی، تاریخی، مطالعات فرهنگی، اکولوژی و گردشگری می تواند مبنای برنامه-ریزی صحیح، مدیریت پایدار گردشگری و توسعه اقتصادی باشد. استان سمنان به دلیل داشتن لندفرم های بیابانی متنوع و مناظر شاخصی مانند لندفرم های کلوت و اشکال دشت های نمکی این منطقه را متمایز کرده و می تواند گردشگران علاقه مند و ماجراجو را از مناطق مختلف جذب کند. هدف از این پژوهش، تعیین و مقایسه مناسب ترین ژئومورفوسایت ها برای برنامه ریزی گردشگری پایدار با استفاده از دو روش ارزیابی ژئوتوریسم پیشنهاد شده توسط بریل ها و همکاران، رینارد و همکاران بوده است. طی کارهای میدانی ابتدا 90 مکان لندفرمی شناسایی شد که پس بررسی های کارشناسی 30 ژئوسایت شاخص از بین آن ها انتخاب شد. سپس این ژئوسایت ها با مدل های مذکور مورد ارزیابی قرا رگرفتند. به صورت کلی ژئوسایت چاه نفت(شماره 68) ارزشمندترین ژئوسایت در هر دو مدل رینارد و بریل ها می باشد؛ این ژئوسایت با شرایط منحصربه فرد خود، بیشترین امتیاز ممکن را در هر دو مدل به خود اختصاص داده است. ژئوسایت هزار دره در شمال چاه نفت(شماره73) در مدل بریل ها و دره آرزوها (شماره71) درمدل رینارد، دومین ژئوسایت ارزشمند در میان ژئوسایت های موردبررسی شناسایی شد. در طرف مقابل، ژئوسایت جنوب چشمه استالیه (شماره 33) در مدل بریل ها رتبه 30 و در مدل رینارد ژئوسایت جنوب دلازیان (شماره 37)رتبه 30 را به خود اختصاص داده و مجموعاً کم ترین ارزش را در میان ژئوسایت های موردبررسی کسب کرده است.
۴۹۱۶.

تحلیل مکانی–زمانی روند و همبستگی شاخص های اقلیمی و زیست محیطی مرتبط با بیابان زایی در شهرستان های خاتم و ابرکوه با استفاده از داده های ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۷
بیابان زایی در مناطق خشک و نیمه خشک ایران با تغییرات شاخص های اقلیمی و زیست محیطی همراه است. هدف این پژوهش، تحلیل مکانی–زمانی روند و روابط آماری شاخص های جانشین اقلیمی و زیست محیطی مرتبط با فرآیندهای بیابان زایی در شهرستان های خاتم و ابرکوه طی دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ است. بدین منظور، شاخص پوشش گیاهی NDVI به عنوان نماینده وضعیت پوشش گیاهی از MODIS، رطوبت خاک و تبخیر–تعرق واقعی از TerraClimate و بارندگی و سرعت باد از WorldClim استخراج شد. تحلیل روند بلندمدت با استفاده از آزمون ناپارامتری من–کندال و برآوردگر شیب سن انجام گرفت و روابط آماری بین شاخص ها با ضریب همبستگی پیرسون در مقیاس پیکسلی بررسی شد. نتایج نشان داد که ۶۳ درصد از پیکسل های منطقه روند کاهشی معنی دار در NDVI داشته اند (میانگین شیب سن 002/0- در سال) و بارندگی نیز در ۶۹ درصد از منطقه با کاهش متوسط 5/1 میلی متر در سال همراه بوده است. هم زمان، رطوبت خاک در ۵۸ درصد از پیکسل ها روند منفی و تبخیر–تعرق واقعی در ۴۷ درصد از نواحی خشک و پست روند افزایشی نشان داد. سرعت باد نیز در ۴۲ درصد از مناطق باز شرقی روند افزاینده داشت. تحلیل همبستگی بیانگر وجود روابط مثبت و معنی دار بین NDVI و بارندگی و رطوبت خاک در بخش عمده منطقه و روابط منفی قابل توجه بین NDVI و سرعت باد در دشت های خشک است. این نتایج بیانگر هم زمانی و هم راستایی تغییر شاخص های محیطی با شرایط مرتبط با بیابان زایی بوده است..
۴۹۱۷.

نقش ویژگی های لیتولوژیکی، ژئوشیمیایی و هیدروشیمیایی بر فرایند کارست زایی، مطالعه موردی: حوضه آبریز کلات در شمال شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۶۰
اهدف از این پژوهش اهمیت نقش ویژگیهای لیتولوژیکی،ژئوشیمیایی و هیدروشیمیایی بر فرایند کارست زایی در حوضه آبریز کلات در شمال شرق ایران می باشد. روش تحقیق متکی بر تکنیکهای آزمایشگاهی و میدانی می باشد. نتایج تحقیق نشان داد در ارتباط با ویژگیهای لیتولوژیکی، میزان ناخالصی در سنگ آهک بسیار حائز اهمیت می باشد. زیرا هرچه میزان ناخالصی در این سنگها بیشتر باشد فرایند کارست زایی کمتر است و بالعکس. همچنین در سازندهای کارستی تیرگان و مزدوران که آهکها به صورت توده ای و ضخیم لایه می باشند اشکال کارست قابل توجه مانند کانیونها، تنگها و کریدور کارستی شکل میگیرد و در سازند کارستی چمن بید که لایه ای می باشد اشکال کارست قابل توجهی شکل نمی گیرد و فقط کارنها شکل میگیرد. در آزمایش کلسیمتری در سازندهای آهکی حوضه کلات نشان داد که میانگین درصد کلسیت در این سازندها 39درصد می باشد که نشان از خلوص متوسط آهک در سازندهای حوضه می باشد. آزمایش آی سی پی در سازندهای کارستی حوضه نشان داد که میزان درصد کلسیم در چهار سازند آهکی کلات، مزدوران، تیرگان و چمن بید 38درصد می باشد. در روش وزنی، میانگین کلسیت موجود در چهار سازند عدد56.3 درصد را نشان می دهد. کیفیت آبهای سطحی و زیرزمینی در حوضه آنالیز شد و نشان داد که ارتباط معکوسی بین آبها در مناطق کارستی و هدایت الکتریکی وجود دارد که نشان دهنده استعداد کارست زایی در حوضه آبریز کلات دارد.
۴۹۱۸.

پایش تنش رطوبتی و خشکسالی بر پایه تحلیل همبستگی بین شاخص های طیفی مبتنی بر رطوبت، پوشش گیاهی و دما در محدوده تالاب شادگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۶
خشکسالی پس از طوفان پر هزینه ترین رویداد آب و هوایی جهان به شمار می آید. تشخیص به موقع خشکسالی و پیش بینی وقوع آن باعث کاهش هزینه ها و نجات جان انسان ها می گردد. در این تحقیق به منظور ارزیابی بهترین شاخص در برآورد تنش رطوبتی و خشکسالی از 8 شاخص NDVI، NDWI، VCI، SR، MSI، SIWSI، NDII و NMI استفاده شده و تالاب شادگان در بازه زمانی 2018 تا 2023 مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی تغییرات دمایی نیز از شاخص LST بهره گرفته شد. به منظور تعیین مناسب ترین شاخص، ضریب همبستگی پیرسون بین شاخص ها برآورد شده و کارایی هر شاخص در مقیاس چادوک نشان داده شد. بر این اساس شاخص های NDWI، MSI، NMI و LST بیشترین همبستگی را داشته و بر اساس مقیاس چادوک در 5 مورد، شاخص های NDWI و MSI از همبستگی قوی و بسیار قوی برخوردار بوده و بین این دو شاخص همبستگی قوی در حدود 99/0- برقرار بوده است. همبستگی بین دو شاخص LST و NDWI نیز به صورت منفی بوده و حدود 73/0- برآورد گردید. به علت حاکمیت شرایط نیمه خشک در منطقه، شاخص های مبتنی بر پوشش گیاهی از قابلیت بسیار ضعیفی در برآورد خشکسالی برخوردار بوده و همبستگی بین NDVI و NDWI نیز در حدود 05/0 بوده است. لذا بر این اساس می توان چنین نتیجه گیری کرد که در تالاب شادگان شاخص های مبتنی بر تنش های رطوبتی و دمایی نسبت به شاخص های پوشش گیاهی از قابلیت بهتری در برآورد خشکسالی برخوردار بوده اند.
۴۹۱۹.

ارزیابی و پهنه بندی حساسیت زمین لغزش با الگوریتم-های یادگیری ماشین (مطالعه موردی حوضه آبخیز مارگون، زاگرس فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۵
زمین لغزش یکی از مخاطرات ژئومورفولوژی است که همواره در مناطق کوهستانی وجود داشته و خسارات زیادی را به باغات، سکونتگاهها و تاسیسات انسانی وارد می کند. هدف از این تحقیق ارزیابی و پهنه بندی حساسیت زمین لغزش در حوضه آبخیز مارگون در شهرستان سپیدان، استان فارس است. سه مدل یادگیری ماشین (ML) (ماشین بردار پشتیبان (SVM)، خطی تعمیم یافته (GLM) و جنگل تصادفی (RF)) برای شناسایی عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش استفاده شد. عوامل مؤثر (ارتفاع، شیب، فاصله از رودخانه، تراکم زهکشی، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، سنگ شناسی، نوع خاک، متوسط بارندگی سالانه و فاصله از جاده) است و نقشه فهرست زمین لغزش (119 نقطه لغزش و 99 نقطه عدم لغزش است که از گوگل ارث، مشاهدات میدانی و نرم افزار ArcGIS) به دست آمد. هر مدل با استفاده از 70 درصد داده های آموزشی به طور مستقل آموزش داده شد و در مقابل 30 درصد باقی مانده اعتبارسنجی شد. فاصله از جاده به عنوان تأثیرگذارترین عامل در لغزش زمین در مدل ماشین بردار پشتیبان و مدل جنگل تصادفی و در مدل خطی تعمیم یافته شیب به عنوان تأثیرگذارترین عامل شناخته شد. برای ارزیابی عملکرد مدل ها از سطح زیر منحنی مشخصه عملیاتی گیرنده (AUC) و ضریب Kappa استفاده شد. مدل RF (98/0، 739/0) و SVM (91/0، 638/0) بالاترین سطوح عملکرد را نشان دادند. این تحقیق می تواند به اجرای استراتژی های مدیریت خطر زمین لغزش مؤثر در منطقه کمک کند.
۴۹۲۰.

مدل سازی حساسیت خطر وقوع سیل با استفاده از تحلیل های مکانی چندمعیاره، مطالعه موردی:بخشی از حوضه رودخانه قطور در شهرستان خوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۸
سیل یکی از بحران های طبیعی است که سالانه منجر به خسارات اقتصادی و مرگ بسیاری از مردم میگردد؛ در میان بلایای طبیعی، سیل مرگبارترین بحران می باشد گستردگی کشور ایران به همراه تنوع آب و هوایی و تغییرات مکانی زمانی بارندگی ها در حوضه های آبریز آن، هر ساله موجب وقوع سیل های عظیم در این کشور میگردد در سالهای اخیر،تغییرات در ویژگی های محیطی ،افزایش بارندگی ناشی از تأثیر تغییرات آب و هوایی، و تغییرات کاربری ها علت اصلی خطرات سیل بوده است. هدف تحقیق حاضر، پهنه بندی حساسیت خطر سیلابی حوضه شهرستان خوی می باشد. بدین منظور ابتدا با استفاده از تصاویر لندست و تکنیک طبقه بندی شی گرا استخراج شد و به کلاس های (اراضی کشاورزی و باغی، اراضی شوره زار، اراضی مسکونی، اراضی مراتع و بایر و برون زدهای سنگی طبقه بندی شدند. در مرحله بعد، با شناسایی عوامل موثر در ایجاد سیل منطقه و تهیه لایه های اطلاعاتی هر معیار در GIS، استاتداردسازی لایه ها با استفاده از تابع عضویت فازی، روش رتبه دهی و وزن دهی معیارها با استفاده از روش کرتیک و روش ANP با استفاده از نرم افزار سوپردسیژن و مدل سازی نهایی با استفاده از روش تحلیل چندمعیاره ANP انجام شد. سپس تحلیل حساسیت معیارها با استفاده از داده های آموزشی انجام شد. سپس با اعمال مراحل مختلف مدل بر روی نقشه ها، نقشه پهنه بندی حساسیت سیل حوضه منطقه در 5 طبقه با خطر بسیار زیاد تا خطر بسیار کم، استخراج گردید. روش فرایند تحلیل ANP بیشترین وزن را به 3 معیار(میزان بارش، خواص خاک و کاربری اراضی)وکمترین وزن را به معیار (جهت شیب) تخصیص داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان