مطالعات جمعیتی

مطالعات جمعیتی

مطالعات جمعیتی دوره 7 بهار و تابستان 1400 شماره 1 (پیاپی 13) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

اهمیت ازدواج و تعیین کننده های آن با تأکید بر نقش نگرش و تجربه جنسی قبل از ازدواج در دختران دانشجو در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۰
هدف این مقاله، بررسی اهمیت ازدواج و عوامل تعیین کننده آن با تأکید بر نگرش و تجربیات جنسی در دختران است. به این منظور، پیمایشی در بین 1055 دانشجوی دختر دانشگاه های دولتی و آزاد شهر تهران طی سال های 1398-1397 انجام شد. داده ها توسط پرسشنامه آنلاین و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای جمع آوری شد. میانگین سنی دختران 21.2 سال (انحراف معیار=3.32) بود که 76 درصد آنها قصد ازدواج داشتند، ولی سهم مهمی (60 درصد) از آنها از ازدواج خود در 5 سال آینده اطمینان نداشته و 62 درصد نیز ادامه تحصیل را بر ازدواج اولویت می دادند. ازدواج برای حدود نیمی از دختران (51 درصد) اهمیت داشت. برخی نگرش های آزاد جنسی نیز در دختران مشهود بود. گرچه در تحلیل های دومتغیره، متغیر تجربه جنسی با اهمیت کمتر ازدواج رابطه معناداری داشت ولی مدل های رگرسیون چندگانه نشان داد که مهمترین تعیین کننده های اهمیت ازدواج عبارتند از: پایبندی مذهبی، نگرش جنسی مبتنی بر پاکدامنی (حفظ بکارت) و خوش بینی کمتر نسبت به فرصت ازدواج. باتوجه به نتایج این مطالعه، سیاست گذاری های ازدواج، علاوه بر فراهم کردن شرایط اقتصادی تشکیل خانواده، لازم است سازگار کردن مقوله ازدواج با ادامه تحصیل دختران، و تغییرات نگرشی در نسل جدید را در نظر گیرد.
۲.

تأخیر ازدواج در ایران: تحلیل تفاوت های شهرستانی در الگوهای تجرد مردان و زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۴۸
در سالیان اخیر، دوران تجرد جوانان ایرانی طولانی تر شده است. روند متفاوت تأخیر ازدواج در مناطق مختلف ایران، موجب پراکندگی منطقه ای قابل ملاحظه از نظر زمان بندی ازدواج در بین استان ها و شهرستان های کشور شده است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه وضعیت و تعیین کننده های تجرد جوانان در سطح شهرستان های ایران بوده و واحد تحلیل، 429 شهرستان در سرشماری سال 1395 است. برای این منظور، وضعیت تجرد مردان و زنان، با تمرکز بر سنین 39-25 سال، در سطح شهرستان ها مطالعه و سپس ارتباط آن با برخی از ویژگی های اقتصادی- اجتماعی شهرستان ها  بررسی گردید. بر پایه یافته ها، شهرستان هایی در غرب و جنوب غرب کشور بالاترین نسبت های تجرد و در مقابل، شهرستان هایی در مرکز و شمال شرق کشور پایین ترین نسبت های تجرد را برای هر دو جنس دارند. نسبت های تجرد، ارتباط معکوسی با نسبت های باسوادی و  فعالیت و ارتباط مستقیمی با نسبت بیکاری دارند. متغیرهای مستقل مذکور، به ترتیب، 51 درصد و 27 درصد از تفاوت های شهرستانی در وضعیت تجرد مردان و زنان را در دامنه سنین 39-30 ساله تبیین می کنند. سیاست های توسعه متوازن ملی درجهت کاهش نابرابری شهرستان ها می تواند ضمن تسهیل ازدواج جوانان، تفاوت های منطقه ای و پراکندگی شهرستانی موجود در وضعیت تجرد جوانان را کاهش دهد.
۳.

استقلال زنان و دوام ازدواج منجر به طلاق در میان گروه های قومی منتخب در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
یکی از مسائل اجتماعی دنیای معاصر، کاهش دوام ازدواج است. در دهه های اخیر، همراه با افزایش سواد و تحصیلات زنان و مشارکت آنها در بازار کار، ساختار سنتی خانواده دگرگون شده است. هدف این پژوهش بررسی دوام ازدواج منجر به طلاق در میان سه گروه قومی فارس ، تُرک و کُرد است. روش پژوهش پس - رویدادی است. این مقاله تأثیر استقلال زنان بر دوام ازدواج منجر به طلاق را در شهرستان های با اکثریت قومی فارس، تُرک و کُرد بررسی می کند. جمعیت آماری شامل 78 شهرستان در سرشماری سال 1395 است. داده ها از پایگاه داده های مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال اقتباس شد. نتایج نشان داد که رابطه بین قومیت و دوام ازدواج منجر به طلاق از نظر آماری معنادار است. تحلیل های چند متغیره نشان داد که در شهرستان های با اکثریت قومی تُرک، به ازای هر واحد افزایش در استقلال زنان، دوام ازدواج منجر به طلاق 0.189 سال یا 69 روز کاهش می یابد. در مقابل، در میان فارس ها و کُردها، تغییرات دوام ازدواج منجر به طلاق مستقل از استقلال زنان است. این امر می تواند ناشی از ارزش ها و هنجارهای متفاوت فرهنگی در میان قومیت های مختلف باشد. انجام پژوهش های کیفی با هدف درک معانی نهفته در پسِ این روابط ضروری است.
۴.

مطالعه کیفی تغییرات ارزشی پیرامون کار زنان و ارزش فرزندان در میدان روستایی و عشایری: مطالعه موردی شهرستان گیلانغرب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۰
این تحقیق با استفاده از رویکرد بوردیو، تغییرات ارزشی پیرامون کار و فعالیت زنان و ارزش فرزندان در میدان روستایی و عشایری شهرستان گیلانغرب مورد کاوش قرار داده است. این مطالعه با روش کیفی انجام شده و حجم نمونه آن 38 نفر بوده که به وسیله نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. روش تحلیل مصاحبه ها نیز تحلیل محتوای کیفی بوده است که براین اساس، 4 مقوله اصلی حاصل شد. مقوله تغییر نسلی ارزشی زنان از تولیدی/اقتصادی به عاطفی/مصرفی در دو میدان روستایی و عشایری مشابه بود و دو مقوله دیگر شامل ارزش عاطفی و مصرفی فرزند در میدان روستایی و ارزش اقتصادی و تولیدی فرزند در میدان عشایری بودند. نتایج بیانگر آن است که زنان و دختران نسل جوان در میدان روستایی و عشایری نسبت به نسل گذشته در حال ازدست دادن ارزش اقتصادی و تولیدی و دارا شدن ارزش عاطفی و مصرفی هستند. کاهش تعداد فرزندان خانواده مقوله ای است که در هر دو میدان می توان شاهد آن بود. در میدان عشایری، کودکان عامل تولید و نیروی اقتصادی محسوب می شوند و در کنار والدین شان برای تأمین زندگی آینده خود در تلاش هستند؛ ولی در میدان روستایی کودکان ارزش عاطفی به خود گرفته و از ارزش اقتصادی و تولید تهی گشته اند.
۵.

تحلیل فضایی تأثیر مهاجرت داخلی بر تغییر ساختار سنی جمعیت در شهرستان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۴
درحال حاضر، مهاجرت داخلی، به عنوان عامل اصلی تغییر جمعیت، در بسیاری از کشورها جایگزین باروری و مرگ و میر شده است و اصلی ترین روند شکل گیری الگوهای سکونت انسانی در داخل و بین کشورها است. به علاوه مهاجرت داخلی، به علت فرایند گزینشی بودن مهاجرت، منجر به بازتوزیع گروه های مختلف سنی می شود و ساختار سنی جمعیت را در مناطق مبدأ و مقصد تغییر می دهد. دراین راستا، این مقاله به بررسی تأثیر جریان مهاجرت داخلی بر تغییرات ساختار سنی جمعیت در شهرستان های کشور با استفاده از تحلیل ثانویه داد ه های سرشماری سال های 1390 و 1395 می پردازد. نتایج بیانگر بیشترین تأثیر مهاجرت بر تغییرات ترکیب جمعیت در سنین جوانی (29-15 سال) است. نتایج آزمون مورانز آیِ دومتغیره نیز نشان داد همبستگی فضایی بین سطح توسعه یافتگی و تغییرات ساختار سنی، ناشی از مهاجرت، وجود دارد. در واقع، مهاجرت منجر به افزایش سهم جمعیت جوان در شهرستان های بیشترتوسعه یافته، و کاهش آن در شهرستان های کمترتوسعه یافته شده است. در نتیجه، جریان مهاجرت داخلی می تواند با تغییر در ترکیب جمعیت جوان، که محور و منبع توسعه است، منجر به افزایش نابرابری های منطقه ای در کشور شود.
۶.

نقش شبکه های مهاجرتی در شکل گیری جریان مهاجرت از شهرکرد به اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۱۲
مهاجرت شبکه ای شکلی از جابه جایی مکانی گروه های انسانی بین دو منطقه به نسبت دور از هم است و این تحرک جمعیت به واسطه گسترش مجموعه روابط بین افراد در مبدأ و مقصد صورت می گیرد. هدف مقاله حاضر، واکاوی نقش شبکه های مهاجرتی در شکل گیری جریان مهاجرت از شهرکرد به شهر اصفهان است. روش تحقیق کیفی است و برای دستیابی به نمونه ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. در این مطالعه با در نظر گرفتن ملاک اشباع نظری با 25 نفر زن و مرد مهاجر که تجربه حداقل دو سال اقامت در شهر اصفهان را داشته اند، در سال 1397 مصاحبه شده است. داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی، کدگذاری و مقوله بندی شده است. یافته ها نشان داد شبکه های مهاجرتی شامل شبکه خویشاوندی، شبکه خانوادگی، شبکه دوستی و شبکه هم محلی مهاجر هستند. شبکه ها تسهیل گر مهاجرت بوده و افراد با شناسایی، سپس پیوندها و روابطی که با شبکه ها برقرار کرده اند، تصمیم به مهاجرت گرفته اند. شبکه ها از طریق ارائه انواعی از حمایت های اطلاعاتی، مالی، اجتماعی، عاطفی، شغلی، و کاهش هزینه های مهاجرتی زمان لازم برای اقامت و تطبیق مهاجر در مقصد را کاهش داده اند. بدین طریق شبکه ها با تسهیل و سرعت بخشیدن به روند مهاجرت، تصمیمات و نیات افراد را به واقعیت محقق ساخته اند. 
۷.

فهم پدیده احساس شکست و پیامدهای آن در میان مهاجران در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۵
به دلیل پیچیدگی مطالعه عواطف و احساسات مهاجرین، فرآیند مهاجرت و احساسات ناشی از آن کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. روش تحقیق این مطالعه کیفی است و از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. مصاحبه ها با 65 مشارکت کننده تا اشباع مفهومی ادامه یافت. مشارکت کنندگان از کلینیک های روانشناسی در ۵ منطقه ی تهران به صورت هدفمند و با نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند. مشارکت کنندگان در پژوهش از میان مهاجران نسل های اول و دوم ۲۵ تا ۴۵ ساله انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد تجارب شکست مهاجرین با پیامدهایی مانند کاهش مشارکت اجتماعی، احساس تبعیض و طردشدگی، احساس ناتوانی، فشار روحی، کاهش احساس تعلق، و انزوای اجتماعی همراه است. طرد و فرسایش سرمایه ی اجتماعی مهاجران موجب حس دیگری بودن، فاصله گیری، ترس، و ناتوانی برای ادغام اجتماعی می شود. در نهایت، نتایج این پژوهش نشان داد که مهاجران برای محافظت از خود در برابر احساس شکست استراتژی هایی چون فاصله گیری،مدارای اجباری، مقابله به مثل یا مهاجرت دوباره را پیشه می کنند.
۸.

مطالعه کیفی بسترها و زمینه های مهاجرت بازگشتی اعضای هیئت علمی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۳
مطالعه حاضر درصدد شناسایی بسترها و زمینه های اثرگذار بر مهاجرت بازگشتی اساتید دانشگاه ها در کشور در بازه ده ساله اخیر است. این مطالعه، با استفاده از روش کیفی داده بنیاد (گرندد تئوری) و با بهره گیری از ابزار مصاحبه صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل اساتیدی از دانشگاه های شهر تهران است که تجربه مهاجرت بازگشتی به ایران داشته اند. نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در نهایت، با 30 نفر از اساتید دانشگاه مصاحبه انجام شد. یافته ها مبیّن آن است که عوامل علّی مهاجرت بازگشتی اساتید شامل: عوامل اقتصادی (کمبودهای معیشتی- رفاهی باتوجه به وضعیت درآمدی فرد در خارج از کشور، مخارج بالای زندگی)، عوامل اجتماعی (احساس نابرابری اجتماعی، وضعیت مبهم اشتغال، احساس سرخوردگی و فقدان سرمایه اجتماعی) و عوامل فردی-انگیزشی و اخلاقی (تعلق و وابستگی به خانواده و دغدغه اعتلای علمی کشور) می باشند. در کنار عوامل نامبرده، عوامل زمینه ای شامل: عوامل روانشناختی (مشکلات روحی-روانی و تعلقات عاطفی فرد) و عوامل شغلی-علمی (امکان اشتغال و دافعه های شغلی)، به همراه عوامل مداخله گری چون، عدم بنیه مالی و نیز سیاست گذاری ها (مهاجرتی و شغلی) در بروز این پدیده، ایفای نقش می نمایند. یافته ها حکایت از چندبعدی بودن و درهم تنیدگی عوامل ساختاری، محیطی و عاملیتی دارد که مجموعه این عوامل به صورت توأمان بر پدیده مهاجرت بازگشتی مؤثرند.
۹.

معرفی مدل سازی عامل بنیان در تبیین باروری پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۰
یکی از اهداف مهم در جمعیت شناسی کمک به اتخاذ سیاست های مناسب و تأثیرگذار در مواجهه با باروری پایین می باشد. این موضوع برای ایران با توجه به تجربه باروری پایین تر از حد جانشینی اهمیت ویژه ای دارد، و در سال های اخیر مطالعاتی با استفاده از روش های تحلیلی برای تبیین باروری انجام شده است. در این مقاله ابتدا ضمن مروری اجمالی بر این مطالعات، روش های تحلیلی تبیین باروری پایین نقد و بررسی می شود. عدم وجود یک رابطه خطی، یکنواخت و همگن بین متغیرهای مستقل تأثیرگذار بر باروری پایین و عدم درک عمیق از سیستم پیچیده باروری پایین مواردی هستند که در مطالعات انجام شده مشهود است. روش مدل سازی عامل بنیان به عنوان یک ابزار تکنیکی و راهکار مناسب مبتنی بر برنامه نویسی کامپیوتری معرفی می شود که می تواند محدودیت های موجود در روش های تحلیلی را بر طرف نماید. امکان ایجاد ارتباط بین سطوح خرد و کلان، و نیز مدل سازی سیستم های پیچیده نقاط قوت روش های عامل بنیان در تبیین باروری پایین می باشند.
۱۰.

بررسی تفاوت های استانی امید زندگی در ایران: مقایسه موردی دو استان گیلان و سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
در جمعیت هایی که در مرحله نهایی گذار مرگ و میر قرار دارند، یکی از مهمترین پرسش ها، میزان نابرابری های جغرافیایی موجود در شاخص امید زندگی است. برای بررسی این نابرابری ها در کشور، با استفاده از داده های اصلاح شده ثبتی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و روش تجزیه آریاگا، نقش گروه های سنی و علل مرگ در فزونی امید زندگی در بدو تولد استان گیلان در مقایسه با استان سیستان و بلوچستان تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد مرگ و میر نوزادان با رقم حدود 1.3 سال در هر دو جنس بیشترین تأثیر را در تفاوت سطح امید زندگی در بدو تولد دو استان داشته است. همچنین بیماری های قلبی-عروقی در زنان و حوادث غیرعمدی در مردان، به ترتیب، با رقم های حدود 3.0 سال و 1.8 سال، مهمترین علل فزونی امید زندگی در بدو تولد گیلان نسبت به سیستان و بلوچستان (به دلیل الگوی جوان تر مرگ و میر ناشی از این بیماری در سیستان و بلوچستان) بوده است. نتایج بیانگر این است که علی رغم طی شدن گذار مرگ ومیردر کل کشور، نابرابری های مهمی در مرگ ومیر استان های مورد مطالعه کشور همچنان وجود دارد و همین امر آن ها را در مراحل متفاوتی از گذار مرگ و میر، اپیدمیولوژیک و سلامت قرار داده است. توزیع عادلانه تر امکانات توسعه در سطح جغرافیایی می تواند به کاهش این شکاف ها و افزایش کلی امید زندگی در کشور منجر شود.
۱۱.

مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان جوان شهر شیراز و عوامل مرتبط با آن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۱۶
بسیاری از صاحبنظران بهداشت و جامعه شناسی باورند که بخش قابل توجهی از سلامت تحت تأثیر عوامل اجتماعی-فرهنگی است. این رویکرد، به ویژه در دهه اخیر، قدرتمندتر شده و محققان حوزه جامعه شناسی را به تمرکز بر روی مطالعات بین رشته ای سلامت سوق داده است. باتوجه به اهمیت سلامت و رفتارهای مرتبط با آن، پژوهش حاضر جنبه های جامعه شناختی آن را در رفتارهایی مانند تغذیه سالم، فعالیت های ورزشی، مدیریت استرس، پرهیز از مصرف خودسرانه داروها، اجتناب از مصرف مواد مخدر و دخانیات مورد بررسی قرار داد. پژوهش از نوع کمّی بوده و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان گروه سنی 18 تا 29 سال و حجم نمونه 400 نفر می باشد. یافته ها در بخش توصیفی نشان می دهد که بیشترین فراوانی رفتارهای مبتنی بر سلامت به سطوح پایین و متوسط این رفتارها​​ مربوط است. همچنین یافته های استنباطی حاکی از تأیید تمامی فرضیه ها است. طبق یافته ها می توان نتیجه گرفت که رفتارهای افراد که می تواند تأثیرات مثبت یا منفی بر سلامت آنها داشته باشد، با عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط است. بنابراین، ضروری است به سلامت فراتر از بُعد فیزیولوژیکی آن نگاه شود و به ویژه سیاست گذاران در این زمینه توجه بیشتری داشته باشند.
۱۲.

مقایسه سبک زندگی سلامت محور دو گروه از سالمندان ایرانی و افغانستانی (مورد مطالعه: سالمندان شهر قرچک)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۸
در دنیای کنونی، سلامت تبدیل موضوعی مهم و محوری در مطالعات اجتماعی و جمعیتی شده است. هدف این مقاله شناخت تفاوت های بومی–مهاجر الگوی سبک زندگی سلامت محور سالمندان شهر قرچک در سال 1398 است. روش تحقیق پیمایشی بوده و داده ها به کمک پرسشنامه محقق ساخته از 383 نفر از سالمندان60 ساله و بالاتر بومی و مهاجر شهر قرچک گردآوری شده است. نتایج نشان داد 16.7 درصد از بومیان و 4/18 درصد از مهاجران سبک زندگی سلامت محور پایینی دارند. اکثر بومیان (69.5 درصد) و مهاجران (66.5 درصد) سالمند سبک زندگی سلامت محور در حد متوسط دارند. طبق نتایج تحلیل دومتغیره، سالمندان مرد، سالمندان دارای تحصیلات بالا، سالمندان شاغل، و همچنین سالمندان دارای همسر از سبک زندگی سلامت محور مطلوب تری برخوردارند. بین نحوه گذران اوقات فراغت، مصرف دخانیات و تغذیه در بین سالمندان ایرانی و افغانستانی از نظر آماری تفاوت معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد که متغیر تابعیت با کنترل سایر متغیرهای جمعیتی و زمینه ای تأثیر معنی داری بر سبک زندگی سلامت محور سالمندان ندارد؛ اما متغیرهای سال های تحصیل، جنس و تعداد فرزندان سالمندان دارای اثر مثبت بر سبک زندگی سلامت محور هستند. طبق نتایج، سبک زندگی سلامت محور سالمندان، فارغ از تابعیت معطوف به همبسته های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است.