بخشعلی قنبری

بخشعلی قنبری

مدرک تحصیلی: دانشیار ادیان و عرفان دانشگاه آزاد تهران مرکز(مرکزی)  
پست الکترونیکی: bghanbari768@gmail.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۹ مورد از کل ۷۹ مورد.
۶۱.

بررسی و نقد کتاب تجربه ی واحد، مطالعه ای تطبیقی در مبانی عرفان های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۸۴ تعداد دانلود : ۳۷۹
فلسفه عرفان از شاخه های فلسفه مضاف و از موضوعات مورد توجه عرفان پژوهان است. در این حوزه سه نظریه ساخت گرایی، حکمت خالده و توجه به حیث غیرالتفاتی در این حوزه مطرح شده است و افرادی چون استیس، جیمز از پردازندگان نظریه اول و کتز از مطرح کنندگان نظریه دوم و فورمن از طراحان نظریه سوم به شمار می آیند. در بررسی کتاب تجربه واحد از آثار جدید مربوط به فلسفه عرفان به این نتایج دست یافتیم که نویسنده به رغم زحمات زیاد به مبانی نظری حکمت خالده اشاره نکرده و در عین حال نظرات ادیان در موضوع را نکاویده و در مواردی هم ادعاهای ناصواب درباره آنها مطرح کرده است. مثلاً در جایی از کتاب منکر وجود، وحدت وجود در دین یهود شده که اشتباه است. عدم توجه دقیق به نظریه های ساخت گرایی و حکمت خالده که ربط مستقیمی به این موضوع دارند، از اعتبار این کتاب کاسته است. البته پرداختن به تجربه واحد هم می تواند به بسط این مبحث کمک کند و زمینه ساز هم گرایی در میان ادیان و پیروان آنها گردد و گامی در راه تعمیق باورهای دینی به شمار آید.
۶۲.

مراقبه به روایت یوحنا صلیبی و علاءالدوله سمنانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۳ تعداد دانلود : ۳۵۴
مراقبه از جمله موضوعات مهم سلوک در سنت های عرفانی مسیحیت و اسلام است. اینکه مراقبه حال است یا مقام. میان عارفان این دو سنت دینی تفاوت وجوددارد که در عرفان به وفور از آن یادمی شود. در میان عارفان این دو سنت می توان از یوحنا صلیبی و علاءالدوله سمنانی یادکرد که درباره مراقبه سخن گفته اند و مقایسه نظرات این دو نتایج بدیعی را به دنبال آورده است. هر دو بر این باورند که برای تحقق مراقبه باید عزلت و خلوت درپیش گرفت که بدون آن ها نمی توان به مراقبه دست یافت. ضمن اینکه هر دو بر امر تمرکز، بی توجهی به محیط اطراف، از خودبی خود شدن، تفکر برای رسیدن به قرب الاهی، توجه عاشقانه به خدا، نفی خواطر و حواس ظاهری، خود شناسی، صبر و استقامت در نیایش در تحقق مراقبه تأکیدکرده و آن ها را از عوامل مهم مراقبه به شمارآورده اند. با وجود اینها از نظر یوحنا صلیبی فرد باید فقط با توجه به خدا، بدون انجام اعمال خاصی، مراحل را پیش ببرد درحالی که علاءالدوله سمنانی ذکر زبانی و قلبی را برای سالک در رسیدن به مراقبه ضروری می داند. نحوه ورود به مراقبه نیزاز دیدگاه این دو عارف متفاوت است. یوحنا صلیبی انجام مراقبه را به پله های نردبان تشبیه کرده و آن را به صورت کلی بیان کرده، ولی شیخ علاءالدوله شرایط و روش های ورود به مراقبه را با جزئیات بیشتر و واضح تر بیان نموده است. در پردازش شیوه های مراقبه یوحنا جزئی نگرتر از سمنانی است و تفصیلات بیشتری را بیان می کند.
۶۳.

بازگشت قریب الوقوع عیسی مسیح در مذهب انگلیکن با نگاهی به فقه اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۳۱۸
رجعت عیسی مسیح که از آن به ظهور ثانویه یا پاروسیا تعبیر می شود یک اعتقاد مسیحی است که این عقیده بر اساس پیشگویی ها و بخشی از معاد شناسی مسیحیت است. نسبت به این دیدگاه در میان فرقه های مسیحیت اختلاف نظرهایی وجود دارد. در عهد جدید به بازگشت حضرت عیسی اشاره شده است و در آن از اصطلاحاتی مانند: رسیدن، آمدن یا حضور یاد می شود و از آن واقعه به عنوان "نجات دهنده" و "تجسم" خداوند تعریف می شود. بنا به نقل انجیل عهد جدید بازگش ت عیسی به زمین رویداد باشکوهی خواهد بود که به همراه حوادثی ظاهر خواهد شد. در اعتقادنامه نیقیه و اعتقادنامه رسولان، آمدن دوم  ذکر شده است.  درقرون بعد موضوع بازگشت عیسی مسیح در محافل پروتستان نیز دارای بحث ها و اعمال اصلاحاتی است بویژه آنکه درآیین های لوتری و انگلیکن هم  بعنوان بازگشت دوم آمده است که حضرت عیسی دوباره با جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند. بنا به اعتقاد انگلیکن ها علائم و شواهد  بازگشت مسیح را در دنیا و زندگی کنونی تجربه می کنیم که به وضوح در فرازهای عشای ربانی شاهد آن هستیم. به باور آنان رجعت در عدالت و صلح است و این واقعیت باید تحقق یابد. نهایت اینکه اعتقاد و انتظار بازگشت مجدد حضرت عیسی در آخرالزمان وجود دارد.تشابه رجعت حضرت عیسی با اعتقادات اسلامی و آنچه در قرآن و روایات اسلامی وجود دارد بسیار شگفت انگیز است و این خود تاکیدی بر وقوع رجعت آنحضرت است که در آخر اشاراتی از منابع محکم اسلامی خواهیم داشت.در این جستار موارد برجسته ی اعتقادات آخرالزمانی مسیحیت بخصوص در فرقه ی انگلیکن مورد بررسی قرار می گیرند.
۶۴.

الحیاه المعنویه مِن منظور الإمام محمّد الغزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۶۰۱
اِنّ الاِحساس بالفراغ الروحی والضیاع المعنوی هو إحدی سِمات حیاه الإنسان فی العصر الراهن، کما أنّ ظهور مذاهب معنویه کاذبه تسبّبت فی تردّی وتدهور هذا الضیاع المعنوی؛ لأنَّ غلیل فطره الإنسان لا یرتوی إلّا بعد أن یستقی من عذبِ المیاه المعنویه النقیه الأصیله و العمل بأوامر الشارع المقدس و نواهیه الموجوده فی ذات الإنسان حتی تصبح جزءاً من کیانه؛ لذا فالفطره الإنسانیه لا ینتهی عطشها إلّا إذا شربت من مَعین المعنویات. فالإعتناء بالحیاه المعنویه من ضروریات الأنثروبولوجیا الحقیقیه الصالحه للإنسان .یطمح هذا المقال إلی تحلیل رُؤی وآراء الإمام محمد الغزالی حول الحیاه المعنویهکما یبحث فی مکوّنات هذه الحیاه من منظوره. إنّ بلوغ هذه الغایه لا یتهیّأ لنا سوی من خلال البحث عن آیات کتاب الله المجید وتبیینها والرجوع إلی تفاسیر القرآن واستیعابها أولاً والنظر فی منهج الغزالی عبر کتبه «إحیاء علوم الدین» و«کیمیاء السعاده» ثانیاً، وذلک عبرَ اتخاذِ منهج وصفی وتحلیلی وإسنادی لرؤی الغزالی المختلفه.أمّا نتائج البحث فهو: السعی وراء الرقیّ نحو معرفه الله أکثر فأکثر وتأصیل القیام بالواجبات التعبدیه واتخاذها کأساس ونبراس، والتحفیز علی تنمیه الفضائل الأخلاقیه، والمعنویات الأصیله الدینیه.وهناک توفیقات إلهیه عدیده یحصلُ علیها طالب هذا الصراط القویم منها التأسّی برسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم، والتوبه إلی الله، والإنابه إلیه. ومن بعض هذه التوفیقات تنمیه الفضائل والابتعاد عن الرذائل والجهاد مع النفس الأمّاره بالسوء.
۶۵.

هخالوت، خاستگاه نظریه دژ درون ترزا آویلایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۲۸۵
ترزا آویلایی (1515-1582م)، نظریه دژ درون (عمارت های هفتگانه) را در زمینه سلوک به سوی خدا و نیلِ به وصال او مطرح کرده است. ازآنجاکه ترزا یک نظریه پرداز کلاسیک نیست، این سؤال پیش می آید که او در ارائه این نظریه، تا چه اندازه تحت تأثیر هخالوت (تالارهای هفت گانه برای رسیدن به شهود خدا) بوده است؟ فرضیه این مقاله، اثرپذیری ترزا از هخالوت است و به استناد شواهد کافی، روشن می شود که ترزا در ارائه نظریه دژ درون، در ساختار، کاربست مفاهیم و اصطلاحات، در تأکید بر نقش نیایش در رسیدن به وصال و پشت سر گذاشتن موانع وصال، به طور مکرر به عهد عتیق، به ویژه کتاب حزقیال به عنوان یکی از منابع هخالوت، رجوع داشته و در نتیجه، از هخالوت اثر پذیرفته است. مقایسه هفت عمارت و هفت تالار، مشابهت های معناداری را نشان می دهد که همگی دلالت دارند بر اثرپذیری ترزا از هخالوت در ارائه نظریه دژ درون. هم عمارت ها و هم تالارها، شهود وحدت و وحدت شهود را هدف گذاری کرده اند، با این تفاوت که شهود را ترزا به وصال پیوند می دهد و هخالوت به دیدار. البته این ها به معنای آن نیستند که ترزا بر خوانش و مطالعه هخالوت تسلط داشته، بلکه او از ادبیات رایج عرفانی آویلا بهره برده که خود حاوی این اندیشه ها و آموزه ها بوده است.
۶۶.

بازشناخت احوال عرفانی و شیطانی به روایت «ترزا آویلایی» و «مولوی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۲۷۹
از منظر نگرش های معنوی، یکی از تقسیم بندی های احوال درونی انسان، عرفانی و شیطانی است. شناخت این احوال به ویژه احوال عرفانی و شیطانی از مباحث مهم معرفت شناسی عرفانی بوده، خود عارفان هم به این امر تفطن داشته اند. «ترزا آویلایی» (1515- 1582 م.) و «مولوی» (604- 672 ق.) در آثارشان کم و بیش به این امر پرداخته اند. استخراج و مقایسه نظرهای این دو عارف می تواند در شناخت احوال حقیقی و کاذب عرفانی کمک شایانی کند. بررسی این مسئله نشان می دهد که هر دو عارف، منشأ اصلی احوال حقیقی عرفانی را خدا و منشأ احوال کاذب را شیطان و توهم آدمی می دانند و با عروض احوال عرفانی، تسلّیّاتی هم برای انسان ارزانی می شود که آنها هم به دو دسته عرفانی و شیطانی تقسیم می شوند. ظاهراً هم ترزا و هم مولوی، هر دو بر این نظرند که احوال اصیل ناظر به آینده، قابلیت تحقق دارند، اما احوال کاذب در حد اموری ذهنی یا بیانی باقی می مانند. سخنان ترزا در این زمینه دقیق تر و جزئی تر از مولوی است. هر دو عارف در مواردی برای تشخیص احوال حقیقی از احوال کاذب، آزمودن شخصی را پیشنهاد می کنند؛ یعنی تا زمانی که خود شخص چنین احوالی را از سر نگذراند، نمی تواند سایر موارد را تشخیص دهد. مولوی در این زمینه از تشخیص اصالت یک حال عرفانی از طریق حال عرفانی دیگر یاد می کند که با نظر ترزا شباهت دارد. به اعتقاد هر دو عارف، احوال حقیقی، انسان را از اسارت دنیا رها می سازد، در حالی که احوال کاذب، انسان را اسیر دنیا و خواهش های نفسانی می کند. بهره گیری از معیارهای آشکار نبودن القائات دروغین و شباهتشان به رؤیا، در دسترس بودن احوال کاذب و دور از دسترس بودن احوال عرفانی و امکان راستی آزمایی آنها در نماز و نیایش می تواند در تشخیص این احوال کمک کند. غیرمنتظره، انتساب ناپذیر بودن احوال ناب به خود و معطوف ساختن توجهات انسان به خدا، تقویت اخلاق و دین داری، از شاخصه های احوال عرفانی است. در بیان این شاخص ها، ترزا دقیق و جزئی نگر و مولانا اغلب کلی نگر است.
۶۷.

جایگاه عشق در اخلاق شفقت در دیدگاه آگوستین و امام محمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۳۲۷
عشق در ماهیت و حیات انسان از جایگاه والایی برخوردار است و همین امر لزوم توجه به اخلاق شفقت را نشان می دهد. بر این اساس پژوهش حاضر به صورت توصیفی و تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای و با هدف بررسی جایگاه عشق در «اخلاق شفقت» در دیدگاه آگوستین و محمد غزالی صورت گرفته است. نتایج بیانگر آن است که هر دو عارف عشق را موهبتی الهی می دانند و هر دو بر جایگاه عشق در شفقت ورزی تأکید کرده اند و بی عشق، شفقت را کامل نمی دانند. بر این باورند که اگر عشق به کاینات تعلق یابد موجب شفقت می شود و هرچه شدید تر باشد، شفقتش بیشتر است. هر دو معتقدند: عشق هایی هست که باید آنها را ابراز کرد و عشق هایی هستند که نباید آنها را ابراز کرد؛ یعنی تمایلات باید با انتخاب و اراده باشد. آنان عشق به خداوند را ذات قانون اخلاقی و عشق الهی را همان شفقت الهی می دانند. شفقت الهی که شامل مخلوقات می شود، عبارت است از: عشق مخلوقات، به ویژه انسان به خداوند.
۶۸.

معرفت شناسی وحی در رؤیایی و یا وحیانی بودن آن از نظر فارابی و ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۲۹۶
تکلّم خداوند با شخص رسول و چگونگی دریافت وحی یکی از مشکلات متکلمان و فیلسوفان مسلمان در طول تاریخ اسلام بوده است، متفکران  اسلامی از جمله فارابی و ابن عربی با این مساله مواجه بوده اند که از چه ساحتی و به چه صورتی بر رسول نازل می گردد و آیا افراد دیگری نیز غیر رسول همچون فیلسوفان و عرفا به آن ساحت دسترسی دارند یا خیر و اگر جواب سؤال مثبت است، فرق فیلسوف و عارف با نبی در چیست؟ فارابی برای تبیین وحی به قوه تخیّل روی آورده است تا از طریق محاکات قوّه مخیله رسول، اشکال فلسفی ارتباط خدای مجرد و بسیط را در تکلم و انزال قرآن کریم به نبی که انسانی مرکب و دارای تغییر و زمانمند است، حل نماید. و همین باعث شده که برخی دانشمندان معاصر به رؤیایی بودن «وحی» روی آورند. اما  ابن عربی  درنقد فارابی، خیال را در افقی فراتر از عقل نشانده و عقل را مادون خیال دانسته که در استنتاج خود محتاج به حواس و حافظه و قوّه مفکره است لذا خطاپذیر می باشد و از آنجائیکه دیدگاه فارابی از جهاتی زیربنای دیدگاه رؤیای رسولانه در عصر حاضر است از اهمیت خاصی برخوردار است و پاسخ ابن عربی به فارابی بحثی جدید است که کسی تاکنون مطرح ننموده است. لذا این مقاله با استفاده از دیدگاه ابن عربی به این دستاورد رسیده است که خیالی فرض کردن وحی، نوعی تقلیل گرایی وحی است که آنرا تا حد مکاشفه پایین می آورد و الفاظ قرآن کریم را که قول به وجود است با الفاظ بشر که قول به لفظ است، برابر می کند در حالیکه وحی «اشاره» است و الفاظ بشر «عبارت» اند.
۶۹.

تاریخچه تدوین و جایگاه کتاب دعای مشترک در مذهب پروتستان از مسیحیت و جایگاه و منزلت ادعیه و شعائر در دین اسلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۲۶۸
کتاب دعای مشترک، عنوان کوتاه تعدادی از کتب ادعیه است که در کلیساهای مسیحیت، ازجمله کلیسای انگلیکن به عنوان منابع نیایش خوانده می شوند و در مذاهب مسیحیت از جایگاه بالایی برخوردارند. کتاب دعای اصلی مذهب انگلیکن در سال 1549 در دوران ادوارد ششم در انگلستان منتشر شد. این کتاب که محصول اصلاحات کلیسای انگلیس پس از قطع رابطه با کلیسای رم است، توانست جایگاهی مهم در این کلیسا بیابد. در دوران اصلاحات، برای اولین بار توماس کرانمر اسقف اعظم کلیسای کنتربری، آن را نگارش رسمی کرد که شواهدی از الهیات پروتستانی در سراسر کتاب قابل مشاهده است. استقبال بی نظیر مسیحیان به دلیل دسترسی آسان احکام و شرایعی که در این کتاب گنجانده شده، هر فرد مسیحی را برای انجام مراسم، به ادعیه و دیگر امور دینی و تکلیفی ترغیب می کند. این کتاب در کنار کتاب مقدس، ضمن ایفای نقشی برجسته، شعائر مسیحیت را در آن روشن تر به نمایش می گذارد. در اسلام نیز شعائر دینی با توجه به منابع غنی مشهود در آن و همه بخش های اصول فقهیِ اسلام که برگرفته از قرآن و تعالیم پیامبر بزرگ اسلام است را دربر می گیرد، دستورالعمل هایی سازنده و روشنگرانه برای هر فرد مسلمان توصیه شده است.
۷۰.

عدالت به مثابه مقام عرفانی درنهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۱۸۲
متولیان ادیان وفیلسوفان به ویژه فیلسوفان اخلاق همواره ازعدالت به عنوان یک فضیلت اخلاقی نام برده اند ومفسران متون دینی هم در سنت های مختلف براین نظرصحه گذاشته اند. نهج البلاغهبه عنوان یکی ازاین متون پیوسته مورد مراجعه اهل فضل بوده است. در رویکرد به این کتاب غالباً بر معنای اخلاقی عدالت تاکید شده وهیچ وقت ازجایگاه وپایگاه عرفانی آن سخن به میان نیامده است. اما نویسنده درصدد برآمده تا عدالت را در گفتمان عرفانی نهج البلاغه موردتوجه قرار دهد. عدالت درحوزه عام در نهج البلاغهبه معنای انصاف و در جهاننگری عرفانی این کتاب به مثابه ی یک مقام عرفانی به کار رفته است. عدالت باید در وهله اول در  نفس سالک و سپس به وسیله او در جامعه نیز تحقق یابد. در این گفتمان مولفه های به وجودآورنده ی عدالت نیز عموماً معنای عرفانی  دارند. پس می توانیم از آن به عنوان یکی از مقامات فردی و اجتماعی عرفان نهج البلاغه یاد کنیم.
۷۱.

جایگاه رهبانیت در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۲۰
مفهوم رهبانیت از عناصر مهم گرایش های صوفیانه جهان اسلام است و بالتبع در منظومه فکری عرفانی ابن عربی نیز جایگاه ویژه ای دارد، لذا در این مقاله این مفهوم بررسی و نسبت آن با منظومه عرفانی ابن عربی سنجیده می شود. نتایج تحقیق نشان داد که رهبانیت در اندیشه ابن عربی پیوند وثیقی با کشف و مشاهده دارد که محور نظام عرفانی وی است. از نظر وی رهبانیت طریق و مسیری است که موجب تسریع در دستیابی به مشاهده می شود و بدین سان سالک را در فنا فی الله یاری می رساند. ازاین رو برای مشاهده مراتبی قائل است که هر مرتبه با مرتبه ای از وجود تناسب دارد. ابن عربی رهبانیت را در عزلت، سکوت، عبادت، بی خوابی و گرسنگی می داند و این ها را مقدمه رسیدن به مقام برای هر سالک بیان می کند.
۷۲.

خداشناسی قبالای موسی کوردوورو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۱۳
موسی کوردوورو یکی از شخصیت های اصلی در عرفان قبالای یهود و همچنین یکی از شارحان تعالیم زوهر به شمار می رود. برخی محققین قبالایی، همچون «براکا زَک» معتقدند که طرح رابطه ی «اِن سوف» و «سفیروت» و نیز نظریه «صیمصوم» که از ابداعات اسحق لوریا دانسته شده است، ریشه در آثار کوردوورو دارد. خداشناسی قبالای کوردوورو را باید آمیزه ای از فلسفه و عرفان دانست. وی در مبحث خداشناسی، از توحید صرف و تنزیهی تبعیت می کند؛ بااین حال در برخی آثارش نظیر «شیعور قوما» و «درخت نخل دبوره»، از استعاراتی در توصیف صفات الهی استفاده کرده است که امکان دارد خواننده را دچار سرگردانی کند؛ اما در حقیقت این توصیفات به صفات فعلی الهی برمی گردد که از خداوند به صورت ده سفیروت متجلی شده اند. خداشناسی کوردوورو در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به آثار وی مورد بررسی قرار گرفته شده است. همچنین به ارتباط میان نظریات وی در باب خداشناسی، همچون نظریه ی «پاننتئیسم» (خدافراگیردانی)، «ان سوف و سفیروت» و نظریه ی «تقلید از خداوند» اشاره شده است.
۷۳.

تجلی صفاتی خدا در تنخ و قرآن با تأکید بر تفاسیر عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۰۳
تجلی و شناخت خداوند از طریق صفات، ازجمله مسائل مهم در تنخ و سنت و عرفان یهودی و قرآن و سنت و عرفان اسلامی است که مقایسه ی نظرات این دو می تواند نتایج تازه ای به دنبال آورد که با استفاده از روش های توصیفی، تحلیلی و مقایسه ای مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که تجلی صفاتی خدا در هر دو کتاب و تفاسیر عرفانی آنها برای همگان قابل درک است؛ اما طریقه ی آشکار شدن خدا بر انسان، در مواردی در این دو یکسان نیست. تجلی صفاتی در قرآن و تنخ فقط مختص عرفا، سالکان و انبیا نیست و انسان های عادی نیز به اندازه ی فهم خودشان می توانند تجلی الهی را درک کنند. هرچند بیان تجلیات الهی در هر دو کتاب دارای مراتب و اشتراکات قابل توجهی نیز است، اما تجلی صفاتی خدا و راه های دستیابی به آن در تنخ دامنه ی گسترده ای دارد و افراد زیادی می توانند این نوع تجلی را شاهد باشند؛ ولی در قرآن کریم خواص و در موارد محدودی برخی از عموم مردم می توانند از درک چنین تجلی ای برخوردار باشند.
۷۴.

تجربه وحدت به روایت مولوی و ترزا آویلایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۰۲
وحدت، درک یگانگی و یگانه دیدن جهان هستی است که درک در سنت های فلسفی از طریق تأملات عقلانی و در سنت های عرفانی از طریق تجربه شهودی حاصل می شود. مولوی (د. 672 ق.) و ترزا (د. 1582 م.)، عارفانی از اسلام و مسیحیت در آثارشان نظراتی درباره این وحدت مطرح کرده اند که استخراج و مقایسه آنها می تواند برای فهم دقیق تر وحدت و شناخت فرایند تجربه آن مفید باشد. تبیین نظرات کم و بیش شبیه به هم این دو عارف درباره وحدت می تواند در تببین وحدت اعم از وجودی و شهودی گام مفیدی به شمار آید که در این مقاله با استفاده از روش های توصیفی، تحلیل و مقایسه مورد بررسی قرار گرفته اند. نگارش این مقاله نشان داد که نگرش غالب در آثار مولوی و ترزا بیشتر رنگ و بوی وحدت شهود دارد و هر دو عارف تجربه وحدانی را ورای تقریر می دانند. در عین حال مولوی تجربه وحدانی اش را از زبان دیگران و ترزا از زبان خود نقل می کند. برای درک و تجربه این وحدت خودشکنی و نیایش همراه با مراقبه نقش مهمی دارند. البته در اندیشه ترزا اهمیت این عوامل به مراتب بیشتر از نظر مولوی است. ترزا در بیان تجربه وحدانی به مراتب جزئی نگر و دقیق تر ار مولوی است. در عین حال در تحقق این تجربه، مولوی بر احوال آفاقی و ترزا بر احوال انفسی تأکید کرده اند.
۷۵.

بررسی تطبیقی مراحل سلوک عرفانی از منظر ابن عربی و ترزا آویلایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۷۵
سیر و سلوک آداب و رسوم و کیفیت مقامات و احوال، و چگونگی در طریقت است و ترقی زندگی روحی را به سیر و سفر تشیبه کرده اند. سالک در سیر و سلوک از همان لحظه ای که به راه می افتد و در پی تکمیل خود برمی آید، در راه وصول به منظور و مقصود خود از منازل و مراحل گوناگونی می گذرد. سیر و سلوک طی کردن مراحل جهت تهذیب و تصفیه نفس است؛ و سالک را اهل سلوک و نیز اهل طریقت هم می نامند از آنجایی که در مورد سلوک عرفانی نظرات و انتقادات فراوانی وجود دارد، نویسنده کوشیده است تا دیدگاه ابن عربی و ترزا در مورد سلوک عرفانی را در اثر حاضر بررسی کند. این تحقیق به روش توصیفی - تحلیلی انجام پذیرفته و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از روشاسنادی و کتابخانه ای گردآوری و تجزیه و تحلیل شده است. و در نتیجه نهایی تحقیق میتوان گفت ترزا در بیان مراحل، شرایط، روش و نتایج سلوک عرفانی منظم تر و روشمندتر بوده اما شیوه پردازش ترزا کاملاً علمی نیست بلکه بیشتر توصیه هایی ناظر به رفتار و تجربه سالکان است. اما ابن عربی شیو های کاملاً علمی دارد. او فردی است که اهل شهود و مکاشفه است و در دریافت شهود مقام دارد و حال نیست. او در تعبیر و تفسیر شهودها (چه خود و چه دیگران) ید طولانی دارد. ابن عربی حفظ سلامتی جسم در تمام مراحل سلوک را از ضروریات می داند و معتقد است در ریاضت نباید زیاده روی کرد اما ترزا به ریاضت شاقه نیز توجه دارد. هر دو عارف به کسب فضایل اخلاقی توجه داشته که ابن عربی اهم آن را توکل اما ترزا بیشترین تأکید بر تواضع و فرونی دارد. از دیدگاه ابن عربی غایت سلوک روحانی است. سالک الی الله در ابتدای سلوک معرفت به خویش و به تبع آن معرفت به خدا ندارد و در نهایت سلوک و معرفت به نفس می یابد و پی می برد که خود چیزی جز خدا نیست، که نتیجه سیر و سلوک را خودشناسی و درک وحدت وجود می داند. و ترزا مراحل سلوک را در "کاخ درون" هفت مرحله برشمرده و در نهایت به وحدت شهود رسیده است.
۷۶.

تحلیلی از معرفت بخشی تجربه محض و باورهای پیشین در آن از دیدگاه ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۶۷
پژوهش حاضر یک نوع روش ماهیت شناسی در حوزه سبک زندگی، معرفت بخشی اسلامی و باورهای سنتی اسلامی و عرصه های مشابه را تبیین می کند. شناخت و تبیین مفاهیم ترکیبی همچون سبک زندگی اسلامی، کاری است پیچیده که در عهده شرح اللفظ نیست و در این راستا دین مبین اسلام در تمامی حوزه ها چارچوب هایی را در جنبه های مختلف ارائه نموده که بر این اساس نظریه-های متفاوتی نیز ارائه شده است. در برخورد با تجربه دینی دو دیدگاه وجود دارد. یکی ساخت گرایی که تجربه را مجموعه ساختار ذهنی فرد تجربه گر می داند و دیگری ذات گرایی که تجربه های گوناگون را دارای هسته ای با اوصاف مشترک می داند. معرفت شناسان جدید، تجربه محض و بدون تغییر را قبول نداشته و باورهای پیشین را مسبوق به تجربه آورده و تأثیر زمان و مکان و فرهنگ تجربه را سبب تفسیر آلود شدن آن می دانند. اما صاحب این قلم با بدعت خواندن مکاشفات برخی از عرفا توسط هم عصران آن ها و تعارض داشتن مکاشفات لیدی جولیان با تعالیم کلیسای دوران خودش، نقش زمان و مکان را در تجربه محض نپذیرفته و برای اثبات آن به شش دلیل از ابن عربی بدین قرار توسل جسته اند و آنگاه با این استدلال ها مکاشفه عارف را زمانی معرفت زا و قابل اعتماد می داند که خالص بوده و دارای این شرایط باشد تا از این طریق تجربه محض را اثبات نماید.
۷۷.

وجودشناسی و معرفت شناسی نجات انسان در مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۸
نجات؛ یعنی رها شدن از ناملایماتی که برای انسان درد و رنج به بار می آورند و برخورداری از مواهب و الطافی که زمینه ساز راحتی و تمتع مادی و معنوی اند. تاریخ بشر گواه آن است که بشر از ابتدای پیدایش بر روی کره خاکی این امر را دنبال کرده است. فرقی نمی کند که آن را ارزشی ذاتی تلقی کند یا غیری. این مفهوم همیشه دغدغه همه انسان ها بوده، فیلسوفان، متکلمان و عارفان ادیان مختلف راجع به آن اندیشیدند و تأملات فراوانی پیرامون آن داشته اند. مولوی از خیل عارفانی است که سخت درگیر این مقوله بوده است. مبانی، وجودشناسی(علل ، اصناف و موانع ) و معرفت شناسی(نشانه ها)ی آن را بررسی کرده است. وی در بررسی این مقوله بر دو رأی پای فشرده است: نجات در حوزه امور دنیوی و برای آن دسته از اهل سلوک که به دستاوردهای معدود و محدود قانع اند آنها ارزشی ذاتی و در باب سالکانی که وصال، شهود و وحدت با خداوند را نظر قرار داده اند ارزشی غیری است. تردیدی نیست که نتیجه این دو نظر متفاوت خواهد بود زیرا دسته اول هدفشان را به محض دستیابی به نجات کسب کرده، سلوکشان به اتمام می رسد ولی دسته دوم پس از دستیابی به نجات در اندیشه رسیدن به وصال، شهود و یا وحدت خواهند زیرا هدف دسته دوم خود نجات نیست بلکه نجات خود نقبی برای اهداف یاد شده است.
۷۸.

عرفان خدماتی به روایت ترزا آویلایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۱
عرفان خدماتی از شاخه های الهیات عملی است و ترزا آویلایی (1515-1582) هم در آثار خود بی آنکه از این اصطلاحات استفاده کرده باشد به این عرفان پرداخته است. از این نظر او را می توان جزو الهیات شناسان عملی به شمار آورد. هدف این مقاله استخراج نظر ترزا آویلایی درباره عرفان خدماتی است که با استفاده از روش های توصیفی و تحلیلی نوشته شده است. این مقاله نشان داد که ترزا آویلایی هم به الهیات و هم به عرفان عملی توجه کرده است. ترزا در عرفان عملی اعمال خیرخواهانه را به مثابه راه هایی برای رسیدن به وصال الهی در نظر گرفته ضمن اینکه عرفان او با در نظر گرفتن تقدم مجاهده بر مشاهده، جامع مجاهده و مشاهده است. ساختن دیرها از مصادیق عرفان مجاهده و تأملات از مصادیق عرفان مشاهده ای است. شیطان در همه رفتارهای انسان ازجمله در انجام اعمال خیرخواهانه هم می تواند مانع تراشی کند و سالکان باید به راهزنی های او توجه کرده و خود را از آن برحذر دارند. شیطان می تواند در رسیدن مجاهدان سالک به وصال الهی مانع تراشی کند. ازنظر وی تنها کسانی می توانند راهبه شوند که بتوانند در عمل/مجاهده توفیقاتی حاصل کرده و به دیگران خدمت کنند. او هر نوع خوبی به دیگران ازجمله ساختن دیر برای راهبان، اصلاح رهبانیت، ساختن محل عبادت برای عموم و موضع گیری در برابر لوتریان را جزو مصادیق عرفان خدماتی می داند که همه آن ها می توانند در رسیدن به وصال مؤثر باشند. ترزا عرفان خدماتی را در ساحت های بینش، گرایش (احساسات، عواطف و هیجانات) و کنش موردتوجه قرار داده و شرط پذیرش خدمات و تأملات را پرهیز از گناهان کبیر می داند.
۷۹.

پدیده عشق انسانی و اصناف آن در نظر ترزا آویلایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۸
این مقاله درصدد بررسی اصناف و مراتب عشق انسان به انسان از نظر ترزا آویلایی با هدف آشناسازی اهل علم با نظرات این عارف است با این فرض که اگر عشق انسانی به آگاپه (عشق دهنده) منتهی شود، می توان عشق متعالی الاهی را هم تجربه کرد. موضوع این مقاله ازآن جهت اهمیت و ضرورت دارد که این عارف در ایران کمتر شناخته شده و آثار کمی درباره وی به زبان فارسی وجود دارد درحالی که از عارفان کلاسیک و مادر عرفان اسپانیا به شمار می آید و دارای نظرات دقیقی مانند نیایش های چهارگانه و عمارت های هفت گانه است که در عرفان از اهمیت بالایی برخوردارند. یافته های این پژوهش نشان داد که ترزا عشق را مساوی اشک ریختن و نیز برخورداری از تسلیات و الطاف الاهی نمی داند بلکه آن را خدمت صادقانه به خدا، بردباری و تواضع در نظر می گیرد. وی بی آنکه به صورت منطقی همه اصناف عشق را بیان کند در آثار خود از همه آنها یاد و نظر خود را بیان کرده است. وی عشق های اروتیک، گیرنده و خونی را قابل قبول نمی داند و درباره عشق زن و مرد نظر نمی دهد ولی عشق هایی از قبیل عشق فیلیایی، آرمانی و عشق ساری در طبیعت را می پذیرد و هیچ عشقی را مانند عشق آگاپه ای مهم و قابل قبول نمی داند و در همه آثارش دختران راهبش را به آن دعوت می کند. عاشق می تواند به عشق خود واقف شود و به شرط گذشت مدت کوتاهی از تجربه عشق درباره آن ارزشیداوری کند. هم راستا نبودن عشق انسانی با عشق الاهی و بی تقوایی از آسیب های جدی عشق انسانی اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان