شأن هستی شناختی امور اعتباری تقریری هستی شناختی از نظریه اعتباریات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
265 - 286
حوزههای تخصصی:
نظریه اعتباریات معمولا دیدگاهی معرفت شناختی جهت توضیح مفاد مفاهیم و گزاره های انشائی و اخلاقی دانسته شده است. بر اساسِ این نظریه، ادراکات اعتباری مطابَق ندارند؛ بلکه تنها بر حقایق تکیه دارند. با توجه به این ادعا، این پرسش قابل طرح است که این حقایق چیستند؟ پاسخ به این پرسش نیازمند نگاه و تقریری هستی شناختی از این نظریه است. اعتبار بنابر تعریف «اطلاق حد شیء بر شیء دیگر» است. در تقریر هستی شناختی، موجودات به موجود حقیقی و موجود اعتباری تفسیم می شوند. برای تحلیل این تقسیم، شش رکن برای اعتبار به عنوان یک فعل بازشناسی می گردد و نشان داده می شود که حقایقی که علامه طباطبایی به عنوان «منشأ حقیقی اعتبار» از آنها یاد می کنند از سه سنخ هستند: (1) حقیقتی که «مبدأ اعتبار» است و حدّ آن شیء اخذ و بر شیء دیگر بار می شود، (2) شیئی که خود به عنوان اولی دارای حدی است؛ امّا به عنوان «محل اعتبار» حدّ شیء دیگری را قبول می کند و (3) تناسب و اشتراکی میان مبدأ و محل اعتبار که اطلاق حد اولی بر دیگری را مجازاً موجه می سازد و «وجه اعتبار» است. بر اساس این تحلیل «موجود اعتباری» به عنوان محصول اعتبار، واقعیت مرکبی از وجود و حدّی است که به اعتبار بر آن شیء بار شده است، در این مقاله با اخذ تفسیر ماهیت به عنوان «حدّ وجود» که در ذهن محقق می شود، تفسیری سازگار از واقع گرایی معرفتی و اخلاقی ارائه می گردد.