وحید قاسمی

وحید قاسمی

مدرک تحصیلی: استاد، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه اصفهان، ایران
پست الکترونیکی: v.ghasemi@1tr.ui.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۴۵ مورد از کل ۱۴۵ مورد.
۱۴۱.

بیان مدلی داده بنیاد برای بررسی جامعه شناختی آزار جنسی و احساس ناامنی زنان در بیمارستان ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف پژوهش حاضر مطالعیه احساس ناامنی زنان در محیط کار با استفاده از رهیافت کیفی (تفسیرگرایی اجتماعی) است، به این منظور با 37 نفر از زنان شاغل (پرستاران، بهیاران و کمک بهیاران) در بیمارستان های خصوصی و دولتی شهر اصفهان مصاحبه به عمل آمد. روش پژوهش، کیفی است و تکنیک ها عبارتند از مصاحبیه عمیق و نیمه ساخت یافته، مشاهده و مشاهدیه مشارکتی. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از تکنیک های نظرییه داده بنیاد استفاده شده است. این روش شامل پنج رویه است و در نهایت با استفاده از مقوله های حاصل از سه مرحلیه کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) الگوی پارادایمی شکل گرفته است. یافته های به دست آمده در قالب شرایط علّی، استراتژی ها و پیامدها بیان شده اند. چرخیه معیوب اجتماعی شدن، منش اجتماعی، دست های ناتوان قانون و ویژگی های حاکم بر کادر درمانی از مهم ترین دلایل و شرایط علّی احساس ناامنی زنانند. ویژگی های محیطی- فردی و بن بست های اجتماعی، به ترتیب به عنوان شرایط مداخله گر و شرایط زمینه ای محسوب می شوند. شگردهای مواجهه و فرسایش (روانی، اجتماعی، شغلی، اعتقادی و خانوادگی) نیز در قالب استراتژی ها و پیامدهای چنین مسئله ای کشف شده اند. به این ترتیب با تحلیل مصاحبه های 37 نفر از زنان شاغل در بیمارستان ها، خط داستان احساس ناامنی زنان در بیمارستان با استفاده از نظرییه داده بنیاد و با در نظر گرفتن مفاهیم اولیه و مقولات محوری، در قالب هستیه مرکزیِ ضعف بسترهای اجتماعی، قانونی و سازمانی کشف شد.
۱۴۲.

کاوش فرایند اجرای ارزیابی تاثیر اجتماعی با رویکرد مبتنی بر نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۹۴
ارزیابی تاثیر اجتماعی یکی از حوزه های جدید و بین رشته ای در جامعه شناسی شهری و از ابزارهای راهبردی مهم در جهت دست یابی به کیفیت زندگی و توسعه پایدار است. هدف این پژوهش شناسایی کیفی فرایند اجرای ارزیابی تاثیر اجتماعی در ایران به ویژه پروژه های شهری، بررسی چالش ها و مشکلات پیش روی محققان در اجرای آن و شناسایی عوامل مداخله گر و راهبردی و نیز پیامدهای حاصل از اجرای این فرایند بود. به منظور نیل به این هدف رویکرد پژوهش کیفی و روش نظریه زمینه ای به کار گرفته شد.شرکت کنندگان در این پژوهش 22 نفر از متخصصان و مجریان ارزیابی تاثیر اجتماعی، کارشناسان و ناظران بودند که با پرسشنامه نیمه ساختاریافته مورد مصاحبه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل اطلاعات بر اساس سه روش کدگذاری مورد استفاده در نظریه زمینه ای شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها حاکی از 22 مقوله کلی است که در مدل پارادایمی شامل شرایط علی (نگاه فن سالارانه، ضعف مشارکت اجتماعی، ضعف اعتماد اجتماعی و امور مالی و پرداخت)، پدیده محوری (اجرای فرایند ارزیابی تاثیر اجتماعی)، شرایط مداخله گر (ضعف حکمروایی شهری، مشکلات نهادینه شده پژوهش های اجتماعی)، زمینه (ضعف نهادهای میانجی، نظارت بر اتا، تفکر بین رشته ای)، راهبردها (شایستگی مجریان، گسترش دامنه اتا، قوانین الزام آور) و پیامدها (مثبت: توسعه زمینه علمی اتا، افزایش مطالبه گری اجتماع، ارتقای جایگاه شغلی جامعه شناسان؛ منفی: دولتی شدن اتا، تقلیل اتا به پژوهش های مرسوم، عدم استفاده از کاربست؛ بلند مدت: شهروند فعال، کیفیت زندگی و توسعه پایدار) نشان داده شده است. نتایج این پژوهش می تواند در راستای بهبود فرایند اجرای ارزیابی تاثیر اجتماعی و برطرف شدن نقایص آن مورد توجه قرار گیرد.  
۱۴۳.

ساخت و اعتبار یابی پرسش نامه تجربه زیسته تفکر انتقادی دانشجویان: مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۹
این مقاله بخش کمّی از نتایج یک پژوهش ترکیبی است که به روش اکتشافی متوالی (کیفی – کمّی) انجام شده است. هدف از تحقیق بررسی تجربهزیسته دانشجویان در تفکر انتقادی در دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. در مرحله کمّی، روش پژوهش از نوع پیمایشی (توصیفی و غیرآزمایشی) است و از تحلیل همبستگی و تکنیک تحلیل عاملی برای تحلیل داده ها استفاده شد. حجم نمونه برابر با 435 نفر به دست آمد که بر مبنای چهار متغیر دانشگاه، دانشکده، مقطع تحصیلی و جنسیت به تناسب توزیع شد. شیوه نمونه گیری سهمیه ای بود. ابزار اولیه شامل 50 آیتم و پنج عامل اصلی شامل زیست شرافتمندانه و مسئولانه، مواجهه چندگانه، اندیشیدن به فراسو، دوگانه هزینه-پاداش و نابودگری سازمانی بود که بر اساس تحلیل کیفی طراحی و در مرحله کمّی ارزیابی و تحلیل شدند. درمرحله کمّی از ساختار عاملی نهایی هفت عامل مشتمل بر 37 آیتم استخراج شد. دوعامل جدید شامل سازمان محافظه کار و مرجعیت غیرانتقادی به ترتیب از نابودگری سازمانی و مواجهه چندگانه نشئت گرفت. بارهای عاملی به دست آمده برای شش عامل بارگذاری شده بر روی تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی (همه عوامل به جز سازمان محافظه کار) بالاتر از مقدار 60/0 به دست آمده است که حاکی از اهمیت بالای هر یک از این ابعاد در برآورد نمره نهایی هریک از افراد مطالعه شده است. ساختار سلسله مراتبی مقیاس تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی نیز تحلیل و تأیید . نتایج پژوهش حاضر تلاشی برای توسعه ابزارهای جدید برای ارزیابی تفکر انتقادی در محیط های آموزشی به شمار می رود.
۱۴۴.

ارائه الگوی مطلوب سنجش محرومیت اجتماعی با تأکید بر عدالت اجتماعی (مقدمه ای بر مفهوم درماندگی اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۱
بخش عظیمی از برنامه های توسعه در سطح کشورهای جهان به رفع محرومیت اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی افراد اختصاص یافته است؛ بااین حال به نظر می رسد تلقی از محرومیت اجتماعی نزد محققان و سیاست گذاران به سبب نارسایی و ضعف در سنجش، مانع از دستیابی به اهداف مذکور می شود. پژوهش حاضر با هدف نقد و ارزیابی شاخص ها و ابزارهای پرکاربرد در تحلیل محرومیت اجتماعی طی سه دهه اخیر (۲۰۲۳-۱۹۹۰) و ارائه الگوی مطلوب برای سنجش این مفهوم صورت گرفته است؛ بدین منظور بیش از ۱۰۰ اثر پژوهشی مرتبط با محرومیت اجتماعی از زوایای مختلف روش شناختی و معرفت شناختی با بهره گیری از روش اسنادی واکاوی و نقد شد. نتایج تحقیق نشان داد که بیشتر محققان و سیاست گذاران در تحلیل و ارزیابی محرومیت علاقه مند به رویکردهای کمّی محور بوده اند. همچنین بیشتر شاخص ها و ابزارهای استفاده شده از مداخله شرایط زمینه ای و عناصر خرده فرهنگ ها در تحلیل نهایی ناتوان بوده اند؛ درنهایت با در نظر گرفتن خلأ های موجود، سه الگوی «محرومیت اجتماعی به مثابه درماندگی اجتماعی»، «توسعه فردی» و «سرمایه فرهنگی» شناسایی و به منظور دستیابی به فهم عمیق و ارزیابی دقیق از محرومیت شرح داده شد. از میان این سه الگو، محرومیت اجتماعی به مثابه درماندگی از این جهت که مبین دقیق تری برای نوع و شدت محرومیت در میان جوامع درگیر با انواع نابرابری ها و مسائل اجتماعی است، بر آن ازسوی نویسندگان مقاله تأکید بیشتری شذ. در این مقاله سعی بر آن بوده است تا پدیده درماندگی اجتماعی معرفی شود که بیانگر همراهی محرومیت اجتماعی بالا و عدالت اجتماعی ادراک شده پایین است.
۱۴۵.

تصویر فقر در ذهنیت داوطلبان سازمان های مردم نهاد و افراد فقیر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۶
مسئله اصلی این پژوهش بررسی نحوه بازنمایی فقر در ذهنیت داوطلبان سازمان های مردم نهاد و افراد فقیر است؛ موضوعی که با وجود اهمیت در سیاست گذاری های اجتماعی، کمتر مورد توجه مطالعات تجربی قرار گرفته است. در این مطالعه تلاش شده است تا نحوه درک و تفسیر فقر از منظر دو گروه یادشده واکاوی شود. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده و میدان آن شامل داوطلبان و مددجویان سازمان های مردم نهاد فقرزدای مستقر در شهر تهران است. نمونه گیری به شیوه هدفمند و با تکنیک گلوله برفی انجام شده و تعداد نمونه های انتخاب شده در حوزه داوطلبان 14 نفر و در حیطه فقرا 10 نفر است. یافته ها حاکی از آن است که ذهنیت داوطلبان در دو چارچوب اصلی قابل دسته بندی است: رویکرد «فرهنگ فقر» که در میان داوطلبان فاقد پیش زمینه علوم اجتماعی دیده می شود و فقر را ناشی از ضعف های فردی می داند و رویکرد «ساختارگرایانه» که فقر را پدیده ای چندبُعدی با ریشه در ساختارهای ناعادلانه اجتماعی، اقتصادی و نهادی در نظر می گیرد و در میان داوطلبانی با پیشینه علوم اجتماعی و سابقه فعالیت زیاد به چشم می خورد. از سوی دیگر، تحلیل گفت وگوها با خود افراد فقیر نشان می دهد آنان نیز بیشتر عوامل ساختاری و نهادی را علت فقر خود قلمداد  می کنند. نتایج این پژوهش بر ضرورت توجه به برداشت های متنوع از فقر در سیاست گذاری های اجتماعی و طراحی مؤثر برنامه های فقرزدایی تأکید دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان