مطالعات جمعیتی

مطالعات جمعیتی

مطالعات جمعیتی دوره 6 بهار و تابستان 1399 شماره 1 (پیاپی 11)

مقالات

۱.

عوامل تعیین کننده کاهش بُعد خانوار در ایران طی چهار دهه اخیر

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۸
اگرچه دانش جمعیّت شناسی و مطالعات مرتبط با این حوزه در ایران طی چند دهه اخیر رشد قابل ملاحظه ای داشته اند، اما جمعیّت شناسی خانوار و بالاخص تغییرات در بُعد خانوار با استقبال کمتری روبرو بوده است. مطالعات انجام شده در این زمینه عمدتاً مقطعی، در مقیاس جغرافیایی کوچک و یا توصیفی هستند. مطالعه حاضر با اتخاذ یک رویکرد طولی (شبه پانلی) و بر اساس داده های طرح هزینه و درآمد خانوار، تحوّلات رخ داده در میانگین بُعد خانوار در ایران و عوامل مؤثّر بر آن را طی دوره 1397-1363 مورد بررسی قرار داده است. یافته ها نشان داد که در مدّت مذکور، میانگین بُعد خانوار حدود دو نفر کاهش داشته است (از 4/5 در دهه 1360 به 4/3 در دهه 1390). همچنین، نتایج مدل های سری زمانی فضا-حالت حاکی از این است که در طول دوره مورد بررسی از میزان تأثیرگذاری متغیّرهای باروری، ازدواج و شهرنشینی بر بُعد خانوار کاسته شده و در طرف مقابل، تأثیر منفی شاخص های طلاق، امید زندگی، تورّم اقتصادی، و هزینه های مسکن رو به افزایش گذاشته است. مدل های سلسله مراتبی سن- دوره-کوهورت نیز نشان داد که حضور افراد در کوهورت های مختلف بر بُعد خانوار آن ها تأثیرگذار است. لذا به منظور شناخت بهتر تغییرات پدیده های جمعیتی، علاوه بر شرایط مقطعی، توجّه به دوره ها و کوهورت هایی که افراد در آن ها حضور دارند ضروری است؛ زیرا کوهورت های مختلف معمولاً از تجارب متفاوتی برخوردارند که این امر منجر به بروز رفتارهای متفاوتی از سوی آن ها خواهد شد.
۲.

جنسیت، گذران وقت و نقش های خانوادگی: اهمیت منابع نسبی و دسترسی زمانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
دگرگونی در ابعاد گوناگون خانواده در جریان تغییرات گسترده ساختاری و نگرشی در کشور، در ادبیات پژوهشی مستند شده است؛ اما تاکنون تفاوت های جنسیتی در نقش های خانوادگی در سطح ملی بررسی نشده است. این مقاله با استفاده از داده های طرح گذران وقت 1394-1393 مناطق شهری کشور و با به کارگیری رویکردهای منابع نسبی و دسترسی زمانی، تفاوت های زنان و شوهران در مجموع مشارکت در فعالیت های غیردستمزدی مربوط به خانوار را در مراحل مختلف زندگی خانوادگی به تصویر کشیده و آن ها را تبیین می کند. یافته ها از یک الگوی واضح نان آوری مردان و خانه داری زنان حکایت دارند، هرچند زنان و شوهران مدت زمان مشابهی را به هریک از مجموعه فعالیت های اجتماعی و فردی اختصاص می دهند. علاوه بر مدت زمان اختصاص یافته به فعالیت های خانگی، الگو و شدت نوسانات آن در مسیر زندگی خانوادگی نیز بین زنان و شوهران متفاوت است. به علاوه، تجربه زنان بیش از شوهران با شاخص های منابع نسبی و دسترسی زمانی قابل تبیین می باشد. وجود رابطه بین فعالیت های خانگی و متغیر جنسیت پس از تعدیل سایر متغیرها از تسلط ارزش ها و هنجارهای جنسیتی بر عوامل اجتماعی-اقتصادی و جمعیت شناختی مورد مطالعه حکایت دارد.
۳.

عوامل مؤثر بر تمایل به ادامه زندگی مجردی در بین جوانان شهر قم

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۷
این مطالعه با هدف بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به ادامه زندگی مجردی در بین جوانان شهر قم صورت گرفته است. در این مطالعه از نظریه های «کارکردگرایی ساختاری پارسونز»، «مدرنیزاسیون ویلیام گود»، «نوگرایی گیدنز» و به ویژه «فردگرایی توکویل» بهره گرفته شد. روش تحقیق، پیمایشی و از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جمعیت مورد بررسی شامل جوانان هرگز ازدواج نکرده 39-20 ساله شهر قم بوده که از بین آنان، حجم نمونه برابر با 269 نفر در نظر گرفته شد. نتایج بیان گر این است که پاسخگویان مرد تمایل دارند به طور میانگین تا سن 8/ 33 سالگی مجرد باقی بمانند، این رقم در بین پاسخگویان زن، 7/31 سال می باشد. نتایج آزمون فرضیات نیز بیان گر این است که از بین متغیرهای مستقل، متغیرهای نگرش مثبت به اشتغال زنان، فردگرایی، اعتماد اجتماعی، نگرش سنتی خانواده در انتخاب همسر و گرایش های دینی جوانان با تمایل به ادامه زندگی مجردی، رابطه مثبت دارند؛ درحالی که رابطه بین افزایش سطح تحصیلات و تمایل به ادامه زندگی مجردی تأیید نشد. به طور کلی، نتایج این مطالعه بیان گر این است که در تشویق جوانان به ازدواج، علاوه بر متغیرهای اقتصادی، باید متغیرهای فرهنگی و اجتماعی نیز مورد توجه قرار گیرند.
۴.

واکاوی درک نابرابری در زندگی قبل و بعد از مهاجرت از روستا به شهر: مطالعه موردی مهاجرین واردشده به شهر اراک طی 50 سال اخیر

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
هدفِ این مطالعه کشفِ فهم و درکِ مهاجرین روستایی ساکن شهر اراک از نابرابری است. برای این منظور از نظریه مبنایی به عنوان روش پژوهش کیفی استفاده کرده ایم. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه و مشاهده مستقیم جمع آوری شده اند. جمعیت مورد مطالعه شامل مهاجرین روستایی ساکن شهر اراک است که طی 50  سال اخیر (1345-1395) به این شهر مهاجرت کرده اند، و نمونه ها نیز شامل 22 نفر از گروه های سنی و شغلی مختلف بوده اند. از تشریح یافته ها 50 مفهوم اولیه و 15 مقوله استخراج شد؛ مقوله مرکزی که درک نابرابری را ایجاد می کند، نابرخورداری است. شرایط علّی مؤثر در درک نابرخورداری عبارتند از: پایگاه اقتصادی-اجتماعی، ناهمگنی منزلتی، کیفیت سبک زندگی، نحوه درک برخورداری، و مقایسه، که به وسیله شرایط مداخله گری چون: نمایش رسانه ای، ویژگی شبکه روابط، و کیفیت سطح زندگی، تعدیل و تشدید می شوند. طبق یافته ها، مهاجرین استراتژی های مدارا، تظاهر دروغین به برخورداری، و دریافت کمک از سازمان های حمایتی را اتخاذ می کنند، که پیامدهایی چون افزایش نارضایتی از زندگی و احساس تمایز اجتماعی را در پی دارد و می تواند منجر به بی اعتمادی و کاهش همبستگی اجتماعی شود.
۵.

دلایل و مسائل اجتماعی مرتبط با مهاجرت از دیدگاه مهاجران محله خلیج فارس شمالی شهر تهران

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
تحقیق حاضر با استفاده از روش کیفی به مطالعه دلایل مهاجرت و مسائل اجتماعی مهاجران ساکن محله خلیج فارس شمالی شهر تهران پرداخته است. حجم نمونه در این تحقیق 23 نفر از مهاجران ساکن محله خلیج فارس شمالی است که بر مبنای نمونه گیری نظری انتخاب شدند. مصاحبه ها در زمستان 1398 و بهار 1399 انجام و با استفاده از تحلیل محتوای عرفی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که احساس عدم امنیت در محله، شلوغی، وضعیت نامناسب بهداشتی محله و وضعیت نامطلوب حمل و نقل عمومی، از مهمترین مسائل اجتماعی فعلی مهاجران منطقه مورد مطالعه است. برای مهاجران، بیکاری در مبدأ شرط لازم، و وجود آشنایان در مقصد، شرط کافی مهاجرت به شهر تهران، و به دست آوردن شغل نیز مهمترین نتیجه مهاجرت بوده است. با این حال، اقامت بلند مدت و کوتاه مدت در مقصد، تمایزاتی نگرشی در ذهنیت مهاجران نسبت به اقامت در مقصد یا بازگشت به مبدأ ایجاد کرده است. به نظر می رسد سیاست تمرکزگرای توسعه، نه تنها سبب فقر هر چه بیشتر ساکنان فرودست استان های حاشیه ای کشور می شود، بلکه در درازمدت باعث بروز مسائل و انحرافات اجتماعی در مناطق و محله های فرودست نشین و حاشیه ای تهران نیز خواهد شد.
۶.

تأثیر سلامت شهری بر جابجایی شهروندان: پیمایشی در پنج منطقه منتخب شهر تهران

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
زندگی سالم در شهر سالم معنا می یابد. شهر سالم حافظ سلامتی و ملزم به تعیین شرایط مناسب برای فعالیت ها می باشد. پیمایش حاضر با هدف مطالعه تأثیر سلامت شهری با معرف های مطبوعیت زیست محیطی و عوامل جمعیتی بر تمایل به جابجایی شهروندان در پنج منطقه منتخب شهر تهران در سال 1397 انجام شده است. تعداد 1103 نفر از شهروندان مناطق 2، 7، 10، 19 و 21 به صورت نمونه گیری احتمالی مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات از تکنیک پرسشنامه و به منظور تجزیه و تحلیل آماری از نرم افزار SPSS استفاده گردید. با اندازه گیری معرف های هفت گانه سلامت شهری در مناطق مورد مطالعه، مشخص شد که مناطق از نظر میزان مطبوعیت ها دارای اختلاف معنی دار و متفاوت هستند. نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد که به طور متوسط حدود 12 درصد از تمایل به جابجایی مکانی پاسخگویان، توسط متغیّرهای جمعیّتی و سلامت شهری قابل تبیین است. در همه مدل های کنترل شده، متغیر سلامت شهری به همراه سایر متغیر های جمعیتی بر متغیر تمایل به جابجایی تأثیر معکوس دارد. هر چه سلامت شهری بیشتر می شود، تمایل به جابجایی نیز کمتر می شود. همچنین کمترین اندازه تمایل به جابجایی در پاسخگویان در مناطق 2 و 7 تهران مشاهده می شود.
۷.

سیاست فرهنگی و حقوق بشر مهاجران افغانستانی در ایران

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
اتخاذ سیاست های فرهنگی در مواجهه با مهاجران خارجی، پیش از هر چیز تصویری است که سیاست گذاران از «خودی» و «بیگانه» ارائه می دهند. سیاستگذاری برای حقوق بشر این مهاجران نیز بر همین تصور از خودی و بیگانه مبتنی است. در پی اشغال کشور افغانستان توسط شوروی سابق و پس از آن بروز جنگ داخلی در این کشور، چگونگی مواجهه با بحران مهاجرت افغانستانی ها به ایران بارها طی چهار دهه گذشته در نهادهای سیاستگذاری کشور مورد توجه قرار گرفته است. کمیساریای عالی امور پناهندگان ملل متحد، تعامل ایران با مهاجران افغانستانی در این مدت را نمونه ای موفق از میزبانی جمعیت بزرگ پناهجویان معرفی کرده است. تحقیق حاضر، به عنوان یک «تحلیل سیاست»، با هدف بررسی سیاست های فرهنگی تضمین کننده حقوق انسانی مهاجران افغانستانی در ایران و با اتخاذ روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه به بررسی مذاکرات مجلس شورای اسلامی، بیانات امام خمینی و برخی از مسئولین در مورد مهاجران افغانستانی پرداخته است. طبق نتایج به دست آمده، سیاست کلان فرهنگی کشور عمدتاً جهان گرای اسلامی و به دور از مؤلفه های ملی گرایی بوده است؛ لذا مهاجران افغانستانی به عنوان برادران مسلمان مورد استقبال قرار گرفته اند. تنها در مقاطعی که گفتمان های توسعه گرایی و جهان گرایی لیبرال قدرت نسبی را در اختیار داشته اند برخی مطالبات ملی گرایانه، محدودیت هایی را برای این مهاجران ایجاد نموده است.
۸.

بررسی تحولات امید زندگی بیکاری در استان های ایران طی سال های 1395-1385

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۸
متوسط طول دوره بیکاری نسبت به نرخ بیکاری از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چراکه طول دوره بیکاری معیاری پویا و نرخ بیکاری معیاری ایستاست. هدف اصلی مقاله حاضر نیز تعیین طول دوره بیکاری برای بیکاران 39-20 ساله ایران به تفکیک سن، جنس و استان محل سکونت در سال های 1385، 1390 و 1395 است. پژوهش از نوع نسلی مقطعی است و از داده های سرشماری های عمومی نفوس و مسکن استفاده شده است. تکنیک تحلیل داده، محاسبه امید زندگی بیکاری با استفاده از جدول بقا بود که با نرم افزار R.v.3.2.3 انجام شد. طبق یافته ها، شش الگو برای توضیح تحولات امید زندگی بیکاری در استان های کشور شناسایی شد: 1. الگوی افزایش دائم امید زندگی بیکاری؛ 2. الگوی افزایش موقت امید زندگی بیکاری؛ 3. الگوی افزایش ناگهانی امید زندگی بیکاری؛ 4. الگوی تثبیت امید زندگی بیکاری؛ 5. الگوی کاهش دائم امید زندگی بیکاری؛ 6. الگوی کاهش موقت امید زندگی بیکاری. الگوهای اول، سوم و ششم حاکی از به تأخیر افتادن سن اشتغال جمعیت 25-20 ساله اکثر استان های ایران طی دوره 1395-1385 هستند. نتایج نشان داد جمعیت 20 ساله استان های کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد و لرستان طولانی ترین دوره های انتظار برای شاغل شدن و جمعیت 20 ساله استان های یزد، سمنان و خراسان رضوی کوتاه ترین دوره های انتظار برای شاغل شدن را تجربه می نمایند.  
۹.

تأثیر سالمندی جمعیت بر آینده نظام بازنشستگی ایران

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۵
ایران از جمله کشورهایی است که تأمین مالی نظام بازنشستگی آن به روش پرداخت جاری است. یکی از مشکلات اصلی این روش، تغییر نسبت جمعیت فعال به جمعیت بازنشسته است که البته در ایران به طور مداوم در حال کاهش است. در واقع، جمعیت ایران در آستانه سالمندی است و نیازمند برنامه ریزی آینده محور در این زمینه است. هدف این مقاله بررسی تأثیر سالمندی جمعیت بر نظام بازنشستگی ایران است. برای این منظور الگوی نسل های همپوشان 55 دوره ای برای اقتصاد ایران شبیه سازی گردید. نتایج نشان می دهد که با کاهش رشد جمعیت و افزایش نسبت سالمندی جمعیت، میزان تولید ناخالص داخلی در سال های آتی به شدت کاهش می یابد و درصورت عدم اصلاحات ساختاری، نظام بازنشستگی با کسری مداوم و فزاینده ای مواجه خواهد بود. با فرض اصلاحات پارامتریک در نظام بازنشستگی نظیر افزایش سن بازنشستگی، نتایج نشان می دهد که اگر سن بازنشستگی فقط برای زنان به 55 سال افزایش یابد، کسری به 9 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال 1435 خواهد رسید. اگر سن بازنشستگی زنان و مردان به 60 سال افزایش یابد، کسری به 5/6 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال مذکور خواهد رسید و اگر برای هر دو جنس به 65 سال افزایش یابد، کسری بودجه در اوج خود در سال 1440 تنها 2 درصد از تولید ناخالص داخلی خواهد بود و بعد از آن به صفر میل می کند.
۱۰.

تأثیر ساختار سنی جمعیت بر رشد اقتصادی در ایران با استفاده از داده های استانی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۵
ساختار سنی جمعیت، با توجه به رفتار اقتصادی متفاوت افراد در مراحل مختلف زندگی، اثرات قابل توجهی بر عملکرد اقتصادی جامعه دارد. در این مطالعه، تأثیر ساختار سنی جمعیت بر رشد اقتصادی با استفاده از داده های استانی بررسی شده است. بدین منظور، در قالب دو الگو، تأثیر متغیرهای نسبت جمعیت فعال، سهم افراد جوان در سن کار، سهم افراد مسن در سن کار و نرخ باسوادی (در قالب الگوی اول) و متغیرهای نسبت جمعیت فعال، سهم افراد میان سال در سن کار، بار تکفل سالمندی و نرخ باسوادی (در قالب الگوی دوم) بر رشد اقتصادی با استفاده از داده های استان ها به روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر تکنیک اقتصادسنجی داده های تابلویی مورد بررسی قرار گرفت. محدوده زمانی این پژوهش، سال های 1385، 1390 و 1395 می باشد. یافته های مطالعه نشان داد متغیرهای نسبت جمعیت فعال به کل جمعیت، سهم جمعیت جوان در سن کار، سهم افراد میان سال در سن کار و نرخ باسوادی تأثیر مثبت، و سهم جمعیت مسن در سن کار و بار تکفل سالمندی تأثیر منفی بر رشد اقتصادی استان های کشور دارند.
۱۱.

بررسی عوامل جمعیتی و اقتصادی - اجتماعی مؤثر بر امید به آینده در شهر تهران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۵
بررسی عواملی که منجر به افزایش و یا کاهش امید به آینده در جامعه می شود حائز اهمیت است. مقاله حاضر به بررسی عوامل جمعیتی و اقتصادی -اجتماعی مؤثر بر امید به آینده در شهر تهران می پردازد. حجم نمونه این مطالعه متشکل از 1200 نفر متأهل ساکن شهر تهران (610 نفر زن و 590 نفر مرد) است. داده ها با استفاده از پرسشنامه و روش نمونه گیری چند مرحله ای طبقه بندی با تخصیص متناسب، در نیمه دوم سال 1395 گردآوری شدند. نتایج نشان داد که امید به آینده پاسخگویان با افزایش سن و تعداد فرزندانِ آنها و همچنین با افزایش احساس ناامنی اقتصادی -اجتماعی و احساس ناامنی روانی کاهش می یابد؛ از طرفی، با افزایش اعتماد سازمانی، تعداد سال های تحصیل و اعتماد عمومی پاسخگویان، امید به آینده افزایش می یابد. این نتایج بیان گر آن است که بستر اقتصادی -اجتماعی و روانیِ مناسبی برای تحقق انتظاراتِ پاسخگویان، به ویژه برای افراد تحصیل کرده و دارای فرزند، وجود ندارد؛ لذا امید به آینده آن ها کاهش یافته است. بنابراین، جامعه ای که از امنیت اقتصادی -اجتماعی و امنیت روانی لازم برخوردار نباشد باید در کیفیت و پایداریِ پدیده های جمعیتی آن تردید کرد و برایند کلی این شرایط می تواند منحرف شدن رفتارهای جمعیتی از حالت متعادل و به دنبال آن پروبلماتیک شدن سطح کمی و کیفیِ متابولیسم جمعیتی باشد.
۱۲.

ظرفیت تحصیلی، بهره مندی از نیروی کار و سرمایه انسانی در میان استا ن های کشور در سال 1395

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
سرمایه انسانی، دانش و مهارتی است که افراد را قادر می سازد تا به ایجاد ارزش در نظام اقتصادی بپردازند. هدف این مطالعه، محاسبه سرمایه انسانی استان ها و فراهم کردن زمینه ارزیابی وضعیت این شاخص در کشور است. برای محاسبه شاخص سرمایه انسانی جهانی در ایران از دو زیر شاخص ظرفیت تحصیلی و بهره مندی از نیروی کار استفاده شده است. داده ها از نتایج سرشماری سال 1395 برای 31 استان اخذ شده است و روش محاسبه، نمره استاندارد و میانگین وزنی شاخص ها می باشد. یافته ها نشان دهنده آن است که شاخص سرمایه انسانی در ایران 1/51 درصد است. بالاترین میزان شاخص به استان تهران با 57 درصد و کمترین آن به استان سیستان و بلوچستان با 4/43 تعلق دارد. استان تهران با 9/70 درصد ظرفیت تحصیلی و 2/43 درصد بهره مندی از نیروی کار، رتبه اول سرمایه انسانی در کشور را دارد. استان سیستان و بلوچستان با 7/50 درصد، کمترین میزان ظرفیت تحصیلی و استان لرستان با 2/32 درصد، کمترین میزان بهرمندی از نیروی کار را دارند. نتایج حاکی از برتری شاخص ظرفیت تحصیلی نسبت به بهره مندی از نیروی کار است، اما انطباقی در نحوه بهره مندی از نیروی کار متناسب با پتانسیل های آموزشی کشور دیده نمی شود.