در هردانشی از جمله دانش جغرافیا ((زمان ))مطرح است ‘حال سؤال این است که کدام مسایل فلسفی جغرافیا سبب بروز مفهوم زمان در جغرافیا شده است ؟ در ادبیات‘ علوم اقتصادی‘ سیاست‘ مذهب‘ صنعت و تکنولوژی‘ جامعه شناسی‘ فلسفه‘ فیزیک وقرآن و همچنین جغرافیا مسایل مختلفی سبب بروز مفهوم زمان درآنها شده است . در جغرافیا زمانبندی همه پدیده های جغرافیایی‘ ماندگاری غیر یکنواخت پدیده ها و تنوع آنها زمینه فلسفی اساسی برای بروز مفهوم زمان شده است وبر این مبنا یک قاعده ششگانه قابل تبیین است.درجغرافیا زمان قابل نمادسازی است ودرچهار نمادقابل تبیین است که عبارتند از: زمان کیهانی‘زمان زمین شناسی‘زمان تاریخی وزمان زیسته که هر کدام نیز به دسته هایی قابل تقسیم است و جغرافیدانان با هر یک از نمادهای فوق ویا با مشترک آنها یافته ها و واقعیتهای جغرافیایی خود را تحلیل زمانی می کنند.
در برنامه پنج ساله دوم توسعه کشور (78 – 1374) فصل مستقلی راجع به عمران روستایی دیده می شود و امکان ارزیابی مشخص اهداف‘ سیاستها و برنامه های اجرایی آن وجود دارد. نتایج ارزیابیها نشان می دهد که این برنامه‘ حداقل نسبت به برنامه های توسعه بعد از انقلاب اسلامی‘ بدلیل رعایت نسبی اصول برنامه ریزی از لحاظ ترتیب و وضوح اهداف‘ سیاستها و برنامه های اجرایی و داشتن فصل مستقل عمران روستایی مزایایی دارد. با اینحال معایب و نارسائیهای عمده ای نیز در محتوا و عملکرد برنامه عمران روستایی آن وجود دارد که از بین آنها می توان به عدم جامعیت اهداف و برنامه های توسعه روستایی بدلیل حاکمیت نظام برنامه ریزی بخشی در کشور‘ نارسائی و عدم هماهنگی و عدم انطباق کامل بین اهداف‘ سیاستها و برنامه های اجرایی با یکدیگر و همچنین اجرای محدود برنامه ها و تحقق نسبتاً کم اهداف کمی اشاره کرد. در مجموع‘ نارسائیهای اساسی در محتوای برنامه و عملکرد اجرایی آن باعث شده تا علیرغم تخصیص و هزینه اعتبارات نسبتاً زیاد‘ باز هم اهداف کمی و کیفی عمران روستایی تحقق چندانی نیابد. به همین دلیل باید با بازنگری برنامه های گذشته‘ در برنامه های آتی عمران روستایی اصلاحات لازم بوجود آید.
بیوسفر زمین در شکل گیری قابلیت زیستی خود در حد نسبتاً زیادی به خاک که عمدتاً حاصل تاثیرات متقابل عناصر اتمسفری و عواملی اقلیمی از یک طرف و پوسته جامد زمین یا سنگ مادر از طرف دیگر می باشد‘ مدیون است. این ماده یا بستر‘ پدیده مهمی از طبیعت و ابزار بسیار ضروری برای انسان در تامین نیازهای زیستی است. در تشکیل این لایه مهم دارای حیات علاوه بر عوامل دیگر‘ مهمترین نقش بر عهده آب هوا و سنگ مادر است. این دو عامل با آمیخته شدن با عنصر زمان در درجه اول و یاری گرفتن از عوامل دیگری چون ارگانیسم های خاک و توپوگرافی زمین‘ خاک به مفهوم واقعی را بوجود آورده و این ابزار مهم حیات را در اختیار انسان قرار می دهد. در این مقاله سعی شده است تا ویژگیهای این عنصر مهم حیات و ساختار سیستمی آن شرح داده شود. در این راستا آشنایی با بافت فیزیکی و ساختار شیمیایی خاک می تواند از تخریب آن که معضل مهم زیست محیطی زمان ما است‘ جلوگیری کند. آشنایی با جریانهای جاری بر عنصر خاک می تواند به حفظ آن کمک کند. برای تحقق این ام کلیه عوامل موثر در تشکیل خاک مورد بررسی قرار گرفته و ارتباط سیستمی هر کدام از آنها در کلیت خاک بررسی شده است. همچنین عوامل موثر در تنوع خاک مطرح و نقش آنها بر شکل گیری انواع خاک که خود پدیده بسیار مهم و قابل توجهی است‘ ذکر شده اند.
این مقاله حاصل مطالعه عکسهای هوایی 000‘1:55 و تصویر ماهواره ای کاسموس 000‘1:100 نقشه زمین شناسی 000‘1:25 منطقه می باشد که طی آن شکل گیری وتکامل تنگ های منطقه بررسی شده است. سپس طی یک بررسی میدانی با توجه به آثار و شواهد موجود وبا در نظر گرفتن زمین ساخت منطقه‘ نتایج زیر بدست آمده است: شیب تنگ های ارتفاعات مرکزی از غرب به شرق و نیز ارتفاعات شمالی‘ از شمال به جنوب می باشد این مسئله ارتباط مستقیمی با اختلاف زمان پیدایش کوهستانها دارد. بطوریکه بعد از شکل گیری ارتفاعات شمالی با راستای غربی – شرقی‘ جریان آبها بصورت شمالی – جنوبی و بعد از پیدایش کوهستانی غربی با راستای شمالی – جنوبی جریان آبها بصورت غربی- شرقی بسمت قسمت مرکزی منطقه هدایت یافته اند. و همزمان با فرارفت ارتفاعات مرکزی آنها را بصورت پیشین رود شکافته اند. لذا در شکل گیری و پیدایش این تنگ ها دو عامل تکتونیک و فرسایش آبهای روان بطور همزمان نقش داشته اند.
مانسون برگرفته از واژه موسم عربی به معنای فصل است. مانسون ها نسیم های دریایی شدید هستند که بخصوص در آسیای جنوبی و بخشهایی از آفریقا دیده می شوند و تقریباً 6 ماه از سال را از جانب شمال شرقی و 6 ماه دیگر را از جنوب غربی می وزند. مؤلفه غربی باد در مانسون های تابستانی غالب است و آنها گرایش قوی به همگرایی‘ صعود و ایجاد باران دارند. برعکس‘ مولفه شرقی باد در مانسونهای زمستانی غالب بوده و اینها گرایش به واگرایی و نشست هوا دارند و سبب خشکسالی می گردند. مانسون های تابستانی و زمستانی هر دو نتیجه ای از اختلافات روندهای سالیانه دمای حاکم بر خشکی و دریا هستند. سرزمین ایران در خاورمیانه قرار دارد و محدود به دریای عمان‘ خلیج فارس و دریای خزر است. ایران دارای سرزمینی ناهموار است که دور تا دور آنرا کوهستان فرا گرفته و حوضه مرکزی آن مرکب از بیابانها و کوهها است؛ ایران از سطح دریا ارتفاع داشته و در امتداد سواحل شمالی و جنوبی دارای دشتهای ناپیوسته کوچک می باشد. مطالعه مقادیر داده های بارش شهرهای مختلف ایران در ماههای ژوئن تا سپتامبر ( از 11 خرداد تا 8 مهر) طی سالهای 1960 لغایت 1990 نشان می دهند که منطقه جنوبشرقی ایران بواسطه رشته کوههای بشاگرد‘ کوه جبال بارز و هامون جازموریان‘ اقلیم مانسونی دارد. حتی اگر مانسون تابستانی هند قوی باشد‘ تاثیر آن بر بخشهایی از کویر لوت و دشت کویر مشهود است. بنابراین ایران اساساً دارای اقلیم خشک یا نیمه خشک بوده‘ اما در امتداد سواحل خزر دارای اقلیم جنب حاره ای و در جنوبشرقی دارای اقلیم مانسونی است.
حداکثر بارش روزانه، شدت بارندگی را در طول یک روز نشان می دهد به عبارتی دیگر، حداکثر بارش روزانه، بیشترین مقدار بارندگی است که درطول یک روز 24 ساعت، طی یک دوره زمانی معین مثلا یک ماه و یا یک سال، ریزش می کند. در مناطق خشک و نیمه خشک مثل ایران که ممکن است تمام و یا بخش بزرگی از بارش سالانه، طی فقط چند روز ریزش نماید، مطالعه حداکثر بارشهای روزانه در فعالیتهای عمرانی، مقابله با بلایای طبیعی و عملیات کشاورزی، اهمیت زیادی دارد.در این مطالعه، داده های حداکثر بارش روزانه طی یک دوره زمانی 10 ساله از سال 1987 تا 1996، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته است. نسبت حداکثر بارش روزانه به بارش سالانه، توزیع فضایی حداکثر بارشهای روزانه و الگوهای حاکم بر رژیم این بارشها در منطقه ای به وسعت شمالغرب تا جنوبغرب ایران، مطالعه شده است. همچنین با استفاده از روش آماری چند متغیره تحلیل خوشه ای، حداکثر بارشهای روزانه در منطقه مورد مطالعه، ناحیه بندی شده است.