توسعه پایدار محیط جغرافیایی

توسعه پایدار محیط جغرافیایی

توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال 5 پاییز و زمستان 1402 شماره 9 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

روند تغییرات کاربری اراضی و میزان ریسک اکولوژیک در منطقه حفاظت شده حرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: فضایی - زمانی زیستگاه سیمای سرزمین منطقه حفاظت شده حرا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۱
پیشینه و هدف     پایش روند تغییرات بلندمدت کاربری های اراضی در مناطق حفاظت شده و ارزیابی ریسک اکولوژیک، یکی از روش های مدیریتی مناسب برای پیش گیری از روند تخریب و تهدید زیستگاه در این مناطق است. منطقه حفاظت شده حرا به عنوان بزرگ ترین رویشگاه های طبیعی در حوزه خلیج فارس شناخته شده است و از نظر تنوع در فرم رویشگاه، دارای سه تیپ دلتایی، جزیره ای و ساحلی با پوشش های پرتراکم کم تراکم و تنک می باشند. این منطقه هم چنین از غنای بالای گیاهی و جانوری و چشم اندازهای بکر طبیعی برخوردار است. از این رو کنترل روند تغییرات ناشی از توسعه انواع فعالیت های انسانی و همچنین ارزیابی میزان ریسک اکولوژیک ناشی از این فعالیت ها، امری ضروری است. در این راستا عمده ترین سوالات تحقیق عبارتند از: 1) روند تغییرات کاربری های اراضی در محدوده مورد مطالعه از چه وضعیتی برخوردار است؟ 2) میزان ریسک اکولوژیک در این منطقه چه قدر است؟ 3) با توجه به روند تغییرات کاربری اراضی و ریسک اکولوژیک در منطقه، شاخص های الگوی سیمای سرزمین از چه وضعیتی برخوردار است؟ روش شناسیدر این مطالعه از نقشه توپوگرافی منطقه مورد مطالعه (در مقیاس 1:25000) و تصاویر ماهواره ای لندست TM سال 1989 و 1999، لندست ETM+ سال 2009 و OLI_TIRS سال 2021 برای ارزیابی تغییرات کاربری اراضی و یکپارچگی زیستگاه استفاده شد. به منظور طبقه بندی تصاویر از روش الگوریتم جنگل تصادفی استفاده شده و صحت طبقه بندی نیز با استفاده از صحت کلی که از ماتریس سردرگمی حاصل می شود، مورد بررسی قرار گرفت.برای به دست آوردن شاخص ریسک اکولوژیک از روش نمونه برداری فاصله ای، در مقیاس زمانی استفاده شد. از این رو محدوده مورد مطالعه به واحدهای ارزیابی ریسک اکولوژیک به مساحت 10 * 10 کیلومتر تقسیم بندی شدند. سپس بر اساس تعداد شاخص های از دست رفته (آسیب دیده) سیمای سرزمین در هر سال، میزان ریسک اکولوژیک محاسبه و نتایج به دست آمده به عنوان پیکسل مرکزی، به مناطق ارزیابی اختصاص یافت. در این مطالعه علاوه بر سنجش میزان ریسک اکولوژیک، از شاخص جداسازی سیمای سرزمین (Si) برای نشان دادن درجه پراکندگی لکه ها، از شاخص تکه تکه شدن منظر برای بررسی یکپارچگی زیستگاه (Fi)، شاخص بعد فراکتالی (FDi) و آسیب پذیری (Vi) نیز برای سنجش نظم هندسی و پیچیدگی شکل لکه ها استفاده شد. یافته ها و بحثتوسعه فعالیت های انسانی باعث تغییرات چشم گیری در ساختار و عملکرد اکوسیستم های طبیعی سرزمین شده است. بنابراین پایش مداوم و درک پویایی مکانی-زمانی از تغییرات کاربری اراضی و ریسک اکولوژیک ناشی از آن امری ضروری است. نتایج به دست آمده نشان داد که در بین طبقات کاربری های اراضی موجود در منطقه، پهنه های جزر و مدی دارای بیش ترین روند افزایشی بوده و پهنه های آبی روند کاهشی را نشان می دهند. نتایج ارزیابی ریسک اکولوژیک نیز حاکی از آن است که با توجه به رشد جمعیت، توسعه اقتصادی و فعالیت های انسانی به ویژه گردشگری، میزان ریسک اکولوژیک در طبقات بسیار بالا و بالا افزایش یافته است. ارزیابی شاخص های Fi، Si، Di، FDi و Vi نیز نشان داد که بیشترین تغییرات مربوط به جنگل های مانگرو بوده و فاصله بین لکه های کوچک جنگلی افزایش یافته است. نتیجه گیریمطابق نتایج، جنگل های مانگرو منطقه حفاظت شده حرا با گذشت زمان تغییرات زیادی را از نظر وسعت و کیفیت تجربه کرده اند و با وجود اهمیت بالا، توزیع و گسترش آن ها به دلیل فعالیت های انسانی در حال کاهش است. بدین ترتیب، در راستای این تغییرات الگوی سیمای سرزمین منطقه حفاظت شده حرا نیز تحت تأثیر قرار گرفته و کیفیت آن کاهش یافته است. بر این اساس کنترل و پایش مستمر بر فعالیت های انسانی به منظور پیش گیری از افزایش ریسک اکولوژیک و کاهش کیفیت زیستگاه در مناطق تحت حفاظت امری ضروری است و مطابق با رویکردهای حفاظتی، هرگونه بهره برداری بی رویه و بدون برنامه ریزی در این مناطق ممنوع است.
۲.

تحلیل اثرگذاری فناوری اطلاعاتی-ارتباطی بر گردشگری خلاق (مورد مطالعه: مناطق روستایی استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: فناوری اطلاعات - ارتباطات روستا زیرساخت گردشگری خلاق اصفهان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۵
پیشینه و هدفدر ادبیات و برنامه ریزی مطالعات گردشگری و توسعه گردشگری، خلاقیت و نوآوری، بدون شک عامل ضروری برای توسعه محسوب می شود. استان اصفهان به عنوان یکی از قطب های گردشگری کشور و همچنین سهم 8/7 درصدی این استان در توسعه فناوری دیجیتال، می تواند نقش قابل توجهی را در توسعه ایفا نماید. با توجه به مقدمه مذکور مناطق روستایی استان اصفهان که دارای ظرفیت و قابلیت گردشگری می باشند آنگونه که باید و شاید از این فرصت خود کاربرد ننموده و ساکنان این نواحی با مشکلات زیادی روبرو بوده، حال فناوریهای اطلاعاتی-ارتباطی به عنوان مولفه ای تاثیرگذار در جهت معرفی، شناسایی، گسترش و توسعه گردشگری این نواحی می تواند مثمر ثمر واقع گردد. ازاین رو تحقیق حاضر در پی پاسخ به این سؤال است: تاثیرات فناوری اطلاعاتی-ارتباطی برایجاد زیرساخت های گردشگری خلّاق در منطقه موردمطالعه چیست؟ روش شناسیتحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع تحقیقات علی است. جامعه آماری پژوهش را 3808 سرپرست خانوار 19 روستای انتخابی هدف گردشگری در استان اصفهان را تشکیل داد. از فرمول کوکران برای محاسبه حجم نمونه آماری استفاده و  تعیین حجم نمونه (برابر با 349 خانوار) با روش تصادفی سیستماتیک از جامعه روستایی انجام شد. برای رعایت اصول و تکنیک کار و سنجش میزان پایایی در تدوین و تنظیم پرسشنامه،  روش آلفای کرونباخ در SPSS 22 بکاررفته است. نتایج حاکی از آن است که پرسشنامه از پایایی بالا برخوردار و برابر 855/0 است. همچنین ضمن اطمینان از نرمال بودن توزیع داده ها با کاربرد از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف برای سنجش اطلاعات گردآوری از آزمون تی تک نموده ای و مدل معادلات ساختاری(Smart PLS) کاربرد شده است.یافته ها و بحثنتایج آزمون همبستگی پیرسون (با اطمینان از توزیع نرمال داده ها) نشان می دهد که بین ابعاد  فناوری اطلاعاتی-ارتباطی با شکل گیری زیرساخت های گردشگری خلاق در سطح معناداری کمتر از 0.01، همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد، پس با افزایش کاربرد از اطلاعاتی-ارتباطی و ابعاد آن، زیرساخت های گردشگری خلاق نیز بهبودیافته است. جهت بررسی تأثیر فناوری اطلاعاتی-ارتباطی بر زیرساخت گردشگری خلاق با کاربرد از رویکرد مدل سازی معادله ساختاری واریانس محور متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش به صورت متغیرهای مکنون و در قالب مدل های عاملی مرتبه اول وارد مدل معادله ساختاری گردیدند. تمام شاخص های پژوهش حاضر بار عاملی بیش از 4/0 داشته و از اعتبار و روایی بالایی برای سنجش متغیرها برخوردار هستند و همبستگی قابل قبولی بین شاخص ها وجود دارد. رابطه بین شاخص های معنادار و مستقیم است؛ که طبق ضرایب استاندارد، 2/27 درصد از تغییرات در سطح زیرساخت های گردشگری خلاق نمونه به طور مستقیم توسط شاخص فرایند خلاق پیش بینی می شود. در کل با توجه به مقدار ضریب تعیین (R2) برای متغیر زیرساختهای گردشگری خلاق (967/0) مشخص شد تأثیرگذاری فناوری اطلاعاتی-راتباطی  روستایی  بر زیرساخت های گردشگری خلاق در سطح قوی است.نتیجه گیری گردشگری خلاق روستایی قادر است بخش های جدیدی را به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی روستا بیفزاید و فرصت های جدیدی را برای پیشرفت روستا در مقیاس ملی و فراملی ایجاد کند. در کل با توجه به مقدار ضریب تعیین (R2) برای متغیر زیرساخت های گردشگری خلاق (967/0) مشخص شد تأثیرگذاری فناوری اطلاعاتی-ارتباطی روستایی (ICT) بر زیرساخت های گردشگری خلاق در سطح قوی است؛ و 7/99 درصد تغییرات زیرساخت های گردشگری خلاق در منطقه موردمطالعه به وسیله کاربرد از فناوری اطلاعاتی-ارتباطی روستایی پیش بینی شده است. مقدار به دست آمده برای شاخصGOF (به میزان 887/0)، نیز برازش بسیار مناسب مدل ساختاری تحقیق را تائید می کند.
۳.

مفهوم کاربردی ساختمان هوشمند سبز (مطالعه موردی: منطقه یک شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ساختمان سبز کاهش آلودگی محیط زیست صرفه جویی انرژی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۴
پیشینه و هدف: رویکردهای پایدار و سبز در معماری به دلیل اهمیت دستیابی به اهداف کاهش ردپای کربن و سازگاری با پیامدهای گرمایش جهانی در حال گسترش اند. در این راستا، طراحی و ساخت ساختمان هوشمند سبز به عنوان مدلی کارا از نظر مصرف انرژی و پاسخگویی به نیاز ساکنان مورد توجه قرار گرفته است. ساختمان های سبز هوشمند از اینترنت اشیاء و فناوری اطلاعات و ارتباطات سبز بهره می برند و علاوه بر مدیریت مناسب انرژی، آب و پسماند، بر سلامت و کیفیت محیط داخلی اثرگذارند ولی هزینه سرمایه گذاری و قیمت فروش بالاتر محدویتی برای توسعه این ساختمان ها است. نوآوری  پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر کاربردی سازی مفاهیم ساختمان هوشمند سبز است که با شاخص هایی مانند فناوری، صرفه جویی در انرژی و ایجاد محیط زیست سالم و پاک مورد بررسی قرار گرفته است.  از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی قابلیت اجرای مفهوم ساختمان هوشمند سبز از نظر ذی نفعان طرح در ایران، به تحلیل دیدگاه ساکنان و خریداران مسکن می پردازد. مواد و روش :پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن تحلیلی- توصیفی بر اساس ابزار کتابخانه ای- اسنادی و مطالعات میدانی و پرسشنامه ای است. پرسشنامه با 39 سؤال در چهار بعد شامل مزایای ساختمان هوشمند سبز، عوامل مؤثر بر تمایل خریداران، برآورد هزینه لازم برای ساخت و عوامل مؤثر بر اجرای مفهوم سبز هوشمند در ساخت و ساز طرح شد. سپس عوامل احتمالی مؤثر در اجرای موفقیت آمیز معیارهای ساختمان سبز در سه دسته رهبری و مسئولیت پذیری، اصول و فنون و بازخورد و ایجاد اعتماد عمومی طبقه بندی شد. پژوهش با تمرکز بر منطقه یک تهران در شمالی ترین نقطه شهر انجام شد به طوری که خانوارهای ساکن با توانایی خرید یک واحد مسکونی سبز با ارزش افزوده ای معادل 31 -10 درصد نسبت به واحد های مسکونی معمولی جامعه آماری هدف را تشکیل دادند. در مرحله پیش آزمون، پرسشنامه بین 30 نفر توزیع و با تحلیل داده ها، اندازه نمونه به دست آمد. پس از گردآوری داده ها، تمامی تحلیل های پرسشنامه ای و آماری با کمک نرم افزار SPSS  انجام گرفت.یافته ها و بحث:نتایج بررسی 62 پاسخ به پرسشنامه نشان می دهد از میان مزایای ساختمان سبز هوشمند، به ترتیب بهره وری انرژی، بهره وری مواد و بهره وری زمین از اهمیت بیشتری برخوردارند. اکثر پاسخ دهندگان بر این باورند که ساختمان های هوشمند سبز به صرفه جویی در هزینه های نگهداری و در نتیجه کاهش تقاضای انرژی برای روشنایی، گرمایش و تهویه مطبوع می انجامند. مشوق های اقتصادی در اولویت اقدامات سیاست گذاری قرار دارد و اعطای تخفیف مالیاتی به خریداران مسکن سبز بر تمایل خریداران مؤثر است. مؤلفه های برچسب گذاری ساختمان ها و پرداخت وام های یارانه ای و کمک های بلاعوض در جایگاه های بعدی قرار دارند. همچنین، نیمی از پاسخگویان ارزش افزوده لازم برای ساخت یک خانه یا آپارتمان دارای رتبه بندی سبز در مقایسه با ساخت یک خانه یا آپارتمان معمولی مشابه را بیش از 30% برآورد کرده اند که مشابه با مطالعات پیشین است. تمایل خریداران برای پرداخت اضافه بها با بالا رفتن میزان درآمد بیشتر می شود و 3/40% از پاسخگویان حاضرند مبلغ بیشتری برای خرید یک خانه یا آپارتمان جدید به عنوان ساختمان هوشمند سبز بپردازند.نتیجه گیری:برای افزایش تمایل خریداران برای پرداخت اضافه بها، لازم است قیمت ساختمان سبز تا حدودی تعدیل شود. ایجاد بستر مناسب برای افزایش آگاهی در مورد مفهوم ساختمان سبز برای عموم مردم می تواند به کاربران و مصرف کنندگان در اتخاذ تصمیم درست کمک کند. اولویت های کنونی ساختمان سبز به اثرات محیط زیستی آن بازمی گردد. در عین حال لازم است مزایای بالقوه اقتصادی و انسانی آن را که از نکات کلیدی برای موفقیت ساختمان سبز در آینده است مد نظر قرار داد. لازمه ی اجرای موفقیت آمیز برنامه ساختمان سبز هوشمند تعریف چشم انداز و دستورالعمل های تکنولوژیکی، تهیه نقشه راه، و سپس اولویت بندی و به جریان انداختن پروژه های ساخت و بازسازی با هدف پایداری است.
۴.

تبیین رابطه پیچیدگی بصری منظر شهری و هویت کالبدی آن (مورد پژوهی: هسته تاریخی شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پیچیدگی هویت کالبدی منظر شهری بُعد فراکتال تشابه - تمایز تداوم - تحول وحدت – کثرت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۵
پیشینه و هدف منظر شهرها تلفیقی از اجزا سنتی و مدرن هستند که در دوره های زمانی مختلف و با سبک های متفاوت شکل گرفته اند. برخی از این اجزا با گذشته بافت رابطه دارد و به سرعت در ذهن افراد خاطره و حس تعلق ایجاد می کنند. برخی اجزا نیز شناخت بافت را مشکل می کنند و حواس را درگیر مکان نخواهد کرد. از طرف دیگر تئوری پیچیدگی به دنبال یافتن نظمی پنهان در عناصر هویت بخش است و بر مبنای آن نظم روابط فضایی تصادفی نیست و می تواند تابع یک جریان معین با یک فرمول ریاضی مشخص باشد. شکل، فرم و هندسه حاصل از عناصر و روابط بین آن ها نیز هر چند پیچیده ولی با نظمی نهفته، معانی را در ذهن مخاطب ایجاد می کند که هویت و حس تعلق به فضا یکی از مظاهر آن است. پژوهش حاضر با تشریح نظریات هویت کالبدی و منظر شهری، به پیوند آنها با نظریه پیچیدگی کالبدی پرداخته است هدف اصلی پژوهش این است که میزان پیچیدگی مناظر هویت بخش کالبدی را که به طور طبیعی قدیمی تر از مناظر نوساز هستند،  نسبت به سایر عناصر تفسیر کند؛ بنابراین به سنجش میزان پیچیدگی یک منظر شهری می پردازد.روش شناسیپژوهش حاضر از روش توصیفی - تحلیلی و کمی - کیفی هم زمان استفاده شده و دارای دو قسمت کلی است: در قسمت اول، مبتنی بر مبانی نظری و پیشینه پژوهش، به بررسی منابع موجود در زمینه فراکتال و کاربرد آن در منظر شهری و بافت تاریخی پرداخته شده است. در قسمت دوم با بررسی میدانی مناظر شهری انتخاب و تصویربرداری در بافت تاریخی شهر کرمانشاه برای سنجش پیچیدگی کالبدی تصاویر استفاده شد. برای ارزیابی بعد فراکتال (پیچیدگی کالبدی) تصاویر منظر شهری هر عکس مطابق نظریه منوچهر مزینی در سه مقیاس پیکر (فاصله دور)، سیما (فاصله میانی) و چهره (فاصله نزدیک) تقسیم شده به صورتی که در مقیاس پیکر یک تصویر، در مقیاس سیما، دو تصویر و در مقیاس چهره 4 عکس ایجاد شد که با یکدیگر همپوشانی ندارند (A1 تا A7). فرایند سنجش بعد فراکتال با استفاده از 14 تصویر از هفت منظر تاریخی و عناصر الحاق شده به مناظر در دوره های مختلف با نرم افزار «ایمیج جی» محاسبه شده است.یافته ها و بحثمحاسبه ابعاد فراکتال مناظر منتخب بافت تاریخی شهر کرمانشاه در فاصله دور نشان داد مناظر شهری قدیمی که دارای ابنیه و عناصر تاریخی هستند دارای پیچیدگی بالاتری نسبت به مناظر جدیدتر هستند. مشاهده بعد فراکتال در فاصله میانی نشان داد در مناظر شهری تاریخی که دارای هویت کالبدی بالاتر هستند، پیچیدگی کالبدی افزایش یافته یا با ثابت ماندن آن و یا کاهش جزئی همراه است. در فاصله نزدیک نیز این امر تکرار شده و نمود بارز افزایش پیچیدگی کالبدی با نزدیک شدن به مناظر شهری که دارای هویت کالبدی بیشتری دارند، خواهد بود. علاوه بر تغییرات بعد فراکتال باید توجه داشت که تصاویر در فاصله دور دارای تعدد عناصر و اجزای بیشتری نسبت به دو فاصله دیگر هستند؛ لذا انتظار می رود با کمترشدن جزئیات در کل تصویر بعد فراکتال به شدت کاهش پیدا کند؛ ولی این نتیجه فقط در مناظر شهری جدیدتر حاصل شد. نتیجه گیری نتایج به دست آمده از ابعاد فراکتال اندازه گیری شده در مناظر دارای بافت تاریخی و غیرتاریخی شهر کرمانشاه نشان می دهد مناظر شهری دارای هویت تاریخی بیشتر دارای پیچیدگی کالبدی بیشتری نیز نسبت به مناظر بدون هویت تاریخی هستند. همچنین پژوهش نشان می دهد بین بعد فراکتال (میزان پیچیدگی کالبدی) و شناخت ذهنی و معنای مترتب بر آن منظر شهری رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین ارزیابی پیچیدگی مناظر شهری از سه مقیاس مختلف نشان دهنده پایدارتر بودن پیچیدگی کالبدی در مناظر شهری تاریخی نسبت به مناظر جدیدتر است.  یعنی مناظر شهری در گذر زمان غنی تر و از لحاظ کالبدی پیچیده تر می شوند، به شرطی که اجزاء جدیدتر منظر شهری به جای تخریب و جایگزینی به تداوم محتوای کالبدی - بصری آن بیفزایند. در مناظر باهویت شهری که پیچیدگی بیشتری دارد، تشابه عناصر جدید و قدیم بیش از تمایز، وحدت بیش از کثرت، و درجه تداوم بیش از تحول آن است. محاسبه این پیچیدگی ها ابزار مناسبی برای رصد میزان آسیب مناظر تاریخی شهر و ارائه راهکارهایی برای تداوم هویت، پیوستگی و پیوند بین حال و آینده است.
۵.

الگوی مناسب مدیریت بحران سیلاب شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مدیریت بحران سیلاب پیشگیری ساختار ایلام

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۳۷
پیشینه و هدف سیل به عنوان یکی از بلایای طبیعی از چالش های اصلی برای کشورهای در حال توسعه است که همراه با تلفات جانی و مالی هر ساله بسیاری از کشورهای جهان را تحت تأثیر قرار می دهد. در ایران نیز سیل به عنوان یکی از حوادث پرتکرار طبیعی است که به سبب برخی دخالت های انسانی در طبیعیت و شهرسازی ناسازگار با عوامل طبیعی سبب بروز خسارات زیادی می شود. بسیاری از شهرهای ایران از نظر روند توسعه فیزیکی با محدودیت های ژئومورفولوژیکی مواجه هستند و همین امر باعث توسعه این شهرها به سمت زمین های نامناسب و سیل خیز شده است. شهر ایلام از جمله شهرهای است که به دلیل همین شرایط به سمت حریم رودخانه گسترش یافته است. مدیریت شهری و ضعف های آن از یک طرف و مدیریت بحران به شیوه سنتی(تکیه بر امداد و نجات پس از بحران) سبب شده است تا در بحران سیل اخیر این شهر تلفات جانی و مالی را متحمل شود. مقاله حاضر با استفاده از نتایج پژوهشهای مذکور و روش آینده پژوهی در پی دستیابی به الگوی مناسب مدیریت بحران سیلاب شهر ایلام است. روش شناسی نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی آن توصیفی – تحلیلی و پیمایشی است. برای جمع آوری اطلاعات و شناخت وضع موجود از روش اسنادی و از روش میدانی مبتنی بر پرسشنامه خبرگانی استفاده شده است. در این بررسی ابعاد و شاخص های اثرگذار بر اساس مطالعات نظری استخراج و جهت دستیابی به  هدف و ارائه الگو و سناریو از روش آینده پژوهی از طریق نرم افزار میگ مک استفاده شده است .جامعه آماری شامل خبرگان و کارشناسان مربوط به حوزه سوانح طبیعی و مدیریت بحران از جمله کارشناسان جمعیت هلال احمر، اداره کل مدیریت بحران، شرکت آب و فاضلاب منطقه ای، دانشگاه علوم پزشکی، شهرداری و...  (تعداد 30 نفرحجم نمونه با استفاده از روش دلفی)می شود. محدوده مکانی پژوهش نیز ، شهر ایلام مرکز استان ایلام می باشد. مهمترین ابعاد مورد بررسی در این پژوهش عبارتند از ابعاد طبیعی(نوع خاک، رودخانه های دائمی، توپوگرافی، رژیم بارندگی)، کالبدی(فرسودگی بافت، نوع کاربری زمین، رعایت همجواری ها ، تراکم ساختمانی، نوع بافت شهرو...)، مدیریتی(قوانین شهری ، نظارت بر ساخت و سازها ، مدیریت آبهای سطحی ، مکانیابی کاربری های حساس و حیاتی، رعایت حرایم،، نظام مدون مدیریت بحران، مدیریت شهری واحد، هماهنگی و هم افزایی دستگاههای اجرایی، تخصص گرایی در مدیریت شهری، نظام مستند سازی و انتقال دانش، تحقق مدیریت محلی، تفکیک و تدقیق وظایف بین نهادهای شهری،تخصیص مالی مناسب براساس برنامه)، اقتصادی(مالکیت، درآمد و بیمه)، اجتماعی فرهنگی(تراکم جمعیت، مشارکت عمومی، آگاهی عمومی). یافته ها و بحث مقاله حاضر با از چارچوب مکاتب رفتاری و ساختاری مطابق واقعیت شهر ایلام؛ الگوی مناسب مدیریت بحران سیلاب شهر ایلام را ارائه داده است. با تأکید بر این مکتب ، ابعاد اجتماعی و اقتصادی و شاخص های مربوطه جهت پاسخگویی به سؤال مقاله تدوین شده است . با توجه به مطالبی که ذکر شد می توان اسم دیدگاه مورداستفاده در مقاله حاضر را دیدگاه تدوینی مکاتب ساختاری رفتاری مدیریت بحران سیلاب شهری مطابق با واقعیت گذاشت ؛ زیرا بر اساس واقعیات مکاتب اشاره شده، شاخص های مربوطه جهت دستیابی به الگوی مناسب مدیریت بحران سیلاب شهر ایلام ،تنظیم و تدوین شده است. 36 عامل کلیدی مؤثر بر وضعیت کنونی مدیریت بحران سیلاب شهر ایلام که توسط متخصصین امر وزن دهی شده اند در نرم افزار میگ مک مورد بررسی و تحلیل کمی قرار گرفته است و  با عنایت به عوامل شناسایی شده وضع موجود مدیریت بحران(که سنتی می باشد) ، راهبردهای متناسب با وضعیت موجود مدیریت بحران سیلاب شهر ایلام ارائه شده است. نتیجه گیری خروجی این پژوهش حاکی از آنست که؛ در شهرهای کمتر توسعه یافته ونقاط شهری محروم کشورایران چنانچه وضعیت موجود نظام مدیریت بحران آن سنتی باشد، بر پایه نظریه تدوینی مکاتب رفتاری و ساختاری مطابق واقعیت، می توان به ارائه الگوی مناسب مدیریت بحران سیلاب شهری رسید که نمونه آن شهر ایلام می باشد و مقاله حاضر این امر را تایید نموده و قابل تعمیم به شهرهایی که دارای شرایط مشابه هستند می باشد.
۶.

تحلیل ظرفیت تاب آوری زیرساخت های حیاتی در مناطق آسیب پذیر از تغییرات اقلیمی: مطالعه ای در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زیرساخت تغییرات آب و هوایی چرخه سازگاری تاب آوری خوزستان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۶
پیشینه و هدف رویکرد تاب آوری،  طی دو دهه اخیر در علوم مختلف از جمله در مطالعات شهری و منطقه ای جایگاه مهمی پیدا کرده است. این موضوع در آمایش متوازن، منعطف و خردمندانه زیرساخت های اساسی  به خصوص در مناطقی که در معرض تغییرات اقلیمی و آسیب های ناشی آن هستند، اهمیت فراوان دارد. ادبیات پژوهش نشان می دهد برای سنجش تاب آوری سیستم های حیاتی و زیرساختی مدل ها و چهارچوب های تحلیلی متعددی ارائه شده است. یکی از مهم ترین مدل های ارزیابی کیفیت و ظرفیت تاب آوری در سیستم های زیرساختی مدل چرخه سازگاری تاب آوری است. با توجه به اهمیت تاب آوری زیرساخت های حیاتی در استان خوزستان، این پژوهش با استفاده از این مدل به تبیین ظرفیت تاب آوری زیرساخت های حیاتی در این استان پرداخته است. روش شناسی برای گرداوری داده ها توصیفی از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و برای بخش داده های تحلیلی از روش پیمایشی به صورت روش دلفی هدفمند استفاده شده است. در این راستا از نظرات 30 کارشناس و متخصص در دو مرحله، در زمینه موضوع تاب آوری زیرساخت های حیاتی و برنامه ریزی شهری و منطقه ای استفاده شد. مرحله اول به تبیین و تشریح موضوع، مراحل مدل، شاخص های مربوط به هر کدام از آنها و تایید از سوی کارشناسان و مرحله دوم به وزن دهی و کیفیت سنجی وضعیت زیرساخت های حیاتی استان در 5 زیرساخت برق، گاز، آب، مخابرات و حمل ونقل بر اساس مدل چرخه سازگاری تاب آوری و شاخص های تشکیل دهنده مراحل مدل پرداخته است. برای تجزیه و تحلیل نظرات کارشناسان و خروجی ها، از مدل شباهت به گزینه ایده آل فازی بهره برده شده است. یافته ها و بحث تحلیل نتایج مربوط به شاخص های مرحله فروپاشی به عنوان اولین مرحله در مدل چرخه سازگاری تاب آوری برای زیرساخت های حیاتی استان به هنگام رخداد مخاطرات نشان می دهد که زیرساخت حیاتی برق در تمامی شاخص ها دارای کمترین وزن و متعاقباً ضعیف ترین کیفیت از منظر تاب آوری بوده و از منظر شاخص های یاد شده دارای اولویت بهبود بخشی است. تحلیل ظرفیت تاب آوری زیرساخت های حیاتی استان در مرحله سازماندهی مجدد به عنوان مرحله دوم مدل چرخه سازگاری تاب آوری نشان می دهد که زیرساخت برق در تمامی شاخص های این مرحله نیز دارای ضعیف ترین و پایین ترین رتبه بوده و نشان دهنده تاب آوری پایین این زیرساخت در استان خوزستان است. مرحله بهره وری سومین مرحله در مدل چرخه سازگاری تاب آوری برای اندازه گیری ظرفیت تاب آوری زیرساخت های حیاتی در استان است که نتایح این مرحله بیانگر آن است که زیرساخت حیاتی برق به مانند مراحل پیشین دارای کمترین رتبه کسب شده و ضعیف ترین کیفیت از لحاظ تاب آوری است. مرحله تعادل آخرین مرحله و کامل ترین مرحله در مدل چرخه سازگاری تاب آوری است که وضعیت شاخص های آن برای زیرساخت های حیاتی استان خوزستان نشان می دهد که تاسیسات برق باز دارای کمترین وزن ها و ضعیف ترین کیفیت از منظر تاب آوری در مرحله تعادل است. نتیجه گیری  نتایج این پژوهش نشان می دهند که بین زیرساخت های حیاتی استان، زیرساخت برق دارای وضعیت نامناسبی از منظر تاب آوری در هر چهار مرحله مدل بود. بعد از این زیرساخت، زیرساخت آب دارای وضعیت نامناسب تری بود و کمترین وزن ها را به خود اختصاص داد. همچنین زیرساخت های گاز، مخابرات و حمل ونقل، به ترتیب رتبه های سوم تا پنجم تاب آوری را در قالب مدل چرخه سازگاری تاب آوری در استان به دست آوردند. تحلیل نهایی کیفیت زیرساخت های حیاتی استان از منظر مراحل مدل چرخه سازگاری تاب آوری نشان داد که مرحله سازماندهی مجدد دارای ضعیف ترین کیفیت و متعاقباً اولویت بیشتری برای برنامه ریزی در راستای ارتقای کیفیت تاب آوری زیرساختی در استان خوزستان دارد.  نتایج این پژوهش می تواند راهگشای سیاست های مبتنی بر آمایش تاب آورانه زیرساخت های حیاتی استان در برابر مخاطرات طبیعی ناشی از تغییرات اقلیمی باشد.
۷.

نقش مولفه های زیبایی شناختی منظر طبیعی پیرامون سدها در توسعه گردشگری ساحلی (مورد مطالعه: محدوده سد سفیدرود منجیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: توسعه گردشگری زیبایی شناختی سد سفیدرود کیفیت محیط منجیل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
پیشینه و هدف آنچه از بررسی مطالعات پیشین استنباط می شود در رابطه با گردشگری ساحلی مطالعات متعدد و فراوانی در نقاط مختلف ایران و جهان انجام شده است اما در بحث زیبایی شناختی منظر طبیعی پیرامون سدها در توسعه گردشگری، کم تر پرداخته شده است. ازاین رو پژوهش حاضر ضمن بررسی این موضوع، محدوده سد سفیدرود منجیل را به عنوان منطقه ای که می توان با سرمایه گذاری در آن، موجب رونق و افزایش گردشگر شد، مطالعه کرده است.  نو بودن مطالعه حاضر در این نکته است که محقق به منظور کشف روابط بین زیبایی شناختی طبیعی و توسعه گردشگری ساحلی، ضمن مطالعه مجموعه ای وسیعی از مطالعات پیشین به تدوین دوباره متغیرهای اثرگذار بر اساس هدف این مطالعه اقدام کرده است. بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش یا اثر مولفه های زیبایی شناختی منظر طبیعی پیرامون سدها در توسعه گردشگری ساحلی است. روش شناسی پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی  و از حیث  روش، توصیفی - تحلیلی است. به منظور جمع آوری اطلاعات، از دو روش کتابخانه ای و میدانی و برای بررسی و تعیین چهارچوب نظری-کاربردی  عوامل زیبایی شناختی منظر طبیعی پیرامون سد سفیدرود در راستای توسعه گردشگری، از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. همچنین گردآوری داده ها از طریق پرسش نامه ای با چهار متغیر مستقل (اقتصادی، اجتماعی_فرهنگی، کالبدی_عملکردی، محیطی) و یک متغیر وابسته (توسعه گردشگری ساحلی) با ۲۴ گویه استخراج شد. بدین منظور تعیین  روایی پرسش نامه و  شاخص ها و گویه های انتخاب شده، از نظرات ۶ نفر از اساتید و پژوهشگران شهرسازی و جغرافیای شهری استفاده و درنهایت پرسش نامه اصلاح و تایید شد. جامعه آماری پژوهش را اساتید و دانشجویان دکتری رشته های جغرافیا و  برنامه ریزی شهری و شهرسازی، کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری استان گیلان و شهر منجیل تشکیل داده که دانش کافی از گردشگری و شهر منجیل داشته اند. همچنین حجم نمونه بر مبنای نرم افزار Sample Power، تعداد ۳۰ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. در ادامه به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و پاسخ گویی به سوالات پژوهش از روش مدل سازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزار اسمارت پی.ال.اس استفاده شده است. یافته ها و بحث در این پژوهش باتوجه به محاسبه GOF  براساس خروجی های نرم افزار اسمارت پی.ال.اس که مقدار ۶۴۱/۰ را نشان داد می توان گفت مدل از برازندگی قوی برخوردار است. بنابراین در ادامه تحلیل، محقق اجازه می یابد که به بررسی و آزمون سوال های تحقیق خود بپردازد. از این رو فرضیه تحقیق در سطح اطمینان 99 درصد و سطح معناداری صفر مورد تایید قرار گرفت. به گونه ای که میان عوامل کیفیت زیبایی شناختی محیطی به عنوان متغیر مستقل و توسعه و جذب گردشگر به عنوان متغیر وابسته رابطه معنی دار وجود دارد. همچنین ضریب مسیر به دست آمده آن برابر با 881/0 و  گویای ضریب اثر بسیار قوی میان آن ها بوده است. پس می توان با اطمینان اذعان داشت که متغیر کیفیت زیبایی شناختی در همه ابعاد بررسی شده می تواند در ارتقاء گردشگری، اثرگذاری با شدت و جهت مثبت داشته باشد. نتیجه گیری جمع بندی نهایی پژوهش حاضر به این موضوع اشاره دارد که موفقیت در دستیابی به اهداف همه جانبه، به تعامل مستمر بین عوامل کلیدی و برنامه ریزی دقیق برای توسعه و بهبود گردشگری ساحلی در شهر منجیل وابسته است. بنابراین با توجه  به نتایج پژوهش، می توان اینگونه بیان نمود که موانع توسعه گردشگری در ساحل سد سفیدرود منجیل، وابسته به عناصری مانند عناصر کالبدی - عملکردی،  محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی - فرهنگی می باشد و تا زمانی که این معضلات مرتفع نشود، گردشگری در مناطق مذکور رشد قابل توجه ای نخواهد داشت.
۸.

تحلیل محتوای مطالعات گردشگری شهری پایدار، با تاکید بر واژه شناسی مفهوم «چالش»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: واژه شناسی گردشگری شهری پایدار تحلیل محتوا سیستماتیک چالش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۷
پیشینه و هدف زبان از مهم ترین ابداعات بشر در برقراری ارتباط است که از طریق آن افکار و احساس ها منتقل می گردد. زبان حاصل هم زیستی طولانی مدت بشر و نقش با اهمیتی در فرآیند تکامل آن ها ایفا کرده است. هر معرفت از پارادایمی برخاسته و با واژگان مختص خود تعریف می گردد؛ چراکه واژگان امکان انتقال دانش را فراهم ساخته و مبین دیدگاه معرفتی خود هستند. لذا به نظر می رسد کاربست غیردقیق آن ها به ویژه در فعالیت های پژوهشی، می تواند منجر به انحراف در تشخیص پارادایم فکری پژوهشگر شود و متعاقباً طرح پرسش و اهداف، راهکارهای نظری و عملیاتی، یافته ها و به ویژه نتایج پژوهش ها را مورد تردید قرار دهد. از این رو پژوهش حاضر سعی در تعریف صحیح واژه «چالش» و تبیین چارچوبی از معیارهای آن در حوزه پژوهش های شهری به ویژه گردشگری پایدار و سپس تحلیل محتوا مقاله های داخلی و خارجی گردشگری پایدار و در نهایت مقایسه تطبیقی شیوه نگرش آن ها با این واژه می باشد. مواد و روش ها در این بخش به منظور کالبد شکافی پژوهش و تحلیل عناصر بنیادین ساختار روش شناسی آن ، از مدل اقتباسی پیازپژوهش، اثر ساندرز استفاده شده است. بر این اساس، پارادایم این پژوهش تفسیری انتقادی و منطق آن استفهام است؛ پژوهش از نوع کیفی و راهبرد گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است؛ روش پژوهش تحلیل محتوای سیستماتیک است که با هدف دستیابی به تعریفی جامع از واژه «چالش» در پژوهش های شهرسازان در حوزه موضوعی گردشگری پایدار، اطلاعات مورد نیاز خود را با مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه جمع آوری کرده و از روش تحلیل محتوای سیستاماتیک بهره برده است. به منظور تکمیل پرسشنامه ها، تعداد ده نفر خبره با روش نمونه گیری غیراحتمالی گلوله برفی انتخاب شده اند. در واقع این پژوهش ابتدا با تلفیق اشتراک تعاریف پژوهش های داخلی و خارجی از واژه چالش، سعی داشته است تا به تعریفی جامع از این واژه دست یابد و معیارهای آن را استخراج نماید؛ سپس روایی آن ها را به تایید خبرگان برساند. در مرحله بعد بر اساس معیارهای مستخرج و با استفاده از روش تحلیل محتوای سیستماتیک به بررسی و تفسیر نظام مند و جامع محتوای پژوهش های گردشگری پایدار و تحلیل نگرش پژوهشگران در خصوص واژه «چالش» پرداخته است. لذا پژوهش حاضر مبتنی بر پنج مرحله شامل تعیین هدف مطالعه، جمع آوری داده های پژوهش، کدگذاری واحدهای تحلیل، طبقه بندی و ارزیابی تفسیری از مقوله های انجام شده است. یافته ها و بحث براساس نتایج این پژوهش تعریف مورد نظر واژه چالش در پژوهش های حوزه گردشگری عبارت است از: «چالش شرایط و موقعیت جدیدی است که مسائل و مشکلاتی را در حوزه های متعدد و ابعاد مختلف، از بیرون بر نظام شهری وارد می کند و مسیر آینده آن را تحت تاثیر قرار می دهد؛ چنان که با توجه به مقیاس آن، نظام شهری نیازمند به کارگیری مسئولانه و فعالانه کلیه توان های بالقوه و بالفعل خود به منظور ارائه راهکار های نویدبخش برای غلبه بر شرایط حاکم و رسیدن به اهداف مدنظر می باشد». درنهایت با توجه به واکاوی و مقایسه تطبیقی چهل مقاله داخلی و خارجی، براساس تعریف معیار، اینگونه به نظر می رسد که در حال حاضر، برای برخی از پژوهشگران داخلی فهم روشن و دقیقی از واژه چالش وجود ندارد. نتیجه گیری به نظر می رسد یکی از دلایل اصلی تفاوت نگرش به واژه چالش در پژوهش های داخلی و خارجی، ترجمه لغوی این واژه در زبان فارسی می باشد؛ که بایستی در پژوهش های آتی کلیه جوانب کاربرد مفهوم این واژه و معیارهای آن را در نظر بگیرند.
۹.

عوامل موثر در تحقق پذیری اهداف طرح های توسعه روستایی شهرستان زابل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: توسعه روستایی پیش برنده بازدارنده تحقق پذیری شهرستان زابل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۱
پیشینه و هدف  عرصه های روستایی نشان می دهند سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های برای اجرای  برنامه ها و پروژه های روستایی، برخی  پیش برنده و بعضی  بازدارنده توسعه روستایی  بوده اند. ضروری است که با شناخت دقیق تر و بررسی بیشتر طرح ها و پروژه های توسعه روستایی،  بسترهای لازم را برای توسعه سکونتگاه های روستایی فراهم ساخت. با این حال، در منطقه زابل نیز برای تحقق طرح های توسعه روستایی، عوامل، محرک ها و پیشران ها و همچنین عوامل بازدارنده ای وجود دارد که لازم است شناسایی مورد بررسی قرار گیرند. چرا که برای  دستیابی به اهداف طرح های توسعه روستایی، شناسایی عوامل پیش برنده و بازدارنده موثر در تحقق پذیری طرح های توسعه روستایی  ضروری است. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف پژوهش حاضر، تحلیل عوامل موثر در تحقق پذیری اهداف طرح های توسعه روستایی شهرستان زابل است. روش شناسی روش شناسی  این پژوهش بر حسب هدف، کاربردی و تحلیلی-توصیفی است. شیوه گردآوری اطلاعات پژوهش، روش ترکیبی کتابخانه ای- میدانی بوده و جامعه آماری، شامل کارشناسان در رشته های مختلف جغرافیا، مدیریت و اقتصاد، کارشناسان فرمانداری ها و استانداری استان سیستان و بلوچستان است. در این خصوص تعداد نمونه مورد مطالعه  ۸۰ نفر از اساتید و کارشناسان محلی، با استفاده از نمونه گیری غیر احتمالی  محاسبه و تعیین  شده است. نتایج به دست آمده از آزمون بارتلت که تقریبی از آماره کای دو هست برای شاخص های پژوهش در سطح معناداری ۰۱/۰≥p، کوچکتر از ۵ درصد به دست آمد که نشان می دهد تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار مدل عاملی، مناسب است. یافته ها و بحث با توجه به ستون واریانس تجمعی نسبی، عوامل پیش برنده  موثر در تحقق پذیری اهداف طرح های توسعه روستایی شهرستان زابل می تواند در بعد مدیریتی ۰۳/۷۰ درصد، بعد اقتصادی۸۶/۸۰ درصد، در بعد اجتماعی ۱۶/۷۱ درصد، بعد کالبدی ۰۲/۶۶ درصد و بعد محیط طبیعی ۴۳/۴۷ درصد  تغییرپذیری (واریانس) متغیرها را توضیح دهند. عوامل پیش برنده موثر در تحقق پذیری اهداف طرح های توسعه روستایی شهرستان  زابل در زمینه اقتصادی شامل بهره گیری از فرصت ها و توسعه اقتصادی، کارآفرینی طرح و  اشتغال زایی، در زمینه مدیریتی شامل نیازسنجی و تعهد اجرا، دانش و آگاهی و  فرآیند اجرا و مشارکت و در زمینه محیط طبیعی شامل بسترهای محیط زیستی و اکوتوریسم می باشند. با توجه به ستون واریانس تجمعی نسبی، عوامل بازدارنده می توانند در بعد مدیریتی ۱۹/۸۰ درصد، بعد اقتصادی ۲۴/۶۵ درصد، در بعد اجتماعی ۱۷/۷۶درصد، بعد کالبدی ۱۷/۸۲درصد و بعد محیط طبیعی ۹۵/۶۶ درصد از تغییرپذیری (واریانس) متغیرها را توضیح دهند. عوامل بازدارنده موثر در تحقق پذیری اهداف طرح های توسعه روستایی شهرستان  زابل در زمینه مدیریتی شامل ناکارآمدی مشاوران، ضعف مدیریت و  برنامه خطی و تک بعدی نگری؛ در زمینه اقتصادی شامل سهل انگاری در برنامه توسعه اقتصادی؛ در زمینه کالبدی شامل فقدان برنامه ریزی زیرساختی و فقدان مقررات و برنامه مناسب بهسازی و  در زمینه محیط طبیعی شامل بسترهای محیط زیستی هستند نتیجه گیری نتایج تحقیق نشان داد که از بین پنج عامل مورد بررسی، عامل اقتصادی به عنوان مهمترین عامل پیش برنده  تحقق طرح های توسعه روستایی شناخته شد و عامل کالبدی به عنوان مهم ترین عامل بازدارنده تحقق اهداف طرح  های توسعه روستایی در شهرستان زابل هستند. به طوری که عامل اقتصادی با توجه به نقش مهم آن در توسعه روستایی و به ویژه تحقق پذیری اهداف طرح های توسعه روستایی از مهم ترین عوامل پیش برنده بوده است. لذا عامل اقتصادی  باید مورد توجه مسئولین و برنامه ریزان توسعه روستایی قرار گیرند. همچنین نتایج بررسی عوامل بازدارنده تحقق طرح های توسعه روستایی در شهرستان زابل نشان داد که از بین پنج عامل شناسایی شده به ترتیب عامل مدیریتی اقتصادی، اجتماعی و عامل کالبدی و عامل محیط طبیعی مهم ترین بازدارنده موثر در تحقق پذیری اهداف طرح های توسعه روستایی شهرستان زابل هستند. از بین این بازدارنده ها عامل کالبدی مهم ترین عامل بازدارنده، نیازمند  توجه بیشتری است.
۱۰.

تحلیل سیستمی پیشران های کلیدی موثر بر توسعه گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: گردشگری خلاق آینده پژوهی پیشران های کلیدی میک مک شهرستان بروجرد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۶
پیشینه و هدف جمع بندی نتایج بررسی پیشینه تحقیق نشان می دهد توسعه گردشگری پایدار به دلیل اهمیت آن و آثار بالقوه مثبت و منفی که به همراه دارد بدون برنامه ریزی امکان پذیر نخواهد بود؛ لذا اتخاذ سیاست های اصولی از راه فرایند برنامه ریزی ها و مدیریت ضروری خواهد بود. بنابراین مدیریت شهری و روستایی می تواند با آگاهی از پیشران های کلیدی در راستای توسعه پایدار گردشگری حرکت نماید. بررسی ادبیات موضوع در این پژوهش نشان می دهد که در کنار توجه به توسعه پایدار گردشگری با تعیین پیشران های کلیدی در دنیای به شدت رقابتی در برنامه ریزی و مدیریت ها، نیاز به رویکردی خلاقانه نیز وجود خواهد داشت تا شاخص های مورد نظر، جهت بررسی با نگاهی خلاقانه تعیین و مورد بررسی قرار گیرند. بنابراین پژوهش پیش رو قصد دارد که با تکیه بر دیدگاه نوین برنامه ریزی و با استفاده از روش های خاص آینده پژوهی به شناسایی عوامل کلیدی موثر بر توسعه گردشگری خلاق شهرستان بروجرد بپردازد. روش شناسی پژوهش حاضر از نظر ماهیت تحلیلی و اکتشافی مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی و روش پیمایشی و میدانی می باشد؛ همچنین به لحاظ گردآوری داده ها از نوع ترکیبی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل35 نفر از متولیان سازمان ها و کارشناسان متخصص مرتبط با موضوع در شهرستان بروجرد می باشد. در بخش کیفی جهت شناسایی  نیروهای پیشران و عدم قطعیت ها از مشاهده، پویش محیطی و مطالعات اسنادی، بحث های گروهی و مصاحبه نیمه ساختار یافته (تکنیک دلفی) و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. با نگاهی به رویکرد PESTEL، ابعاد و متغیرهای موثر بر توسعه گردشگری خلاق همچون ابعاد محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و ... در این شهرستان مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت با استفاده از نرم افزار MICMAC پیشران های کلیدی مؤثر بر توسعه گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد شناسایی و رتبه بندی شده اند.     یافته ها و بحث یافته های تحقیق و نحوه پراکنش متغیرها در صفحه پراکندگی جهت تعیین وضعیت پایداری و ناپایداری سیستم در محدوده مورد مطالعه، حاکی از ناپایداری سیستم است. یعنی گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد در وضعیت مناسبی قرار ندارد. در نهایت با توجه به رتبه های به دست آمده از تاثیرگذاری مستقیم و غیر مستقیم متغیرها، 10عامل کلیدی به عنوان شاخص های کلیدی مؤثر برتوسعه گردشگری خلاق شهرستان بروجرد انتخاب شدند که عبارتند از: «افزایش میدان های هوایی، ریلی و زمینی به شهرستان  »؛ «بازاریابی و حمایت از سرمایه گذاران  »؛ «دسترسی به شبکه جهانی نت  »؛ « ارتقای سطح زبان های خارجی و ارتباط با دانشگاه ها و صنعت  »؛ «ارتقای سطح دانش کارکنان واحدهای گردشگری»؛ « توجه به تنوع قومیتی و فرهنگی»  ؛ «مشارکت بومیان و توجه به اقشار آسیب پذیر» ؛ «حمایت از آیین ها و سنت های جامعه ی شهری و روستایی و برگزاری رویدادها»؛  «اخلاق مداری و حفظ امنیت اجتماعی» و «اشتغال زایی در بخش گردشگری». بدین ترتیب سناریوهای آینده وضعیت گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد  نیز می بایست بر اساس این عوامل طراحی شوند. نتیجه گیری براساس نتایج به دست آمده، چندین عامل کلیدی به عنوان شاخص های کلیدی مؤثر برتوسعه گردشگری خلاق شهرستان بروجرد در آینده انتخاب شدند که رتبه یک تا سه آن به ترتیب شامل افزایش میدان های هوایی، ریلی و زمینی به شهرستان، بازاریابی و حمایت از سرمایه گذاران و دسترسی به شبکه جهانی نت است. همچنین براساس یافته های تحقیق، پیشران های نهایی موثر بر گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد به ترتیب شامل «عوامل اجتماعی –فرهنگی با چهار پیشران» ، «عوامل اقتصادی با دو پیشران»، «عوامل آموزشی با دو پیشران» و« عوامل زیرساختی و کالبدی با یک پیشران» است. از مهمترین نتایج این تحقیق، وضعیت توزیع و پراکنش متغیرهای موثر بر گردشگری خلاق در شهرستان بروجرد می باشد که حاکی از ناپایداری وضعیت سیستم در محدوده مورد مطالعه است که نشان از لزوم توجه هر گونه برنامه ریزی با در نظر گرفتن عدم قطعیت های آینده و با بهره گیری از دانش آینده نگاری خواهد بود.
۱۱.

پایداری متابولیسم شهری بر مبنای رهیافت شهر باز مولد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اکولوژی شهری پایداری شهر بازمولد متابولیسم شهری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۳
پیشینه و هدف شهرهای کنونی پتروپلیس هایی هستند که همه عملکردهای کلیدی آن ها، تولید، مصرف و حمل و نقل با تزریق انبوه نفت و سوخت های فسیلی تامین می شوند. چنین شهرهای با الگوی متابولیسم خطی سبب افزایش بی نظمی، اتلاف منابع و افزایش آلاینده ها در جاهای دیگری می شوند. متابولیسم شهری مانند یک لنز برای اندازه گیری عملکرد انسانی- طبیعی یک شهر عمل می کند و  روش مناسبی برای ارزیابی سطح پایداری شهر  است. رهیافت بازمولد با ادغام ورودی و خروجی های متابولیسم شهری در غالب تفکر بازمولد می تواند به عنوان پایه ای علمی برای شناسایی مشکلات محیط زیستی فعلی و ارتقاء دوباره سلامت اکوسیستم شهری مطرح باشد. بدین منظور این پژوهش به بررسی استفاده از معیارهای شهر باز مولد در پایداری متابولیسم شهر و سطح بندی آن ها می پردازد و از متابولیسم شهری به عنوان پایه ای برای سنجش معیار های پایداری استفاده می کند. در واقع این پژوهش به دنبال رفع شکاف مطالعاتی میان اصول باز مولدی و پایداری متابولیسم شهر است.   روش شناسی پژوهش حاضر، یک پژوهش اسنادی و تفسیری با رویکرد آمیخته است که به منظور تبیین مفاهیم و شاخص های سنجش پایداری متابولیسم شهری بر مبنای رهیافت شهر بازمولد، با استفاده از ادبیات نظری مرتبط، مطالعات انجام شده در این زمینه و در نهایت مقایسه رویکردهای نوین، انجام شده است. تحلیل محتوا به مثابه استراتژی پژوهش است. روش جمع آوری نیز بر مبنای اطلاعات کتابخانه ای است. در نهایت از یک فرایند کدگذاری انتخابی برای شناسایی روابط بین مفاهیم کلیدی، انجام سنتز موضوعی و پاسخ به سوالات استفاده شده که منجر به ارائه شاخص های نهایی پژوهش شده است. در ادامه برای سطح بندی شاخص ها از نظر اهمیت و اثرگذاری در سیستم پایداری، از مدل سازی تفسیری ساختاری استفاده شده است. یافته ها و بحث پس از تحلیل محتوا در متون و اسناد مرتبط با موضوع، مولفه های پایداری بر اساس چهار عنصر آب، انرژی، غذا و مواد استخراج شده اند. در رابطه با عنصر آب، معیارهای پایداری متابولیسم عبارتند از کاهش تولید با راندمان بالا، کاهش اتلاف و بازتولید آب است. در رابطه با معیار غذا، معیارهای پایداری متابولیسم بر کاهش ورود منابع، کاهش مصرف داخلی و بازیافت مواد غذایی تاکید دارد. در مبحث انرژی نیز معیارهای پایداری، تحت تاثیر معیارهای بازمولد همچون تولید انرژی بر اساس پتانسیل اکوسیستم، منابع تجدید پذیر و احیاء منابع اکوسیستم است. در بخش مواد نیز معیارهای پایداری چون کاهش تولید و بازیافت مواد در هماهنگی با اصول باز مولد می تواند به کاهش رد پای بوم شناختی، حفظ تنوع زیستی و پایداری منابع منتهی شود. همچنین شاخص های سنجش پایداری متابولیسم شهری بر مبنای معیارهای رهیافت شهر باز مولد در سه سطح دسته بندی شده که بیانگر میزان اهمیت و اثرگذاری هر سطح از شاخص ها در پایداری اکوسیستم شهرها است.                                             نتیجه گیری از آنجایی که این پژوهش به دنبال درک و بسط بینش بیشتر در خصوص نقش و جایگاه رهیافت بازمولد در پایداری متابولیسم شهری است، آنچه این پژوهش را از دیگر مطالعات متابولیسم شهری متمایز می کند پرکردن خلاء های متابولیسم شهری در درک پایداری سیستم ها با استفاده از نگاه رهیافت بازمولد است. نتایج بدست آمده نشان می دهند که تاثیر معیارهای بازمولد در پویایی مطالعات متابولیسم سبب شکل گیری جریان پایداری از روابط درونی سیستم شهری با سیستم برون منطقه ای می شود و از طریق این الگوی چرخشی می تواند در توسعه یکپارچه سرزمین سهم قابل توجهی داشته باشد؛ ضمن کاهش مصرف منابع، وابستگی به منابع ناپایدار را کمتر کند و اتکا به سرمایه های بومی را افزایش دهد.
۱۲.

بررسی رابطه میان حلزون های خشکی زی و ویژگی های فیزیکوشیمیایی خاک در جنگل های هیرکانی شمال ایران؛ رویکرد حفاظتی در تنوع زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آنالیز همبستگی کانونی (CCA) تنوع زیستی درصد رطوبت اشباع کلسیم منیزیم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۲
پیشینه و هدف  عوامل مختلفی تنوع زیستی یک اکوسیستم را تحت تاثیر قرار می دهند و یکی از مهم ترین این عوامل ویژگی های فیزیکوشیمیایی خاک است. در اکوسیستم های خشکی بویژه جنگل ها، بستر خاک، زیستگاه گونه ها ی متنوعی از بی مهرگان است. حلزون های زمینی بعنوان یکی از مهم ترین گروه های بی مهرگان خشکی زی در اکوسیستم های جنگلی بشمار می روند. یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار بر توزیع زیستی حلزون ها، ویژگی های فیزیکوشیمیایی خاک است. در این مطالعه ارتباط میان حضور حلزون ها و شش پارامتر خاک شامل اسیدیته (pH )، کلسیم کل (Ca)، منیزیم کل (Mg)، کلسیم تبادلی (Ca++)، منیزیم تبادلی++) (Mg و درصد رطوبت اشباع؛ بعنوان عوامل مهم تاثیر گذار در پراکنش حلزون های خشک زی مورد بررسی قرار گرفت. روش شناسی  محدوده جغرافیایی مورد مطالعه این پژوهش، واقع در جنگل های هیرکانی ایران است. ایستگاه های نمونه برداری پس از بررسی های میدانی انجام شده در سه ناحیه جنگلی مختلف در شهرهای کردکوی، آمل و تنکابن انتخاب شدند. جهت اطمینان از یک ارزیابی جامع، نمونه برداری در هر جنگل در سه سایت مختلف صورت پذیرفت. برای انجام این مطالعه در مجموع 27 پلات نمونه برداری با ابعداد 3 متر × 3 متر در نه سایت مشخص شده بکار برده شد. شناسایی حلزون ها و تخمین تنوع زیستی با استفاده روش بارکدینگ DNA صورت پذیرفت. به منظور توصیف آماری جوامع مورد بررسی، مقادیر مربوط به فراوانی افراد (تعداد کل حلزون ها) و همچنین تنوع گونه ای آن ها به تفکیک جنگل ها برای هر سایت مشخص شد. آنالیز های مربوط به اندازه گیری فاکتورهای خاک با استفاده از روش های استاندارد آزمایشگاهی صورت پذیرفت. بمنظور کاهش ابعاد داده ها و تعیین متغیرهای اصلی از آنالیز تعیین مولفه اصلی (PCA) استفاده شد و جهت تعیین رابطه میان فاکتورهای فیزیکوشیمیایی خاک و حضور حلزون ها آنالیز همبستگی کانونی (CCA) مورد استفاده قرار گرفت. این آنالیز با مشخص نمودن میزان همبستگی بین پارامترها نشان می دهد که چگونه متغیرهای محیطی با توزیع گونه ها در مکان های مختلف مرتبط هستند. این آنالیزها با استفاده از نرم افزارR V.4.0.3  و بکارگیری بسته factoextra در این نرم افزار صورت پذیرفت. یافته ها و بحث در مجموع تعداد 679 عدد حلزون در ایستگاه های نمونه برداری جمع آوری شد. نتایج درخت تبارشناختی و تعیین حدود گونه ای نشان داد که 37 سکانس بدست آمده متعلق به 10 OTU می باشند. نتایج آنالیز ANOVA تفاوت در فراوانی کل حلزون ها میان جنگل ها را معنی دار ارزیابی نموده است. فاکتورهای اصلی برای آنالیز CCA توسط PCA انتخاب شدند. CCA با استفاده از کلسیم کل، منیزیم کل و درصد رطوبت اشباع انجام شد و نتایج نشان داد آن ها رابطه مثبتی را با اکثر OTU ها و همچنین فراوانی حلزون ها داشتند. این فاکتورها نقش مهمی را در توزیع حلزون های خشکی زی ایفا می کنند. نیاز آن ها به کلسیم و منیزیم جهت بازسازی پوسته نیازی اساسی است. همچنین مناطق با خاک مرطوب تر زیستگاه های مطلوب تری را برای حلزون ها فراهم می کنند. نتیجه گیری  در این پژوهش با در نظر گرفتن چند فاکتور کلیدی رابطه میان ویژگی های خاک و جامعه حلزون ها در بخش هایی از جنگل های هیرکانی مورد بررسی قرار گرفت و به ارائه یک ارزیابی کلی در مورد این ارتباط منتج شد. چنین مطالعاتی اطلاعاتی پایه ای را تولید می کنند که به توسعه یک شاخص زیستی بومی سازی شده بر پایه حلزون های خشکی زی ناحیه هیرکانی کمک می کند. استفاده از یک شاخص بومی در توسعه استراتژی های مدیریتی برای حفظ فون حلزون ها کاربردی است.