ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۱۶۱ تا ۲۱٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۲۱۱۶۱.

سنجش و تعیین مناسب ترین محور جهت تبدیل شدن به پیاده راه در شهر کرمان حد فاصل خیابان امام جمعه تا خیابان شفا با استفاده ازGIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۴۶۴
پیاده راه ها، مکان هایی برای حضور و مشارکت شهروندان در زندگی جمعی شان هستند. شهرها در گذشته از قابلیت پیاده مداری بالایی برخوردار بودند اما به دنبال انقلاب صنعتی و سلطه اتومبیل در شهرها این موضوع به فراموشی سپرده شد. از آنجا که مهمترین کارکرد پیاده راه ها تعاملات اجتماعی، توسعه پایدار شهری، ایجاد حوزه های امن با کاربری های مختلط است از این رو نیاز به برنامه ای هدفمند برای توسعه این گونه فضاها در شهرهای امروزی وجود دارد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت از نوع تحقیقات قیاسی است .داده های مورد استفاده ترکیبی از داده های کمی و کیفی می باشند. به منظورجمع آوری داده ها، ابتدا به جمع آوری ادبیات علمی در خصوص ماهیت پژوهش شده و سپس نظریه ها، رویکردهای موجود و تجربیات جهانی در خصوص پیاده راه و همچنین برداشت های میدانی، طبقه بندی و مورد تحلیل قرار داده شده است و با هدف دستیابی به مناسب ترین محور جهت تبدیل شدن به پیاده راه، واقع در لوپ میدان آزادی تا بلوار فارابی شهر کرمان ، با استفاده از شاخص های امنیت، اختلاط کاربری، همجواری، دسترسی به حمل ونقل عمومی، طول و عرض خیابان با استفاده از تحلیل سلسله مراتبیAHP و سیستم GIS انجام می شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که از بین محورهای مورد مطالعه، حد فاصل خیابان امام جمعه تا خیابان شفای شهر کرمان خیابان پرستار و امام جمعه با ارزش وزنی بیش از 5 مستعدترین محورها جهت تبدیل شدن به پیاده راه می باشند.
۲۱۱۶۲.

تحلیل آثار اقتصادی و اجتماعی یکپارچه سازی اراضی در دشت نیاله بخش میمه استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۴ تعداد دانلود : ۹۴۹
بخش کشاورزی به عنوان یکی از بخش های مهم اقتصادی نقش مهمی در توسعه کشورها دارد. یکی از موانع توسعه در این بخش به ویژه در ایران، پراکندگی قابل توجه زمین های کشاورزی است. با توجه به مزایای یکپارچه سازی و معایب پراکندگی اراضی، در پژوهش حاضر تلاش شده تا میزان موفقیت اجرای طرح یکپارچه سازی اراضی در دشت نیاله ی بخش میمه شهرستان شاهین شهر و میمه در استان اصفهان، با استفاده از دو رویکرد کمی و کیفی مورد سنجش قرار گیرد. جامعه آماری شامل بهره برداران دشت نیاله در بخش میمه بوده است. اطلاعات میدانی مورد نیاز از طریق پرسشنامه و مصاحبه حضوری با کشاورزان منطقه نیاله گردآوری شده است. جهت بررسی مالی طرح یکپارچه سازی، میزان سودآوری قبل و بعد از اجرای طرح در دشت نیاله در سطوح مختلف کشت در ده سال گذشته مورد بررسی قرار گرفت. نتایج ارزیابی مالی نشان داد که یکپارچه سازی زمین های زراعی منجر به افزایش سودآوری در سطوح زراعی کوچک تر نسبت به سطوح بزرگ تر در این مناطق شده است . از سویی، بهره برداران از اجرای طرح رضایت داشتند و ارتباطات آنها نسبت به قبل از اجرای طرح افزایش یافته است.
۲۱۱۶۳.

تحلیل نابرابری منطقه ای استان های کشور در ارائه خدمات آموزشی- ترویجی کشاورزی به روستاییان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۱ تعداد دانلود : ۷۱۹
وجود قدمت کشاورزی در ایران و ریشه دار بودن مضامین و محتوای سنتی آن توجه به علم ترویج، بکارگیری صحیح دستاوردهای نوین علمی و اشاعه نوآوری های فنی را ضزوری و لازم می نماید تا جایی که نیل به توسعه پایدار کشاورزی مستلزم آموزش بهره برداران، ظرفیت سازی و ایجاد تغییر در بینش و مهارت افراد است. از همین رو نقش بی بدیل کیفیت و ارایه خدمات ترویجی در توسعه کشاورزی و توانمندسازی روستاییان موجب گردید تا پژوهش حاضر با هدف رتبه بندی استان های کشور در ارائه خدمات آموزشی- ترویجی کشاورزی در مقطع زمانی 1390 با استفاده از منابع اسنادی و بهره گیری از 15 مؤلفه آمارنامه جهاد کشاورزی و بهره جویی از مدل تاپسیس فازی، با رویکردی توصیفی- تحلیلی انجام پذیرد. نتایج ارزیابی میزان توسعه استان های کشور در ارایه خدمات آموزشی- ترویجی کشاورزی حاکی از آن است که توزیع ناموزون خدمات، شکاف عمیقی بین استان های کشور ایجاد نموده است. به طوری که تنها 4 استان فارس، آذربایجان غربی، خوزستان و مازندران در ارائه خدمات ترویجی کشاورزی توسعه یافته اند و سایر استان ها در وضعیتی متوسط تا محروم قرار دارد که در این میان استان های هرمزگان، قم، خراسان شمالی و خراسان جنوبی در زمره محروم ترین مناطق قرار گرفته است. بر همین اساس ارزیابی عملکرد نظام ترویج کشاورزی در استان های کشور، لزوم احداث، نوسازی، تجهیز و تقویت مراکز ترویجی در استان های محروم و بازنگری در نحوه ارایه خدمات به روستاییان را بیش از پیش آشکار می سازد.
۲۱۱۶۴.

مکان یابی بهینه برای کاهش آسیب پذیری شهری بعد از زلزله (مطالعه موردی: شهر بجنورد )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۶۱۶
مدیریت بحران فرایندی است که می تواند از بحران پیشگیری نماید یا در صورت وقوع آن در جهت کاهش آثار، ایجاد آمادگی لازم، مقابله، امدادرسانی سریع و بهبود اوضاع تا رسیدن به وضعیت عادی و بازسازی تلاش کنند. این مقاله باهدف مکان یابی بهینه محل های اسکان موقت زلزله زدگان با توجه به معیارهای متنوع طبیعی و انسانی (شیب، حریم گسل، دسترسی مناسب به مراکز نظامی، درمانی، آموزشی و ...) که هرکدام از این معیارها می تواند به نحوی باعث ایجاد یک محیط آرام، امن و دور از محیط های پرخطر شود، برای شهر بجنورد ارائه شده است. لذا با توجه به تنوع معیارهای بکار رفته در این پژوهش دو سناریو ارائه شده است. در این پژوهش نوع تحقیق کاربردی و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است؛ و با استفاده از GIS مناسب ترین اراضی برای ایجاد مکان های اسکان موقت زلزله زدگان احتمالی بجنورد شناسایی شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد حوزه شرق و شمال شرق بجنورد به دلیل قابلیت اراضی و وجود عرصه، مستعدترین و بهترین گزینه برای مکان گزینی موقت زلزله زدگان هست و در پایان پیشنهاد ها در قالب نقشه و مکان یابی مناسب ارائه شده است که با مشخص کردن پهنه های خطر در شهر می توان در مورد استقرار شریان های حیاتی در مناطق کم خطر تصمیم گیری نمود.
۲۱۱۶۵.

تعیین شماره منحنی و برآورد پتانسیل تولید رواناب حوضه آبخیز حصارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۱ تعداد دانلود : ۲۲۰۸
یکی از روش های برآورد ارتفاع رواناب، روش شماره منحنی ( CN ) است که نشانگر رفتار هیدرولوژیکی حوضه است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از نقشه توپوگرافی1:25000 و نقشه زمین شناسی 1:100000 توسط سازمان زمین شناسی کشور استفاده شد . از نرم افزار SMADA برای محاسبه بارشهای کوتاه مدت در دوره بازگشت های مختلف و از نرم افزار GIS Arc برای تهیه نقشه شماره منحنی با تلفیق نقشه های پوشش گیاهی، کاربری اراضی و گروه هیدرولوژیک خاک با استفاده از جدول سازمان حفاظت خاک آمریکا ( SCS ) استفاده گردید و سپس نقشه ارتفاع رواناب حوضه حصارک تهیه شد. هدف از این مطالعه تعیین شماره منحنی و برآورد ضریب رواناب و حداکثر دبی اوج سیل با استفاده از روش SCS در حوضه حصارک و پهنه بندی پتانسیل تولید رواناب در حوضه آبخیز می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که وضعیت هیدرولوژیکی اراضی و گروه های هیدرولوژیکی خاک در سطح حوضه مهم ترین پارامتر تعیین کننده CN بوده و بر روی رواناب تأثیرگذار است. بیشترین پتانسیل تولید رواناب در پایین دست حوضه است که با کاربری اراضی شهری مشخص شده است. همچنین میانگین وزنی شماره منحنی های بدست آمده برای هر زیرحوضه نشان داد، در زیرحوضه چپ دره با شماره منحنی 88 و میانگین رواناب 28/15 میلیمتر بیشترین حجم رواناب، زیرحوضه دوچناران با شماره منحنی 89/3 و میانگین رواناب 24/54 میلیمتر و زیرحوضه تقاطع دو شاخه با شماره منحنی 90/1 و میانگین رواناب 17/36 میلیمتر کمترین حجم رواناب احتمالی و پتانسیل سیلخیزی را دارد. اما به طور کلی پتانسیل تولید رواناب در این حوضه نسبتاً بالا می باشد. بیشترین مقدار شماره منحنی رواناب در شرایط رطوبتی زیاد در منطقه مورد مطالعه 99 و کمترین مقدار 78 است.
۲۱۱۶۶.

بررسی تاثیر تغییرات پوشش و کاربری زمین در قابلیت فرسایش خاک – مطالعه موردی حوضه قره سو گرگانرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۲ تعداد دانلود : ۹۱۸
فرسایش خاک یکی از ریسک های اصلی تهدیدکننده منابع آب و خاک در ایران است که رابطه ای قوی با نوع پوشش و کاربری زمین دارد. در این پژوهش بوسیله مدل RUSLE با بهره گیری از تصاویر سنجنده های TM ، ETM و OLI ماهواره لندست در یک بازه 30 ساله برای سه سال 1985 ، 2000و 2015 تاثیر تغییرات پوشش زمین بر پتانسیل فرسایش خاک در حوضه آبخیز قره سو مورد بررسی قرار گرفت . نتایج تغییرات پوشش زمین نشان دهنده کاهش پوشش های جنگل متراکم، جنگل با تراکم کم و باغ و مرتع در برابر افزایش سطوح کشاورزی، زمین های بدون پوشش و سکونتگاه های انسانی در طی بازه سی ساله است. همچنین نتایج مدل RUSLE سیر افزایشی پتانسیل فرسایش خاک درحوضه آبخیز قره سو را نشان می دهد، هرچند که در نواحی جلگه ای با کاربری کشاورزی روندی معکوس با روند کلی در نتیجه اصلاح و تغییر الگوی کشت و رشد کشاورزی آبی دیده می شود. میانگین پتانسیل فرسایش خاک برآورد شده درحوضه قره سو برای 1985 ، 2000و 2015 به ترتیب 102.02، 103.11و 103.76 تن در هکتار در سال است. همچنین در کلاس های بیش از 100 (تن در سال در هکتار) یا طبقات با پتانسیل خیلی زیاد و بحرانی این مقدار از 43.8 درصد به 45.5 درصد از مساحت حوضه در سال 2015 افزایش یافته است. این روند افزایشی در سطح زیر حوضه ها نیز مورد آزمون قرار گرفت و در اکثر آنها پتانسیل فرسایش خاک بر اساس روند تغییرات کاربری زمین رو به افزایش است.
۲۱۱۶۷.

تحلیل اثربخشی مؤلفه های اقتصادی در رفاه خانوارهای روستایی مورد: بخش مرکزی شهرستان اسلام آباد غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۶ تعداد دانلود : ۵۳۵
از شاخص های مهم توسعه در بحث کیفیت زندگی، شاخص رفاه اقتصادی است که دارای اهداف کلانی از جمله ایجاد درآمد و اشتغال در نواحی روستایی در جهت رفاه و کاهش فقر روستائیان است. این پژوهش به تعیین اثربخشی مؤلفه های اقتصادی در رفاه خانوارهای روستایی پرداخته است. روش تحقیق پیمایشی و ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق حاضر، کل سرپرستان خانوارهای روستایی بخش مرکزی اسلام آبادغرب است که شامل 4265 خانوار بوده است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است که حجم نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه 352 خانوار محاسبه گردید و با استفاده از مدل تاپسیس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بررسی های صورت گرفته در این مقاله نشان می دهد مؤلفه های اقتصادی در روستای قلعه شیان با میزان 9997/0 رتبه یک و در روستای چنگرجلیلوند با میزان 8334/0 رتبه آخر را دارد و این نشان از وجود نابرابری ها در بخش شاخص های اقتصادی مورد مطالعه در بین نواحی روستایی است.
۲۱۱۶۸.

Assessment of teachers' attitude toward environmental education and its relevance to their readiness to educating students (Case (study: Teachers of primary school in Tehran city ارزیابی نگرش معلمان نسبت به آموزش محیط زیست و ارتباط آن با آمادگی آنان برای آموزش به دانش آموزان (مطالعه موردی: معلمان دوره ابتدایی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۱ تعداد دانلود : ۶۱۰
The purpose of this study was to investigate the relationship between "Tehran Teachers' Attitude toward Environmental Education" and their "Readiness for Environmental Education to Students." This descriptive-sectional study was implemented on 127 primary school teachers in Tehran who were selected by stratified sampling and appropriate allocation and randomly selected in each class. Thus, among the primary schools of education, ten schools were selected and in each school, the samples randomly assigned among teachers of the first, second, third, fourth, fifth and sixth grades. To determine the attitude and readiness level, the quantitative score of the questions was used and the score was categorized into three groups of good, moderate and weak based on the 100% possible score. Pearson correlation coefficient was used to determine the correlation of the parameters. The results show that 19.68% of teachers have a good attitude level and other teachers have a moderate to low level of attitude and 13.31% of good preparation and other teachers have a moderate to low level of environmental education. Also, the correlation coefficient between the"attitude" and"preparedness" of the teachers for environmental education is 0.738, although the correlation is not complete, in this case, the coefficient of determination is 0.545, which indicates a reasonably good correlation. The main reasons for this level of attitude and readiness and the relation between these two parameters are environmental media disputes and social networks in recent years, which required primary education.  
۲۱۱۶۹.

بررسی آگاهی از پیامدهای فرسایش خاک و راهبردهای حفاظتی در نواحی روستایی حوضه آبخیز چهل چای گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۹ تعداد دانلود : ۵۲۳
فرسایش خاک ممکن است به از بین رفتن کیفیت خاک و در نتیجه، کاهش بهره وری خاک منجر شود. پذیرش راهبردهای حفاظت خاک نقش مهمی در کاهش فرسایش خاک و بهبود حاصلخیزی آن ایفا می کند و این در حالیست که پذیرش اقدام های حفاظت خاک به آگاهی کشاورزان از پیامدها و علت های فرسایش خاک وابسته است؛ ازاین رو در پژوهشی پیمایشی، 273 نفر از بهره برداران زراعی با رابطه کوکران مشخص و به شکل تصادفی از 15 روستای حوضه آبخیز چهل چای انتخاب شدند و دانش و آگاهی آنها درباره پیامدها و علت های فرسایش خاک و تأثیر آن بر استفاده از اقدام های حفاظت خاک بررسی شد. بیشتر کشاورزان (85 درصد) اعتقاد داشتند فرسایش خاک کنترل پذیر است و طیف گسترده ای از عملیات کنترل فرسایش و بهبود حاصلخیزی خاک را به کار می گرفتند. این روش ها شامل شخم عمود بر جهت شیب (2/32 درصد)، کشت دستی (4/24 درصد)، حداقل شخم (8/23 درصد)، کشت ردیفی درختان (4/23 درصد) و تناوب زراعی (9/20 درصد) بودند و هرچند روش های یادشده در منطقه بیشتر استفاده می شدند، از نظر بیشتر کشاورزان روش هایی مانند عدم شخم (نوتیلیج)، روش های آبیاری تحت فشار، پوشش دائمی خاک با بقایای گیاهی، شخم عمود بر جهت شیب و تراس بندی اثربخشی بیشتری داشتند. نتایج آزمون t تک نمونه ای نشان دادند کشاورزان به خوبی از پیامدهای فرسایش و علت های ایجاد آن آگاهی دارند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان دادند میزان استفاده از روش های حفاظت خاک با متغیرهای ادراک از اثربخشی روش های حفاظت خاک، آگاهی از عوامل فرسایش خاک و آگاهی از پیامدهای فرسایش خاک تبیین می شود. پژوهش حاضر نتیجه می گیرد باوجود دانش مطلوب کشاورزان از پیامدهای فرسایش و علت های ایجاد آن، به نظر می رسد آنها روش های موجود استفاده شده را اثربخش ارزیابی نمی کنند؛ بنابراین در شرایط موجود، آگاهی از پیامدهای فرسایش و علت های ایجاد آن نتوانسته است باعث استفاده از روش های مؤثرتر حفاظت خاک شود.
۲۱۱۷۰.

ارزیابی سطح پایداری محله های مسکونی در نواحی پیرا- شهری (مطالعه موردی: شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۳۷۴
امروزه معضلات ناپایداری از مهم ترین دغدغه های شهرها و به ویژه محله های شهری هستند. شهر اردبیل مانند بسیاری از شهرهای بزرگ کشور با مسائل متعددی ازجمله ناپایداری توسعه روبه روست و این مسئله در برخی محله ها به بیشترین حد رسیده و به تشدید ناپایداری توسعه در آنها منجر شده است. هدف پژوهش حاضر، سنجش شاخص های پایداری محله ای شهر اردبیل است و در سنجش میزان پایداری از 20 معیار و بیش از 50 زیرشاخص استفاده شده است. پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است و برای انجام آن، ابتدا مطالعه های اکتشافی به شکل کتابخانه ای - اسنادی انجام شدند. سپس بخش عمده پژوهش، پیمایشی و از طریق تکمیل پرسش نامه به شکل مصاحبه ای انجام شد. جامعه آماری پژوهش 5 محله منتخب از شهر با جمعیتی حدود 23700 نفر بود و با روش کوکران، 378 نمونه برای انجام پرسشگری استخراج شدند. از آزمون های t تک نمونه ای، T مستقل، واریانس یک طرفه، کروسکال والیس، رگرسیون چندگانه و الگوی تحلیل مسیر در پژوهش حاضر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهند محله های هدف ازنظر معیارهای پایداری در وضعیت ناپایداری قرار دارند و ویژگی های فردی در پایداری محله ها تأثیر می گذارند. معیارهای اقتصادی و اجتماعی بیشترین تأثیر و معیارهای زیست محیطی کمترین تأثیر را در پایداری محله نشان دادند. ازنظر رتبه بندی محله ها نیز با وجود ناپایداری بین محله های هدف، محله نیار نسبت به سایر محله ها به ویژه محله کلخوران دارای پایداری نسبتاً مناسبی است. از مهم ترین دلایل ناپایداری محله های یادشده کم توجهی مدیران شهری به تأمین امکانات و خدمات برای این محله هاست.
۲۱۱۷۱.

تدوین معیارهای کاربردی سنجش کیفیت محیط زیست شهری در محله های مرکزی کلان شهر همدان (نمونه مطالعاتی: محله آقاجانی بیگ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۳ تعداد دانلود : ۷۵۹
برنامه ریزی محیطی با هدف پایداری و ایجاد زمینه های لازم برای کاهش آلودگی های محیط زیست شهری انجام می شود. این نوع برنامه ریزی ازنظر موضوعی و موضعی، ابزاری برای رویارویی با آلودگی های محیط زیست شهرها و محله های شهری است. شکل کلی شهر همدان، شعاعی است و این امر، سبب ازدیاد تردد وسایل نقلیه به حلقه اول شهر شده است. نتیجه تراکم و تعدد رفت و آمد، بروز مشکلات زیست محیطی بسیاری در محله های واقع در محدوده حلقه اول شهر از جمله محله آقاجانی بیگ است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی، ازنظر روش، توصیفی - تحلیلی و هدف آن، برنامه ریزی محیطی برای پایداری محیط زیست محله آقاجانی بیگ است. پس از شناسایی و تدوین ابعاد، شاخص ها و متغیرهای پژوهش به روش کتابخانه ای، اطلاعات هریک از شاخص ها با مطالعه های میدانی (مشاهده) و اندازه گیری معیارهای زیست محیطی مؤثر بر پایداری (به کارگیری داده های ایستگاه ثبت شاخص آلاینده های هوای شهری، اندازه گیری صوت با دستگاه صداسنج Casellacel، نمونه برداری شاخص کیفیت رواناب شهری) جمع آوری شدند. برای جمع آوری اطلاعات، ابتدا با استفاده از شاخص های کیفیت محیطی در مقیاس محله که از مبانی نظری برگرفته شده بودند، مهم ترین شاخص های تأثیرگذار بر پایداری محیط زیست محله آقاجانی بیگ شناسایی و اولویت بندی شدند. شاخص های محیطی بررسی شده در دو دسته کاربری زمین و کیفیت محیطی دسته بندی شدند که شامل آلودگی هوا، آلودگی صوت، آلودگی رواناب های سطحی، برخورداری از فضای سبز، تنوع کاربری زمین، تراکم و دسترسی به خدمات عمومی محلی بودند. ارزش هر شاخص در دامنه ای بین یک تا پنج مشخص شد که نشان دهنده سطوح مختلف پایداری هستند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهند محدوده مطالعه شده در وضعیت پایداری متوسط با ارزش 3 قرار دارد. علت کسب این ارزش، تأثیر شاخص های مرتبط با کاربری زمین بر شاخص های کیفیت محیط است؛ به گونه ای که سطح پایداری شاخص های کیفیت محیطی محدوده مطالعه شده در وضعیت متوسط پایین (پایدار نیست اما نه به شدت سطح پایین) است و محدوده در وضعیت مطلوبی ازنظر سطح پایداری شاخص های کیفیت محیطی قرار ندارد.
۲۱۱۷۲.

سازوکار شکل گیری چرخند در بادپناه کوهستان زاگرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۶ تعداد دانلود : ۵۸۴
کوهستان زاگرس با جهت گیری شمال غربی جنوب شرقی، سدی در برابر جریان های غربی محسوب می شود. مطالعه حاضر به منظور یافتن سازوکاری برای تشریح نوع ویژه ای از رخداد چرخندزایی در بادپناه زاگرس انجام شد. بررسی شش نمونه چرخندزایی نشان داد هم زمان با نزدیک شدن چرخند به دامنه های روبه باد زاگرس، اندرکنشی بین این سامانه چرخندی و کوهستان زاگرس اتفاق می افتد که به شکل گیری ساختار گرمایی ویژه ای منجر می شود؛ به این ترتیب که مرکز پرفشاری در ارتفاعات زاگرس و ناوه گرمایی در بادپناه آن شکل می گیرند و چنین ناهنجاری گرمایی با کاهش پایداری ایستا و کشیده شدن جو و افزایش تاوایی نسبی در بادپناه زاگرس مصادف می شود. در ادامه، با قرارگیری اغتشاش تاوایی پتانسیل تراز بالایی جو روی اغتشاش گرمایی تراز زیرین، میزان کژفشاری جو افزایش می یابد و چرخندزایی بادپناه اتفاق می افتد. بررسی میانگین دمای پتانسیل لایه زیرین (1000 تا 700 هکتوپاسکال) و بالایی (500 تا 300 هکتوپاسکال) جو نشان داد مهم ترین تأثیر کوهستان زاگرس، تغییر توزیع هم دماهای پتانسیل لایه زیرین جو و متعاقباً تغییر کژفشاری امواج برخوردکننده با آن است. به واقع، کوهستان زاگرس با افزایش شیو نصف النهاری دمای پتانسیل در لایه زیرین جو باعث ایجاد اختلاف شدید شتاب بین اغتشاش های گرمایی تراز بالا و تراز پایین می شود. کوهستان زاگرس برحسب تغییری که در کژی امواج کژفشار به وجود می آورد، زمینه لازم را برای فرایند چرخندزایی بادپناه در بخش های شرقی خود فراهم می کند؛ این نوع چرخندزایی بر نظریه تعدیل اروگرافیکی امواج کژفشار مبتنی است.
۲۱۱۷۳.

تأثیر اقلیم بر طرح واره های ذهنی شهروندان در ادراک فضای شهری نمونه موردی: پارک ائل گلی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۵ تعداد دانلود : ۵۶۴
ادراک، مجموعه ای از پردازش های محرک های خارجی است که با طرح واره ها هدایت می شوند. محرک های خارجی گستره ای وسیع را شامل می شوند که یکی از مهم ترین عناصر آن، اقلیم است. هدف این پژوهش، پرسش از چگونگی پیوند خرداقلیم و مکان در ذهن انسان ها و بررسی چگونگی تأثیر اقلیم بر ادراک فضای شهری است. بستر مطالعه این پژوهش، پارک ائل گلی تبریز بوده است. علت انتخاب این پارک به منزله نمونه موردی پژوهش حاضر در وهله اول استفاده قشرهای مختلف جامعه از این پارک و در وهله دوم وجود پیکربندی های مختلف فضایی برای افراد با عوامل آسایش حرارتی متفاوت است. در پژوهش حاضر سعی شده است جامعه آماری پژوهش شامل هر دو گروه افرادی باشد که هم پیوسته از پارک ائل گلی تبریز استفاده کرده اند و حضور پویا داشته اند و هم به ندرت در آن پارک حضور یافته اند. پژوهش سعی در اثبات فرضیه های خود دارد؛ مبنی بر اینکه خرداقلیم، بخش مهمی از جزئیات ادراکی یک مکان و همچنین عاملی مهم در شکل گیری طرح واره های ذهنی ما نسبت به یک فضا و درنتیجه نحوه شناخت ما از آن فضاست. پژوهش به شیوه کیفی و با روش نقشه های شناختی و مصاحبه با نمونه گیری داوطلبانه انجام شده است که یکی از مناسب ترین ابزارها در مطالعات، پیوند اقلیم و مکان است. نتایج حاصل از این روش نشان می دهد برای موفقیت و مقبول بودن یک فضای شهری برای تمامی قشرهای استفاده کننده و حضور بیشتر افراد در آن مکان، باید شرایط خرداقلیم آن فضا نیز در نظر گرفته شود؛ زیرا اقلیم، عامل تعیین کننده ای در شکل گیری طرح واره های ذهنی مطلوب از یک فضا در افراد به شمار می آید و به منزله یک عامل اکولوژی، تأثیر مهمی بر ادراک افراد درباره یک مکان آشنا دارد.
۲۱۱۷۴.

ارزیابی کارایی عوامل ژئومورفومتریک در افزایش درستی نقشه های پهنه بندی حساسیت زمین لغزش (مطالعه موردی: حوضه دزعلیا، استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۲ تعداد دانلود : ۴۹۷
یکی از اهداف ژئومورفولوژیست ها در کار با الگوها برای تحلیل لندفرم، رسیدن به روابط بهتر برای درک واقعیت های فیزیکی محیط است. در پژوهش حاضر به ارزیابی کارایی شاخص های ژئومورفومتریک در افزایش دقت نقشه های پهنه بندی حساسیت زمین لغزش پرداخته شد؛ به این ترتیب که ابتدا با استفاده از ۹ شاخص اولیه مؤثر در رخداد زمین لغزش شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، کاربری اراضی، سنگ شناسی، فاصله از جاده، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه و شاخص پوشش گیاهی (NDVI) نقشه پهنه بندی تهیه شد. در گام بعد، شاخص های ژئومورفومتریک مؤثر در رخداد لغزش شامل شاخص موقعیت توپوگرافیک (TPI)، انحنای سطح، انحنای مقطع، طول شیب (LS)، شاخص خیسی توپوگرافی (TWI)، شاخص توان آبراهه (SPI) و شاخص نسبت مساحت سطح (SAR) به الگو اضافه و نقشه پهنه بندی تهیه شد. در گام آخر، درستی نقشه های پهنه بندی حاصل از دو رویکرد با استفاده از منحنی ROC ارزیابی شد. برای تهیه نقشه های پهنه بندی از الگوی ترکیبی جدیدی استفاده شد؛ به این شکل که برای تعیین وزن معیارها از روش رگرسیون چندمتغیره و برای تعیین وزن کلاس ها از روش نسبت فراوانی استفاده شد؛ درنهایت رابطه رگرسیونی چندمتغیره خطی از نوع تحلیل ممیزی مبنای تهیه و مقایسه نقشه پهنه بندی حساسیت لغزش برای دو رویکرد با استفاده و بدون استفاده از شاخص های ژئومورفومتریک قرار گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان دادند شاخص های ژئومورفومتریک تأثیر بسزایی در افزایش دقت تشخیص مناطق حساس به زمین لغزش داشته اند و باعث افزایش درستی نقشه پهنه بندی از ۷۳۱/۰ به ۹۳۸/۰ شده اند و قدرت تفکیک بین طبقه های لغزش را افزایش داده اند. طبق نتایج، شاخص موقعیت توپوگرافی، انحنای سطح و نسبت مساحت سطح بیشترین تأثیر را در افزایش درستی نقشه پهنه بندی داشته اند. بر اساس نتایج پهنه بندی و شاخص های ژئومورفومتریک، ۶۸/۸ درصد (۶۷۳۷ هکتار) مساحت منطقه در رده خطر بسیارزیاد و ۳۳/۱۵ درصد (۱۱۹۰۶ هکتار) در رده زیاد قرار گرفته است. باتوجه به توانایی زیاد شاخص های ژئومورفومتریک برای تشخیص مناطق حساس لغزش، استفاده از این شاخص ها در پهنه بندی خطر زمین لغزش توصیه می شود.
۲۱۱۷۵.

جغرافیای پزشکی و سلامت جغرافیایی مطالعه موردی: شناسایی آب و خاک آلوده به فلزات سنگین و ارتباط آن با سرطان ها در مناطق روستایی غرب اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۱ تعداد دانلود : ۵۹۲
سرطان ها یکی از شایع ترین علل مرگ ومیر در جهان است؛ به همین دلیل شناسایی علل به وجودآورنده این بیماری و شناخت کانون های آن، یکی از عوامل کنترل و کاهش این بیماری است. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط عناصر سنگین موجود در آب و خاک با بیماری سرطان در روستاهای غرب استان اصفهان است. جامعه آماری این پژوهش دو بخش جامعه انسانی و داده های محیطی را شامل می شود. جامعه انسانی پژوهش در دو بخش مطالعه شد؛ بخش نخست، مربوط به مدارک پزشکی و پرونده های موجود در مراکز بهداشت و خانه های بهداشت روستاهای غرب استان اصفهان و بخش دوم جامعه روستاهای غرب استان اصفهان. داده های محیطی نیز شامل فلزات سنگین موجود در آب و خاک است. برای تحلیل داده ها از روش های آماری و فراوانی میانگین، درصد، همبستگی اسمی و رتبه ای و برای آنالیز آب و خاک از دستگاه جذب اتمیک استفاده شد. برای برازش این مدل ها، نرم افزارهای ARC GIS ,SPSS به کار رفت. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات از اسناد، گزارش ها و بررسی های میدانی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد بیشترین میزان فلزات سنگین شامل منگنز، مس، سرب، کروم و نیکل در خاک روستاهایی دیده می شود که فراوانی بیماری های فشار خون و سرطان بیشتری دارند؛ همچنین بین عناصر سنگین موجود در آب با مجموع بیماری های غیرواگیر از قبیل فشار خون و دیابت و مجموع سرطان ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
۲۱۱۷۶.

تحلیل مؤلفه های کمّی حوضه آبریز و نقش آنها در میزان رسوب سالیانه 17 حوضه آبریز شمال شرق کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۱ تعداد دانلود : ۷۰۰
عوامل متعددی در میزان رسوب سالیانه حوضه آبریز تأثیرگذار است. مؤلفه های کمّی حوضه آبریز و شبکه زهکشی نقش بسیار تعیین کننده ای در میزان رسوب رودخانه ها دارد. در این پژوهش شاخص های مورفومتری حوضه آبریز همچون مساحت (A)، محیط (P)، نسبت دایره ای (Re)، نسبت کشیدگی (Rf)، میانگین ارتفاع (H)، میانگین شیب (S)، تراکم زهکشی (Dd)، طول آبراهه ها (BL)، تراکم گسلی (DF)، درصد سازندهای فرسایش پذیر (PQ)، نسبت انشعابات (Rb)، تعداد ناهنجاری سلسله مراتبی (Ha)، شاخص ناهنجاری سلسله مراتبی (∆a) و تراکم ناهنجاری سلسله مراتبی (ga) مربوط به 17 حوضه آبریز در شمال شرق کشور محاسبه شد؛ سپس با بهره گیری از داده های دبی و رسوب سازمان آب منطقه ای، دبی سالیانه رسوب (ss) هر ایستگاه با روش های چندمتغیره برآورد رسوب تعیین و پس از آن میزان رسوب سالیانه حوضه ها (تن در سال در هر کیلومترمربع) محاسبه شد. درنهایت با محاسبه رابطه خطی و ضریب همبستگی، تأثیر تک تک شاخص های مورفومتری حوضه آبریز در میزان رسوب سالیانه محاسبه و ارزیابی شد. نتایج پژوهش نشان می دهد حوضه های طرقبه و رادکان به ترتیب با میزان رسوب 05/1533، 07/1437 بیشترین و حوضه های ینگجه و باراریه با میزان رسوب 224، 462 ton/km2 در سال کمترین میزان رسوب سالیانه را به خود اختصاص داده اند. براساس محاسبات، شاخص هایP ،∆a ، Ha،L ،A ،Ga ، Re به ترتیب با 301/0، 279/0، 249/0، 232/0، 230/0، 18/0 و 152/0 بیشترین همبستگی را با میزان رسوب سالیانه دارند؛ همچنین بین شاخص های PQ، S، Dd، Rb ارتباط نسبتاً ضعیفی با میزان رسوب سالیانه برقرار است. در سایر شاخص ها هیچ گونه همبستگی با میزان سالیانه رسوب حوضه ها وجود ندارد. محاسبات حاکی است میزان رسوب سالیانه در حوضه های پژوهش به طور کامل متأثر از عوامل مورفومتری نیست و مؤلفه هایی مانند شدت و مدت بارش، نوع خاک، کاربری اراضی و پوشش گیاهی در برآورد میزان رسوب سالیانه حوضه ها باید لحاظ شود تا نتایج دقیق تری از آن به دست آید.
۲۱۱۷۷.

تحلیل تغییرات مکانی-زمانی لندفرم ها و کاربری اراضی در بیابان زایی دشت یزد-اردکان با استفاده از الگوریتم حداکثر احتمال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۷ تعداد دانلود : ۵۷۴
بررسی و تحلیل اطلاعات مکانی و زمانی لندفرم ها و کاربری اراضی با استفاده از داده های چند زمانه از جمله مباحثی است که در مطالعات بیابان زایی و تحلیل روند تغییرات آن حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با استفاده از تکنولوژی سنجش ازدور، به شناسایی و تحلیل تغییرات لندفرم های ژئومورفولوژی و کاربری اراضی در بخشی از دشت یزد-اردکان پرداخته است. بدین منظور از تصاویر سنجنده های TM و OLI ماهواره Landsat مربوط به سال های 1987 و 2016، در بازه زمانی 30 ساله استفاده شد. ابتدا تصحیحات لازم بر روی تصاویر انجام گردید و سپس بر اساس نقشه های توپوگرافی، ژئومورفولوژی و تصاویر گوگل ارث، لندفرم های ژئومورفولوژی و طبقات کاربری اراضی منطقه مورد مطالعه تعریف و نمونه های آموزشی انتخاب گردید. سپس تصاویر با الگوریتم حداکثر احتمال طبقه بندی و نقشه لندفرم ها و کاربری اراضی تهیه شد. دقت تصاویر طبقه بندی نیز با ضریب کاپا و دقت کلی محاسبه شد. درنهایت به منظور شناخت وضعیت تغییرات لندفرم ها از روش آشکارسازی تغییرات "پس از طبقه بندی" استفاده شد. نتایج نشان داد که لندفرم های موجود بروی دشت سر پوشیده به جز تپه های ماسه ای مواج دارای روند نزولی تا سال 2016 بودند و این در حالی است که مناطق شهری و اراضی زراعی و باغات و جنگل های دست کاشت که بروی دشت سر پوشیده بودند، طبق تغییرات کاربری اراضی دارای روند صعودی بوده اند؛ و به طورکلی این نتایج نمایانگر آن است که در محدوده مورد مطالعه در طی 30 سال، نه تنها بر وسعت اراضی بیابانی افزوده نشده است، بلکه از محدوده اراضی بیابانی کاسته شده و بر دیگر کاربری ها افزوده شده است. همچنین در شرق و غرب منطقه مرز لندفرم ها تغییر کرده است.
۲۱۱۷۸.

پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از مدل LNRF (منطقه مورد مطالعه: حوضه آبریز قمرود- الیگودرز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۰ تعداد دانلود : ۷۷۴
شناخت نواحی دارای پتانسیل لغزش و پهنه بندی آنها یکی از گام های اساسی در مدیریت مخاطرات محیطی و کاهش خسارت های ناشی از این پدیده محسوب می شود، چرا که ای ن پدی ده موج ب هزینه های مالی و جانی، تخریب خاک و اراضی و افزایش تولید رسوب در خروجی حوضه می شود. در این پژوهش جهت نیل به پهنه بن دی خط ر زم ین لغزش در حوضه آبریز قمرود- الیگودرز و تشخیص عوامل مؤثر در زمین لغزش از مدل LNRF و تکنیک GIS استفاده شده است. به این منظور لایه های مؤثر در زمین لغزش شامل: کاربری اراضی، لیتولوژی، بارندگی، شیب، جهت شیب، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، شاخص حمل رسوب آبراهه و شاخص رطوبت توپوگرافی تهیه و رقومی شدند. سپس از قطع دادن متغیرهای مستقل و وابسته، میزان زمین لغزش در هر طبقه از معیارها محاسبه گردید. سپس براساس روابط موجود در مدل LNRF وزن دهی هر یک از طبقات صورت گرفت. نتایج نشان می دهد که بیشترین سطح لغزش در سازندهای در بردارنده واحدهای مارن گچی و ماسه ای، شیل کربناته با میان لایه هایی از ماسه سنگ، شیل توفی و توف سبز و در طبقات شیب 20-5 درصد و در جهت شمالی به وقوع پیوسته است. از طرف دیگر طبقات کاربری مرتع و کشاورزی، طبقات فاصله از آبراهه 600-0 متر و بارش 300-266 میلی متر بیشترین ناپایداری ها را به خود اختصاص داده است. همچنین طبقات 10-5/7 شاخص رطوبت توپوگرافی و طبقات بیشتر از 12 شاخص حمل رسوب آبراهه بیشترین حساسیت به زمین لغزش را نشان داده اند. همچنین در این منطقه میزان وقوع لغزش با فاصله از گسل ها رابطه مستقیم داشته است و نشان دهنده عدم تأثیر این گسل ها در وقوع لغزش در منطقه بوده است. انتظار می رود که بر پایه این نتایج، بهترین برنامه ریزی برای حوضه آبریز قمرود- الیگودرز به ویژه در راستای احداث سازه هایی نظیر راه های ارتباطی، ساخت و ساز های مسکونی و تأسیسات به منظور کاهش هزینه های محیط زیستی و اقتصادی صورت پذیرد.
۲۱۱۷۹.

برآورد احتمال وقوع توفانهای تندری بهاره با استفاده از مدل زنجیره مارکف مطالعه موردی: تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۱ تعداد دانلود : ۶۳۰
توفانهای تندری یکی از پدیده های آب و هوایی هستند که به دلیل همراهی با رعد و برق، باد شدید، تگرگ و بارشهای شدید موجب آسیبهای فراوانی در دنیا میشوند. در این پژوهش احتمال وقوع روزهای همراه با توفان تندری در تبریز در فصل بهار با به کارگیری قوانین احتمالاتی و با استفاده از تکنیک زنجیره مارکف مورد تحلیل قرار گرفته است. بدین منظور از داده های روزانه مربوط به توفانهای تندری (کدهای 95 تا 99) در یک دوره آماری 65 ساله (2015- 1951) استفاده گردید. ابتدا روزها به دو دسته روزهای عادی با کد صفر و روزهای همراه با توفان تندری با کد 1 تقسیم شده و تعداد حالتهای انتقال شرطی در ماههای مورد مطالعه شمارش شد. سپس ماتریس احتمال تغییر وضعیت بر اساس روش درستنمایی بیشینه محاسبه گردید. برخی از خصوصیات مهم دیگر، مانند احتمالات ساده تجربی و احتمال تعادل دوره ها، فراوانی وقوع، طول دوره ها و سیکل هوایی نیز تعیین شد و در نهایت با محاسبه فراوانی دوره های همراه با توفان تندری، احتمال وقوع این دوره ها و دوره بازگشت آنها مشخص گردید. نتایج نشان میدهد که کوتاهترین سیکل هوایی مربوط به ماه می است که بیشترین فراوانی توفان تندری را دارد و بالعکس طولانی ترین سیکل هوایی مربوط به ماه آوریل که فراوانی کمتری دارد. در طی دوره آماری 65 ساله، توالی دوره های توفانی یک روزه و دو روزه بیشترین فراوانی را داشته است و بتدریج برای توالیهای طولانیتر، از فراوانی دوره های همراه با توفان تندری کاسته میشود. دوره بازگشت دوره های توفان تندری یک روزه و دو روزه به طور متوسط 5/1 و 5 روز میباشد. رابطه رگرسیونی بین مقادیر مشاهده شده و برآورد شده دوره های n روزه همراه با توفان تندری، نشان می دهد که میزان دقت و اطمینان موردنظر برای همه ماهها، بالاتر از 99 درصد بوده است.
۲۱۱۸۰.

ارزیابی و اولویت بندی اثر آلودگی های محیط زیست در مراکز جمعیتی(مطالعه موردی: کلان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۳ تعداد دانلود : ۵۵۲
بروزبحران های زیست محیطی همواره از دغدغه های جهانی بوده است. این نگرانی زمانی دوچندان می شود که این نوع بحران ها مراکز جمعیتی بزرگ نظیر کلانشهرها را تحت تاثیر قرار دهند. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی و اولویت بندی پیامد بحران آلودگی خاک، آب و هوا اعم از ریزگردها و آلاینده های شیمیایی و همچنین آلودگی های صوتی، نوری و بصری بر کلانشهر اصفهان است. لذا با استفاده از اطلاعات مربوط به سال های 95-96 و با کاربرد مدلهای فرآیند سلسله مراتبی و ویلیام- فاین به بررسی اثر آلودگی های زیست محیطی بر کلان شهری اصفهان پرداخته شده است. نتایج پژوهش مشخص می کند که بحران های زیست محیطی، ریزگرد، آلودگی هوا، آلودگی بصری، آلودگی آب غیرشرب، آلودگی خاک، آلودگی صوتی و آلودگی نوری به ترتیب با وزن 282/0، 258/0، 135/0، 105/0، 084/0، 073/0 و 063/0 بیشترین تاثیر را بر محیط زیست کلان شهر اصفهان دارند. نتایج استفاده از روش ساده فرایند سلسله مراتبی نشان داد که آلودگی نوری، آلودگی بصری و آلودگی خاک به ترتیب دارای اولویت 1 تا 3 هستند که ضمن تفاوت با روش ترکیبی مورد استفاده در این تحقیق، از نظر کارشناسی نتیجه غیرقابل اعتمادی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان