نوسان قطبی (AO) به عنوان یکی از الگوهای پیوند از دور نیمکره شمالی، عبارت است از ناهنجاری فشار جوی در تراز دریا در عرض های قطبی شمال و عرض های میانی (عرض 45 درجه شمالی). این ناهنجاری به صورت فازهای های مثبت و منفی نشان داده می شود. الگوی نوسان قطبی، تغییرات الگوهای فشار، دما، بارش، ارتفاع ژئوپتانسیل، جهت باد و... را در دوره های خاصی از سال کنترل می کند. در این میان دما یکی از عناصر اقلیمی بسیار حساس از نظر تاثیرپذیری از سایر عوامل تاثیرگذار اقلیمی است که تحت تاثیر این الگو قرار دارد. این پژوهش با آشکارسازی پیوند بین الگوی نوسان قطبی و تغییرات الگوی دمای حداقل (یخبندان) در ایستگاه شهرکرد، زمینه را برای پیش بینی روند تغییرپذیری این الگوها در تقابل با هم، فراهم خواهد نمود. این پژوهش، نشان می دهد که یک پیوند معکوس بین AO و دماهای حداقل شهرکرد با ضریب همبستگی 0.46- وجود دارد و بین میانگین سالانه AO با دمای حداکثر، متوسط سالیانه دما و متوسط سالیانه فشار شهرکرد نیز ارتباط وجود دارد. همچنین آشکار می شود که در سال هایی که فاز مثبت AO حاکم است، با کاهش میزان AO روزانه، دماهای حداقل روزانه شهرکرد افزایش می یابد و بالعکس. لذا پیش بینی تغییرات دماهای حداقل شهرکرد و بویژه دماهای زیر صفر درجه سانتی گراد (روزهای یخبندان) در طی سال هایی که شاخص نوسان قطبی (AO) در فاز منفی به سر می برد، منطقی به نظر می رسد
توفان سهمگین کاترینا دوشنبه 7 شهریور 1384 با سرعتی معادل 250 کیلومتر در ساعت سواحل جنوبی آمریکا در خلیج مکزیک را در نور دید و 3 ایالت لوئیزیانا الایاماومی سی سی پی موجب کشته شدن هزاران نفر و خسارات مالی فراوان شد. کاترینا هر چند یک بلای طبیعی بود اما ساخته دست بشری و عملکردهای نابهنجار بشر با محیط طبیعی و استفاده فراینده از گازهای گلخانه ای در کشورهای سنعتی بالاخص در آمریکا بوده است. در ادامه می توان چنین عنوان کرد که یکی از نتایج سیاسی وقوع کاترینا ایجاد اختلال در امنیت و نظم عمومی در طی وقوع این رخداد بوده است.
یکی از مراحل فنولوژیکی بحرانی در درختان میوه ، مرحله گل دهی است که در این مرحله گیاه به تنش های محیطی به ویژه سرما و یخبندان بسیار حساس می باشد. بنابراین پیش بینی زمان مرحله گلدهی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد .چنانچه یک مدل مناسب بتواند به خوبی زمان شکوفه دهی را پیش بینی نماید می توان تاریخ پیش بینی زمان باز شدن شکوفه را با زمان وقوع آخرین یخبندان بهاره در منطقه مقایسه و در صورت همزمانی این دو رویداد، تمهیدات لازم را جهت جلوگیری سرمازدگی گلهای باز شده به عمل آورد. سیب یکی از میوه های مهم دانه دار خراسان بوده و سطح کاشت آن به 16 هزار هکتار در استان خراسان رضوی می رسد. در سرمازدگی فروردین 84 حدود 10 هزار هکتار از باغات سیب این استان آسیب دیدند و میزان خسارت حدود یکصد و هفتاد میلیارد تومان برآورد گردید. دراین پژوهش بر اساس اطلاعات اقلیمی و فنولوژیکی سیب رقم Golden طی سالهای 1378 تا 1383 و با استفاده از مدل تجمعی سرما زمان گلدهی سیب در بهار سال 1384 در منطقه گلمکان خراسان پیش بینی شده است. همچنین ریسک وقوع یخبندان دیررس بهاره نیز با استفاده از توزیع نرمال تعیین گردید. بر این اساس زمان گلدهی سیب در گلمکان روز 6 فروردین سال 84 پیش بینی شده است و با توجه به احتمال وقوع یخبندان دیررس بهاره با احتمال 67 درصد بعد از روز 4 فروردین احتمال بروز خسارت بر روی گل های درختان سیب در این منطقه بالا است و لازم است باغداران منطقه نسبت به محافظت از گل درختان سیب با روشهای مناسب اقدام نمایند
اشکال مختلف فرسایش و فرآیندهای دامنه ای که تخلیه مواد حاصل از فرسایش دامنه ها را به عهده دارند، یکی از مسایل مهم زیست محیطی ایران است. برای کنترل یا کاهش آثار تخریبی آنها باید عوامل موثر بر این فرآیندها ارزیابی شود. به منظور شناخت این عوامل در این مطالعه، ابتدا با استفاده از عکس های هوایی، نقشه های توپوگرافی و مشاهده های زمینی، اشکال فرسایش و فرآیندهای دامنه ای موجود در منطقه شامل فرسایش شیاری، سولیفلوکسیون، خزش، لغزش، ریزش و فرسایش کنار رودخانه ای شناسایی و تعیین حدود گردید. سپس ویژگی های هر یک از این اشکال و فرآیندها از نظر نوع سازند، توپوگرافی، تراکم زهکشی و عوامل اقلیمی به تفکیک، اندازه گیری و محاسبه شد. جهت تعیین روابط بین اشکال فرسایش مشاهده شده در منطقه و پارامترهای محاسبه شده و همچنین شناخت مهم ترین عوامل موثر در ایجاد آنها، از تحلیل های آماری رگرسیون چند متغیره استفاده گردید. نتایج حاصله، بیانگر آن است که متغیرهای: نوع سازند، ارتفاع، بارش و شیب منطقه، نقش بیشتری در تحول و تنوع اشکال مختلف فرسایش و فرآیندهای دامنه ای داشته اند.
امروزه، استفاده از خروجی های الگوهای گردش عمومی در مطالعات هواشناسی و اقلیم شناسی، گسترش پیدا کرده و بسیاری از خلاهای محاسباتی را پوشش داده است. با توجه به این که اخیرا قدرت تفکیک الگوهای گردش عمومی و منطقه ای به شکل چشمگیری افزایش یافته است، اما هیچ یک از این الگوها قادر به پیش بینی آب و هوای واقعی در مقیاس ایستگاهی و خرد مقیاس نیست، لذا جهت به کارگیری خروجی این الگوها روش های مختلفی به کار برده می شود. این روش ها که به دو دسته آماری و دینامیکی تقسیم شده و گاهی به صورت تلفیقی از هردو به کار می روند به روش های ریزگردانی معروف اند. نوشتار حاضر می کوشد تا با انتخاب بهترین سناریوی اقلیمی، که هم خوانی مناسبی با داده های دیده بانی شده منطقه (ایستگاه های سینوپتیک استان خراسان) دارد و به کارگیری روش های آماری و دینامیکی، بهترین داده های اقلیمی را که با داده های واقعی هم خوانی داشته باشد، استخراج نماید تا با به دست آوردن ضرایب وزنی بین آنها پس از ریزگردانی، داده های پیش بینی اصلاح شده ای را استخراج نماید. در پایان با کاربرد شاخص استاندارد شده بارش، پهنه بندی مناسبی از وضعیت خشکسالی در آینده ارایه شود.
با استفاده از مقادیرمیانگین حداقل دما و میانگین سرعت باد ماهانه در 32 ایستگاه هواشناسی در شمال غرب و غرب کشور با دوره آماری 15 ساله، مقدار دمای ناشی از سوز باد از نوامبر تا آوریل محاسبه شد. پس از استخراج نتایج، نقشه پراکندگی برای هر ماه ترسیم گردید. سپس با استفاده از تحلیل خوشه ای و به کمک تکنیک گروه بندی فاصله ای، نواحی سوزباد مشخص شدن.
تأثیرات شگرف توفان ها و بادهای خزری براقتصاد سه استان گیلان، مازندران و گلستان به عنوان تنها منطقهی یکپارچهی معتدل و مرطوب ایران بر کمتر کسی پوشیده است. در این پژوهش برای شناخت علل وقوع این بادها طی سالهای 1366تا 1368، دادههای آماری این بادها استخراج و بر پایه فراوانی ایستگاه های دارای شدیدترین باد از مجموع 61 موج باد، 20 موج شاخص برگزیده شد. آنگاه با مراجعه به نقشههای هوای روزانه، الگوی آرایش محورهای فرود تراز 500 هکتوپاسکال طی روزهای اوج باد و روزهای میانه هوای آرام طراحی شد. تحلیل الگوها نشان داد بیشتر محورهای فرود طی روزهای اوج باد در غرب دریای خزر تجمع کردهاند در حالی که این محورها در روزهای میانی هوای آرام کاملا پراکندهاند. موضوع یاد شده به همراه آرایش شمال غربی-جنوب شرقی محورها و آرایش رودباد جبهه قطبی میان طول 40 تا 50 درجه شرقی، فرضیه نزدیک بودن سامانه فرود بالای جو، هنگام وزش شدیدترین بادها سال های 84-1983 در کرانههای جنوبی دریای خزر را تایید کرد. همچنین به عنوان یکی از علل بیشتر بودن میزان بارش های پاییزه ی کرانه های جنوبی دریای خزر به ویژه بخش غربی نسبت به بارش های زمستانه، مشخص شد بادهای پاییزه و سرد و خشک حوزه ی دریای خزر سرعت کمتری نسبت به بادهای زمستانه داشته، هنگام وزشِ عموماً شمالی از روی دریا، فرصت بیشتری برای کسب گرما و نم داشته اند.
اندازهگیریهای کمّی به ژئومورفولوژیستها اجازه میدهد تا بهطور واقعی و معقول لندفرمهای مختلف را با یگدیگر مقایسه کرده و شاخصهای مورفولوژیک را محاسبه کنند. این امر در تشخیص و توصیف خاص ناحیهای به عنوان مثال میزان فعالیت تکتونیکی مفید میباشد. شاخصهای؛ منحنی هیپسومتریک (Hc) و انتگرال هیپسومتریک (Hi ) به درجه کالبد شکافی یک چشم انداز مربوط میشوند. عدم تقارن حوضه زهکشی (AF) و همچنین عکس شاخص تقارن توپوگرافی (T)، هر دو برای ارزیابی سریع حوضه زهکشی از نظر میزان کجشدگی تکتونیکی در صورت وجود استفاده میشود. شاخص شیب طولی رود (SL) یک ابزار مفید برای مطالعه تکتونیک ژئومورفولوژی می باشد. مقادیر بالای این شاخص عموماً در مناطقی که رودها سنگهای سخت یا ساختمانهای فعال را قطع کنند، پیدا شدهاند. شاخص سینوسی جبهه کوهستان (Smf) بیانگر تعادل بین نیروهای فرسایشی و تکتونیکی در جبهه کوهستان میباشد. معمولاً جبهههای کوهستانی فعال دارای مقادیر کمی از شاخص سینوسی جبهه کوهستان (Smf) میباشند. شاخص نسبت عرض کف بستر دره به ارتفاع آن (Vf) عامل تفکیک درههایی با کف گسترده از درههای (V) شکل میباشد. مقادیر کم( Vf) بیانگر تکتونیک فعال در منطقه میباشد. در این تحقیق هفت شاخص ژئومورفولوژیکی برای بررسی فرایندهای پویا و دینامیک موثر در شکلدهی زمین و چشم اندازهای موجود و طبقهبندی فعالیت تکتونیکی حوضه آبخیز درکه استفاده شده است. معمولاً طبقهبندی نواحی به مناطق؛ خیلی فعال، نیمه فعال و غیرفعال مفید میباشد. چنین طبقهبندیای در تشخیص ناحیه برای تفکیک مناطق مختلف آن که احتیاج به مطالعات میدانی جزییتر جهت تشخیص ساختمانهای فعال و محاسبه نرخ فعالیت فرایندهای تکتونیک دارند، مفید خواهد بود. با بررسی شاخصهای ژئومورفولوژیک حوضه آبخیز درکه مشخص شده که، این حوضه از مناطق فعال تکتونیکی میباشد. در پایان با توجه به شاخص گرادیان طولی رود(SL) حوضه آبخیز درکه طبقهبندی شده است.
اصطلاح برفساب برای توصیف آن دسته از فرآیندهای ژئومورفولوژی بهکار میرود که در اثر حضور دائمی یا طولانی مدت برف در مکانی بوجود میآیند و برای توجیه منشاء و نحوه تشکیل بعضی از لندفرمها به این فرآیند توسل میجویند. دامنه شرقی سبلان با توجه به جهتگیری جغرافیایی آن، ارتفاع زیاد، جهت باد غالب، نوسان درجه حرارت روزانه و سالانه؛ برف به عنوان یک عامل ژئومورفیک عمل نموده و در ایجاد و توسعه بسیاری از اشکال و پدیده های ژئومورفولوژی نقش اولیه و اساسی ایفا می کند. با توجه به اهمیت چنین تغییراتی در منطقه یاد شده و همچنین برای پاسخگویی به سؤالات بیشماری در زمینه علل و نحوه تشکیل بعضی از اشکال و وقوع برخی از پدیدهها در سطوح دامنهها، در مقاله حاضرسعی شده است که، فرآیندهای نیواسیون، اشکال مرتبط با نیواسیون و به طور کلی نقش فرآیندهای نیوال در تغییر چهره دامنه شرقی سبلان مورد بررسی قرار گیرد.
فرسایش کنارهای رودخانه در حوضه ی زهکشی سعیدآباد چای (دامنه ی شمالی توده ی کوهستانی سهند)، از مسائل ژئومورفولوژیک است که در اثر آن علاوه بر فرسایش و اتلاف خاک و از بین رفتن اراضی حاصلخیز، مراکز سکونتی، تأسیسات، زیرساخت های ترابری (جادهها و پلها) و غیره، در معرض خطر قرار میگیرند. انسان نیز با دخالتهای بیرویه و دستبرد ناآگاهانه در سیستم طبیعی رودخانه، اثرات زیانبار زیست محیطی این نوع فرسایش را تشدید می کند. مقاله ی حاضر سعی دارد ضمن تعیین وضعیت کنونی سیستم آبرفتی دره ی سعیدآبادچای و بررسی ویژگی های مورفولوژیکی نیمرخ طولی آبراهه های سعیدآباد چای با استفاده از توابع ریاضی، همچنین ترسیم نقشه ی پهنه بندی خطر فرسایش کناره ای رودخانه سعیدآبادچای (با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و نرم افزارهای Autocad Map2000, ARC/GIS ARC/VIEW,) به ممیزی مناطق پرخطر- کم خطر حوضه از نظر فرسایش کنارهای رودخانه پرداخته و در ضمن، نقش فعالیتهای انسان را در تشدید وقوع این نوع فرسایش مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. نتیجه ی این مطالعه نشان می دهد که در حال حاضر 3/47 درصد مناطق واقع در حاشیه آبراهه های سعیدآبادچای، در معرض خطر متوسط تا بسیارشدید فرسایش کنارهای رودخانه قرار دارند و تقریباً 7/52 درصد در پهنه های خطر کم تا بسیارکم قرار دارند.