معرفت فلسفی

معرفت فلسفی

معرفت فلسفی سال پانزدهم زمستان 1396 شماره 2 (پیاپی 58)

مقالات

۱.

نوع و گستره نقش وجود در حمل های ماهوی از منظر علامه طباطبائی

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۱۹
پس از اثبات اصالت وجود، بررسی نقشی که وجود در حمل های ماهوی ایفا می کند، خود اهمیتی در حد مسئله «اصالت وجود» دارد و به نوعی تکمیل پروژه اصالت وجود است. علامه طباطبائی در آثارش به حل این معما همت گمارده است اما به نظر می رسد شارحان، این بیانات را از جنبه نو آوری انداخته اند. در این نوشتار دیدگاهی نقد می شود که طی آن، وجود در قالب جزئی از موضوع نقش آفرینی می کند؛ به گونه ای که شکل گیری حملی ماهوی با موضوع واقع شدن ماهیت به قید وجود، محقق می گردد. در ادامه از دیدگاهی دفاع می شود که وجود را تمام الموضوع می انگارد. بر اساس این دیدگاه، اگر محمولات ماهوی، در قالب جمله ای درست ساخت ارائه شوند، در واقع محمولات وجود به شمار می آیند. از سویی به طور مطلق نمی توان از تمام الموضوع بودن نقش وجود دفاع کرد، بلکه این حکم به آثار خارجی ماهیت اختصاص می یابد و وجود به آثار ذهنی ماهیت متصف نمی شود.
۲.

تأملاتی بر دیدگاه علامه طباطبائی و آیت الله جوادی آملی در باب وحدت شخصی وجود

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۴۳
فیلسوفان صدرایی به تشکیک در مراتب وجود، یعنی وحدت وجود در عین کثرت وجود معتقدند و در برابر، عرفا و متصوفه اسلامی به وحدت شخصی وجود عقیده دارند؛ یعنی وجود را واحد شخصی می دانند که همان وجود حق عزوجل است و غیر حق را به وجود مستعار و مجازی موجود می دانند نه به وجود حقیقی. در مقابل، حکما به کثرت وجود در عین وحدت قائل اند. در مکاتباتی که میان مرحوم سیداحمد کربلایی و حاج شیخ محمدحسین اصفهانی(کمپانی) در این زمینه رد و بدل شد، مرحوم کربلایی از نظریه عرفا و مرحوم اصفهانی از نظریه فلاسفه دفاع می کرد. علامه طباطبائی تذییلاتی بر این مکاتبات مرقوم کرد و در نهایت از نظریه عرفا پشتیبانی نمود. او بر این باور است که برهان حکما در باب تشکیک، مسلک عرفا را بعینه نتیجه می دهد؛ یعنی همان برهان تشکیک ما را به وحدت شخصی وجود و نفی کثرت حقیقی هدایت می کند. آیت الله جوادی آملی نیز بر این باور است و می گوید: عرفان مبتنی بر وحدت شخصی وجود، و فلسفه مبتنی بر کثرت حقیقی وجود است. در عرفان، هستی محض وجود واحد است و در عرض یا طول آن وجود دیگری که مستقل از آن و یا عین ربط به آن باشد فرض نمی شود و امور مقید و محدودی که تصویر می شوند، آیات و نشانه ها و ظهورات واجب اند. در این مقاله به نقد و بررسی دیدگاه و ادله این دو بزرگوار پرداخته، و در نهایت حقانیت مسلک حکما اثبات شده است.
۳.

نقد و بررسی استدلال های فیلسوفان بر اثبات ثبات و نفی حرکت در مجردات

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۴
اغلب فلاسفه قائل به ثبات مجردات هستند و حرکت را در آنها نفی می کنند. مهم ترین مبنا و دلیلِ ایشان در این دیدگاه، برهان قوه و فعل است. در این برهان با تکیه بر تقابل (عدم و ملکه) میان فقدان (قوه) و وجدان (فعل)، اثبات می شود که قوه از شئون ماده است و جسم که قوه دارد، ماده نیز دارد. ایشان از این طریق هرگونه قوه را در مجرَّدات، به واسطه بساطت و نداشتن ترکیب از قوه و فعل، نفی می کنند. ازآنجا که حرکت، خروج شیء از قوه به فعل است و موجود بسیطی که مرکب از قوه و فعل نیست، نمی تواند حرکت داشته باشد، ثبات و عدم امکان حرکت در مجردات که وجودی بسیط و انفعال ناپذیر دارند؛ اثبات می گردد؛ اما باید توجه کرد که قید «قوه» در حرکت، لزوماً به معنای چیزی نیست که منشأ آن «هیولا»ی مشائی باشد (کما اینکه منکران هیولای مشائی نیز قوه را در تعریف حرکت قید کرده اند)؛ بلکه «قوه» و «بالقوه» بودن با بساطت متحرِّک و موضوع حرکت نیز سازگار است. بنابراین موضوعِ حرکت قرار گرفتنِ مجردات را به این دلیل که بسیط و فاقد ماده و هیولای مشائی اند، نمی توان انکار کرد.
۴.

تبیین و بررسی یقین معرفتی در راه استقراییِ شهید سیدمحمدباقر صدر

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۶
معرفت شناسی صدری راه حل عقل گرایان را در بازگشت استقرا به تجربه و قیاس، و همچنین راه حل تجربه گرایان را نقد کرده است و مبنای استقرایی خود را بر اساس مکتب ذاتی معرفی می کند که بر پایة آن از راه توالد ذاتی، معرفت بشری پس از تصدیق های احتمالی به یقین موضوعی و نه منطقی، در راه استقرا خواهد رسید. دلیل استقرایی شهید صدر بر اساس گذر از دو مرحله تفسیر می شود: مرحلة رسیدن به درجات احتمالی و تقویت آن براساس علم اجمالی تا بالاترین درجه احتمال که مرحله ای استنباطی است و مرحله رسیدن به یقین که از راه توالد ذاتی با شرایط منطق ذاتی به دست می آید. در مرحله دوم درجة تصدیق احتمالِ قوی به یقین می رسد. این تبدیل بر اساس اصلی بدیهی صورت می گیرد و ملاک صدق بداهت این اصل و تمایز آن با بداهت وهمی، هماهنگی با دیگر یقین های موضوعی از جمله اصل علم اجمالی و اصل امتناع ترجیح بلامرجح مطرح شده است. در بخش ارزیابی معرفت شناسانة دیدگاه شهید صدر و با پرهیز از کلی گویی و روانی خواندن مکتب صدری، با توجه به اشکالاتی که به مبناگروی معتدل شهید صدر در مکتب ذاتی وارد است و به ویژه با نظر به ملاک صدقی که آن را به انسجام گروی سوق داده، به نظر رسید معرفت شناسی صدری به رغم موفقیتی که در تبیین مرتبه تصدیقی احتمالی و همچنین دخیل دانستن فاعل شناسا در تصدیق داشته، در واقع نمایی یقین موضوعی موفق نیست و اشکالاتی اساسی به آن وارد است.
۵.

تحلیل انتقادی دیدگاه دیوید هیوم درباره جوهریت و این همانی ذهن

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
هیوم با رویکرد تجربه گرایانه اش تأثیر بسزایی بر فلسفه مدرن گذاشت. وی در نخستین و مهم ترین کتاب فلسفی خود، رساله ای درباره طبیعت آدمی، به تبیین جوهریت و این همانی ذهن و احوال ذهنی پرداخت. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی-انتقادی، دیدگاه هیوم نقد و بررسی می شود. هیوم در موضع سلبی خود، با استناد به برخی مبانی مبهم یا مخدوش، جوهریت و این همانی و بساطت کامل ذهن را بدون انطباع و در نتیجه، بدون ایده و بی معنا دانست؛ اما در موضع ایجابی خود، از جوهریت و این همانی ناقص احوال ذهنی دفاع کرد؛ ولی در نهایت به سبب تناقضات موجود در موضع ایجابی، به رجحان شکاکیت حکم داد. شکاکیت در فلسفه هیوم، به معنای فقدان شرح متافیزیکال رضایت بخش نسبت به اعتقادات طبیعی(نه فقدان خودِ اعتقادات طبیعی) است. مشکل اساسی تبیین هیوم، غفلت از علم حضوری و کارکرد عقل در تنبّه به آن است. به نظر می رسد با استناد به علم حضوری می توان تبیین قانع کننده تری از جوهریت نفس و تمایزش با پدیده ها و حالت های نفسانی ارائه داد؛ براین اساس جوهری به نام نفس وجود دارد که حالات نفسانی قائم به آن هستند.
۶.

رهیافت تطبیقی به ماده انگاری نفس در کلام اسلامی و فیزیکالیسم در فلسفه ذهن

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۲
در میان متکلمان اسلامی از گرایش های گوناگون اشعری، معتزلی و اهل حدیث گرفته تا برخی متکلمان امامیه، دیدگاهی مطرح است که نفس انسانی را جسمانی و مادی تفسیر می کند. در میان این گرایش های کلامی برخی نفس را جسم لطیف، برخی جزء اصلی بدن و برخی عرض می انگارند، و گروهی اصل وجود نفس را انکار کرده، آن را همین بدن و هیکل محسوس می دانند. در عرصه فلسفه ذهن نیز گرایش های فیزیکالیستی گوناگونی مطرح است که نفس یا ذهن انسان را به مغز یا کارکرد یا رفتار تحویل برده اند. از این دیدگاه ها به «این همانی ذهن و مغز»، «کارکردگرایی» و «رفتار گرایی»، یاد می شود. در این مقاله پس از تبیین دیدگاه های ماده انگاری نفس در کلام اسلامی و مقایسه اجمالی آن با نظریات فیزیکالیستی در فلسفه ذهن، مبانی و زیرساخت این دیدگاه ها کاویده شده و پیامدها و لوازم مشترک میان آنها مانند هویت شخصی، حقیقت مرگ، حیات برزخی، آثار شگفت انگیز نفس، کرامت انسان، استخراج شده است.
۷.

مروری بر بیان ناپذیری تجارب عرفانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
بیان ناپذیری تجارت عرفانی مورد تأکید عارفان و فیلسوفانی از شرق و غرب عالم است. دربارة راز و چرایی توصیف ناپذیری حالات عرفا ادله ای مطرح شده است. لازمة توصیف ناپذیر بودن تجارب عرفانی این است که بیان عرفا عاری از معنا و محتوا، و از حیث واقع نمایی، فاقد ارزش و اعتبار باشد؛ ولی آیا می توان به چنین لازمه ای ملتزم شد؟ عارفان و غیرعارفان در توجیه ارزش بیانات عرفا و در معنا و مقصود سخن و گفتار ایشان، توجیهات و تفسیرهایی ارائه کرده اند. نظریة دیونیسیوسی، نظریة استعاره و نظریة استیس، سه نظریه ای هستند که در این باره عرضه شده اند، ولی هرکدام از این سه نظریه، نقاط ضعفی دارند که مانع از پذیرش آنها می شود. نظریة پیشنهادی این نوشتار، نظریة چهارمی است که سرّ بیان ناپذیری تجارب عرفانی را در عواملی خاص جست وجو می کند و می کوشد توضیحی فاقد نقاط ضعف سه نظریه پیش گفته ارائه دهد.
۸.

بررسی انقلاب کپرنیکی کانت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۱
کانت برای پاسخ به اشکالات شکاکان و ایدئالیست ها پیشنهاد کرد که در عالم فلسفه، انقلابی کپرنیکی به راه اندازیم و به جای اینکه به دنبال شناختِ مطابق با جهان واقعی (عالم عین) باشیم، به دنبال شناخت واقعیتی باشیم که مطابق ذهن و قوای ادراکی ما ساخته شده باشد. او مدعی شد که تنها راه فرار از شکاکیت و ایدئالیسم همین است که صرفاً به دنبال شناخت واقعیتی باشیم که به ذهن آمده و ذهنی شده است؛ یعنی به شناخت دنیای خودساخته (عینِ ذهنی) بسنده کنیم و تصور ذهنیِ یک شیء را خود شیء (خود واقعیت) در نظر بگیریم. او می پنداشت که اگر انسان به جای «واقعیت مستقل از خود» به دنبال شناختنِ «واقعیت ساخته شده توسط قوای ادراکی خود» باشد، یقینی بودن ادراکاتش تضمین می شود و اعتراض های امثال بارکلی و هیوم پاسخ مناسبی می گیرند. در این مقاله، با بررسی انقلاب کپرنیکی کانت و پیامدهای منطقی آن، نشان داده ایم که فلسفة کانت، به رغم تلاش فراوان و ستودنی او، در دفع شبهات موفق نبوده و نسخه دیگری از شکاکیت است و منطقاً به ایدئالیسم محض می انجامد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۲