آیا زنان و مردان در رویکرد به کالاهاى فرهنگى چون دیگر عرصه هاى زندگى متفاوت اند؟در تحقیقى که در سال 1385 پیرامون رابطة سبک زندگى و مصرف کالاهاى فرهنگى در شهر تهران به انجام رساندیم به نکات جالب توجهى در تفاوتهاى زنان و مردان در مصرف کالاهاى فرهنگى بویژه کتاب که محور تحقیق یادشده بود، دست یافتیم که مؤید این فرضیه است که «جنسیت در میزان و نوع مصرف فرهنگى مؤثر است»؛ شرح این تفاوتهاى به ظاهر ساده و در عین حال ساختارى، دستمایة مقالة حاضر گردید. جامعة نمونه در تحقیق متشکل از 1560 نفر بودند که به طور تصادفى از میان خریداران کتاب در شهر تهران انتخاب شدند و حجّت ما در این گزینش این نکته بود که یکى از راههاى شناسایى مصرف واقعى، بررسى فرآیند «خرید» است؛ به دیگر سخن، مصرف، نخست در عرصة خرید، «بالفعل» مى گردد. از میان کالاهاى گوناگون فرهنگى، از این جهت کتاب را برگزیدیم که عرصة تولید و توزیعِ شفافترى نسبت به دیگر کالاهاى فرهنگى دارد و دستیابى به مخاطبان آن منوط به زمان و شرایط خاص نیست. در عین حال در این تحقیق، مصرف کالاهاى دیگر چون سینما، تئاتر و موسیقى نیز در کنار کتاب سنجیده شد، با این تفاوت که در مورد آنها به اظهارات پاسخگویان اکتفا شد. آراى پیربوردیو، پاول دى مگیو، آریل سولیوان و تالى کاتزجرو و کارول گیلیگان درخصوص مصرف فرهنگى راهگشاى مقالة حاضر است(
در این مقاله سرمایه ی اجتماعی درون گروهی و بین گروهی شهروندان تهرانی مورد سنجش قرار گرفته است. برای سنجش از دیدگاه پاتنام، ترنر و استون استفاده شده است. تحقیق حاضر با روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام گرفت. جامعه ی آماری شامل زنان و مردان ازدواج کرده ساکن مناطق 22گانه شهر تهران هستند که با روش نمونه گیری چند مرحله ای تعداد 741 نفر انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان داد هر دو سرمایه ی اجتماعی درون گروهی و بین گروهی شهروندان تهرانی در سطح پایین است و بین سرمایه ی اجتماعی درون گروهی و بین گروهی رابطه معنادار مستقیم وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بین جنس، سن، تحصیلات، درآمد ماهیانه پاسخگو و سرمایه اجتماعی درون گروهی رابطه وجود ندارد. بین جنس، درآمد ماهیانه پاسخگو و سرمایه ی اجتماعی بین گروهی نیز رابطه معنادار مشاهده نگردید، اما بین سن و سرمایه اجتماعی بین گروهی رابطه معنادار مستقیم و بین تحصیلات و سرمایه اجتماعی بین گروهی رابطه ی معنادار معکوس ملاحظه گردید.