طهمورث حسنقلی پور یاسوری

طهمورث حسنقلی پور یاسوری

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۲۷ مورد از کل ۱۲۷ مورد.
۱۲۱.

عوامل علی اتخاذ استراتژی های غیربازار در سطح بنگاه و نهادی: یافته های مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف: همان گونه که این روزها مشاهده می کنیم، شرکت ها به طور فزاینده ای در حال پذیرش مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) و فعالیت سیاسی شرکت (CPA) هستند. مشاهده می شود که برخی از شرکت ها، یک واحد مستقل با عنوان واحد سیاسی، مسئولیت اجتماعی یا غیربازار ایجاد کرده اند. با این حال، تأثیر اقدامات غیربازار بر عملکرد شرکت، در ادبیات پیشینه همواره مثبت گزارش نشده است. وقتی به دنبال روشی برای تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت غیربازار در ادبیات پیشینه می گردیم، مشاهده می کنیم که هیچ روشی برای تمایز فعالیت غیربازار استراتژیک، از فعالیت غیربازار صرف پیشنهاد نشده است؛ حتی بدتر اینکه در این ادبیات پیشینه، معلوم نیست که چه عواملی به اتخاذ استراتژی های غیربازار منجر می شوند. عطف به این حقایق، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی عواملی است که به اتخاذ استراتژی غیربازار توسط بنگاه ها منجر می شوند تا با اهرم سازی آن، الگویی برای تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت های غیربازار ارائه کند. روش: این پژوهش یک مرور نظام مند با رویکرد پیکره بندی است. در این پژوهش به دنبال آنیم تا یک پیکره بندی جدید از دانش موجود، برای درک مسائلی ارائه کنیم که به اتخاذ استراتژی غیربازار منجر می شوند. این کار با شناسایی سرنخ ها از مطالعات پیشین و ترکیب آن ها در یک کل منسجم انجام می شود. در واقع یک تحقیق کارآگاهی انجام داده ایم. روش پژوهش بدین صورت است که ابتدا، ۱۰۱ مقاله در ادبیات پیشینه گسترده، چندبُعدی و نابالغ غیربازاری انتخاب شد که سرنخ های مرتبطی با مسئله پژوهشی تولید می کردند. سپس با اهرم سازی منطق پس کاوی/ استفهامی، سرنخ ها استخراج شدند. روش استخراج کدهای مرتبط با مسائل سطح بنگاه و نهادی، تحلیل محتوای کیفی است که از تحلیل تماتیک بهره می برد. تحلیل تماتیک با انجام کدگذاری باز بر محتوای مقاله ها آغاز می شود و با شناسایی و معرفی تم های گسترده تر و فراتم برای مجموعه ای از تم های مرتبط پایان می یابد. یافته ها: یافته های اصلی این پژوهش، ارائه یک مقوله بندی از مسائل سطح بنگاه و نهادی است که به طور بالقوه، به تدوین استراتژی غیربازار منجر می شوند. تم های محوری مسائل سطح بنگاهی که به اتخاذ استراتژی غیربازار منجر می شوند، عبارت اند از: ضعف رقابت پذیری، مکمل سازی مزیت رقابتی، مزیت رقابتی ملی، مدیریت ریسک نهادی، مدیریت ذی نفعان بیرونی (مشروعیت)، مأموریت و ارزش های سازمانی و مسئله عاملیت. فراتم این تم ها «هزینه های نهادی مبادله» است. به طور مشابه، تم های محوری مسائل سطح نهادی که به اتخاذ استراتژی غیربازار منجر می شوند، عبارت اند از: جست وجوی رانت، شکست بازار، شکست دولت، ریسک سیاسی و اخلاق. فراتم این تم ها «مدیریت بافت نهادی» است. نتیجه گیری: این پژوهش بر مبنای یافته های آن، چیرگی تئوری های نهادی جامعه شناختی در گفتمان نهادی غیربازار را نقد و بر لزوم محوریت تئوری های نهادی اقتصادی در این گفتمان تأکید می کند. همچنین این پژوهش با اهرم سازی فراتم «هزینه های نهادی مبادله»، به گونه شناسی و تشریح هزینه های مبادله اقدام می کند. در ادامه و با اهرم سازی این گونه شناسی، الگویی برای استراتژی یکپارچه بازار و غیربازار در سطح جهت گیری های کلان بنگاه پیشنهاد می کند. این الگو می تواند در تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت غیربازار نیز مبنا قرار داده شود؛ به این معنا پژوهش حاضر، هم از منظر شناسایی عوامل علّی اتخاذ استراتژی غیربازار در سطح بنگاه و نهادی و هم از منظر خلق مبنایی برای تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت غیربازار در قالب استراتژی یکپارچه، گفتمان علمی غیربازار را توسعه می دهد.
۱۲۲.

ارائه چارچوب انتخاب مدیر در راستای حکمرانی پایدار با استفاده از بازاریابی سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
این پژوهش با هدف ارائه چارچوب انتخاب مدیر در راستای حکمرانی پایدار با استفاده از بازاریابی سیاسی انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، و از لحاظ روش جمع آوری داده ها از نوع تحقیق آمیخته می باشد، بر این اساس ابتدا با استفاده از رویکرد کیفی ابعاد، مولفه ها و شاخص های عوامل دخیل در انتخاب مدیر در راستای حکمرانی پایدار شناسایی شده و مدل اولیه تحقیق طراحی شده است. سپس با استفاده از تکنیک حداقل مربعات جزئی نسبت به اعتبارسنجی مدل پیشنهادی اقدام شد. نمونه آماری در بخش کیفی دربرگیرنده 15 نفر از حوزه مدیریت دولتی بوده که حجم نمونه بر پایه رسیدن به اشباع نظری تعیین شد. نمونه آماری در بخش کمی دربرگیرنده 143 نفر از کارکنان وزارت کشور است. گردآوری داده ها در بخش کیفی با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با استفاده از پرسش نامه انجام شده است. تحلیل داده ها در فاز کیفی با روش تحلیل مضمون و نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 و در بخش کمی با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی. ال. اس نسخه 3 انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده در فاز کیفی، مضامین فراگیر شامل عوامل رابطه ای، عوامل اجتماعی فرهنگی، عوامل قانونی، عوامل بازاریابی و عوامل مالی شناسایی شدند. بر اساس نتایج به دست آمده از اعتبارسنجی مدل در بخش کمی، ضمن تایید تمامی فرضیه های تحقیق مشخص شد که مدل پیشنهادی در این پژوهش از اعتبار مناسب برخوردار است.
۱۲۳.

ارائه الگویی برای شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی بین المللی در کشورهای درحال توسعه (جامعه آماری: کشور تاجیکستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی بین المللی در کشورهای درحال توسعه صورت گرفت.نوع پژوهش به لحاظ نوع داده آمیخته متوالی با رویکرد اکتشافی بود که به لحاظ ماهیت در بخش کیفی شامل مراحل فراترکیب/دلفی و در بخش کمی توصیفی با مراحل پیمایشی/همبستگی بود. جامعه آماری در بخش کیفی و مرحله فراترکیب کلیه مبانی نظری و پیشینه مرتبط پایگاه های داده داخلی و خارجی و در مرحله دلفی 20 مشارکت کننده با روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند؛ همچنین در بخش کمی جامعه آماری کلیه کارکنان و مدیران شرکت های تجاری ایران در بخش صادرات بین الملل بودند که 207 پاسخ دهنده با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. روش گرداوری داده ها در بخش کیفی و مرحله فراترکیب مرور سیستماتیک ادبیات و در مرحله دلفی کاربرگ بود و همچنین در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته 78 گویه ای برگرفته از بخش کیفی برای اعتبار درونی و پرسشنامه 34 گویه ای برای سنجش اعتبار مدل بود. در بخش کیفی و در هردو مرحله و همین طور در بخش کمی روایی و پایایی موردبررسی قرار گرفت که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزارهای پژوهش بود. روش تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی و مرحله فراترکیب، تحلیل سیستماتیک و در مرحله دلفی ضریب توافق کندال بود و در بخش کمی نیز شامل آمار توصیفی و استنباطی، با نرم افزارهای Maxqda-V2018، Spss-V23 و Smart Pls-V3 بود. یافته ها نشان داد، عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی بین المللی در کشورهای درحال توسعه شامل ابعاد چابکی استراتژی با مؤلفه های چابکی استراتژی (استراتژی بازاریابی، برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت ریسک)(6 شاخص) و چابکی فرآیند تولید (6 شاخص)؛ چابکی محیط (تحلیل بازار، رقابت و جایگاه یابی، شناسایی فرصت های بازار) (6 شاخص)، قانونی (قوانین توسعه اقتصادی، قوانین دسترسی به منابع مالی، قوانین تحولات اقتصادی جهانی)(4 شاخص) و تکنولوژیکی (3 شاخص) و درنهایت فرهنگی (3) موردسنجش قرار گرفت که یافته ها بیانگر اعتبار مناسب مدل بود.
۱۲۴.

آینده نگاری راهبردی صنعت عطر با تمرکز بر توسعه محصول جدید و رصد روندهای علم، فناوری و بازار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۵
در این پژوهش، با به کارگیری یک چارچوب دومرحله ای آینده نگاری راهبردی در صنعت عطر، به شناسایی و تدوین راهبردها و برنامه های اقدام عملیاتی برای توسعه محصول جدید پرداخته شد. در این پژوهش، روندهای علمی، فناورانه و بازار به طور نظام مند از طریق تحلیل های کتاب سنجی، تحلیل پتنت، تحلیل شبکه، مدلسازی موضوعی، تحلیل مضمون و تحلیل احساسات، مورد رصد و شناسایی قرار گرفتند. سپس، پیشران های کلیدی شناسایی و با استفاده از تحلیل تأثیر متقابل و تحلیل اثر/عدم قطعیت اولویت بندی شدند و بر اساس دو پیشران کلیدی «(1)ادغام فناوری هوشمند» و «(2)شخصی سازی»، چهار سناریوی آینده ((1)بهینه سازی تثبیت شده، (2)تولید انبوه هوشمند، (3)جایگاه های تجربی و هنری و (4)فرا-شخصی سازی دیجیتال محور) توسعه یافتند. یافته های کلیدی پژوهش، همگرایی تقاضای بازار و پیشرفت های علمی/فناورانه به سمت (1)عملکرد فنی برتر و (2)تجربیات بویایی پیچیده و شخصی سازی شده را نشان دادند. نهایتاً، در این پژوهش و با بهره گیری از چارچوب سه افق و تحلیل سناریوها، مجموعه ای مشخص از راهبردهای توسعه محصول جدید (استوار و انطباقی) و برنامه های اقدام عملیاتی متناظر در افق های زمانی کوتاه، میان و بلندمدت تدوین گردید. این راهبردها و اقدامات فرموله شده، بر فعالیت های ملموسی نظیر (1)به کارگیری فناوری های پیشرفته رهایش کنترل شده برای دستیابی به برتری عملکردی قابل اثبات، (2)کاوش در نت های نوآورانه، (3)بهره گیری از هوش مصنوعی و (4)ارائه گزینه های ملموس برای خلق تجربیات بویایی متمایز و شخصی تمرکز دارند و بدین ترتیب، آمادگی لازم برای رقابت و موفقیت در چشم اندازهای متنوع آینده صنعت عطر را فراهم می آورند.
۱۲۵.

بررسی تأثیر اصول اخلاقی محاسبات شناختی در بازاریابی دیجیتال بر بهبود شهرت سازمانی (مورد مطالعه: کسب و کارهای B2B)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۹
هدف : بازاریابی دیجیتال فضای ایده آلی را برای فعالیت های غیراخلاقی به وجود می آورد؛ به ویژه از طریق کانال های بازاریابی دیجیتال که نگرانی های حفظ حریم خصوصی را در بین سازمان ها و مصرف کنندگان ایجاد می کند. بنابراین، برای محافظت از منافع خریداران، باید بر غلبه بر چالش های اخلاقی کسب وکار محور در بازاریابی دیجیتال B2B تأکید شود. این مطالعه سعی دارد که اصول اخلاقی محاسبات شناختی را در چالش های اخلاقی تجاری محور بازاریابی دیجیتال B2B اعمال کند تا به شهرت سازمانی دست یابد. روش پژوهش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی می باشد. تعداد اعضای نمونه در این پژوهش 141 واحد است و حجم نمونه آماری طبق فرمول کوکران برابر با 104 نفر به دست آمد که پرسشنامه میان اعضای واحد فناور توزیع گردید و پس از جمع آوری پرسشنامه ها، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : بازاریابی B2B نیاز به بررسی دقیق تأثیر فناوری محاسبات شناختی بر خلق ارزش از جمله نوآوری دارد. اگرچه جزئیات استانداردهای اخلاقی کسب وکار محور در بازاریابی دیجیتال B2B ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد اما اصول اخلاقی اصلی وجود دارد که می توان آن ها را در محاسبات شناختی گنجاند، درحالی که برخی دیگر را می توان براساس نیاز آن ها تنظیم کرد. نتیجه گیری : نتایج حاصل از آزمون فرضیات پژوهش حاکی از آن است که اصول اخلاقی محاسبات شناختی در بازاریابی دیجیتال شامل امید به هدف، انتظار عادلانه، انتظار افشاگری و انتظارات حکومتی اثر مثبت و معناداری بر اثربخشی سازمانی دارد. همچنین جو کار اخلاقی نقش تعدیلگر در رابطه بین امید به هدف و اثربخشی سازمانی ایفا می کند؛ با این حال بر رابطه سایر اصول اخلاقی محاسبات شناختی در بازاریابی دیجیتال و اثربخشی سازمانی تأثیر ندارد.
۱۲۶.

ارائه مدل توسعه فعالیت های بازاریابی الکترونیکی در بستر رسانه های اجتماعی براى افزایش ارزش ویژه برند شرکت های مخابراتی کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: در دنیای امروز، رسانه های اجتماعی در ارتباط بین شرکت ها و مشتریان خود نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. با توجه به رشد روزافزون استفاده از این رسانه ها در جوامع مختلف، شرکت های مخابراتی نیز بایستی از این فرصت برای توسعه فعالیت های بازاریابی خود بهره برداری کنند. توسعه بازاریابی الکترونیکی در رسانه های اجتماعی، به شرکت های مخابراتی عراق امکان می دهد تا به طور مستقیم و هدفمند با مشتریان در سراسر کشور تعامل کنند. این امر از طریق دسترسی گسترده، ایجاد تعامل دوطرفه، تولید محتوای مرتبط و کم هزینه صورت می گیرد. برندهای شرکت های مخابراتی می توانند از طریق حضور فعال در رسانه های اجتماعی، با مشتریان خود ارتباط مستقیم برقرار کنند و اطلاعاتی مرتبط با محصولات و خدمات خود را به آن ها ارائه دهند. علاوه براین، استفاده از رسانه های اجتماعی، به شرکت های مخابراتی امکان می دهد تا ارتباطات دوطرفه با مشتریان خود برقرار کنند و نظرها و بازخوردهای آن ها را دریافت کنند. این امر به شرکت های مخابراتی این امکان را می دهد تا به بهبود خدمات خود بپردازند و مشتریان خود را راضی نگه دارند. بر اساس آنچه بیان شد، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه فعالیت های بازاریابی الکترونیکی در بستر رسانه های اجتماعی، برای افزایش ارزش ویژه برند شرکت های مخابراتی عراقی انجام شد. روش: پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم تفسیری و از نوع کیفی بوده است. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان دانشگاهی و متخصصان اجرایی شرکت های مخابراتی عراقی بود. ۲۵ مصاحبه با افراد مختلف انجام شد و با تکرار مصاحبه ها تا حد اشباع نظری، داده های لازم جمع آوری شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها، رویکرد نظام مند نظریه داده بنیاد انتخاب شد. این رویکرد بر تحلیل داده ها و کشف الگوها و مفهوم ها متمرکز است. تجزیه وتحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. در مرحله کدگذاری باز، داده ها به واحدهای کوچک تر تقسیم و مفهوم های کلیدی تک به تک کدگذاری شدند. در مرحله کدگذاری محوری، کدهای مشابه و مرتبط با یکدیگر در محوری مشترک قرار گرفتند تا الگوها و مفهوم های بیشتری شناسایی شوند. در نهایت، در مرحله کدگذاری انتخابی، کدها و مفهوم های مهم تر و مرتبط تر انتخاب شدند و تجزیه وتحلیل نهایی بر اساس آن ها انجام گرفت. این روش پژوهش، امکان می دهد تا به نتایجی عمیق تر و جزئی تر از تجربه ها و دیدگاه های خبرگان دست یابیم و درک بهتری از موضوع توسعه فعالیت های بازاریابی الکترونیکی در رسانه های اجتماعی، برای افزایش ارزش ویژه برند شرکت های مخابراتی عراقی ارائه دهیم. یافته ها: طابق یافته ها، الگوی پارادایمی پژوهش مشتمل است بر: شرایط علّی (مدیریت هزینه، عوامل اجتماعی، ویژگی های رسانه اجتماعی، عوامل فناوری، خلاقیت و نوآوری، عوامل ساختاری)؛ شرایط زمینه ای (فناوری ارتباطات و اطلاعات؛ عوامل مرتبط با دولت و سیاست؛ جهانی شدن؛ شرایط اقتصادی؛ محدودیت های قانونی و اجرایی)، پدیده محوری (سرگرمی، تبلیغات شفاهی، به روز بودن، سفارشی سازی، تعامل پذیری)؛ شرایط مداخله گر (محدودیت های فنی؛ محدودیت های فرهنگی؛ هزینه های برندینگ) و راهبردها (اقدام های بازاریابی، اقدام های اقتصادی، اقدام های فناوری، اقدام های امنیتی، اقدام های قانونی، اقدام های مدیریتی). نتیجه گیری: اجرای راهبردهای توسعه فعالیت های بازاریابی الکترونیکی در رسانه های اجتماعی، می تواند پیامدهایی نظیر آگاهی از برند، کیفیت ادراک شده، تصویر برند، وفاداری به برند و توسعه بازار را به همراه داشته باشد.
۱۲۷.

تدوین راهبرد تقویت اعتماد جوانان به خدمات اجتماعی شهرداری تبریز با رویکرد بازاریابی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۲
داده های آماری بیانگر افزایش آسیب اجتماعی خشونت به شکل نزاع بویژه در میان جوانان می باشد. یکی از راه های کاهش آسیب اجتماعی، اعتماد و مراجعه به خدمات اجتماعی شهرداری است. در حالیکه پژوهش ها کاهش اعتماد جوانان را به عنوان یکی از مسائل اجتماعی شناسایی کرده اند. هدف پژوهش حاضر، ارائه راهبردی برای تقویت اعتماد جوانان به خدمات اجتماعی شهرداری تبریز با رویکرد بازاریابی اجتماعی است. پژوهش به صورت تحقیق آمیخته (کیفی-کیفی) در دو مرحله انجام شده است. در مرحله اول از روش مرور نظام مند کیفی و در مرحله دوم از روش نظریه داده بنیاد گلیزر، و همچنین برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. جامعه آماری در مرحله اول شامل کلیه مقالات منتشر شده در زمینه اعتماد به نهاد شهرداری در 20 سال اخیر، و در مرحله دوم شامل جوانان شهر تبریز، خبرگان تجربی در نهاد شهرداری تبریز و خبرگان نظری است. در مرحله دوم از روش نمونه گیری نظری استفاده گردید و داده ها توسط ابزار مصاحبه باز با 17 نفر گردآوری شده است و معیار هم تحقق اشباع نظری بود. اعتبار و پایایی یافته های پژوهش از طریق چهار معیار لینکن و گوبا انجام شد. در مرحله اول هفت عامل اعتماد مرتبط با اعتماد شونده شناسایی شد. در مرحله دوم، راهبرد ترویج با بازاریابی تاثیرگذار در اینستاگرام، استخراج گردید. روابط عمومی نهاد زمانی می تواند تبلیغات اثربخش تر و دسترسی گسترده تر به جوانان داشته باشد که در ابتدا مخاطبین را بر اساس متغیر سن بخش بندی کرده و سپس با شناخت ویژگی های هر بخش اقدام به انتخاب روش تبلیغ مناسب کند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان