رشد بی رویه جمعیت و گسترش سریع شهرها، این مکان ها را با چالش های متعددی مواجه ساخته است. لذا در جهت ساماندهی این گونه از رشد، الگوهای نوین برنامه ریزی همچون رشد هوشمند مطرح شده است. کلان شهر اهواز نیز در طی سال های اخیر، همواره با عوارض نامطلوب رشد لجام گسیخته و پرنوسان مواجه بوده که توجه جدی به الگوی رشد هوشمند و حرکت بدین سو را در این کلان شهر ضروری می نمایاند. بنابراین، این پژوهش با درک ضرورت و اهمیت پژوهش در این حوزه، با روشی توصیفی- تحلیلی به هدف رتبه بندی مناطق کلانشهر اهواز به لحاظ تناسب با معیارهای رشد هوشمند به تحقیق پرداخت. محدوده مورد مطالعه مناطق 8 گانه کلانشهر اهواز است که داده های مربوط به شاخص های 81 گانه رشد هوشمند شهری در مقیاس این مناطق و در چهارچوب 4 معیار کالبدی- کاربری اراضی، اجتماعی- اقتصادی، دسترسی- حمل و نقل و زیست محیطی با استفاده از مدل تحلیل رابطه ای خاکستری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافته های تحقیق منطقه 4 مناسب ترین و منطقه 6 نامناسب ترین وضعیت را دارند. همچنین بر اساس دیگر نتایج تحقیق، از بین 4 معیار مورد سنجش فوق الذکر، معیار زیست محیطی در نامناسب ترین وضعیت در کلان شهر اهواز قرار دارد. در انتها نیز بر اساس یافته های پژوهش، راهکارهایی پیشنهاد شد.
اثر جزیره گرمایی شهری به دلیل تلاقی با چالش های محیط زیستی مهم قرن بیست و یکم یکی از مهم ترین بررسی ها در مورد پدیده های محیط زیستی است. در همین راستا، مطالعه دمای سطح زمین (LST)، چشم انداز واضحی از بررسی جزایر گرمایی در شهرها به دست می دهد که با توجه به اقلیم گرم و خشک شهر یزد، بررسی وضعیت و عوامل اثرگذار بر LST در این شهر را ضروری می نمایاند. این پژوهش با استفاده از تصویر فیوژن شده طیفی و مکانی لندست-8 برای ماه آگوست سال 2020 میلادی و با بهره گیری از الگوریتم های یادگیری ماشین سعی دارد تا تغییرات LST را با محاسبه پارامترهای مختلف مرتبط با چشم انداز سطح زمین شهری مدل کند. بر اساس نتایج این پژوهش، فیوژن طیفی-مکانی تصویر لندست-8 با سنتینل-2 به روش بارزسازی پن، موجب افزایش 10.7%ی دقت کلی و 16.5%ی ضریب کاپا در طبقه بندی این تصویر شد. این پژوهش همچنین نشان داد که اکثر پارامترهای مرتبط با همسایگی با پوشش اراضی در رده 1 تا 11 تأثیرگذاری بر LST شهر یزد قرار دارند. دراین بین، مجاورت با پوشش زمین های بایر در شعاع 100، 50 و 150 متر به ترتیب رتبه 1 تا 3 مهم ترین پارامترهای اثرگذار بر LST را از آن خود کردند. این پژوهش نشان داد که تغییر آرایش پوشش اراضی می تواند بر LST اثرگذار بوده و تغییر پوشش زمین های بایر به مناطق ساخته شده، تا °C 1.1، به پوشش گیاهی، تا °C 2.1 و تغییر 30% از زمین های بایر به پوشش گیاهی، تا °C 1.6 می تواند میانگین LST را در شهر یزد کاهش دهد. همچنین این پژوهش با بررسی دو رویکرد مختلف شبیه سازی ایجاد پوشش گیاهی در سطح شهر یزد نشان داد که رویکرد صرفه جویی در زمین می تواند میانگین LST را در شهر یزد تا 1.3 درجه و رویکرد تقسیم زمین تا °C 1.4 کاهش دهد.
تغییر تحولات فضایی منطقه کلانشهر تهران تحت تاثیر بازار اراضی و مسکن بوده است. طی سالهای گذشته، رشد بی رویه جمعیت به دلیل مهاجرت و غیره، بازار زمین و مسکن و ساختار فضایی شهر را به شدت تغییر داده است. دستیابی به عدالت فضایی زمین و مسکن همواره ذهن سیاست گذاران شهری و مدیران را به خود مشغول کرده است تا مقدمه توسعه پایدار در ساختار فضایی شهرها فراهم گردد. بنابراین بکارگیری سیاست های مناسب جهت برون رفت از وضعیت نامناسب رانت در فضاهای شهری امری ضروری بوده و از جایگاه بالایی برخوردار می باشد. نوع پژوهش از لحاظ هدف کاربری و ماهیت آن، توصیفی تحلیلی است. هدف این مقاله بررسی و تحلیل عوامل علی و معلولی تاثیر گذار درکنترل بازار زمین شهری تهران می باشد. جامعه آماری مشتمل بر 25نفر از متخصصان و مدیران شهری در کلانشهر تهران می باشد. برای تجزیه و تحلیل نتایج از دیمتل فازی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد بعد مدیریتی اثرگذارترین و بعد مالی-اقتصادی اثرپذیرترین معیار ابزار کنترل در بازار اراضی کلانشهر تهران بودند. همچنین در ابعاد مالی شاخص مالیات بر نقل و انتقالات مکرر زمین و مالیات بر سود حاصل از فروش، در برنامه ریزی شهری شاخص ضوابط منطقه بندی و ضوبط کاربری اراضی، در بعد مدیریتی شاخص آماده سازی زمین و توسعه اراضی تحت نظارت و در نهایت بعد حقوقی شاخص تعیین حقوق مالکیت و قوانین ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن به ترتیب اثرگذارترین و اثرپذیرترین شاخص شناخته شدند.
با رشد سریع جمعیت شهری در جهان و افزایش نگرانی در مورد کیفیت محیطی سکونتگاهی، چالش ایجاد شهر پایدار برای زندگی در اولویت برنامه ریزان شهری قرار گرفت و ایده بوم شهر واکنشی بر این نگرانی ها بود. ایده بوم شهر، را می توان ادامه رویکرد های توسعه شهری در چارچوب نظری الگوی توسعه پایدار برای محلات پیراشهری دانست. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارزیابی رضایتمندی ساکنان از کیفیت محیط سکونتی محلات پیراشهری حمیدیان و عینک مبنی بر شاخص های شهر بوم گرا است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و دارای ماهیت توصیفی-تحلیلی و از نظر روش، در گروه پژوهش کمی قرار دارد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز از مدل فازی ممدانی و نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد، درجه میزان رضایت ساکنین در تمام گویه ها به جزء گویه های (تعامل و ارتباط احترام آمیز شهروندان با یکدیگر با مقدار میانگین 15/3 ، وجود روحیه و علاقه مشارکت مردمی با مقدار میانگین 12/3، میزان تعاملات اجتماعی در فضا های عمومی سرسبز، جذاب و دارای عناصر طبیعی با مقدار میانگین 00/3، وجود بازار های هنری خوداشتغالی فروش کتاب، موسیقی، صنایع دستی و تئاتر های محلی شهر با مقدار میانگین 13/3، وجود بازار های محلی و ارگانیک برای کشاورزان برای فروش محصولات خود با مقدار میانگین 12/3، تعداد و کیفیت فضای سبز با مقدار میانگین 11/3)، پایین تر از حد متوسط عدد (3) می باشند. در ادامه نیز نتایج نشان داد، رضایت ساکنین در زیرمعیار های (تعامل و ارتباطات مردمی با نمره 56/4، اعتماد به منابع آب با نمره 96/2)، به ترتیب بالاترین و پایین ترین درجه را به خود اختصاص داده اند، همچنین بیشترین میزان رضایت ساکنین در معیار اجتماعی با نمره 89/4، و کمترین میزان در معیار شهرسازی و زیرساخت ها و خدمات شهری با نمره 32/2، می باشد. درنهایت نتایج تحلیل فضایی نشان داد، وضعیت معیار های بوم گرا در محله حمیدیان مطلوب تر از محله عینک است.
توسعه مناطق نمونه گردشگری یکی از مهم ترین مباحث مطرح شده در صنعت گردشگری است. بنابراین یکی از شروط لازم برای برنامه ریزی و توسعه گردشگری، شناسایی جایگاه مناطق از نظر بهره مندی از توانمندی های گردشگری و اولویت بندی آن ها بر اساس معیارهای مختلف سرمایه گذاری و توسعه آن ها است. هدف تحقیق حاضر اولویت بندی سرمایه گذاری در مناطق نمونه گردشگری شهرستان سوادکوه است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات میدانی بوده است. در این پژوهش از تکنیک دلفی برای شناسایی شاخص ها و از تکنیک AHP جهت اولویت بندی سرمایه گذاری در مناطق نمونه گردشگری شهرستان سوادکوه استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که شاخص قرار داشتن در محور گردشگری و همجواری با دیگر جاذبه های گردشگری با وزن نسبی 25/0 بیش ترین وزن و شاخص وضعیت دسترسی (0302/0) کمترین وزن را در بین شاخص های مورد نظر در این پژوهش به خود اختصاص داده است، همچنین بر اساس امتیاز نهایی گزینه ها، منطقه نمونه گردشگری جوارم دارای بیش ترین امتیاز (166/0) و منطقه نمونه گردشگری گردنه سر (026/0) دارای کمترین امتیاز جهت سرمایه گذاری می باشد.
تصویر مقصد گردشگری یکی از مهم ترین موضوعات قابل بحث در تحقیقات بازاریابی صنعت گردشگری است. زیرا هم بر انتخاب مقصد سفر و هم بر رفتارهای آتی گردشگران تأثیر می گذارد. با وجود اهمیت این مفهوم در توسعه صنعت گردشگری، موضوع تصویر در مطالعات مربوط به گردشگری ایران، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. از این رو تحقیق حاضر با هدف بررسی و ارزیابی کم و کیف تصویر قبل و بعد از سفرگردشگران از کلانشهر تبریز انجام پذیرفته است. روش مطالعه توصیفی- تحلیلی، پیمایشی است. داده های تحقیق از طریق ابزار پرسشنامه گردآوری و با استفاده از روش های تحلیل آمار توصیفی، آزمون های تی تک نمونه، تی زوجی و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که بازدید از کلانشهر تبریز موجب ایجاد تغییر مثبت معناداری در تصویر گردشگران از این شهر شده است. همچنین همبستگی مثبت معناداری نیز بین تصویر گردشگران و وفاداری آنان به این شهر وجود دارد. تفریح و گذران اوقات فراغت و بازدید از جاذبه های گردشگری اصلی ترین انگیزه های موثر در انجام سفر و انتخاب تبریز به عنوان مقصد مسافرت می باشد. نکته حایز اهمیت در رابطه با منابع کسب اطلاع گردشگران از مقصد، توسعه چشم گیر نقش شبکه های اجتماعی به عنوان شکل نوین تبلیغات دهان به دهان در کنار شکل سنتی آن (دوستان و آشنایان) در ایجاد شناخت و تصویر قبل از سفر به این شهر می باشد. نتایج این مطالعه می تواند برای مدیریت تصویر و توسعه گردشگری کلانشهر تبریز مفید باشد.
مقدمه عدم یکپارچگی در نظام مدیریت شهری، بافت فرسوده و ناکارآمد شهری، گسترش حاشیه نشینی و بدمسکنی، ساختمان های ناایمن، گسترش تخلفات ساختمانی و ناکارآمدی و عدم بازدارندگی جرائم اخذشده، کمبود خدمات شهری و زیرساخت ها در فضای پیراشهری و موارد مشابه به عنوان چالش ها و مسائل درهم تنیده حوزه شهرسازی و معماری کلان شهرهای کشور مطرح است. مجمع مشورتی رؤسای کمیسیون های شهرسازی و معماری کلان شهرها و مراکز استان ها، نهادی غیردولتی و مستقل است که به منظور ایجاد شبکه همکاری و بسترسازی برای تبادل تجربیات و اتخاذ تصمیمات مشترک در راستای تحقق هرچه بهتر مفاد قانون شوراها و تحقق مأموریت های شهرسازی و معماری مصوب در اسناد فرادست و مشارکت مؤثر در سیاست گذاری ها، برنامه ریزی ها و تهیه طرح های شهری تشکیل شده است. پژوهش حاضر به تحلیل شبکه مسائل مطرح شده در دو اجلاس مجمع مشورتی رؤسای کمیسیون های شهرسازی و معماری کلان شهرها و مراکز استان های کشور و ثبت تجارب رؤسای اجلاس، مبتنی بر طرح یک فرایند یادگیری در عمل به منظور شناسایی پیش فرض های راهبردی مسائل دارای اولویت می پردازد. مواد و روش برای این منظور، ابتدا مضامین مطرح شده در دو اجلاس مجمع رؤسای کمیسیون های شهرسازی و معماری مورد بررسی قرار گرفت. موضوعات مطرح شده در دو اجلاس شامل: جهش تولید مسکن؛ بازآفرینی شهری (نوسازی و احیای بافت فرسوده و ناکارآمد شهری)؛ بازآفرینی شهری (نوسازی و احیای بافت تاریخی و فرهنگی)؛ حریم شهرها؛ تخلفات ساختمانی؛ املاک قولنامه ای و فاقد سند رسمی؛ مسائل شهرهای جدید؛ هوشمندسازی شهری؛ ساختمان های ناایمن؛ تاب آوری شهری و مدیریت بحران شهری؛ الگوهای معماری و شهرسازی؛ حکمروایی و مدیریت یکپارچه شهری؛ اقتصاد شهر و منابع درآمدی پایدار شهر؛ طرح های توسعه پایدار شهری؛ حقوق عمومی و خصوصی در شهرسازی؛ نشاط شهری؛ کاربری املاک و اراضی؛ گروه های آسیب پذیر؛ صدور پروانه و مجوز ساختمان؛ دانش تخصصی معماری و شهرسازی شناسایی شد. پس از استخراج محورهای موضوعی و مسائل مطرح شده، با توجه به درهم تنیدگی مسائل، شبکه مسائل به منظور یافتن مسائل کلیدی با استفاده از رویکرد تحلیل شبکه های اجتماعی (SNA) مبتنی بر شاخص های مرکزیت درجه ورودی و خروجی با استفاده از نرم افزار Ucinet و Net Draw مورد تجزیه وتحلیل قرار داده شد. با توجه به نتایج تحلیل شبکه مسائل مطرح شده، مسائلی که دارای بیشترین مرکزیت درجه خروجی در شبکه مسائل بودند، به عنوان مسائل کلیدی در نظر گرفته شدند. یافته ها منطبق با یافته های تحلیل شبکه هفت مسئله کلیدی شامل: عدم استفاده از ظرفیت های قانونی نوسازی بافت فرسوده و ناکارآمد شهری؛ گسترش تخلفات ساختمانی و ناکارآمدی و عدم بازدارندگی جرائم اخذشده؛ عدم یکپارچگی در نظام مدیریت شهری؛ عدول از ضوابط و مقررات شهرسازی طرح های توسعه شهری و تغییر گسترده کاربری در کمیسیون ماده 5؛ کمبود خدمات شهری و زیرساخت ها در فضای پیراشهری؛ تشدید بحران های شهری (بحران آب، بحران های محیط زیستی، زلزله، فرونشست و...) و بی توجهی به ظرفیت های درون بافت شهری در طرح جهش تولید مسکن شناسایی شد. در ادامه، پیش فرض های راهبردی هر یک از مسائل با توجه به بررسی پیشینه و نیز مضامین راهبردی مطرح شده احصا و طراحی پرسشنامه با استفاده از روش شناسی پدیدار سازی و آزمودن پیش فرض های راهبردی (SAST)، پیش فرض های راهبردی مسائل کلیدی مبتنی بر میزان اهمیت و میزان اطمینان از درستی پیش فرض با مشارکت خبرگان رتبه بندی و منطقه برنامه ریزی مطمئن شناسایی شد. به عنوان نمونه، پیش فرض های راهبردی مسئله عدم استفاده از ظرفیت های قانونی نوسازی بافت فرسوده و ناکارآمد شهری در منطقه برنامه ریزی مطمئن شامل سیاست های تشویقی برای توانمندسازی و بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده و ناکارآمد شهری، الزام ورود شهرداری ها به ورود به مقوله بازآفرینی شهری و عمل به وظایف قانونی مندرج در بندهای 14 و 21 شهرداری ها و فعال کردن کارگروه های بازآفرینی شهری؛ ارائه مشوق ها و تسهیلات کاربری های مسکونی و ساختمان های تجاری خدماتی اداری درمانی و عمومی واقع در بافت فرسوده شهری و بررسی تجارب کشورهای در حال توسعه در مواجهه با بافت های فرسوده و ناکارآمد شهری مورد توافق نسبی رؤسای کمیسیون های شهرسازی و معماری واقع شده است. در خصوص سایر مسائل بحرانی نیز راهکار مورد توافق نسبی رؤسای کمیسیون های شهرسازی و معماری ارائه شد. نتیجه گیری رویکرد ترکیبی پیشنهادی، کاربردی از مدیریت پیچیدگی در تحلیل شبکه مسائل و آشکارسازی راهبردهای مورد توافق نسبی ذی نفعان درگیر است و کارایی آن در مسائل مطرح شده مجمع مشورتی رؤسای کمیسیون شهرسازی و معماری کلان شهرها ارائه شده است. در پژوهش های آتی پیشنهاد می شود پژوهشگران هنگام برگزاری اجلاس مجمع رؤسای کمیسیون های شهرسازی و معماری حضور یابند و طرح مداخله در فرایند عمل شکل گیرد. به طوری که مباحثه ها به شکل ساختاریافته میان اعضای مجمع شکل گرفته و درنهایت، جمع بندی اجلاس با توجه یادگیری مسئله محور در عمل ارائه شود. علاوه بر آن، با تمرکز بر مسائل بحرانی مطرح شده و نیز پیش فرض های راهبردی در پژوهش های آتی پیشنهاد می شود ذی نفعان مسئله و راهبردها تجزیه وتحلیل شود و سازوکار پیاده سازی راهبردها با مراجعه به ذی نفعان و تعیین نقش و حدود وظایف و مسئولیت هر یک از ذی نفعان کلیدی، زمینه برای برنامه ریزی حل مسائل و پاسخ گویی ذی نفعان مهیا شود.
استفاده از آب، در موارد درمانی و رفع خستگی در انسان ها و به دست آوردن آرامش جسمی و روحی، قدمتی معادل قدمت زندگی بشر دارد. در عصر حاضر عواملی چون رشد جمعیت، شهرنشینی فزاینده و مشکلات زندگی شهری و در نتیجه، انواع بیماری های عصبی و روانی در بین شهرنشینان، رشد ارتباطات و فن آوری و رشد و توسعه حمل و نقل و افزایش اوقات فراغت و همچنین افزایش درآمدها، همه و همه زمینه را برای سیر و سفر و گردشگری افراد فراهم کرده است. گردشگری در اشکال مختلفی انجام می شود که یک نوع آن اکوتوریسم و توریسم درمانی است. توریسم آب درمانی دربسیاری از کشورها نقش مهمی در ارزآوری دارد؛ امّا در ایران این صنعت جایگاه خود را بازنیافته و گام های نخستین را طی می کند. در ایران، بخصوص استان سمنان، دارای چشمه های آب معدنی فراوانی است. که هر کدام دارای خواص درمانی متفاوتی هستند. و قابلیت های بالایی در جذب افراد، از گوشه وکنار این مرز و بوم را دارند. منطقهآبگرمدرقسمتغربیشهرستانمهدیشهرودر دلرشتهکوه هایجنوبی البرزقرارگرفتهوبابهره گیریازچشمه هایآب گرمِ متعددوفاصه کم،یکیازمناطق جذب توریسم آب درمانی مهدیشهراست،کهدارایپتانسیلبالاییبرای توسعهازطریقگردشگری،بهویژهاکوتوریسممی باشد. هدف کلی این مقاله، شناسایی این منطقه در استان سمنان است که خواص این آب و توان های بالقوه آن در زمینه برنامه ریزی توسعه گردشگری با تأکید بر مجتمع آب درمانی در استان سمنان مورد بررسی قرار گرفته است که روش تحقیق به صورت توصیقی – پیمایشی بوده واز روش کتابخانه ای با استفاده از منابع معتبر موجود و با حضور در محیط مورد تحقیق، به جمع آوری اطلاعات پرداخته ایم. نتایج به دست آمده، نشان داد، از بیماری هایی که با آب درمانیِ چشمه های آبگرم مداوا می شوند، می توان به: روماتیسم، نقرس، ریزش موی سر، ضعف اعصاب، انواع بیماری های پوستی، دیسک کمر،آرتروز، دردهای مزمنِ ستون فقرات، انواع دمل ها و زخم های عفونی، میگرن ها وبیماری های دیگر و بطور کلی، پاکسازی عمیق جسم از تمام سموم، اشاره نمود. همچنین در زمینه گردشگری چنانچه سرمایه گذاری مناسبی برای رفاه حال گردشگران انجام پذیرد، و مدیریت برنامه ریزی توسعه گردشگری نیز جدی گرفته شود، علاوه بر داشتن منافع اقتصادی، موجب ایجاد زمینه های شغلی فراوانی می شود.
در وضعیت کنونی که گرانی هزینه های سفر در کنار دغدغه های ناشی از شهرنشینی امکان حضور در پهنه های خوش آب و هوای خارج از شهر را به تمامی شهروندان تهرانی نمی دهد به نظر می رسد یکی از مطلوب ترین راه ها جهت دفع خستگی ها و روزمرگی ها پناه بردن به پارک های شهری چون پارک آب و آتش است. فشردگی کاری، وضعیت نابسامان اقتصادی و کمبود وقت در شهر تهران باعث شده پارک های شهری نقش پررنگی در پر کردن اوقات فراغت شهروندان داشته باشند. لزوم توجه به پارک های شهری و رضایت شهروندان آز آن ها پیکره اصلی این تحقیق را شکل می-دهند. نتایج مطالعات میدانی پس از ورود به محیط نرم افزار SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی حاکی از تایید روایی کلیه متغیرهای پژوهش بوده و کلیه شاخص های تحقیق بر رضایتمندی گردشگران بوستان آب وآتش تاثیرگذار ارزیابی شدند؛ همچنین نتایج آزمون t تک نمونه نشان داد که گردشگران از قیمت غذاها و نوشیدنی ها، هزینه اجاره لوازم تنیس، هزینه ورودی سینماگیم، هزینه ورودی رصدخانه و مدیران بوستان جهت افزایش رضایت بازدیدکنندگان ملزم به نظارت بیشتر در این مورد هستند.
شهر تهران با توجه به نقش محوری- مرکزیتی با افزایش جمعیت و تراکم همراه بوده و به تبع آن در ارائه خدمات و تسهیلات در زمینه های مختلف، به جهت کمبود و در پاره ای از موارد به دلیل عدم توزیع جغرافیایی مناسب کاربری ها دچار نارسایی هایی است. شبکه جایگاه های سوخت رسانی از جمله اجزاء شبکه خدمات شهری است که به عنوان تأمین کننده سوخت بخش حمل و نقل درون شهری عمل کرده و به نوبه خود از لحاظ ملاحظات ترافیکی، شهرسازی، ایمنی و محیط زیست دارای اهمیت است. یکی از مهم ترین عوامل پیرامون جایگاه های عرضه ی سوخت(پمپ بنزین ها)، مکان یابی مناسب آنهاست. امروزه مدل های تصمیم گیری چند معیاره (MCDM) به ابزاری رو به توسعه و مناسب در رویارویی با مسائل پیچیده تصمیم گیری مکانی تبدیل شده اند. در تصمیم گیری های چند معیاره، روش های مختلفی وجود دارد. مطالعات و شواهد نشان می دهند که روش های تصمیم گیری چند معیاره مختلف بالاخص روش های تلفیقی بین آنها، برای تصمیم گیری مکانی، نتایج دقیقی ارائه می دهند. منطقه 17 تهران به لحاظ تراکم جمعیتی بالا و همچنین تراکم عبور و مرور داخلی در شبانه-روز و گذرگاه بودن به مناطق مجاور، ضرورت نیاز به جایگا های سوخت رسانی و مکان یابی بهینه آن ها را نشان می دهد. از این رو هدف این پژوهش تعیین محل مناسب قرارگیری پمپ بنزین های منطقه17 شهر تهران و بررسی موقعیت جایگاه های موجود در این منطقه، با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) و با بهره گیری از روش تلفیقی AHP فازی، می باشد. روش پژوهش در این ارزیابی، توصیفی - تحلیلی و ماهیت کاربردی دارد. بدین منظور جهت رسیدن به اهداف مذکور از معیارهای مناسب، سازگار با منطقه مورد مطالعه و مختلفی استفاده شده است و در نهایت با استفاده از مقایسات زوجی و نظر کارشناسان و محاسبات به روش AHP فازی وزن نهایی معیارها مشخص شده است. نتایج حاصل از تلفیق لایه های اطلاعاتی در نرم افزار ARCGIS، ضمن مشخص کردن مکان های مناسب برای احداث جایگاه های جدید، موقعیت قرارگیری جایگاه های پمپ بنزین را تحلیل کرده است که نشان می دهد هر 2 جایگاه موجود منطقه17 شهر تهران در موقعیت مناسب و بهینه ای قرار ندارند.
در سال 1386 طرح مسکن مهر در قالب یکی از سیاست های کلیدی دولت برای بخش ساختمان و مسکن به کار برده شد. طرح مسکن مهر با مشخصه اصلی حذف قیمت مسکن، بزرگ ترین طرح ملی در حوزه مسکن است که با تدبیر دولت و بر اساس قانون اساسی به منظور کمک به تأمین مسکن اقشار هدف (دهک های درآمدی پایین و میانی) طراحی شده است. با وجود گذشت چیزی حدود یک دهه از پروژه مسکن مهر، اهدافی که برای مسکن مهر در نظر گرفته شده بود به آن دست نیافته اند و مسائل چالش برانگیزی در این پروژه به وجود آمده است. پروژه مسکن مهر، بزرگترین طرح ملی مسکن می باشد که به علت گستردگی طرح و نو بودن آن نیاز به بررسی نتایج حاصل از این تجربه احساس می شود. از این رو هدف اصلی این مقاله ارزیابی میزان رضایت مندی ساکنان از مجتمع های مسکن مهر شهر نورآباد در ابعاد میزان دسترسی ها، کیفیت محلات در مسکن مهر، استحکام و زیبایی، میزان ازدحام و شلوغی و همچنین امکانات اولیه است. روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی و ابزار جمع اوری اطلاعات شامل مطالعات اسنادی و پیمایشی از طریق توزیع پرسشنامه و مصاحبه با ساکنان می باشد. جامعه آماری این پژوهش ساکنان مسکن مهر نورآباد و روش نمونه گیری با توجه به محدودیت افراد، به صورت تصادفی انجام گرفته است و از میان 255 خانوار اسکان یافته تا تاریخ 31/3/1395 تعداد 180 خانوار با مراجعه نگارندگان درب منازل پاسخ دهندگان مورد پرسش قرارگرفته اند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SMART-PLS و SPSS انجام شد که نتایج نشان داد که رضایتمندی ساکنین مسکن مهر در ابعاد دسترسی و استحکام و زیبایی در سطح متوسطی قرار دارد و رضایتمندی از ابعاد کیفیت درون محله ای، ازدحام و امکانات اولیه از سطح متوسط پایین تر است. همچنین، بین رضایتمندی از مسکن مهر و مؤلفه های آن رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد.
اکوسیستم های بیابانی به دلیل توان اکولوژیکی منحصربه فرد و قابلیت ها و ارزش های اقتصادی-اجتماعی، جاذبه ها و قابلیت های منحصربه فرد به یکی از کانون های گردشگری در طبیعت تبدیل شده است. گردشگری پدیده ای است که از گذشته های دور مورد توجه جوامع انسانی بوده و بر حسب نیازهای متفاوت اجتماعی و اقتصادی به پویایی خود ادامه داده است و رشد این صنعت در هر کشور، نیازمند راهبرد مناسب و برنامه ریزی مدیریتی موثر است. دشت لوت واقع در استان های کرمان (شهرستان کرمان، شهر شهداد)، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان، از مقاصد گردشگری بیابانی محسوب می شود که از یک دهه پیش مورد توجه گردشگران و برنامه ریزان قرار گرفته است. مسئله این است که با توجه به رشد فعالیت های گردشگری، چالش هایی در ارتباط با بالا بردن کیفیت زندگی مردم و روند رشد آن به وسیله صنعت گردشگری در آینده این منطقه منحصربه فرد مطرح شده است. با توجه به هدف پژوهش که تبیین ظرفیت تاثیرات گردشگری بومی بر توسعه معیشت در شهر شهداد می باشد، جامعه آماری مورد ارزیابی ما سرپرستان خانوار ساکن در شهر شهداد هستند؛ روش گردآوری داده ها در این تحقیق شامل روش کتابخانه ای و روش پیمایش مقطعی است برای استخراج شاخص های مذکور از نرم افزار SPSS، تکنیک ویکور و مدل HOLSAT استفاده گردیده است از نتایج به دست آمده از جدول نهایی تکنیک ویکور مشخص شد که مؤلفه های اقتصادی شامل فرصت های شغلی به همه طبقات جامعه با امتیاز 0.820 به عنوان مهم ترین مؤلفه تأثیرگذار در بالابردن کیفیت زندگی است و هم چنین نتایج حاصل از مدل HOLSAT نشان می دهد جز در بخش زیست محیطی که اکثریت عامل بازدارنده در بالابردن کیفیت زندگی مردم محلی می-باشد، در دیگر بخش ها مهم ترین امر برای بالابردن کیفیت زندگی ساکنین است.
یکی از نیازهای مهم افرادی که در شهرهای امروزی زندگی می کنند، زندگی توأم با احساسات مطلوب درخصوص فضاهای شهری است. ظاهر یک شهر، تا حد زیادی می تواند بسته به ساختار و مشخصه های عناصر فیزیکی شهر، در ایجاد احساسات مطلوب یا نامطلوب در فرد تأثیرگذار باشد. بنابراین دیدهای شهری به طور کلی دو نوع تأثیر عمده به صورت دوست داشتن یا احساسات مثبت و خوشایند و یا به صورت دوست نداشتن و احساسات منفی و ناخوشایند بر شهروندان می گذارند. بر این اساس، در این پژوهش سعی شد پاسخ های احساسی شهروندان در ارتباط با دیدهای شهری به طور عام مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت، نظریه تحقیق به کمک آنها استخراج گردد. با توجه به ماهیت این پژوهش، رویکرد اصلی طرح پژوهش، رویکردی کیفی است و به روش نظریه زمینه ای انجام پذیرفته که در آن براساس رویکرد کوربین و استراوس شامل رویه های تحلیل داده کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی صورت گرفته است. در نمونه گیری از جامعه آماری و مشارکت کنندگان، از نمونه گیری نظری استفاده شده که در آن نمونه گیری تا جایی ادامه دارد که داده ها به اشباع برسند و برای گردآوری داده ها از مطالعات کتابخانه ای و میدانی، مصاحبه و پرسشنامه نیمه ساختار یافته بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که مقولات گزینشی تأثیرات دیدها و پاسخ های احساسی شامل هیجان، آرامش، مطلوبیت و ارتباط هستند. در نهایت براساس ارتباط بین این مقولات و نتیجه نهایی تحقیق در یک مدل نهایی تدوین و ارائه گردید.
بی تردید مهمترین مساله جمعیتی نواحی روستایی کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، تخلیه جمعیتی سکونتگاههای روستایی است از این رو در جهت گیری های نوین در حوزه مفهومی توسعه، تحلیل جمعیت و تعاملات آن با پدیده های اقتصادی و اجتماعی و محیطی اهمیتی ویژه ای دارد. تحقیق حاضر به تبیین رابطه جمعیت و توسعه پایدار روستایی در شهرستان مشهد می پردازد. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و ابزار تحقیق 358 پرسشنامه خانوار در 36 روستای نمونه است. جمع آوری اطلاعات مبتنی بر روش اسنادی و پیمایشی بوده است، در مطالعه حاضر توسعه پایدار به عنوان متغیر مستقل در سه بعد اقتصادی، اجتماعی و محیطی با 62 شاخص و تعداد جمعیت به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل خوشه ای WARD و همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS به تحلیل داده های پژوهش پرداخته شد. بر اساس روش تحلیل خوشه ای 16.7 درصد روستاهای نمونه تحقیق پایدار، 52.8 درصد نیمه پایدار و 30.6 درصد ناپایدار بوده اند. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس نشان می دهد که با افزایش پایداری توسعه، میانگین جمعیت در نواحی روستایی افزایش می یابد، به طوری که میانگین جمعیت در روستاهای ناپایدار 407 نفر، در روستاهای نیمه پایدار 678 نفر و در روستاهای پایدار 4430 نفر است در واقع با تحقق بخشی توسعه پایدار در روستاهای مورد مطالعه، میانگین جمعیت افزایش می یابد. به نظر می رسد ناپایداری های موجود در ابعاد مختلف توسعه باعث گردیده توانمندی های این نواحی حتی در حفظ ظرفیت فعلی خود یعنی جمعیت مورد شک و تردید قرار گیرد. در این ارتباط برنامه ریزی جهت بهبود سطح توسعه در ابعاد مختلف در روستاهای کم توان جمعیتی ضروری است.
تغییر اقلیم یک پدیده پیچیده اتمسفری- اقیانوسی در مقیاس جهانی و درازمدت است. این پدیده متأثر از عواملی چون فعالیت های خورشیدی، آتش فشان ها، اتمسفر، اقیانوس ها و درصد گازهای گلخانه ای در اتمسفر می باشد که دارای اثرات متقابل می باشند. این تغییرات منجر به دگرگونی در وضع آب و هوا، تغییر توزیع مکانی و زمانی تغذیه سفره آب های زیرزمینی و کیفیت آب شده و به طور کلی روند جدیدی را در اقلیم جهانی موجب می شود. بارش و نوع آن (جامد یا مایع)، جریانات سطحی، تبخیر، تبعاً انقلاب صنعتی روند استفاده از انرژی شدت گرفت. گزارشات هیئت بین الدول تغییر اقلیم، حاکی از این است که در صورت عدم کاهش متوسط دمای زمین تا سال 2100 می تواند به میزان 1/1 تا 6/4 درجه سانتی گراد افزایش یابد. این امر به بروز پدیده ای به نام پدیده گرمایش جهانی و تغییر اقلیم حاصل از آن خواهد شد. در نتیجه چرخه آبی و یا سیستم منابع آب می تواند دچار تغییرات بنیادی شوند. حوضه آبریز کارون بزرگ با داشتن حدود 12 سد بزرگ احداث شده و در حال احداث و با پتانسیل تولید 20 هزار مگاوات تولید نیرو از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. بنابراین آشکارسازی تغییر اقلیم و بررسی آثار و پیامدهای تغییر اقلیم در این منطقه از اهمیت بالایی برخوردار است. در این تحقیق با استفاده از داده های مدل های گردش عمومی جو (GCM) تحت سناریوی گازهای گلخانه ای SRES تغییرات بارش و دما در دوره 2039- 2010 برای ایستگاه اهواز که به عنوان ایستگاه منتخب حوضه کارون بزرگ می باشد، شبیه سازی شده است. داده های مورد نیاز شامل میانگین دما و مجموع بارش ماهانه در دوره آتی از دو مدل HadCM3 و CSIRO از سری مدل های گردش عمومی جو تحت سناریوی A2 و B1 تأمین شده که با استفاده از روش تناسبی داده های دوره پایه و دوره های آتی بررسی شده است. نتایج حاکی از افزایش دما برای هر دو مدل به ترتیب 8/1 و 2 درجه سانتی گراد وکاهش بارندگی 6 و 4 درصد برای دوره 2039- 2010 می باشد.
مطالعه حاضر با هدف بررسی پیشایندها و پیامدهای بخشش شهروندان در صنعت تاکسیرانی اینترنتی انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی است که در شهر یزد انجام شده است. نوع داده های پژوهش کمی بوده و به روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است. از منظر روش یک مطالعه پیمایشی از نوع همبستگی است و در دسته مطالعات توصیفی قرار می گیرد. جامعه آماری شامل کلیه شهروندانی است که از خدمات تاکسی های اینترنتی در شهر یزد استفاده می کنند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر تعیین و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها نیز پرسشنامه ای شامل 27 سؤال تخصصی با طیف لیکرت پنج گزینه ای است. روایی همگرا و واگرای پرسشنامه تأیید شد. پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ پرسشنامه نیز برای تمامی ابعاد از 7/0 بیشتر به دست آمده است. با استفاده از تکنیک حداقل مربعات جزئی، مدل مفهومی پژوهش آزمون شد. تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 18 و Smart PLS 2 صورت گرفت. نتیجه این مطالعه نشان داد جبران خسارت، شنیدن صدای مشتری و عذرخواهی کردن بر بخشش شهروندانی که از خدمات تاکسی های اینترنتی استفاده می کنند، تأثیر معناداری دارد. از سوی دیگر، بخشش مشتری موجب کاهش تبلیغات شفاهی منفی و افزایش بازگشت مجدد مشتری و مصالحه می شود.
University autonomy and accountability have been playing such a vital role in all aspects of university governance that their importance cannot be over emphasized. Autonomy can be defined as “the right of a group of people to govern itself or to organize its own activities” and being autonomous means “being independent and having the power to make your own decisions”. On the other hand, accountability means being responsible for decisions or actions and being required or expected to justify them. The purpose of this study is to examine and assess the degree and sufficiency of university autonomy in the four area of institutional, financial, staff, and academic and also the degree of accountability of universities to their external stakeholders. The instrument for gathering data was a researcher-made questionnaire with a five- point Likert scale and its calculated Alpha was above ./70. This means that the instrument was reliable. Data were obtained randomly from university managers at Islamic Azad University branches in Qazvin province. The data were analyzed using percentage and five-point Likert scale to objectively determine the degree of accountability and the sufficiency of the university autonomy for good governance of their branches at the four area of autonomy from the view point of university chancellors, vice-chancellors, Dean and Head of the Departments. The analysis of data in relation to research questions were investigated, using one-sample t-test by means of version 18 of SPSS software. The findings indicate that the degree of autonomy in the four area is not sufficient to govern the university well and the University administrators suggest that granting more autonomy from the central administration of Islamic Azad University and Ministry of Science, Technology and Research to the university branches may hold them to be more accountable to internal and external stakeholders.
با توجه به مسئولیت مدیریت شهری در فراهم کردن منابع، ایجاد انگیزه در شهروندان و بسترسازی برای کارآفرینی، در این مقاله هدف بررسی نقش مدیریت شهری با رویکرد حکمروایی خوب شهری بر توسعه ی کارآفرینی شهری می باشد. تحقیق حاضر کاربردی و رویکرد حاکم بر تحقیق توصیفی-تحلیلی است. جامعه آمای شامل کارشناسان ادارات شهر رشت، حجم نموه بر اساس فرمول کوکران 385 نفر و روش نمونه گیری تحقیق، گلوله برفی(زنجیره ای) است. روایی ابزار سنجش(پرسشنامه محقق ساخته) با توجه به نظرات کارشناسان و اساتید حوزه ی شهری و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ ارزیابی شده است. فرضیات تحقیق با کمک نرم افزارهای SPSS و LISREL بررسی و تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که شاخصهای حکمروایی خوب شهری بر توسعه ی کارآفرینی شهری تأثیر مثبت و معناداری دارند. شاخص مشارکت با (53/0= Beta و 9/3= t )؛ شاخص پاسخگویی(61/0= Beta و 53/4= t )؛ شاخص قانونمندی با (59/0= Beta و 78/4= t )؛ شاخص شفافیت(62/0= Beta و 64/4= t )؛ شاخص جهت گیری توافقی(6/0= Beta و 64/4= t )؛ شاخص عدالت (78/0= Beta و 34/7= t ) ؛ شاخص مسئولیت پذیری با (6/0= Beta و 07/8= t ) و شاخص اثربخشی با (64/0= Beta و 71/6= t ) تاثیر مثبت و معناداری بر توسعه ی کارآفرینی شهری دارند. بنابراین با توسعه ی مدیریت شهری با رویکرد حکمروایی خوب شهری، کارآفرینی در همه ی ابعاد ارتقا خواهد یافت و در همین راستا توسعه ی اشتغال و کاهش بیکاری در شهرهای امروزی دور از انتظار نیست.