نقد و تحلیل مؤلفه های تزیین و زینت در هنر اسلامی از دیدگاه الگ گرابار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
47 - 61
حوزههای تخصصی:
مسئله تزیین در تاریخ نگاری هنر اسلامی، از موضوعات بحث برانگیزی بوده است که شناخت و طبقه بندی آن ها از شکل گیری رویکردهای شرق شناسانه به سرزمین های اسلامی آغاز شد. در سده بیستم، مورخان و متفکران به روش شناسی و تعریف مفاهیم تزیین پرداختند و همچنان پژوهش های معاصر در جهان، درباره تعریف مفاهیم و چیستی ، چرایی و چگونگی تزیینات اسلامی در حال انجام و انتشار است. روش ها و رویکردهای مختلف و حتی متمایزی در این عرصه مطرح شده اند که یکی از این دیدگاه ها، رویکرد تاریخی الگ گرابار است. وی درصدد برآمده است تا اصول و چارچوبی برای فهم معانی تزیین در هنر اسلامی و تفسیر آن تبیین کند. نظر به تأثیر و اهمیت آرای گرابار در پژوهش های معاصری که در باب هنر اسلامی انجام می شود، هدف از پژوهش حاضر تحلیل و تبیین زوایای چارچوب نظری گرابار در ارتباط با ماهیت مبهم تزیین است تا شناخت بیشتری از رویکرد گرابار حاصل شود. ازاین رو، سؤالات این پژوهش عبارت است از: 1. ارکان نظریه گرابار در باب تزیین کدام است؟ 2. بر اساس نظریه گرابار، مخاطب در مواجهه با تزیین، چه ادراکاتی از آن می تواند داشته باشد؟ روش تحقیق این مقاله، به منظور رسیدن به شناخت دقیق تر از دیدگاه الگ گرابار در باب تزیین، با تحلیل نظریات وی، به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر مبنای گردآوری کتابخانه ای انجام شده است. بر اساس نتیجه این پژوهش، گرابار سه پیش فرض کلی «جهان شمولی»، «امکان پذیری» و «قابلیت گروه بندی» را در بیان نظریه خود در نظر می گیرد و نظریه وی بر مبنای سه مؤلفه «لذت آنی»، «تداعی گری» و «میانجی گری» شکل گرفته است که پیوند مستقیمی با ادراک «بصری- نشانه ای» نزد مخاطب دارند.