در این مقاله «نامه سران تگیناباد به امیر مسعود» از تاریخ بیهقی به عنوان نمونه ای از نثر برجسته ادب فارسی، با رویکرد معنی شناسی کاربردی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. با این رویکرد در واقع توانش ارتباطی متن، یعنی دانش زبانی نویسنده، شامل دانش قواعد زبانی و چگونگی کاربرد آن قواعد متناسب با موقعیت های گوناگون ارتباطی بررسی و تفسیر می شود. این پژوهش با هدف تبیین ظرفیت های زبانی و نشان دادن هنر نویسنده برای برقراری یک ارتباط موفق و اقناع هنری شکل گرفته است. به این منظور کنش های گفتاری و ویژگی های متن محور و کاربر محور متن، از طریق طرح بافت موقعیتی، شاخص ها، جایگزین ها و شناخته ها در کنار همه عناصر زنجیره ای و زبرزنجیری موثر در معنا مورد دقت نظر قرار گرفته است.
در این مقاله ساختهای جزیره ای یعنی ساختارهایی که حرکت از درون آنها غیرممکن می باشد که تاکنون از سوی زبان شناسان مختلف از جمله راس مطرح شده اند معرفی و بر روی داده های زبان فارسی بررسی خواهند شد تا مشخص شود که آیا این ساختارها در زبان فارسی نیز مانع از حرکت سازه های درون خود می شوند یا اینکه در زبان فارسی چنین محدودیت هایی برای حرکت نمی توان متصور شد. در این مقاله تمام محدودیت های حرکت و ساختارهای جزیره ای جداگانه مطرح و با داده های فارسی بررسی خواهند شد.
در این مقاله اثر بسامد، برانگیختگی معنایی و برانگیختگی ناشی از تکرار، در فرایند دسترسی واژگانی به کمک آزمونهای تداعی معنایی و تصمیمگیری واژگانی نشان داده شده است. در این آزمونها، با توجه به شواهد بهدست آمده از کنش افراد سعی شده است به آنچه در توانش انسان رخ میدهد پی برده شود. دانشمندان از این شیوه در مدل پردازی فرایندهای ذهنی زبان طبیعی استفاده میکنند و سعی میکنند پیچیدگیهای فرایندهای شناختی را که در درک و تعبیر این فرایند با آنها مواجه هستیم را توضیح دهند. نتایج این آزمون جزییات قابل توجهی را در مورد روابط میان واژهها در ذخیره واژگان ذهنی نشان میدهد. همچنین نکات جالبی در خصوص مکانیسم و اطلاعات لازم در فرایند دسترسی واژگانی به همراه دارد.
مقاله حاضر، نحوه پردازش واژه ها را در ذهن با ارائه یک مدل دسترسی واژگانی نشان می دهد. این مدل دسترسی بر پایه یک شبکه معنایی پیوندی مفهوم بنیاد استوار شده و مکانیسم دسترسی در آن به شیوه پردازشی فعال سازی تعاملی است. در تایید این مدل از آزمونهای تداعی معنایی و تصمیم گیری واژگانی استفاده شده است. یافته های تحقیق به کمک برخی عوامل موثر بر فرآیند دسترسی از قبیل بسامد، درخشندگی معنایی، تکرار درخشندگی و اثر وضعیت واژگانی، عملکرد این مدل را در رفع ابهام واژگانی در مورد واژه های هم نویسه تبیین می کند.
این مقاله به بررسی ارتباطات غیرکلامی و نقش حرکات بدنی در برقراری ارتباط در فرهنگ ایرانی و زبان فارسی می پردازد. نگارنده در این مقاله به این نتیجه می رسد که حرکات بدنی نقش بسزایی در برقراری ارتباط دارند و حتّی جنبه هایی از این حرکات می توانند نقشی اساسی تر از مهارت های کلامی در برقراری ارتباط ایفا کنند. به طور کلی، این حرکات از سه طریق عمل می کنند: 1- جایگزین پیام های کلامی می شوند. 2- پیام های کلامی را تقویت می کنند. 3- در جهت خلاف و رد پیام های کلامی عمل می کنند. در این بررسی حرکات مختلف اندام های سر، صورت (که خود به اشارات ابروان، چشم، بینی، دهان و لب تقسیم می شود)، دست، پا و همچنین حرکت اندام های دیگر مانند حرکت شانه ها و معنی هر کدام از آن ها در زبان فارسی پرداخته می شود.
در این پژوهش به بررسی ساخت کلان یا چارچوب فکری حماسه رستم و اسفندیار شاهنامه فردوسی و روایت کشته شدن هکتور بر اساس الگوی لباو و والتسکی (1967) پرداخته شده است. از مقایسه و تطبیق روایت رستم و اسفندیار و کشته شدن هکتور بر بخشهای عمده الگوی فوق که شامل فضاسازی، روند و پایان بندی است مشاهده می شود که هر دو روایت بر الگو منطبق است. به عبارت دیگر، این دو روایت که از دو فرهنگ و زبان متفاوت هستند، جهانی بودن الگوی فوق را تایید می کند. در این مقاله، ابتدا به معرفی الگوی لباو و والتسکی...
در این پژوهش به بررسیِ ساخت کلان یا چارچوب فکریِ حماسه رستم و اسفندیارِ شاهنامه فردوسی بر اساس الگوی لباو و والتسکی (1967) پرداخته شده است. روایت رستم و اسفندیار شامل ده روایت کوچک تر است که هر کدام از آنها بیان کننده ضرورت وجود دیگری است. این روایت بر زیر بخش های عمده الگوی فوق که شامل مقدمه، روند و پایان بندی است، انطباق داده شده. در این داستان مقدمه از تعداد چهار روایت، روند از یک روایت که در داخل آن چهار روایت دیگر درونه سازی شده اند و پایان بندی از دو روایت که هردوی آنها در واقع برای روایت های به پادشاهی رسیدن بهمن و خونخواهیِ او از خاندان رستم فضاسازی می کنند و باعث یکپارچگیِ داستان های متوالیِ شاهنامه می شوند، تشکیل شده است. این گونه طرح بندی، از کلیت الگو پیروی می کند؛ ولی در موارد جزئی تر دارای تفاوت هایی است که عبارتنداز: الف: دارا بودن چکیده. ب: نحوه و محل ارزیابی. ج: عدم تطابق درس اخلاقیِ داستان با مشخصه های درس اخلاقیِ الگو.
در نهایت، کلیه بندهای موجود در داستان در خدمت دو نقش اصلیِ ""ارجاعی"" و ""ارزیابی"" هستند که لباو و والتسکی معرفی کرده اند.
این مقاله به بررسی و توصیف واژه های مرکب و بویژه اسامی و افعال مرکب از نظر وجود و یا عدم وجود هسته نحوی و معنایی می پردازد . بر این اساس ، ابتدا ملاکهای تشخیص واژه مرکب از دیگر گروههای نحوی تعیین شده و سپس توصیف نحوی و معنایی این واژه ها ارائه گردیده است . از نظر معنایی ، اسامی و افعال مرکب به سه دسته هسته گرا ، هسته گریز و دوتایی تقسیم شده و حوزه های معنایی یا مفهوم هر یک از این دسته واژه ها همراه با مثال توصیف گردیده است ...
این مقاله به توصیف ساختمان بند ساده براساس دستور نقش گرای نظام مند هلیدی می پردازد. در این دستور "بند" به عنوان واحد اصلی تحلیل در نظر گرفته می شود. هلیدی معتقد است تمام زبان ها بر اساس چهار فرانقش عمده عمل می کنند که عبارتند از : فرانقش بینافردی ، فرانقش متنی ، فرانقش منطقی، فرانقش تجربی که نحوه ادراک و مفهوم سازی وقایع جهان بیرون و جهان درون ذهن را نشان می دهد و تجارب ما را از جهان به صورت مجموعه فرایندهایی در دستور زبان نشان می دهد. عنصر فرایند که مهم ترین سازه جمله است ملاک تقسیم بندی معنایی جمله به شمار می رود و بر پایه آن، جملات به فرایندهای مادی ، ذهنی و رابطه ای تقسیم می شوند. این نوشته تنها بر پایه فرانقش تجربی به تحلیل سازه های جمله می پردازد.