آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۵

چکیده

قرآن کتاب شناخت و هدایت است و در آن قصه هایی برای نیل به این مقصود بیان شده اند. این قصه ها را می توان از جنبه های روایی بررسی کرد. گرماس یکی از روایت شناسانی است که با ارائه الگوی کنشگران، تحلیل و شناخت روایت را آسان تر کرده است. گرماس نشان داد که همه عناصر قصه قابل تجزیه و تحلیل و دارای نقش مؤثرند. این کنشگرها ممکن است اشیاء، مفاهیم یا اشخاص باشند. مدل گرماس بسیار انعطاف پذیر است و ظرفیت بالایی برای تجزیه وتحلیل قصه دارد. در این مقاله کوشش شده است با روش تحلیلی و توصیفی بر مبنای الگوی کنشگران گرماس، سه قصه از قصص قرآن کریم (قصه حضرت نوح(ع)، حضرت صالح(ع) و اصحاب کهف) مورد بررسی قرار گیرد و به این سؤالات پاسخ داده شود که آیا الگوی کنشگران با قصه های قرآن کریم منطبق است یا خیر؟ کنشگر الهی چه نقشی در این قصه ها بر عهده دارد و ایفا می کند؟ با بررسی های انجام شده متوجه می شویم که خداوند عزوجل به عنوان کنشگر نقش پررنگی دارد و یاری رسان کسانی است که هدفشان ایمان به خداوند است. از سوی دیگر کسانی مانند مشرکان و کافران که در تقابل با کنشگر الهی به کنش می پردازند، همیشه دچار شکست و سیاه بختی می شوند. الگوی گرماس در سه داستان حضرت نوح(ع)، حضرت صالح(ع) و اصحاب کهف منطبق است.  

Reviewing Actantial Model based on Greimas Theory within Three Quranic Stories (Prophet Noah, Prophet Saleh and The Seven Sleepers)

تبلیغات