یکی از ابعاد مهم توسعه جوامع؛ توسعه سلامت و به عبارتی میزان و کیفیت دسترسی افراد جامعه به خدمات بهداشتی و درمانی است. از آنجا که هرگونه برنامه ریزی جهت ارائه خدمات به مناطق نیازمند؛ ارزیابی وضع موجود می باشد، هدف این مقاله بررسی عمیق تر تفاوت میان شهرستان های استان کردستان به جهت دسترسی به مراکز بهداشتی و درمانی و تعیین میزان توسعه یافتگی در این زمینه است تا در بعد کاربردی نتایج این پژوهش در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های منطقه ای و محلی مورد استفاده مسئولین قرار گیرد. روش مطالعه توصیفی- تحلیلی و موردی و روش گردآوری بصورت کتابخانه ای است که 36 شاخص در سه بخش نهادی؛ نیروی انسانی و تخصصی از طریق سالنامه آماری 3931 واطلاعات مرکز آمار ایران گردآوری شده اند. داده ها براساس تکنیک تاپسیس خطی و از طریق نرم افزار اکسل محاسبه و جهت ترسیم نقشه از نرم افزار GIS استفاده شده است.یافته ها نشان می دهد شهرستان های سنندج و سقز برخوردار؛ شهرستان های قروه؛ بیجار؛ مریوان و بانه نیمه برخوردار و شهرستان های دیواندره؛ کامیاران؛ دهگلان و سروآباد به عنوان شهرستان های غیر برخوردار شناخته شده اند. نتایج پژوهش بر مبنای تعداد جمعیت نشان می دهد؛ 36 درصد جمعیت استان کردستان از خدمات بهداشتی محروم؛ 2/0 درصد نیمه برخوردار و 44 درصد جمعیت از خدمات بهداشتی بطور نسبی برخوردارند.نتایج بخوبی نشان دهنده این موضوع است که در میان شهرستان های استان؛ توزیع خدمات بهداشتی متناسب با توان ها و نیازهای جمعیتی توزیع نشده اند. لذاپیشنهاد می گردد ارزیابی توسعه سلامت حتی الامکان هم زمان در مقیاس سلسله مراتب روستا؛ شهر؛ شهرستان و استان صورت پذیرد تا علاوه بر تبیین تفاوت های ناحیه ای؛ تفاوت های درون ناحیه ای نیز روشن و مرتفع گردد.
خوانش معنا در فضاهای شهری که در گرو فهم فرایند تولید معنا در زمینة شکل گیری آن است، در درک بسیاری از پدیده های شهری راهگشاست. در این پژوهش، به بررسی روند معنادارشدن و خوانش فضا و عوامل مؤثر بر آن از دریچه ای ویژه پرداخته می شود و تحلیل نحوه تولید و بازتولید معانی، با تأکید بر زمینه های اجتماعی و فرهنگی فضای شهری و به عبارتی «متن» مورد نظر، موضوع اصلی این پژوهش است. براین اساس، با رویکردی نوین به موضوع تولید معانی پرداخته شده است؛ رویکردی که برپایة بن مایه های معنی شناسی در حوزة زبان شناسی شکل گرفته و مشتمل بر دیدگاه های ساختارگرایی و خوانش مخاطب است. در این رویکرد، با تأثیرپذیری از تئوری «ساخت یابی» آنتونی گیدنز در جامعه شناسی- که شامل دو وجه عمدة «ساخت» و «عاملیت انسان» در تحقق پدیده های اجتماعی است- و تطبیق آن با ویژگی های فضای شهری (به عنوان یک متن)، عوامل شکل دهنده به فضاهای معنادار بررسی می شود. براساس این رویکرد، فضای نوشتاری (ساخت) و فضای گفتاری (کنش خوانش)، عوامل اصلی در قرائت فضای زیستی انسان هستند و زمینه تولید معنا را فراهم می کنند. از این منظر، ساختار فضا به همراه روابط فرهنگی و اجتماعی متجلی در الگوهای رفتاری بهره برداران، به تولید معنا در فضاهای شهری منجر می شود. به منظور آزمایش فرضیه، بازار تبریز به عنوان نمونه ای از فضای شهری معنادار در شهر ایرانی بررسی شد. نتایج مطالعه این مجموعة فضایی، نشانگر انطباق کامل ساختار فضایی و الگوهای رفتاری جاری در فضاست.
سیستم گردش اتمسفری برای تعیین سطح آب و هوا و محیط زیست و تأثیر آب و هوای منطقه و ویژگی های آن اهمیت دارد .در این مقاله، برای مطالعه تاثیرآن، سیستم طبقه بندی، توسعه یافته توسط Lamb ، برای به دست آوردن اطلاعات گردش جوی روزهای بارش شدید استان اردبیل در مقیاس روزانه اعمال می شود. به این منظور، داده های فشار تراز دریا در مقیاس روزانه روزهای بارش شدید از سال 1971-2007 برای بدست آوردن شاخص سیستم لمب با 27 کلاس به کار گرفته شده است. فراوانی شاخص لمب برای دوره های مختلف محاسبه و توصیف شده است، پنج کلاس از شاخص های لمب دارای فراوانی بیشتری بودند: : E, SE,A , C, CSE ، این شاخص ها ابزاری برای توصیف رابطه بارش با سیستم گردش اتمسفری در اردبیل است. بارش شدید بیشتر با خانواده سیکلونی، کم فشاری ار طرف عرضهای شمالی و کم فشار گنگ و پاکستان ارتباط دارند. شاخص SE متداول ترین شاخص سیستم گردش اتمسفری لمب می باشد. فصول سرد و خنک که از آگوست و مارچ آغاز می شود با کلاس های E, SE, A, C ، CSEمرتبط هستند، این کلاس ها کمترین نقش را در فصول گرم دارند. SE, NE متدوال ترین کلاس سیستم گردش جوی در تابستان بویژه در ماه جولای می باشند.
هدف این مطالعه تحلیل روند کیفیت آب رودخانه های استان آذربایجان شرقی با روش های ناپارامتری می باشد. بدین منظور، از اطلاعات داده های غلظت یون هایCa ،Mg، Cl، Na، HCo3، pH، SO4، TDS، EC،SAR ، درصدسدیم، مجموع آنیون ها، مجموع کاتیون هادرده ایستگاه آب سنجی (1387-1362) استفاده شد. برای آزمون روند از روش من-کندال پس از حذف اثر ضرایب خودهمبستگی معنی دار استفاده شد. به منظور تخمین شیب خط روند از روش تخمین گر Sen استفاده شد. نتایج نشان داد که در اغلب ایستگاه های مورد بررسی غلظت یون های مثبت و EC دارای روند افزایشی بود. در ایستگاه هایی که میزان رواناب آن ها روند منفی معنی دار داشته است روند تغییرات غلظت اغلب عناصر شیمیایی موجود در آب های سطحی مثبت و معنی دار بود. بررسی کیفیت آب رودخانه ها با روش ویلکاکسن نیز نشان داد که کیفیت آب رودخانه ها نسبت به دهه های گذشته افت کرده است. دلیل این افت به کاهش دبی رودخانه ها و تخلیه آلاینده های مختلف به رودخانه ها نسبت داده شد.
علائم و تابلوها ضمن در اختیارگذاشتن اطلاعات و راهنمایی های مورد نیاز رانندگان، آنها را از مقررات حاکم بر مسیر و خطرات احتمالی پیش رو مطلع می کنند. جانمایی اصولی تابلوها در بزرگراه ها و معابر شهری با در نظر گرفتن معیارهای دید، تأثیر بسزایی در یافتن به موقع مسیر و جلوگیری از سردرگمی رانندگان و در نتیجه کاهش ترافیک و تصادفات دارد. هدف این تحقیق، ارائه روشی مبتنی بر تحلیل مکانی در فضای سه بعدی، جهت ارزیابی قابلیت دید تابلوها است. ارتفاع و جهت قرارگیری تابلو، فاصله تابلو تا ناظر و زاویه افقی بین ناظر و تابلو و مساحت قابل درک از تابلو از جمله شاخص هایی هستند که بر قابلیت دید تابلوهای راهنمای مسیر تأثیرگذار می باشند. در روش ارائه شده موانع سه بعدی موجود در مسیر، تحت هندسه ی پرسپکتیو به سطح تابلو، تصویر و مساحت قابل درک از تابلو توسط رانندگان در موقعیت های مختلف محاسبه می شود. جهت ارزیابی قابلیت دید تابلو در موقعیت های مختلف خودرو (راننده) در مسیر حرکت، شاخص های مکانی از جمله مساحت محدوده مشترک حاصل از تصویر موانع با سطح تابلو ، فاصله بین مرکز تابلو و مرکزمنطقه ی مشترک و ترکیب مساحت با فاصله ارائه گردیده است. سپس ضمن طراحی سناریوهای مختلف حرکت خودرو در یک مسیر شبیه سازی شده و ارزیابی عملکرد هر یک از شاخص های مذکور، شاخص ترکیب مساحت با فاصله به عنوان شاخص دید انتخاب و وضعیت دید خودرو (راننده) در چهار کلاس ضعیف، خوب، متوسط و عالی، سنجیده می شود.نتایج تحقیق نشان می دهد، روش ارائه شده می تواند به عنوان یک ابزار مناسب در جانمایی بهینه تابلوهای راهنمای مسیر به کارگرفته شود.
احساس امنیت در مقصد گردشگری عاملی تعیین کننده در بازار رقابت گردشگری به شمار می آید. در این راستا هدف از انجام پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی ابعاد متفاوت امنیت، اثر آن بر رضایت و ارزیابی وضعیت احساس امنیت گردشگران در شهر کاشان است. این پژوهش بر اساس هدف کاربردی و ازلحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری (۲۰۰) گردشگر داخلی در مناطق توریستی کاشان بوده اند که به صورت تصادفی به پرسش نامة پژوهش پاسخ گفته اند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ای با (۴۴) گویه عمومی و تخصصی است که روایی آن با نظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرارگرفته است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری t، تحلیل عاملی اکتشافی، رگرسیون خطی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج حاصل از کاربرد آزمون t نشان می دهد گردشگران در شهر کاشان از وضعیت متغیرهای امنیت گردشگری رضایت داشته اند. بعلاوه همبستگی بین متغیرهای امنیت گردشگری و رضایتمندی گردشگران نشان دهندة ارتباط مثبت و معنادار بین دو شاخص ذکرشده است. نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان می دهد که شش عامل نحوه برخورد ساکنان و عملکرد پلیس، امنیت کالبدی، سلامت، کیفیت اقامت و پذیرایی، امنیت فردی و آرامش روانی، درنهایت (۷۰٫۶۴%) امنیت گردشگری در کاشان را پوشش داده است. نتایج کاربرد تحلیل رگرسیون بیانگر آن است که امنیت گردشگری در شهر کاشان بر تمایل به بازدید مجدد گردشگران و پیشنهاد سفر به دیگران اثر معنادار و مثبتی داشته است و پس ازاین، وفاداری گردشگران برای تمایل به سفر مجدد را در پی خواهد داشت.
از اوایل دوره قاجار در پی تحولات سیاسی، اقتصادی و مذهبی، همچنین توجه به مدرنیسم پس از گسترش آن در غرب، به تدریج خصوصیات معماری ایرانی به تقلید از غرب تغییر کرد و رویکردهای مختلفی در معماری معاصر ایران ایجاد شد. بنای مساجد به عنوان یک عنصر شاخص در کالبد شهری در انعکاس رویکردها و روش های معماری نقش اساسی را ایفا می کند و همواره مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با بیان؛ توصیفی- تحلیلی، ضمن تببین مواردی چون؛ ویژگی ها و مؤلفه های معماری مسجد (معنا و مفهوم، خوانایی، نوآوری، سلسله مراتب و ...) و رویکردهای معماری مساجد، به بررسی شکل گیری سه نمونه از مساجد معاصر ایران( مسجد الجواد، مسجد فولاد شهر، مسجد دانشگاه شهید چمران) در چارچوب موارد مذکور می پردازد. پس از تجزیه و تحلیل نمونه های موردی، در نهایت می توان گفت رویکردهایی در مسیر نوگرایی مساجد معاصر و در جهت انطباق با معماری سنتی موفق بوده اند، که به اصول و معیارهای سنتی مساجد مانند؛ ساختار کلی حجم، مؤلفه های معماری و ماهیت کلی مصالح سنتی پایبند بوده اند و با تغییرات در تزئینات و استفاده از مصالح جدید و نوآوری در عناصر کالبدی به ارتقای عوامل یاد شده نه جایگزینی آنها پرداخته اند به گونه ای که زبان معماری گذشته را برای پاسخ دادن به نیازهای معاصر سازگار کند.
بررسی عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش، تهیه نقشه آسیب پذیری و دوری جستن از مناطق مستعد وقوع زمین لغزش می تواند کمک مؤثری در کاهش خسارت های احتمالی و مدیریت خطر حاصل از این پدیده داشته باشد. برای بررسی و پهنه بندی خطر زمین لغزش در این حوضه ابتدا نقشه ها و لایه های اطلاعاتی عوامل اصلی مؤثر در رخداد این پدیده از قبیل شیب، جهت شیب، بارش، لیتولوژی، کاربری اراضی، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه و طبقات ارتفاعی در سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) تهیه گردید و سپس با استفاده از تصاویر ماهواره ای و عملیات میدانی زمین لغزش های موجود در منطقه شناسایی شد. در مرحله بعد با به کارگیری روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) عوامل موردبررسی در مرحله پیشین به صورت زوجی مقایسه و وزن هر یک از عوامل که مبین میزان تأثیر آن ها است محاسبه شده است. وزن های به دست آمده در محیط نرم افزار Arc Map به لایه و کلاس مربوطه اعمال گردید و سپس اقدام به تلفیق لایه های مؤثر شناسایی شده در زمین لغزش گردید. و درنهایت نقشه پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش در حوضه یایجیلو به دست آمد. نتایج حاصل از این بررسی نشانگر این است که روش تحلیل سلسله مراتبی به دلیل استوار بودن بر مبنای مقایسه زوجی موجب سهولت و دقت در انجام محاسبات لازم و ارائه نتایج به دلیل دخالت دادن تعداد زیادی از عوامل در مقایسه با سایر روش های پهنه بندی خطر زمین لغزش است. نتایج پژوهش نشان دهنده این است که در حدود 36/2 در صد از مساحت حوضه یایجیلو، احتمال وقوع زمین لغزش خیلی زیاد بوده، همچنین در 93/21 درصد احتمال وقوع زیاد، 38/45 درصد احتمال وقوع متوسط، 14/28 درصد احتمال وقوع کم و در 21/3 درصد احتمال وقوع خیلی کم می باشد.
مفهوم اکوشهر نگرشی جدید در مدیریت شهری از منظر محیط زیست است. پیاده سازی شاخص های هیجده گانه اکوشهر نیازمند کنش و واکنش متقابل شهروندان و مدیریت شهری است. سنجش آگاهی شهروندان از شاخص های اکوشهر، به مدیران شهری کمک می کند تا اجرای این طرح با موفقیت حداکثری انجام شود. شهرداری منطقه یک شهر تهران، ناحیه شش را به عنوان نخستین ناحیه و مبنای اجرای طرح اکوشهر انتخاب کرده است. پژوهش حاضر آگاهی شهروندان ناحیه نام برده را برای شش شاخص فضای سبز، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، پسماند، آب و انرژی آزموده است. این بررسی به کمک پر کردن 381 پرسشنامه به صورت حضوری انجام شد و بر اساس نظر کارشناسان، پرسشنامه دارای روایی مناسب و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد که دارای پایایی مناسبی (آلفای کرونباخ برابر با 87/0) بود. تعداد 5 آزمون آماری انجام شد. آزمون های آماری به کار گرفته شده شامل آلفای کرونباخ، من ویتنی ، کروسکال والیس، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی بود. نتایج بررسی نشان داد که میزان آگاهی شهروندان ناحیه شش منطقه یک تهران در خصوص شاخص های آب و آلودگی های صوتی و هوا در حد قابل قبول بود و در مورد شاخص های فضای سبز، پسماند و انرژی در حد غیر قابل قبول بود. همچنین بر اساس آزمون رگرسیون خطی چند متغیره، متغیر مستقل سطح درآمد روی متغیر وابسته آگاهی محیط زیستی تأثیر معنی دار داشت و متغیر مستقل سطح تحصیلات روی متغیر وابسته آگاهی محیط زیستی تأثیر معنی داری نداشت. نهایتاً خروجی کار چک لیست نیازهای آموزشی شهروندان ناحیه شش منطقه یک تهران برای پیاده سازی اکوشهر آماده گردید.
Purpose- This survey research was conducted with the aim of assessing the rural residents' support for tourism development and their effective factors in the tourism target villages in the Central District of Firoozabad County. Design/methodology/approach- The statistical population of this study was resident household heads. Using Bartlett Table, 155 households were studied by simple random sampling method. The data gathering tool was a researcher-made questionnaire which its validity and reliability were confirmed. Findings- Based on the findings, the residents were categorized into two groups of committed supporters and passive supporters according to their support for tourism. The results of the logistic regression model showed that the perception of social, economic and environmental impacts is directly (positively) significantly predictive of the residents' support for tourism development. The highest coefficient of the logistic regression model was related to the perception of social impacts (with a coefficient of 10.661) as compared to the economic impacts (with a coefficient of 8.659) and the environmental (with a coefficient of 7.683). In addition, in 95.5% of the cases, the function can correctly measure levels of support for rural tourism. The accuracy of the model was also confirmed through the ROC curve. Research limitations/implications- Difficulties in completing the questionnaires due to the number of the tourist arrivals and people's occupations, the reluctance of some households to respond because of the distrust resulting from the location of the village in the palace privacy, and the problems encountered in this regard, which were resolved by the researchers' frequent visits to the area and acquiring the villagers' trust. Practical implications- In addition to improving the resident's perceptions of environmental impacts, further attention must be paid to improving the residents' perceptions of economic and social impacts. Originality/value- The development of tourism industry is heavily dependent on the participation and support of local residents. Improving the residents' perceptions of the impacts of tourism will lead to more residents' support for the industry, thereby, be paid more by tourists in the area, and recommend destinations to others and their desire to return to the area.
وجود ابعاد و اثرات گوناگون و ذینفعان مختلف دخیل در توسعه گردشگری موجب پیچیدگی و پویایی رفتارهای این حوزه شده است. امری که شناخت صحیح و دقیق صنعت گردشگری و ارزیابی و ارائه راهکارهایی برای بهبود و توسعه آن را ضروری می نماید. لذا، پژوهش حاضر سعی بر آن دارد که با بهره مندی از مدلسازی دینامیکی در قالب روش تحلیل پویاییهای سیستمی، مدل توسعه گردشگری کشور را با تاکید بر بازارهای همسایه ارائه دهد. در این خصوص با شبیه سازی رفتاری عوامل مختلف مساله در محیط نرم افزار Vensim و تجزیه و تحلیل ابعاد گوناگون آن، ضمن توصیف وضعیت صنعت گردشگری کشور راهکارهایی برای دستیابی به وضعیت مطلوب بهره مندی از این بازارها ارائه شد. از جمله مهمترین سیاستهایی که جهت بهبود وضعیت گردشگری کشور با اولویت قراردادن بازارهای همسایه پیشنهاد می شود عبارتند از: بهبود روابط با همسایگان و اولویتبخشی به آنها در برنامه های بازاریابی، تقویت زیرساختها و سیاستگذاری جهت توسعه گردشگری داخلی برای همه اقشار درآمدی، فرهنگ سازی جهت تقویت نگاه عموم جامعه ایرانی به گردشگران همسایه، افزایش تسهیلات و امکانات برای سرمایهگذاری داخلی و خارجی، توجه به تمام پتانسیل های گردشگری در تمام نقاط کشور، تسهیل و حذف مقررات زائد برای ایجاد کسب و کارهای گردشگری و آسان سازی سفر و بستر سازی برای تبادلات مالی با بازارهای هدف. در نهایت، با توجه به شبیه سازی سناریو های پیشنهادی در مدل دینامیکی می توان اذعان نمود که اعمال این سیاست ها می تواند موجبات توسعه گردشگری کشور در سالیان آتی را فراهم نماید.
عدم تعادل و نابرابری در نظام سکونتگاهی و لزوم دست یابی به توسعه و تعادل منطقه ای موجب توجه روزافزون به شهرهای میانی به عنوان یکی از راهبردهای جهانی شده است. در این راستا ضرورت دارد تا نقش و عملکرد این شهرها مورد ارزیابی قرار گیرد. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل نقش و عملکرد شهر میانی بابل در توسعه فضایی استان مازندران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با هدف کاربردی است. در جمع آوری داده ها از روش اسنادی و کتابخانه ای بهره گرفته شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش ها و مدل های کمّی نظیر مدل های جمعیتی(ضریب آنتروپی و ضریب کشش پذیری)، مدل های اقتصادی(ضریب مکانی و مدل تغییر سهم) و مدل حوزه نفوذ(تئوری نقطه جدایی) استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شهر بابل توانسته در تعادل جمعیتی منطقه ایفای نقش کند؛ به طوری که بدون وجود این شهر عدم تعادل های منطقه ای افزایش می یابد. از سوی دیگر ارزیابی عملکرد اقتصادی نیز بیانگر آن است که شهر از نقش قوی خدماتی برخوردار بوده و می تواند در توسعه و تعادل اقتصادی استان مؤثر باشد. همچنین بررسی حوزه نفوذ شهر بابل نشان می دهد که این شهر بخش قابل توجهی از خدمات خود را به حوزه نفوذ اختصاص داده است. در مجموع نتایج این مطالعه نشان می دهد، شهر بابل به عنوان شهر میانی در استان می تواند با عملکرد مطلوب به انسجام توسعه فضایی استان مازندران کمک کند.
گرد و غبار یکی از فرآیندهای مهم مناطق خشک و نیمه خشک است که وقوع آن در سال های اخیر در ایران افزایش پیدا کرده است. شناسایی کانون های تولیدکننده این پدیده اولین گام در مدیریت و کنترل آن به شمار می رود. به دلیل خشک و نیمه خشک بودن اقلیم هایی که پدیده گرد و غبار در آنها به وقوع می پیوندد، همواره مناطق وسیعی برای پایش و کنترل وجود دارند که عملاً مدیریت آنها را ناممکن می سازد. از اینرو کاهش مناطق کاندید به سطوح واقعی تولیدکننده یکی از دغدغه های اصلی پژوهشگران به شمار می رود. در این مقاله، با استفاده از داده های دورسنجی، به شناسایی کانون های بالقوه تولید گرد و غبار در استان البرز پرداخته شده است. شاخص های طیفی رطوبت و پوشش گیاهی مختلفی بر روی داده های سنجنده OLI اعمال شد و بر اساس میزان تغییرات در منطقه مطالعاتی شاخص های رطوبت مربوط به تبدیل تسلد کپ و پوشش گیاهی DVI انتخاب و بر روی تصاویر سال های 2013، 2014 و 2015 اعمال گردید و نقشه پتانسیل فرسایش پذیری رطوبت و پوشش گیاهی تولید شد. شاخص طیفی زبری بر داده مدل رقومی ارتفاع سنجنده ASTER اعمال و نقشه پتانسیل فرسایش پذیری زبری تهیه گردید. با استفاده از اطلاعات زمین شناسی، نقشه حساسیت فرسایش پذیری سنگ ها تولید شد. با تلفیق نقشه های پتانسیل فرسایش پذیری در مدل ارزیابی چند معیاره و انجام عملیات میدانی نقشه کانون های بالقوه ریزگرد تهیه گردید و بر اساس یک طرح نمونه برداری مورد بازدید قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با استفاده از تصاویر ماهواره ای و اعمال شاخص های طیفی، به خوبی می توان کانون های بالقوه تولید گرد و غبار را شناسایی نمود.
بالا بردن میزان آگاهی عمومی ساکنان یک شهر نسبت به حقوق و قوانین شهری از جمله عوامل مهمی است که برای رسیدن به یک شهر پایدار و مطلوب باید به آن توجه کرد. آگاهی شهروندان موجب رسیدن ایشان به حقی است که جامعه برای آنها در نظر می گیرد. قوانین و مقررات شهری را می توان به عنوان یکی از مهمترین نقاط اتصال بین مدیریت شهری و شهروندان قلمداد نمود. به تعبیر بهتر بازیگران عناصر اصلی مدیریت شهری در پرتو قوانین و مقررات شهری ضمن تعریف نقش برای خود و سایر اعضا می توانند شهروندان را در اداره ی امور شرکت دهند. در این پژوهش هدف شناخت میزان آگاهی ساکنان محله ی عامری نسبت به حقوق و قوانین شهری است که با استناد به داده های پژوهشی به توصیف میزان این آگاهی در بین ساکنان محله ی مورد نظر پرداخته شد. روش پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی بوده که با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفته است. و یک نمونه 370 نفری در بین ساکنان محله انتخاب و میزان آگاهی در بین آنها مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان می دهد میزان آگاهی از حقوق و قوانین شهری در بین ساکنان محله اندک بوده است. از سوی دیگر شاخص مذکور با جنسیت و فعالیّت شغلی ساکنان ارتباط معناداری داشته و میزان تحصیلات و سن بر این شاخص تأثیرگذار نمی باشند.
پرداختن به آینده و برنامه ریزی برای آن، جزء جدانشدنی فرآیند برنامه ریزی است. در بیشتر موارد، پرداختن به آینده با اتکا به پیش بینی و تحلیل روندها، مشکلات بی شماری در اجرای برنامه ها به وجود آورده است. این مشکلات اغلب ناشی از بی توجهی به تأثیرات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فناوری های نوظهور یا در حال ظهور در زندگی بشر و یا غفلت از نیروهای پیشران و عوامل کلیدی مؤثر بر تسهیل حل مشکلات چالش های آتی است. با عنایت به این امر، پژوهش حاضر با استفاده از تکنیک تحلیل تأثیرات متقاطع -که یکی از روش های متداول و مورد پذیرش آینده نگاری است - با بهره گیری از نرم افزار میک مک به شناسایی عوامل کلیدی تأثیرگذار بر قیمت مسکن در کلان شهر تبریز پرداخته است. این تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی می باشد. بدین منظور ابتدا 40 مؤلفه به روش دلفی و با استفاده از پرسش نامه های تشریحی توسط کارشناسان شناسایی شدند. در مرحله بعد، ماتریس تأثیرات متقاطع برای سنجش میزان تأثیرگذاری عوامل بر یکدیگر طراحی شده و در اختیار خبرگان قرار گرفت. نتایج با استفاده از روش تحلیل تأثیرات متقاطع تحت نرم افزار میک مک مورد بررسی قرار گرفت که در نهایت از مجموع 40 عامل اولیه تأثیرگذار بر قیمت مسکن در کلان شهر تبریز، تعداد 12 عامل به عنوان عوامل کلیدی سیستم شناسایی شدند. این عوامل که به عنوان بازیگران اصلی مؤثر بر قیمت مسکن در تبریز ایفای نقش می کنند. عبارت اند از: پایگاه اقتصادی ساکنین، درآمد سرانه خانوارها، نرخ شهرنشینی، موقعیت مکانی و منطقه شهری، ترکیب کالبدی، سیاست های عرضه زمین و مسکن، سرمایه گذاری، وسعت قطعات املاک، قیمت زمین، هزینه های ساخت وساز، کیفیت و نوع مصالح ساختمانی و تجهیزات و امکانات ساختمانی