جاده مرند- جلفا واقع در شمال استان آذربایجان شرقی در مسیر خود از واحدهای توپوگرافی و ژئومورفولوژیکی زیادی عبور می کند که آگاهی از ویژگی های هر کدام از این واحدها و شناخت عوامل مورفوژنز و مورفودینامیک فعال، هدف اصلی این پژوهش می باشد. براساس مطالعات و پیمایشهای میدانی و نتایج به دست آمده از این تحقیق، گسلها، سیل، فرسایش رودخانهای، حرکات دامنهای نظیر ریزش، لغزش، جریانات واریزهای، مورفوژنز بهمنهای برفی و بهمنهای سنگی، کریوکلاستی و مورفوژنز انسانی از عمدهترین عوامل ژئومورفولوژیکی شناخته شده در طول مسیر جاده ریلی و آسفالته مورد مطالعه میباشند. بحرانیترین حرکات دامنهای در محدوده تنگ درهدیز از جایگاه ویژهای برخوردار است. در سالهای اخیر اثر فعالیتهای مردم در تغییر چشمانداز مورفولوژیکی مسیر جاده مورد پژوهش فزونی یافته که نتیجه آن افزایش ناپایداری دامنهها، تخریب پوشش گیاهی و سیل میباشد. نتایج تحقیق، ضرورت درک و آگاهی عمیق و منطقی از فرایندهای ژئومورفولوژیکی منطقه را نشان میدهد بنابراین قبل از هرگونه اقدام و فعالیتهای عمرانی در مسیر جاده، برنامههای مربوط به آمایش سرزمین میبایست بر مبنای شاخصهای ژئومورفیکی لحاظ شوند.
کشاورزی یکی از بخش های اقتصادی به شمار می آید، تا جایی که می توان گفت رشد اقتصادی بدون توسعه کشاورزی امکان پذیر نیست. حال با تکیه بر تحقیقات علمی دقیق و با توجه به شناخت توان ها و قابلیت های محیطی هر منطقه می توان به توسعه کشاورزی اصولی و دقیق دست یافت. از این جهت، ضرورت ایجاب می نماید که مناطق کشاورزی از لحاظ میزان توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی شناسایی شوند تا با برنامه ریزی های دقیق در راستای رسیدن به توسعه پایدار کشاورزی اقدام شود.متغیرها و پارامترهای گوناگونی در تعیین توسعه کشاورزی دخالت دارند. مقایسه جداگانه هر متغیر، ترتیب قرار گرفتن هر شهرستان را در جدول تغییر می دهد. از این جهت، در بررسی حاضر با بهره گیری از آمار سرشماری کشاورزی سال 1382 استان اصفهان، تعداد 95 متغیر که به 24 شاخص در سه گروه عمده بهره برداری کشاورزی، اراضی زراعی و باغ و قلمستان نرم سازی شده، مورد مطالعه قرار گرفته است و متغیرهای مورد مطالعه با روش تحلیل عاملی کاهش یافته و به صورت ترکیبی در عوامل معنی دار ارایه گردیده است، سپس درصد سهم هر عامل در توسعه کشاورزی تعیین گردیده و در نهایت برای سطح بندی شهرستان ها و تعیین شهرستان های همگن با استفاده از روش آماری تحلیل خوشه ای (که بر اساس کوتاهترین فاصله ها و تعیین گروه های همگن به وسیله نرم افزار آماری (SPSS) طبقه بندی صورت گرفته) شهرستان ها در چهار خوشه سطح بندی گردیده است. در پایان، با استفاده از نرم افزار سامانه اطلاعات جغرافیایی (Arc view) سطح بندی شهرستان های استان، جهت تحلیل فضایی وضعیت توسعه کشاورزی استان نمایش داده شده و جایگاه هر یک از شهرستان های استان اصفهان در توسعه کشاورزی استان مشخص گردیده است.
به رغم این که مفهوم راهبردهای توسعه شهری حدود 2 دهه است وارد ادبیات مدیریت شهری شده اما رویکرد غالب به توسعه در سیستمهای مدیریت شهری در کشور ما به گونهای استکه تنها در حد هدایت و راهبری طرح های هادی یا جامع شهری، تغییرات کاربری واحدها و گسترش سرمایههای فیزیکی محدود مانده است. به عبارت دیگر پارادایمهای غالب در فرایند توسعه شهری در ایران، طوری شکل گرفته استکه بیشتر به بعد اقتصادی توسعه توجه دارد. این در حالی استکه در دنیای امروز، استراتژی¬های توسعه اقتصادی بدون در نظر داشتن ابعاد انسانی، اجتماعی و زیست محیطی آن، پویاییهایی را ایجاد می¬کند که به موجب آن، عوامل اصلی توسعهیافتگی به جای آن که به عنوان پیشران برای فرآیند توسعه عمل کنند، با تأخیرهای زمانی، در مقابل توسعه قرار میگیرند. در این حالت، اینگونه توسعهها را ناپایدار تلقی میکنند. این نوشتار یافتههای مطالعهای را ارایه میکند که با استفاده از روش وزندهی ترجیحی(PW)، وضعیت پایداری توسعه محلی را در کلاردشت مورد سنجش و بررسی قرار داده است. در این مطالعه پس از نمونهگیری، سنجش، پردازش و پایش دستاوردها و پیامدهای منفی حاصل از توسعه محلی کلاردشت در20 سال گذشته و مقایسه آن با استانداردهای بینالمللی ارایه شده برای سنجش پایداری توسعه، جهت میل توسعة محلی این منطقه از کشورمان به سمت پایداری، سیاست های مناسب پیشنهاد میشود.
درجه حرارت یکی از مهمترین عوامل محیطی موثر بر رشد و نمو گیاهان است. دماهای بالاتر از حد مقاومت گیاهان موجب کاهش فعالیت فیزیولوژیک آنها می گردد که اصطلاحا تنش گرمایی گفته می شود. واکنش گیاهان به دماهای بالا با نوع کشت و مرحله رشد متفاوت است. دوره بحرانی حساسیت برای گندم در زمان پرشدن دانه است؛ به طوری که در طی مرحله رسیدن چنانچه دمای بیشینه از 30 درجه سلسیوس فراتر رود و رطوبت نسبی کمینه کمتر از 30 درصد و همزمان وزش باد بیش از 3 متر بر ثانیه باشد، سبب بروز تنش گرمایی در محصول می شود. چنانچه مجموعه عوامل فوق در یک روز رخ بدهد، آن روز به عنوان روز بحرانی نامیده می شود. در چنین حالتی گندم دچار تنش گرمایی می شود؛ به طوری که دانه ها چروک خورده، وزن آنها کاهش می یابد. بررسیهای همدیدی بیانگر آن است که احتمال رخداد چنین شرایطی در استان های جنوبی کشور (خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان) در طی مرحله پرشدن دانه بسیار زیاد است. از این رو، بررسی فراوانی و شدت تنش گرمایی بر این محصول استراتژیک حایز اهمیت است. در این بررسی، با استناد به دو تعریف برای روزهای بحرانی و شدیدا بحرانی و با استفاده از داده های روزانه اقلیمی، تنش گرمایی برای محصول گندم مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین تعداد روزهای بحرانی در طول دوره پرشدن دانه در مناطق عمده کشت گندم در استان خوزستان از 3 تا 9 روز و روزهای شدیدا بحرانی به غیر از ایذه از 2 تا 4 روز متغیر است. در استان هرمزگان به علت بالا بودن رطوبت نسبی در دوره حساس گندم روز بحرانی تقریبا وجود نداشته و صرفا در برخی از سال ها رخ می دهد. میانگین این روزها در میناب به یک روز می رسد. در استان سیستان و بلوچستان، میانگین تعداد روزهای بحرانی در زاهدان 5 و در خاش 4 روز است. این روزها در ایرانشهر 6 و در سراوان به 12 روز می رسد که به ترتیب 2 و 3 روز از آنها بشدت بحرانی است. میانگین تعداد روزهای بحرانی در دوره حساس گندم در بندر دیر و بوشهر هر کدام یک روز محاسبه گردیده است. نتایج حاصل از بررسی داده های ایستگاه های مورد مطالعه به دشت های هم اقلیم آنها تعمیم داده شده است.
عنصر بارش یکی از مهم ترین شاخص های تعیین کننده اقلیمی هر ناحیه جغرافیایی محسوب می گردد. در سال های اخیر منطقه آذربایجان بویژه شهرستان مرند شاهد نوسانات قابل توجهی در نزول بارش های سالانه بوده است. این فرایند اقلیمی با حاکمیت پدیده خشکسالی و تبعات بسیار منفی هیدرولوژیکی، بیولوژیکی، کشاورزی و اقتصادی همراه گردیده است. به منظور درک اولیه شرایط اقلیم بارش شهرستان مرند، کلیه مشاهدات بارندگی (جمع آوری شده از ایستگاه های محلی، کلیماتولوژی و سینوپتیک موجود در منطقه) توصیف و مدل سازی شدند. با توجه به اهداف اصلی تحقیق، در مرحله اول، کلیه داده های موجود در یک پایگاه اطلاعات اقلیمی منطقه ای سازماندهی گردید. در مرحله دوم، با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری امکان استخراج متغیرهای آماری و گرافیکی به آسانی میسر شد. در مرحله نهایی، به منظور مدل سازی توزیع مکانی مقادیر بارش در محدوده شهرستان مرند، از سیستم اطلاعات جغرافیایی استفاده گردید. نتایج حاصله نشان می دهد که توزیع زمانی مقادیر بارش دارای نوسانات قابل توجهی است. ضمنا توزیع مکانی بارش های فصلی و سالانه نیز دارای تغییرات مشخصی در محدوده مورد مطالعه است و به نظر می رسد متاثر از شرایط توپوگرافیک منطقه بوده باشد
"دشت سیستان که در شرق ایران قرار دارد، از اقلیمی خشک و نامساعد برخوردار است و طوفان های شن و ماسه و حرکت تپه های ماسه ای از عوامل تهدیدکننده آن محسوب می شوند. وقوع خشکسالی در منطقه سیستان و به تبع آن کاهش پوشش گیاهی و خشک شدن دریاچه هامون و همچنین وجود بادهای 120 روزه، شرایط مناسبی جهت فرسایش بادی و وقوع طوفان های گرد و خاک فراهم آورده اند. این عوامل سبب شده اند تا حرکت شن های روان در منطقه با سرعت زیادی انجام گیرد و تپه های ماسه ای فراوانی بر جای گذاشته شود.
در محاسبات میدانی، ابتدا منطقه کفتارگی به عنوان نمونه ای از کل منطقه مورد مطالعه انتخاب و سپس 6 تپه برخان به عنوان شاخص در نظر گرفته شد و میزان حرکت این تپه ها در طی 3 ماه محاسبه و در جدولی تنظیم گردید. نتایج حاصل از مطالعات میدانی نشان داد که باد غالب با سرعت زیاد در منطقه سبب حرکت شدید تپه های ماسه ای شده و با حرکت سریع خود بر روی اراضی کشاورزی، آبادی ها، جاده ها، کانال های آبیاری، تاسیسات... باعث بروز خسارات فراوانی به این مراکز می شوند. بعد از بررسی میزان حرکت تپه های ماسه ای به پیش بینی حرکت آنها در چند سال آینده پرداخته شد، به طوریکه تفسیر تصاویر ماهواره ای و محاسبات میدانی مشخص نمود، مخازن آبی چاه نیمه که تنها منبع آب شرب مردم سیستان می باشد، در چند سال آینده مورد تهدید جدی ماسه های روان قرار خواهدگرفت و اگر از هجوم ماسه ها به این مخازن جلوگیری نشود، حیات این منبع آب مهم و بسیار حساس منطقه به خطر خواهد افتاد. در این مقاله سعی بر این خواهد بود که با توجه به خشکسالی های اخیر، ابتدا نقش انکارناپذیر بادهای 120 روزه سیستان در ایجاد طوفان های شن و ماسه مورد بررسی قرار گیرد و سپس از طریق محاسبات آماری نسبت به تعیین مدل ریاضی بین پارامترهای ژئومورفیک اقدام گردد و در نهایت با استفاده از تصاویر ماهواره ای، نقشه های توپوگرافی و محاسبات میدانی به پیش بینی روند پیشروی تپه های ماسه ای و خسارات وارده در منطقه پرداخته شود"
گستره مورد مطالعه در اطراف شهر نهبندان و در شرق ایران قرار دارد. در این تحقیق تاثیرحرکات امروزی گسل های نه شرقی و نه غربی که از اطراف این شهر می گذرند، بر ژئومورفولوژی ساختاری منطقه مورد بررسی قرار گرفته است. تغییر مسیر رودخانه ها و آبراهه ها، دره های V شکل، تراورتن زایی در مسیر گسل، چین خوردن رسوبات کواترنری و تغییر رنگ رسوبات و سنگ ها در پهنه برشی گسل، از شاخص های ژئومورفولوژیکی مهمی هستند که در برداشت های صحرایی و در ارتباط با حرکات سیستم گسلی نهبندان بررسی شده اند. تصاویرماهواره ای و برداشت های صحرایی از منطقه نشان می دهد که گسل ها، مرز بین کوه و دشت هستند. این گسل ها دارای شیب تند 90-80 درجه می باشند. به گونه ای که شکل مورفولوژیکی آنها در تصاویر 1 ماهواره ای به صورت خطی صاف در مرز بین کوه و دشت نمایان است. مولفه معکوس این گسل ها باعث برخاستگی این کوه ها شده و شکل توپوگرافی کنونی نواحی کوهستانی را در کنترل دارد. با توجه به جهت شیب گسل ها که در صحرا اندازه گیری شده است، این کوهها در قسمت فرا دیواره گسل ها قرار دارند و در خلاف جهت شیب گسل در حال ارتفاع گرفتن هستند