جاویدان خرد

جاویدان خرد

جاویدان خرد پاییز و زمستان 1392 شماره 24

مقالات

۱.

احیای علم در مثنوی معنوی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۱
از مسائلی که در سنّت تصوّف و عرفان اسلامی به آن توجّه بسیار شده است، مسأله علم و دانایی است و شؤون و مراتب آن و تفاوت دانایی حقیقی از نادانی ای که خود را دانایی می نماید و اینکه چگونه می توان به این دانایی حقیقی رسید. از این رو یکی از مساعی اصلی عارفان مسلمان، خصوصاً به هنگامی که علوم دیگر به نام علم مشهور می شوند، احیای علم حقیقی است. کتاب احیاء علوم الدینامام محمّد غزالی یکی از نمونه های اوّلیه و بارز این تلاش است. مثنو یمولوی نیز از یک جهت، احیاء علوم الدین دیگری است. مولانا در این کتاب شریف در عین اینکه به مصادیق حماقت و نادانی اشاره می کند و اصناف نادانان و احمقان را برمی شمارد، علم و عقل و مراتب آن و رابطه میان علم و جهل و آن جهل را که علم می نماید و ارتباط میان این علم با علوم دیگر را نیز معیّن می کند. در این مقاله ضمن نشان دادن مراتب علم در مثنوی، اعمّ از نقلی، عقلی، قلبی و تجربی و ریاضی، به بیان ارتباط هر یک با دیگری و تعیین حدّ هرکدام پرداخته می شود و به این مسأله نیز توجّه می شود که حقیقت دانایی در مثنویبا علم و دانایی در دوره جدید چه نسبتی دارد و این پرسش به طور اجمالی بررسی می شود که آیا چنان که بعضی از روشنفکران مسلمان می پندارند، تفکّر عرفانی مانع پیشرفت علم در تاریخ تمدّن اسلامی شده است؟
۲.

بررسی مسأله خلاقیت در هنر سنتی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
خلاقیت از مفاهیم رایج در مباحث هنری است. امروزه خلاق بودن و هنرمند بودن یکی انگاشته می شوند و اغلب، خلاقیت با نوآوری یکسان دانسته می شود. از طرف دیگر باور غالب این است که هنر سنتی، با موضوعات تکراری و کهنه، فاقد خود جوشی و بدیع بودن است. اما بر خلاف نگاه مدرن که خلاقیت و حتی حقیقی بودن را با نو بودن یکی فرض کرده و هنر سنتی را فاقد آن می داند، نویسندگان و متفکرانی همچون آناندا کوماراسوامی، تیتوس بورکهارت،[i] رنه گنون،[ii] سید حسین نصر و آن ماری شیمل[iii] نه تنها هنر سنتی را هنری خلاق می دانند بلکه تنها اینگونه آفرینش ها را شایسته اطلاق مفهوم خلاقیت می دانند. سؤالی که مطرح می شود این است که آیا اساساً در هنر سنتی می توان از خلاقیت به معنای واقعی کلمه سخن گفت؟ در واقع یک مکتب هنری چارچوب های آموزش، تولید اثر، و نیز خلاقیت را انتقال می دهد و با این کار هویت و اصالت تولیدات هنری را تضمین می کند. نتایج به دست آمده در این مقاله نشان می دهد که هنر سنتی دارای اصولی است که بر اساس آن می توان از خلاقیت به معنی خاص آن سخن گفت.
۳.

بررسی و تحلیل رویکرد ذهن گرایی در معرفت شناسی توماس آکوئیناس

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۱
اگرچه ذهن گرایی و همچنین انسان مداری را می توان از جمله شاخصه های بارز رهاورد رنسانس و فلسفة غرب پس از آن، به شمار آورد، در همین راستا شاید بتوان این رویکرد را در افکار کسانی همچون سنت توماس که متقدم بر رنه دکارت فرانسوی و برونوی ایتالیایی بوده اند، نیز یافت. وی که در فرایند حصول معرفت، تابع نظریة تجرید و انتزاع ارسطو است، پیرو موضع ارسطو در این باب، جایگاه عقل فعال و منفعل را درون نفس انسانی می داند و قائل به حلول آن در نفس است. آکوئیناس نظریة اشراقی شناخت را نمی پذیرد و اساساً معرفت را امری بشری می داند. ذهن گرایی که همانا تأکید بر سهم فاعل شناسا در حصول شناخت است؛ را می توان در اندیشة این متکلم و فیلسوف مسیحی قرن سیزدهم، که خود آغازگر دوره غلبة تفکر عقلی در قرون وسطی است، مشاهده نمود. بدین ترتیب مدعای این خامه خیلی دور از واقعیت نیست که نظام کوژیتوی دکارتی و ای بسا ایدئالیسم استعلایی کانت هم، از این لحاظ وامدار آکوئیناس بوده باشد.
۴.

تبیین رویکردها و فرایند روش شناختی حکمت اشراق

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۰
در عصر سهروردی متکلمان، فقها و صوفیان به مخالفت با فلسفه برآمدند؛ در چنین موقعیتی، سهروردی نظامی معرفتی بنا گذاشت که در آن عرفان و قرآن و برهان در کنار یکدیگر قرار گیرند. او ضمن تبیین اعتبار عقل، نقل و شهود، به عنوان سه منبع برای پاسخ به پرسش های معرفتی؛ نظامی فکری از سنخ حکمت و فلسفه عرضه نمود و یافته های این سه منبع را به صورتی منسجم و هماهنگ در کنار یکدیگر قرار داد. این انسجام و عدم التقاط، ناشی از فرایند روش شناسی حکمت اشراق است که از یک سو مبانی و اعتبار منابع معرفت را با رویکرد عقلی اثبات می کند و بنابراین از سنخ حکمت و فلسفه است؛ و از سوی دیگر برای یافته های شهودی و نقلی اقامه برهان می کند، و چون مدعی است حکمت حقیقی حاصل دریافت از انوار ملکوت است؛ اشراقی است.
۵.

معرفت شهودی در فلسفه افلاطون

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۳
افلاطون در جست وجوی معرفتی است که آدمی را به فضیلت اخلاقی و سعادت برساند؛ اما معرفت شناسی او گاه به نتیجه ای سلبی می انجامد، و تنها حاکی از آن است که به یاری روش دیالکتیک، یا هرگونه روش متکی بر زبان و واژگان، یا مادام که روح در قالب جسم اسیر است؛ نمی توان به معرفت رسید. شهود پاسخی ایجابی است که افلاطون برای پرسش معرفت شناسی خود می یابد. او در آثار میانی خود، به سه طریق اصلی، دستیابی به شهود را ممکن می داند، که هر یک در پی نوعی عروج حاصل می آید. اصلی ترین آنها، که شرح آن در فایدروسمی آید، شهودی است که روحِ مجرد با عروج به ساحت الوهیت به دست می آورد. این شهود تنها از روحی برمی آید که پیشتر به مرتبه ای از معرفت رسیده و خود را با فضیلت های اخلاقی از دلبستگی های جسمانی رهانده و سبکبال ساخته باشد. دوم، شهود زیبایی در مهمانی؛ و سوم، شهود یادشده در تمثیل غار در کتاب هفتم جمهوری ا ست. افزون بر این سه طریق، افلاطون در کتاب نهم جمهوریبه نوعی شهود در خواب اشاره دارد. چنین می نماید که طریقه های دوم و سوم و نیز شهود در خواب وابسته به شهود مذکور در فایدروس اند؛ چراکه در این جهان به دست می آیند، و هرگونه کسب معرفت در این جهان، یادآوری شهودی ا ست که روح مفارق پیش از حلول در تن حاصل آورده است.
۶.

The Commentary Tradition ON THE ILĀHIYYĀT OF THE SHIFĀʾ

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۹
This article reviews the commentary tradition around the Metaphysicsof Avicenna’s Shifā’as it evolved in the lands that belonged to Avicenna’s own cultural horizon, most of all in Iran. From this overview it emerges that this tradition is characterized by a keen interest  in textual criticism and a solid philosophical grasp of Avicenna’s metaphysical doctrines. This interest is reflected in the variety of writings that this tradition produced. The scope and quality of the surviving material are such that any future edition of Avicenna’s opus majorwill have to give this tradition its fullest consideration.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۱