کرم حبیب پور گتابی
| مدرک تحصیلی: استادیار جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران |
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۶۰ مورد.
مصرف نمایشی خرید در بین خانواده های شهر تهران (مطالعه ی موردی مناطق 1، 7 و 19)(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
کرم حبیب پور گتابی زرنوش بابایی همتی
حوزههای تخصصی:
امروزه، با تجربه ی مدرنیته و صنعتی شدن جوامع، نیازهای انسان در حال گسترش بوده و با افزایش چشم وهم چشمی در بین خانواده ها، بیشتر مصارف واقعی جای خود را به مصرف نمایشی داده است. مصرف نمایشی، پیامدهای متعددی برای فرد، خانواده و جامعه دارد که نظر به اهمیت موضوع، این تحقیق با استفاده از روش پیمایش و نظریه های وبلن، بوردیو، ایناکون و دیگران و اینگلهارت، عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر در مصرف نمایشی خرید در بین 384 نفر از خانواده های مناطق 1، 7 و 19 شهر تهران را بررسی کرده است. یافته ها نشان داد مصرف نمایشی در بین بیش از یک سوم خانواده ها بالاست که در این بین، خانواده های مناطق 1، 19 و 7 به ترتیب بیشترین میزان مصرف نمایشی را دارند. در ضمن، متغیرهای مادی گرایی، سرمایه ی فرهنگی، جهت گیری منزلتی، سرمایه ی اقتصادی، منزلت اجتماعی و پای بندی دینی به ترتیب بیشترین میزان تأثیر را در مصرف نمایشی خانواده ها دارند. همچنین، از نظر کیفیت تأثیرگذاری، متغیرهای مستقل شش گانه سه نوع تأثیر در مصرف نمایشی خانواده ها دارند: اثر مستقیم (مادی گرایی)، اثر غیرمستقیم (جهت گیری منزلتی) و هم اثر مستقیم و هم اثر غیرمستقیم (سرمایه ی اقتصادی، سرمایه ی فرهنگی، منزلت اجتماعی و پای بندی دینی). یافته ها دلالت بر آن دارد که مصرف نمایشی در شهر تهران، برخلاف نظر وبلن، دیگر مختص طبقات مرفه و بالای جامعه نیست و به مرور در بین سایر طبقات جامعه نیز رو به رشد است و تمام طبقات جامعه به نوعی درگیر مصرف نمایشی اند.
رابطه بین سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی (مطالعه موردی: شهروندان قم)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۶۲
391-359
حوزههای تخصصی:
مقدمه: گذار مطلوبِ جامعه معاصر ایران از نظم سنتی به مدرن، نیازمند مشارکت سیاسی شهروندان است و تحقق این مشارکت نیز، نیازمند فراهم بودن متقدمهای مهمی ازجمله سرمایه اجتماعی است. در این رابطه، سرمایه اجتماعی عامل مهمی است که تعیین نقش و چگونگی تأثیرگذاری آن بر مشارکت سیاسی و احیاناً به فعل درآوردن نیروی بالقوه آن، اخیراً مورد توجه ویژه در محافل علمی واقع شده است و معرفت به سرمایه اجتماعی در جهت تأمین مشارکت سیاسی و نهایتاً کمک به توسعه سیاسی و تکوین و بسط دموکراسی، حائز اهمیت است. بنابراین، فرض بر این است که سرمایه اجتماعی ظرفیت کنش سیاسی افراد را افزایش داده و درنتیجه احتمال درگیری سیاسی آنان را بالا می برد. بر همین اساس، تحقیق حاضر با استفاده ازنظریه رابرت پاتنام، به آزمون رابطه بین سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی در بین شهروندان می پردازد. روش: تحقیق حاضر با روش شناسی کمی، روش پیمایش و تلفیقی از شیوه های نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تصادفی نظام مند و تصادفی ساده در بین 383 نفر از شهروندان 18 تا 65 سال ساکن در شهر قم انجام گرفته است. یافته ها: بین همه مؤلفه های سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی شهروندان قم رابطه مثبت وجود دارد. اگرچه بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره، از بین مجموع چهار متغیر پیش بین اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، آگاهی و مشارکت اجتماعی غیررسمی، تنها دو متغیر آگاهی و مشارکت اجتماعی غیررسمی اثر مستقیمی روی مشارکت سیاسی دارند که دراین بین، سهم متغیر آگاهی بیشتر از مشارکت اجتماعی غیررسمی است، اما نتایج تحلیل مسیر نشان داد که تمامی این چهار متغیر توانسته اند به یکی از سه شکل مستقیم، غیرمستقیم و توأمان (هم مستقیم و هم غیرمستقیم) روی مشارکت سیاسی شهروندان قم تأثیر بگذارند که از بین آنها، بیشترین تأثیر به ترتیب مربوط به متغیرهای آگاهی، مشارکت اجتماعی غیررسمی، اعتماد اجتماعی و انسجام اجتماعی بوده است. بنابراین، شهروندان با مشارکت سیاسی بالاتر، شهروندانی اند که از آگاهی، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی غیررسمی و هماهنگی بیشتری با نظام ارزشی و هنجاری جامعه برخوردارند. بحث: اگرچه همه متغیرهای آگاهی، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی غیررسمی و انسجام اجتماعی به طور مستقیم یا غیرمستقیم روی مشارکت سیاسی شهروندان مؤثرند، اما بخش محوری سرمایه اجتماعی که ضمن تقویت سایر عناصر آن، مشارکت سیاسی شهروندان را افزایش می دهد، آگاهی است. از طرفی، با توجه به روابط متقابل عناصر سازنده سرمایه اجتماعی، می توان با تقویت آگاهی، بر سایر ابعاد سرمایه اجتماعی نظیر انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی (به ویژه اعتماد نهادی) و مشارکت اجتماعی غیررسمی اثر مثبت گذاشت. درواقع، هرچه در عرصه های عمومی (اجتماعی-سیاسی) عنصر آگاهی باکیفیت تر، به هنگام تر و اجرایی تر باشد، می تواند سبب ساز افزایش مشارکت سیاسی شهروندان در سطحی بالاتر و بیشتر باشد.
رابطه دینداری و شادکامی در معلولین جسمی حرکتی آسایشگاه های شهر تهران1(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۵۸
۲۳۸-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: می توان مدعی بود که دینداری کارکرد معنا بخشی به زندگی دارد و با خلق چشم اندازی مثبت در زندگی، تأثیر شگرفی روی شادمانی دارد. به منظور معرفت تجربی به این امر، پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین دینداری و شادکامی در بین معلولین جسمی حرکتی آسایشگاه های شهر تهران می پردازد. روش: مطالعه حاضر با روش پیماش مقطعی و طرح همبستگی و با استفاده از پرسشنامه های دینداری آلپورت و شادکامی آکسفورد، در بین 248 نفر از معلولین جسمی حرکتی در 9 مرکز مراقبت در شهر تهران انجام شده است. یافته ها: همبستگی بالایی بین دینداری درونی و دینداری بیرونی با شادکامی وجود دارد. ضمن اینکه دینداری درونی بیشتر از دینداری بیرونی روی شادکامی معلولین مؤثر است. بحث: گرچه دینداری با تولید معرفت نسبت به زندگی و معنا بخشی به آن، چارچوب مناسبی برای شادمانی معلولین فراهم می کند، اما این رابطه خطی نبوده و عوامل میانجی احتمالی متعددی روی آن تأثیرگذارند که این رابطه بایستی به طور جداگانه تدقیق شود
انگاره های مصرف فرهنگی در بین زنان استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
کرم حبیب پور گتابی
حوزههای تخصصی:
مقاله ی پیش رو، بر اساس رویکرد سیری ناپذیری کاتز-گرو و سالیوان و با روش پیمایشی، ضمنِ موشکافی ساختار ذائقه ی زنان استان قم، رابطه ی عوامل مرتبط با انگاره های مصرف فرهنگی در بین 532 نفر از آنها را بررسی می کند. نتایج نشان داد که از نظر مؤلفه های انگاره ی مصرف (یعنی تنوع و فراوانی)، زنان استان قم را می توان در دو سنخ جای داد؛ از نظر تنوع فعالیت فرهنگی، زنان این استان کم مصرف اند و در فرهنگ سطح پائین یعنی در 1 تا 3 فعالیت فرهنگی شرکت دارند. از نظر فراوانی فعالیت فرهنگی، زنان استان قم هیچ مصرف فرهنگی ندارند و فراوانی فعالیت فرهنگی آنها در حد صفر است. همچنین، مهم ترین تعیین کننده های هم تنوع و هم فراوانیِ مصرف فرهنگی زنان در این استان، سرمایه ی اقتصادی، سرمایه ی انسانی، سن، وضع تأهل و وضعیت اشتغال بودند. نتایج دلالت بر آن دارد که بیشتر زنان استان قم هنوز به درجه ی مصرف کننده ی فرهنگِ سطح متوسط (مرد مپسند) و در مرحله ی بالاتر، مصرف کننده ی سیری ناپذیر نرسیده و انگاره ی مصرف فرهنگی آنها محدود به هیچ مصرفی و تک مصرفی و به عبارتی فرهنگ سطح پائین است.
جامعه شناسی سیاست آموزشی در ایران با لنز حکومت مندی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
کرم حبیب پور گتابی
حوزههای تخصصی:
رابطه ی بین دینداری و مصرف نمایشی زنان شهر تهران (مطالعه موردی منطقه 5)(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
کرم حبیب پور گتابی زرنوش بابایی همتی
حوزههای تخصصی:
رابطه ابعاد احساس نابرابری جنسیتی با سلامت روان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۳ بهار ۱۳۹۲ شماره ۴۸
۱۳۰-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اهداف توسعه انسانی هزاره سوم اساساً شامل محورهای سلامت و عدم تبعیض و نیز برابری، به ویژه برابری جنسیتی است. هدف این تحقیق، بررسی رابطه ابعاد احساس نابرابری های جنسیتی با سلامت روان زنان شاغل است. روش: در این مطالعه، از روش هم بستگی برای سنجش رابطه بین متغیر ها استفاده شده که در آن ۲۰۲ نفر از زنان شاغل در سازمان تأمین اجتماعی شهر همدان، در سال ۱۳۹۱، به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، شامل پرسش نامه سنجش احساس نابرابری جنسیتی و پرسش نامه سنجش سلامت روان GHQ و چک لیست برای جمع آوری متغیرهای جمعیت شناختی بود. به منظور تجزیه وتحلیل نتایج، از ضریب هم بستگی پیرسون برای سنجش مقدار هم بستگی بین احساس نابرابری جنسیتی و سلامت روان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد ازنظر وضعیت سلامت روان، 6/44 درصد کم ترین مقدار اختلال روانی را دارند و 1/45 درصد از جامعه تحت بررسی به میزان زیاد و خیلی زیاد، احساس نابرابری جنسیتی را ابراز داشتند. بحث: رابطه مثبت و معنی داری بین احساس نابرابری جنسیتی و سلامت روان وجود داشت؛ به طوری که هرچه احساس نابرابری کم تر باشد، سلامت روان افراد بهتر است. .
رابطه سلامت مادران، کیفیت زندگی و رابطه آن ها در استان های جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۳ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۵۱
41-25
حوزههای تخصصی:
مقدمه: روش: یافته ها: بین سلامت مادران و کیفیت زندگی کل در ایران، هم بستگی معنی دار و قوی و مثبتی وجود داشت. استان تهران دارای بالاترین سطح سلامت مادران و بالاترین سطح کیفیت زندگی کل بود. استان سیستان و بلوچستان نیز در پایین ترین سطح سلامت مادران و پایین ترین سطح کیفیت زندگی کل قرار داشت. در این پژوهش، با استفاده از شاخص کیفیت زندگی واحد اطلاعات اکونومیست و شاخص مادران سازمان بین المللی نجات کودکان، کیفیت زندگی کل و سلامت مادران در تمام استان های ایران در سال ۱۳۸۸ بررسی شده و با روش توکسونومی عددی، رتبه بندی استان ها انجام و با استفاده از ضریب هم بستگی، به بررسی ارتباط بین این دو متغیر پرداخته شده است. کیفیت زندگی به عنوان برون داد نهایی برنامه های توسعه در نظر گرفته می شود و درنتیجه، توجه به عوامل مؤثر در کیفیت زندگی برای حفظ و ارتقای آن مورد توجه جدی می باشد. پژوهش حاضر یک مطالعه اکولوژیک است که رابطه بین سلامت مادران و کیفیت زندگی را در استان های کشور در سال ۱۳۸۸ بررسی نموده است. بحث: با استناد به نتایج به دست آمده از این مطالعه و نقش اساسی و انکار ناپذیر سلامت مادران در کیفیت زندگی، مباحث مربوط به سلامت مادران می بایست در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های ارتقای کیفیت زندگی مدنظر قرار گیرد
رابطه سرمایه اجتماعی و کجروی در بین دانش آموزان پسر ۱۵ تا ۱۸ ساله شهر تهران در سال تحصیلی ۱۳۹۱-۱۳۹۰(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۳ پاییز ۱۳۹۲ شماره ۵۰
۱۳۴-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مفهوم «سرمایه اجتماعی» به دلیل ماهیت و محتوایی که دارد، تقریباً با تمامی موضوعات مطرح در حوزه انسانی و اجتماعی، از جمله حوزه آسیب های اجتماعی و به خصوص کجروی، ارتباط پیدا می کند. با توجه به این تأثیرات متقابل، هدف تحقیق حاضر بررسی و شناسایی رابطه بین سرمایه اجتماعی و کجروی است. روش: این مطالعه به روش پیمایشی در بین ۳۸۴ نفر از دانش آموزان پسر ۱۵تا۱۸سال مناطق ۵ و ۱۲ و ۱۵ شهر تهران انجام شده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد که پایایی و روایی آن گزارش شده است. برای تحلیل داده ها، از هم بستگی و رگرسیون خطی و کای اسکوئر استقلال استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد بین سرمایه اجتماعی و تمام ابعاد آن اعم از مشارکت، اعتماد، حمایت و انسجام اجتماعی و همچنین روابط متقابل با دیگران با کجروی دانش آموزان، با ضریب اطمینان ۹۵ درصد از نظر آماری رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. همچنین، سن و پایه تحصیلی و پایگاه اقتصادی و اجتماعی به عنوان متغیرهای زمینه ای با ضریب اطمینان ۹۵ درصد، از نظر آماری رابطه معنی داری نشان داده اند. بحث: نتایج این تحقیق نشان می دهد هر اندازه افراد در ساختار جدید اجتماعی، سرمایه اجتماعی بیش تری داشته باشند، یعنی این متغیر به عنوان مجموعه ذخایر ارزشمندی مانند حمایت های اجتماعی، روانی و مالی، حس تعلق، وابستگی و مشارکت در جنبه های مختلف زندگی اجتماعی برای افراد وجود داشته باشد، سلامت اجتماعی افراد در جامعه جدید در وضعیت بهتری قرار خواهد گرفت.
مقایسه مصرف فراغت در بین زنان شاغل و خانه دار در شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازخوانی تجربه مدرنیته روستایی در ایران (مطالعه موردی: روستاهای استان مرکزی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
نویسنده:
کرم حبیب پور گتابی رضا صفری شالی
حوزههای تخصصی:
Objectives: Nowadays, Due to Promotion of Media institutions the Range of Modernity and experiencing it in social life has influenced not only Urban areas, but also rural areas and contexts. Rural Areas and people, as like as Urban areas and people, exprience the modern social life which is different from previous Decades. Method: the Method used in this research was survey Along with Descriptive and Analytical approaches. The house hold headers Resident in rural areas of 10 towns of Markazi province consisting the Statistical population of this research that among which 1261 persons have been selected as the sample size according to cochran formula. Findings: Modernity experience in Markazi province, rural areas showed the in complement rural welfare (Lag of economic and cultural welfare from social welfare), high level of immigration, excessive dependence to Government, weak performance of media including Seda and Sima and press, and weak performance Goverment institutions including islamic rural councils and Rural or Agricultural Co-operatives. Conclusion: The non Comprehensive experience of Modernity in Markazi province has resulted in incompletiveness of modernity project and finally, the Phenomena Deviated modernity of in this rural areas as result to the social, cultural and economic Backgrounds, (wished or unwished) We are facing with the formation and continuity of various social problems in rural areas.
عوامل طلاق در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
کرم حبیب پور گتابی حسین نازک تبار
حوزههای تخصصی:
طلاق، به عنوان مساله اجتماعی، از جمله گسیختگی های خانواده است که از ساخت اجتماعی و عاملیت زوجین متاثر می شود. مقاله حاضر با تلفیق نظریه های سطح کلان (بحران ارزش ها) و خرد (مبادله اجتماعی، همسان همسری و نیاز - انتظار)، به تحلیل علل طلاق در استان مازندران پرداخته است. روش تحقیق، کمی به صورت تحلیل محتوا بود که با استفاده از ابزار پرسش نامه معکوس انجام شد. جامعه آماری شامل 12101 پرونده طلاق در دادگستری استان مازندران بود که از میان آن ها، تعداد 980 پرونده با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. نتایج نشان داد که نرخ طلاق در استان مازندران، بازتاب به ترتیب چهار عامل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و شخصیتی است که با هم دیگر توانسته اند 11.4 درصد از واریانس طلاق در استان را تبیین کنند. نتایج پژوهش دلالت بر آن دارد که گذار جامعه از نظم سنتی به مدرن به همراه تجربه زیستی تقریبا متمایز با گذشته، عوامل ساختی و عاملیتی احتمال طلاق را افزایش خواهد داد.
علل افزایش سن ازدواج دختران(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
کرم حبیب پور گتابی غلامرضا غفاری
حوزههای تخصصی:
گذار جامعه ایرانی از نظم سنتی به مدرن و تجربه حیات ملازم با آن، فزونی سن ازدواج دختران را موجب گشته است. بررسی علل افزایش سن ازدواج دختران، موضوعی است که مورد تدقیق معرفتی و روشی این نوشتار قرار گرفته است. در این تحقیق، از روش پیمایشی استفاده شده و جامعه آماری آن را دو گروه، شامل دختران مجرد و زنان متاهل 25 تا 44 ساله ساکن در مراکز شهری کشور تشکیل داده اند. حجم نمونه برابر با 1291 نفر از این دختران در 5 مرکز شهر تهران، ساری، خرم آباد، مشهد و سنندج بوده است. نتایج نشان داد دخترانی که دیرتر ازدواج می کنند، از تحصیلات بالاتری برخوردارند، نگرش فرامادی به ازدواج دارند و اعتقاد بیش تری دارند که با ازدواج، هزینه فرصت های ازدست رفته بیش از فرصت ازدواج است. دلالت نتایج بر آن است که همراه با تجربه مدرنیته در سطوح کلان، میانی و خرد، چنان چه این تجربه بدون سیاست گذاری و برنامه ریزی مناسب حاصل گردد و از طرفی شرایط جامعه چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ اجتماعی - فرهنگی آمادگی پذیرش چنین تحولاتی را نداشته باشد، تبعات منفی آن بیش از دستاوردهای مثبت آن خواهد بود
توسعه فرهنگی زنان (مطالعه موردی: استان قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
کرم حبیب پور گتابی غلامرضا غفاری
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۳ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۲
77 - 96
حوزههای تخصصی:
چرخش توسعه در ده ی پایانی سد? 20 میلادی، محوریت آن را از حوز? اجتماعی به حوز? فرهنگی تغییر داد. امروزه توسع? فرهنگی، پیش شرط نیل به سایر ابعاد توسعه بوده و کشورهایی موفق تلقی می شوند که در وهل? نخست بتوانند به توسعه فرهنگی در سطوح جامعه و افراد دست یابند. مقاله حاضر با روش پیمایشی به بررسی ماهیت و عوامل مؤثر بر توسع? فرهنگی در بین 532 نفر از زنان استان قم می پردازد. نتایج نشان داد که میزان توسع? فرهنگی زنان استان قم از حد متوسط و نرمال پائین تر است. از طرفی، مهم ترین عوامل مؤثر بر توسع? فرهنگی زنان در این استان عبارتند از: پایگاه اقتصادی و اجتماعی، نوگرایی، سرمایه اجتماعی، متغیرهای الگویی و باورهای جنسیتی سنتی. در ضمن، دلالت نتایج بر آن است که ماهیت توسعه فرهنگی زنان استان قم، از نوع عامیانه می باشد تا میانه و نخبه گرایانه.
مطالعه پدیده استفاده اعتیادی از اینترنت در بین نوجوانان و جوانان
منبع:
رسانه جهانی ۱۳۸۶ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به مطالعه پدیده اعتیاد به اینترنت به عنوان یکی از مسائل اجتماعی در عصر ارتباطات میپردازد. پدیده اعتیاد به اینترنت مدتی است که در کشورهای توسعهیافته بعنوان یکی از پیامدهای توسعه روزافزون شبکه ارتباطات الکترونیکی مطرح شده و کژکارکردهای بسیاری برای فرد، خانواده و جامعه به همراه داشته است. این مقاله برگرفته از تحقیقی پیمایشی در سال 1385 شمسی درباره وضعیت این پدیده در ایران است. جامعه آماری را نوجوانان و جوانان 25-15 ساله شهر تهران که به اینترنت دسترسی دارند تشکیل میدهد. حجم نمونه نیز برابر با 800 نفر است. نتایج حاکی از آن است که پدیده استفاده اعتیادی از اینترنت در ایران نیز وجود دارد هرچند استفاده اکثر نوجوانان و جوانان از اینترنت بنظر طبیعی میرسد. همچنین، براساس نتایج این مطالعه، استفاده اعتیادی از اینترنت در بین برخی از نوجوانان و جوانان، با مسائلی مانند عدممسئولیتپذیری اجتماعی، انزوای اجتماعی، فقدان حمایت اجتماعی، ناکارآمدی تحصیلی و کاری ارتباط مستقیم و با احساس خودارزشی ارتباط معکوس دارد.
بررسی نیازهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی دختران دانشآموز سراسر کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش تعاونیها در تحقق بیانیه اجلاس جهانی توسعه اجتماعی
فقر روستایی در کشورهای در حال توسعه التزاماتی برای سیاست گذاری عمومی
حوزههای تخصصی: