هدف مقاله حاضر، بررسی چگونگی میزبان گزینی واژه بست ها در کردی اردلانی بر اساس نظریه فاز است و اینکه نظریه فاز تا چه اندازه در تبیین میزبان گزینی واژه بست ها در کردی اردلانی کار آمد است؟ گردآوری داده ها بر اساس شیوه های میدانی، کتابخانه ای و استفاده از شم زبانی پژوهشگران صورت گرفته است. پژوهش حاضر با تکیه بر تحلیل نظری سیتکو مبنی بر دوگانه بودن شرط نفوذناپذیری فاز به بررسی گزاره های تک مفعولی در کردی اردلانی و تحلیل نظری آن ها پرداخته است. نتیجه تحلیل نشان می دهد که میزبان گزینی واژه بست ها در کردی اردلانی به متمم فاز اول یعنی گروه فعلی هسته ای محدود است. بنابراین، عناصری که در این محدوده قرار می گیرند می توانند میزبان مناسبی برای واژه بست مطابقه باشند. از این رو، مفعول مستقیم و جزء غیرفعلی فعل مرکب بهترین انتخاب برای واژه بست ها خواهد بود. همچنین، واژه بست می تواند صفات وابسته به مفعول و قیدهای مقدار را به عنوان میزبان برگزیند، به شرط آنکه این عناصر به فاز اول محدود باشند. در این صورت واژه بست به طور نظام مند این عناصر را به منزله میزبان برمی گزیند. در بررسی محدودیت های موجود در انتخاب میزبان، قیدها محدودیت جایگاهی دارند؛ بدین معنا که اگر قید در محدوده فاز اول قرار گیرد، مانند قیدهای مقدار که دامنه محدود دارند، میزبان مناسبی برای واژه بست محسوب می شود. اما اگر خارج از محدوده متمم فاز اول باشد، یعنی قیدهای با دامنه گسترده نظیر قیدهای حالت، واژه بست نمی تواند آن را به منزله میزبان برگزیند و در صورت انتخاب، جمله غیردستوری خواهد بود. بنابراین، می توان گفت که نظریه فاز توانایی تبیین چگونگی میزبان گزینی واژه بست های مطابقه در کردی اردلانی را دارد و جایگاه اتصال واژه بست به میزبان توسط فاز تعیین می شود.
The current study investigated the Iranian Teaching English as a Foreign language (TEFL) Ph.D. candidates’ (TPCs) professional identity development during the TEFL Ph.D. education program (TPEP). Applying a mixed-method design, the current study used two kinds of instruments: a four-point, Likert-scale, a researcher-made questionnaire on TPCs’ professional identity development, and the semi-structured interviews. First, the survey was mailed to 80 university instructors. Then, to yield an in-depth understanding of how TPCs develop their professional identity, TPCs with more than 10 years of intensive experience were asked to participate in the interview. Following the quantitative data analysis, the qualitative data obtained through semi-structured interviews were analyzed using descriptive qualitative content analysis techniques. The results indicated that the majority of the participants believed that TPEP caused them to gain social legitimation from their community of practice, to get socialized to their global community, and raised their social status; therefore, they believed that not only professional but also personal development took place. Furthermore, it developed their pedagogical knowledge; however, it created small changes in the likelihood of TPCs’ career advancement and led to a small increase in their job satisfaction and security. The findings of the study can have some pedagogical implications for teacher education programs in that they can be used to emphasize their strengths, eliminate their weaknesses, and incorporate ample opportunities for TPCs’ reflection on their current and aspiring professional identities and improve their performance in classes.
There have been some observed studies and developed applications (apps), with a concentration on Mobile Assisted Language Learning (MALL), and no consideration of communicative needs of the learners; besides, these studies focused on either the theoretical aspects or the utilization of the available apps in the market (Burston & Athanasiou, 2020). Hence, Vocabulary Guru (VG), a custom-made mobile application, was developed based on a critical framework and an agile approach to fill out the gap. To tackle the issue, after carrying out a qualitative needs analysis via interviews, the first version of the app was developed and released to the target intermediate EFL university students. The next iterations were developed interactively and creatively, in congruence with the feedback received from the target learners. This cycle of incrementing and re-coding of the app continued until the attractor basins superseded. In the current paper, to shed light on how dynamically the interaction between learners and developers can yield in applications, which are more user-friendly and appropriate for a unique pedagogical setting, the life cycle of VG has been discussed. The agile app development processes of the current study may be useful for vocabulary specialists, teachers, educators, app developers, and pedagogical foundations involved in or considering the design and development of mobile apps by critically analyzing the unique needs of the target population in an interactive dynamic, agile life cycle. The developed app (i.e., VG) may also be utilized by EFL learners who would like to learn academic vocabulary in an educational context.
بازتحلیل واژگانی، یکی از جلوه های بومی سازی است که در اثر ناآگاهی افراد از ریشه واژه، رخ می دهد. در بازتحلیل واژگانی، جزئی از وام واژه بر اساس شباهت ظاهری، با یک تکواژ یا واژه مشابه، اشتباه گرفته می شود و با آن جایگزین می شود. پدیده بومی سازی در هر زبانی با توجه به قواعد خاصِ آن زبان، شکل ویژه ای به خود می گیرد و در پی آن نامی مرتبط با اسم همان زبان، بر آن گذارده می شود. بنابراین دراین مقاله، بومی سازی وام واژه ها در زبان فارسی، «فارسی سازی» نام گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی ساختاری بازتحلیل واژگانی به عنوان یکی از روش های ویژه فارسی سازی و دسته بندی آن بر پایه ساختارِ ارائه شده است. در همه موارد بازتحلیل واژگانی، سه مؤلفه مشترک (وام واژه، بوم واژه، و ویژگی های معنایی وام واژه) وجود دارد و بین این سه مؤلفه نیز سه رابطه (دال و مدلولی، شباهت صوری، و ارتباط مصداقی) حاکم است. رابطه سوم، یعنی ارتباط مصداقی بین مفهوم وام واژه و بوم واژه بر اساس شکل، کارکرد و یا معنای وام واژه که در مؤلفه سوم نمایان شده است، تغییر می کند. بر همین اساس، پدیده بازتحلیل به انواع بازتحلیل صوری، بازتحلیل نقشی و بازتحلیل معنایی گروه بندی می شود و ضمن ارائه نمونه هایی، هرکدام جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد.
مکالمه و برقراری ارتباط مؤثر، نوعی فرایند اجتماعی است که توسط زنجیره های واژگانی و زبانی نمود پیدا می کند. در واقع سخن را می توان نوعی واسطه ارتباطی به شمار آورد که به دانش زبانی و توانش سخنگو بستگی دارد؛ اما چنانچه هدف غایی مکالمه برقراری ارتباط مؤثر باشد، باید فراتر از رسیدن به قصد و نیات شخصی گوینده گام برداشت. در پژوهش حاضر نگارندگان با در نظر گرفتن مفهوم «پساتأثیر» در گامی فراتر از توانش ارتباطی، براساس ساختار مغز و کارکردهای مربوط به لوب ها، الگویی به نام «زبامغز» را معرفی می کنند که افزون بر ساختار واژگانی، به بررسی نقش تفکر، هیجانات، حواس و فرهنگ در ارتباطات می پردازد. این الگو، زبان را ابزاری برای تغییر رفتار و رشد می داند و براساس ساختار مغز و زبان (زبامغز)، چهار مفهوم زبافکر (شناخت و تفکر در زبان)، زباهیجان (هیجان در زبان)، زباهنگ (فرهنگ در زبان) و زباحواس (حواس در زبان) را مطرح می کند. براساس الگوی زبامغز می توان کارکردهای کلان مغز را در زبان جستجو کرد و تصویر متفاوت و منسجمی از زبان ارائه داد که در برقراری روابط مؤثر با دیگران تسهیل گر است. از این منظر در مکالمه، افزون بر زبان خودخواه، زبان دگرخواه نیز باید مدنظر قرار گیرد و افراد باید افزون بر توانش ارتباطی به توانش درمان زبانی (زبان برای زندگی بهتر) نیز توجه کنند.
Despite abundant research on teachers’ motivational strategies worldwide, scant attention has been paid to this in Vietnam. Thus, the current study aimed to investigate the high school EFL teachers’ use of motivational strategies reported by students and their attitudes towards these motivational strategies. The participants consisted of 416 students taught by 30 EFL teachers from ten high schools of eight provinces in the Mekong Delta. A semi-opened questionnaire was employed to elicit students’ report on the motivational strategies employed by their English teachers, and their judgments about the value of these strategies. Findings of the study indicated that the teachers frequently used top motivational strategies as reported in previous research. Such strategies were also judged to be motivating by the students. However, noticeably, the students highly valued teacher recognition of their efforts and a harmonious behaviour and ascribed these practice to their increased motivation. Other strategies were also suggested by students that teachers should use. The implication is that cultural differences mediate students’ perceptions, and that the EFL teachers in the context should attend to fundamental strategies, and the ones preferred by students.
Teacher professional identity is widely acknowledged as a multi-dimensional dynamic evolving concept contributing to teachers’ self-perception about their professional roles. This qualitative study aimed to explore how different instructional settings of teaching English as a foreign language in Iran impacted on teachers’ professional identities in a comparative way. To this end, 25 English teachers from public schools and private institutes of Kerman were interviewed to collect data and to examine how teachers conceptualize themselves at schools and institutes. All 25 participants (13 school teachers and 12 institute teachers) had a BA degree in English. Data analysis revealed that teachers of public schools had comprehended, strong, and thick initial professional identity in comparison to those teaching in private institutes. However, such an ideal professional identity was more vulnerable to professional identity shock that resulted from the discrepancy between initial professional identity arisen from pre-service training programs and an emergent one derived from the identity-in-practice in class life. In terms of preparation to teach, the findings showed that the teachers of public schools had more extended viewpoints towards teaching and its significance. Moreover, they believed that their identity influenced the teaching profession while the institute teachers believed in teaching influence on their identity that provided evidence for the variable nature of teacher professional identity resulting from parallel interconnections of different macro and micro factors leading to its steady reinterpretation and reshaping. Keywords: dyna
این مقاله به بررسی کلاس آموزش ترجمه دیداری شنیداری و تأثیر دوره آموزش زیرنویس فیلم، سریال و برنامه مستند بر دیدگاه دانشجویان به مهارت های کار تیمی می پردازد. با توجه به زمان بندی محدود پروژه های زیرنویس و همچنین، ویژگی های زبانی و فنی مختلف مورد نیاز برای انجام آن ها، نقش کار تیمی در این تخصص در نهادهای رسمی و حتی گروه های غیررسمی فعالِ ساخت زیرنویس بسیار برجسته است. با هدف بررسی وضعیت موجود و ارتباط آموزش زیرنویس با ارتقای دیدگاه دانشجویان نسبت به مهارت های کار تیمی در فضای آموزشی دانشگاهی ایران، 167 دانشجوی زن و مرد مترجمی زبان انگلیسی انتخاب شدند و در یک دوره زمانی پنج ماهه در 6 کلاس آموزش زیرنویس مهارت های ترجمه و ساخت زیرنویس به صورت گروهی شرکت کردند. بر اساس روش پژوهش شبه تجربی و با استفاده از پیش آزمون و پس آزمون این تحقیق، دیدگاه این دانشجویان در زمینه مهارت های کار گروهی در پیش از شروع دوره و پس از انجام سه پروژه ترجمه برگرفته از بازار کار و ساخت زیرنویس برای سه برنامه مستند بررسی و تحلیل شد. روایی و پایایی آزمون سنجش دیدگاه دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی در مورد مهارت های کار تیمی طراحی شده از سوی محققان، نشان داد این آزمون دارای اعتبار مناسبی است، و می تواند در سایر پژوهش های مشابه استفاده شود.
هدف پژوهش حاضر آن است که انواع مؤلفه های سبک شناسی روایت را در چند حکایت بررسی کند. این پژوهش بر روی سه حکایت منظوم عرفانی از عطار با محوریت شخصیت حلاج انجام شده است. پرسش های بنیادین پژوهش این است: الف) مؤلفه های سبکی روایی مبتنی بر کدام سازو کارهای سبک شناسی روایت تبیین می شود؟ و ب) این مؤلفه ها چگونه در گفتمان روایی نمود پیدا می کند؟ این پژوهش به روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی است و از متدلوژی سیمپسون در کتاب سبک شناسی بهره گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که با تحلیل فرایندها، میزان مشارکت شخصیت های داستان مشخص می شود. درخصوص زاوی ه دید زمانی نیز چون هر سه حکایت حول محور شخصیت حلاج است، به زمان خاصی اشاره نمی شود. درنگ توصیفی مثال دیگری از این زاویه دید است و تداوم متن در حکایات طولانی تر از تداوم داستان است. البته، در حکایت دوم روایت خلاصه و فشرده بیان می شود. طبیعتاً از منظر زاویه دید مکانی و روانی اشاره به مکان چندان موضوعیت ندارد؛ چون تبیین جایگاه و مقام حلاج مدنظر نویسنده است. وجهیت در حکایات حلاج چند ویژگی دارد: اول، چون راوی با گفتار مستقیم احساسات و حالات حلاج و شخصیت عاشق را روایت می کند، وجهیت مثبت است. این موضوع را می توان با الگوی فالر آسپنسکی تبیین کرد. درخصوص گویش فردی، واژگان به کار رفته عکس العمل عاشق بعد از رویارویی با خاکستر معشوق (حلاج) و یافتن نشانی از او را بیان می کند که بسیار با بافت عارفانه داستان هم خوانی دارد. هر سه حکایت حلاج در قالب «ساختار متنی» لباو قابل بررسی است. درخصوص بینامتنیت نیز دو حکایت «حلاج بر سر دار» و «حلاج با سر بریده در خواب» در متون دیگر نقل شده اند.
English pronunciation is one of the most important and complicated parts of foreign language teaching and learning. Due to its complexity, pronunciation has been overlooked in English language teaching. Understandable pronunciation is an important part of communicative competence. Individuals who have acceptable pronunciation can easily improve their language skills better than those who have weak pronunciation. Thus, English pronunciation is very significant for successful communication. This study investigated the factors influenced Iranian EFL learners’ English pronunciation learning. To this end, fifty Iranian EFL learners participated voluntarily in this study. A quantitative method was used as the design of this study. The researchers used a survey questionnaire as the instrument of this study. The collected data were analyzed via using frequency and percentage. The findings of this research indicated that factors such as pronunciation instruction, attitude, motivation, and error correction respectively were the most important factors that had the greatest effects on Iranian learners’ pronunciation improvement. It was also concluded that when teaching pronunciation into their classes, EFL teachers and learners should be equipped with these factors that can considerably increase their success in the correct teaching and learning of English pronunciation.
Research on high-stakes tests indicates that increasing the stakes of large-scale English language tests will have consequential influence on teaching and learning performance and practices. However, evidence for influence on student ‘motivation for learning English (MLE)’ within such a context is still scarce. Taken this, the present study investigated the motivational level of high school students learning English as a foreign language (EFL) in the context of university entrance requirement tests change in Iran (introducing high school national English achievement tests-NEATs- as new requirements for entrance into nation-state universities). For such a purpose, the MLE scale, taken from Gardner’s (2004) Attitude/Motivation Test Battery, was translated into Persian, administered among 451 randomly selected students supposed to take the NEATs for their admission to universities, and subjected to confirmatory factor analyses. The results obtained through within-group ANOVA comparisons of the construct-validated subscales revealed that under increased stakes of the NEATs the participants maintained moderately high level of motivation for the two components of ‘desire to learn English’ and ‘attitudes towards learning’; however, the level for the component of ‘motivational intensity’ was neutral/moderate. Similar result (i.e., moderate level) was found in the participants’ perspective of their overall MLE. The findings, overall, indicate that the NEATs-admission programme has not demotivated the learners yet they are not as highly motivated as intended by the change planners. Such a divergence between the ideal policies (i.e., high level of MLE) and what was observed in practice (i.e., neutral/moderate MLE level) has implications for test change contexts and their driving policies.
درهم تنیدگی زبان و فرهنگ مدت هاست که توجه اندیشمندان حوزه فلسفه، جامعه شناسی، مردم شناسی، زبان شناسی و کاربردشناسی زبان را به خود جلب کرده است. در این راستا، پیش قدم (1391) با الهام از نظریات هالیدی (1975 و 1994)، ویگوتسکی (1978 و 1986) و سپیر-ورف (1956) که به رابطه میان فرهنگ، اندیشه و زبان تأکید می کنند، مفهوم زباهنگ را معرفی کرد. وی معتقد است بررسی و شناخت زباهنگ های موجود در هر جامعه راه را برای تشخیص سریع تر رفتارهای فرهنگی درست و نادرست هموار می سازد و اصلاحات فرهنگی که به تعالی زبانی و «بِه فرهنگی» می انجامند، به مراتب راحت تر صورت می پذیرند. با توجه به اهمیت شناسایی و بررسی زباهنگ ها، مطالعات متعددی به تحلیل آن ها پرداخته اند، هرچند کمبود پژوهشی که به بررسی تطبیقی مطالعات انجام شده در حوزه زباهنگ بپردازد به وضوح دیده می شود. از این رو، در پژوهش حاضر چارچوب نظری، پیکره و یافته های تمام مقالات مربوط به زباهنگ به طور تطبیقی بررسی شدند. نتایج این بررسی نشان داد که اکثر مقالات حوزه زباهنگ، داده های خود را از طریق واکاوی پاره گفتارهای اتفاق افتاده در موقعیت های طبیعی جمع آوری نموده و برای تحلیل این پاره گفتارها از الگوی SPEAKING هایمز (1967) استفاده نمودند. این نتایج همچنین حاکی از آن است که تعداد مطالعات اندکی به واکاوی زباهنگ های متنی پرداخته اند. همچنین هیچ پژوهشی به ارزیابی محتوای کتب درسی براساس زباهنگ های موجود در آن نپرداخته است. در پایان، براساس نتایج و یافته های حاصل از بررسی مقالات انجام شده، پیشنهادهایی برای مطالعات آینده ارائه شده است.
این پژوهش مقوله ناسزا را بر مبنای داده های پیکره ای در زبان های فارسی و انگلیسی بررسی می کند. در اینجا از مفهوم زباهنگ برای اشاره به رابطه دو سویه زبان و فرهنگ استفاده می شود. بررسی ناسزا می تواند به روشن تر شدن رابطه میان زبان و فرهنگ کمک کند، خاصه اینکه در دو زبان بررسی شود. به منظور انجام چنین تحقیقی از داده های زبانی رمان دایی جان ناپلئون اثر ایرج پزشک زاد و ترجمه انگلیسی آن اثر دیک دیویس استفاده شده است. دلیل انتخاب ترجمه انگلیسی نیز این است که رفع و پرداختن به یکی از دغدغه های اصلی جامعه شناسان زبان بررسی تفاوت های فرهنگی جوامع است که ترجمه از یک زبان به زبان دیگر امکان این بررسی را فراهم می آورد؛ چراکه مترجم تا اشراف به مفاهیم فرهنگی در پس ناسزاها نداشته باشد به خوبی از عهده ترجمه بر نمی آید و بررسی تطبیقی دو نمونه زبانی نشان می دهد که چه تفاوت هایی در این زمینه قابل مشاهده است. در این پژوهش کمی و کیفی برای هر کدام از موارد، علاوه بر ارائه بسامد وقوع، تحلیلی فرهنگی به شیوه کیفی هم ارائه شده است. الگوی مورد نظر این پژوهش الگوی SPEAKING هایمز (1967) است که براساس آن انگیزه افراد برای ادای ناسزا با توجه به ملاحظات فرهنگی قابل توضیح است و تفاوت های زبانیِ ناشی از تفاوت های فرهنگی را تبیین می کند. این الگو انتخاب شده است تا به محقق این امکان را بدهد تا کارکردهای ناسزا را در زبان فارسی ارائه کند. این پژوهش می تواند به راهکارهایی برای ارائه معادل های ترجمه ای بهتر و دقیق تر از متون معاصر فارسی به زبان انگلیسی منجر شود. تحلیل داده های این پیکره نشان می دهد ناسزاها در برخی حوزه های مفهومی (حیوانات، ظواهر و اعضای بدن، صفات انسانی و ویژگی های شخصیتی، فهم و شعور و جنبه های عقلانی، آبرو و شرم و حیا، ناموس، اصل و نسب و پدر و مادر) شکل می گیرند و توهین های جنسی که پاکدامنی فرد یا کسانش را هدف می گیرد به دلایل فرهنگیِ قابل توضیح، پرکاربردترند. یافته های تحقیق نشان می دهند که هدف از زباهنگ ناسزا بیان تحقیر، بیان ترحم به گونه ای منفی، طعنه، پرخاش، عصبانیت و حتی آرزو و تمنای منفی است که با نفرین هم ارتباط دارد.
در سال 1932م. مجموعه ای از اسناد در کوه مُغ در شمال غرب تاجیکستان پیدا شد که بیشتر آنها اسناد اقتصادی و تجاری بودند. برخی از این اسناد ساختار نامه دارند و به بایگانی دیواشتیچ، فرمانروای پنجیکنت در سده هشتم میلادی تعلق دارند. این نامه ها از چند جهت دارای اهمیت اند، از لحاظ زبان شناختی، شناخت تاریخ تحول زبان سغدی، آیین نگارش نامه ها، مسایل سیاسی، تاریخی و فرهنگی و سایر جنبه ها. در این پژوهش، هدف بررسی زبانی و شیوه نگارش «نامه شماره یک» از مجموعه اسناد کوه مغ است. در این راستا، ابتدا پیشینه این نامه بررسی و سپس به محتوای آن از لحاظ ریشه شناسی واژه ها و برخی ساخت های زبانی پرداخته شد. همچنین در مواردی، آیین نگارش این نامه با دیگر نامه های مشابه به زبان سغدی مقایسه شده است. بررسی این نامه، نشان داد که برخی عبارت های مربوط به آیین نامه نگاری تنها در این نامه آمده و در دیگر اسناد کوه مغ مشاهده نمی شوند. همچنین نمونه ای از فعل مرکب و ساخت توانشی در این نامه معرفی شدند. تاثیر زبان عربی نیز در این نامه مشهود است.