معرفت فلسفی

معرفت فلسفی

معرفت فلسفی سال چهاردهم تابستان 1396 شماره 4 (پیاپی 56)

مقالات

۱.

ادله اثبات علیت تحلیلى

تعداد بازدید : ۱۷۵
علیت را مى توان به علیت خارجى و تحلیلى تقسیم کرد. در علیت خارجى، علت و معلول وجود منحاز و جداگانه اى از یکدیگر دارند؛ اما در علیت تحلیلى علت و معلول وجود جداگانه اى از یکدیگر ندارند؛ اعم از اینکه هر دو به وجود واحد بسیط موجود باشند و یا اینکه از معانى عدمى باشند. در کلمات فلاسفه به تقسیم علیت به خارجى و تحلیلى تصریح نشده است؛ اما مسائلى در فلسفه ایشان وجود دارد که جز با قبول علیت تحلیلى توجیه پذیر نیست. این مسائل را مى توان دلیل بر قبول ارتکازى علیت تحلیلى توسط فلاسفه اسلامى دانست. شاید مهم ترین دلیل بر اثبات علیت تحلیلى، جریان برهان لم در قیاس اقترانى حملى است. در برهان لم، حد وسط علت ثبوت الأکبر للاصغر است؛ با اینکه در قیاس اقترانى حملى همه حدود برهان به وجود واحد موجود شده اند. این مقاله به بررسى این دلیل و دیگر ادله اثبات علیت تحلیلى مى پردازد.
۲.

مقایسه تطبیقى اندیشه ابن عربى و صدرالمتألهین در باب حدوث و قدم نفس

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۸
صدرالمتألهین بر آن است که نفس، از جهت کینونت عقلى خود در نشئات پیشین، به نحو عقلى موجود بوده است و در عین حال، از آن جهت که نفس مدبر بدن است و در نحوه وجود خود، تعلق ذاتى به بدن دارد، جسمانیه الحدوث است. او بین این دو نظریه به ظاهر متهافت، به خوبى جمع کرده است. اگرچه این نگاه صدرایى در حوزه فلسفى، کاملاً ابتکارى است، اما در آثار عارفانى همچون ابن عربى نیز به وضوح رد پاى این نظریه به چشم مى خورد؛ به این معنا که ابن عربى نیز از سویى بر وجود نفس در نشئات سابق بر دنیا تأکید دارد و از سوى دیگر، بر حدوث جسمانى نفس در نشئه دنیا اصرار مى ورزد.
۳.

بررسى تبیین سریان ادراک در هستى با توجه به حیثیت تجردى مادیات در حکمت متعالیه

تعداد بازدید : ۱۱۸
بیشتر فیلسوفان در طول تاریخ نه تنها نتوانسته اند شعور همگانى موجودات را به لحاظ فلسفى به اثبات برسانند، بلکه بر اساس برخى ادله، شعور مادیات را انکار کرده اند. حکمت متعالیه در مقام ارائه تبیینى فلسفى از این آموزه دینى گام هایى ارزنده برداشته و صدرالمتألهین و تابعان حکمت متعالیه در مقام تبیین عقلى و استدلال بر آن برآمده اند. در این مقاله با به کارگیرى روش توصیفى تحلیلى و با رویکردى تطبیقى و انتقادى، تبیین سریان ادراک در مادیات با توجه به حیثیت تجردى آنها بررسى شده است. یافته هاى پژوهش حاضر حاکى از آن است که هرچند صدرالمتألهین و بسیارى از اندیشمندان، تبیین یادشده را پذیرفته و آن را به عنوان یکى از راه هاى جمع بین اعتقاد به شعور همگانى موجودات بر اساس دلیل مساوقت از یک سو و پذیرش ادله تجرد علم از سوى دیگر مطرح کرده اند، درستى آن کانون تردید است. البته به اعتقاد نویسنده، هرچند نمى توان با این دلیل به اثبات شعور همگانى موجودات پرداخت، با استناد به آیات و روایاتى که به دلالت مطابقى و یا التزامى بر سریان ادراک در موجودات دلالت دارند مى توان به این نتیجه دست یافت که هر موجودى از جمله مادیات از آن جهت که مادى هستند بهره اى از علم دارد.
۴.

نگاه وجودى صدرالمتألهین به «کلیات خمس»

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۹۴
منطق ارسطویى سینوى با غفلت از وجود و بر پایه نگاه ماهوى به واقعیت خارجى بنا شده است. نگاه متفاوت صدرالمتألهین به واقعیت خارجى و نحوه آگاهى انسان از آن، موجب تغییر بنیان هاى منطق ماهوى مى شود. صدرالمتألهین در آثار منطقى خود به ارائه نظام مند منطق وجودى خود نپرداخته، اما در آثار فلسفى خود به نحو پراکنده برخى از مطالب منطق وجودى را ارائه کرده است. در دیدگاه صدرالمتألهین وجود، فصل یا صورت اخیر تأمین کننده جهت اتحاد بین نوع، فصل اخیر و دیگر جنس ها و فصل هاى پیشین است؛ برخلاف دیدگاه جمهور که ترکیب انضمامى ماده و صورت، تنها وحدت اعتبارى ماهیت را افاده مى کند و نمى تواند توجیه گر جهت اتحاد در حمل کلیات ذاتى بر یکدیگر باشد. در دیدگاه مشهور ماده و صورت واقعیت خارجى و از معقولات اولى به شمار مى آیند، اما جنس و فصل صرفا لحاظ ذهنى و از معقولات ثانى منطقى هستند؛ ولى در نگاه وجودى صدرالمتألهین آنچه واقعیت دارد و در خارج محقق است، وجود فصل است که به دنبال آن نوع، جنس، فصل هاى پیشین و امور عرضى به همان وجود موجودند. ازاین رو جنس و فصل و نوع، صرفا لحاظ ذهنى و از معقولات ثانى منطقى به شمار نمى آید. صدرالمتألهین اعتبارات لابشرطى در کلیات خمس را از احکام خارجى ماهیت مى داند و آن را به وجود و احکام وجود ارجاع مى دهد. همچنین در نگاه وجودى او، سنخ صورت و فصل اخیر از سنخ ماهیات نوع و جنسى کاملاً جداست و این دو داخل در ذات ماهیت نیستند.
۵.

تحلیل «تشکیک وجود» صدرالمتألهین در چارچوب منطق فازى

تعداد بازدید : ۱۲۴
در نظریه مجموعه ها نه تنها صفر و یک، بلکه میزان عضویت مجموعه اى از اعداد میان صفر و یک مطرح است؛ این اصل اساسى تفکر فازى است. دیگر جهان پیرامون تنها سیاه و سفید نیست، بلکه خاکسترى نیز هست و هر عضوى در این مجموعه خاکسترى، داراى ارزش عددى میان صفر تا یک است. از سوى دیگر نظام فلسفى صدرالمتألهین بر پایه اصالت وجود شکل گرفته و نوآورى و نقطه اوج آن طرح تشکیک در مراتب حقیقت وجود است. با توجه به مبناى اصالت وجود، وجود حقیقت واحدى است که تمام هویت و متن خارج را تشکیل مى دهد. این حقیقت واحد وجود که در موجودات کثیر و حقایق خارجى مشترک است، به نحو تشکیکى و ذومراتب در خارج موجود است. بهره مندى از تفکر تشکیکى در حکمت متعالیه، داراى آثارى سودمند در شناخت موجودات خارجى به عنوان حقایق متکثر است و به نوعى با تفکر فازى قرابت دارد. اکنون پرسش این است که آیا میان تفکر فازى و اصل تشکیک وجود قرابت و رابطه اى هست یا نه؟ این جستار درصدد پاسخ به این پرسش، به مؤلفه هاى متعددى رسیده است که این قرابت را اثبات مى کند.
۶.

بررسى دیدگاه هایدگر درباره ماهیت تفکر و فلسفه

تعداد بازدید : ۲۹۳
در این مقاله براى شناخت چیستى تفکر و فلسفه از نظر هایدگر، ابتدا به تمایز میان تفکر و فلسفه اشاره شده است. موضوع فلسفه موجود است و موضوع تفکر، وجود. وجود به خلاف موجود امرى پیش نهاده و تصورشده نیست. تفکر، تذکر نسبت به وجود و یادآورى آن است. وجود از سویى از ما مى گریزد و از سوى دیگر ما از او غافلیم. غفلت از وجود در فلسفه، آن را دچار انحراف ساخته است. موجود از سویى حجاب وجود و از سوى دیگر نشانه آن است. براى تفکر باید به وجود نزدیک شویم؛ اما این امر چگونه ممکن است؟ تنها دروازه گشوده به سوى وجود، دازاین است. ویژگى ترس آگاهى دازاین، شرط عدمیدن عدم است. هنگامى که عدم بر دازاین ظهور مى یابد، هستى مى هستد و ما به وجود، تذکر مى یابیم. البته وجود حتى در حال غفلت از آن با ما نسبتى دارد. در پرتو نسبتى که وجود با انسان دارد، ذات فلسفه، ماهیت انسان، ذات هنر و ذات تکنیک تقرر مى یابند. در پایان مقاله به نقد و بررسى آراى هایدگر مى پردازیم.
۷.

هستى و چیستى زیبایى

تعداد بازدید : ۱۰۷
چیستى زیبایى از یونان باستان و حتى پس از تأسیس علم زیبایى شناسى تاکنون به عنوان موضوعى حل ناشده، سخت معرکه آراى اندیشمندان است؛ اما انسان ها فارغ از این کشاکش به زیباسازى محیط و ابزار، و حتى با خطرپذیرى به زیباسازى وجود خود مى پردازند. واقعا زیبایى چیست که انسان تا پاى جان آن را پاس مى دارد؟ و از چگونه وجودى برخوردار است؟ این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه اى و گردآورى اهم آراى محققان این حوزه و تحلیل منطقى آنها، درصدد یافتن پاسخ براى پرسش هاى پیش گفته و برخى دیگر از پرسش هاى مربوطه است. تأکید بر عینیت زیبایى و رد ذهنى بودگى آن، رد نظریه تعریف ناپذیرى زیبایى و ارائه راه حل براى تعریف آن در قالب تثبیت یا تقویت تعریف پیشین و یا پیشنهاد تعریف جدید با استفاده از جنس و فصل مرکب، از جمله یافته هاى این تحقیق است.
۸.

مقابله توماس رید با شکاکیت بر اساس فهم عرفى

تعداد بازدید : ۱۵۲
پس از آنکه فیلسوفانى مانند لاک، بارکلى و هیوم نقایص ساختمان معرفتى دکارتى را کشف کردند و لوازم شکاکانه نهفته در آن را آشکار ساختند، ناامیدى از دستیابى به معرفت، فضاى فلسفى قرن هجدهم را آکنده بود. نخستین کسى که به صورت نظام مند به مقابله با شکاکیت مدرن برخاست، توماس رید بود. او با تکیه بر اصول اولیه فهم عرفى به چالش در نظریه پندارها که شکاکان آن را مسلم فرض کرده بودند پرداخت و آن را منافر با فهم عرفى معرفى کرد. در این نوشتار مى کوشیم با استفاده از کتب رید و مکتوباتى که درباره اندیشه هاى وى نوشته شده است، اشکالات رید علیه نظریه پندارها و نظریه جایگزین او در باب ادراک را شرح دهیم. همچنین استدلال هاى او در برابر زیاده خواهى هاى شکاکان را که عبارت اند از استدلال بر اساس عجز، لزوم احتیاط و سابقه، و برهان مانعه الخلو او در باب ناچارى از اعتماد بر قواى باورساز طرح و تبیین خواهیم کرد. در پایان به روش شناسى دلیل از دیدگاه رید مى پردازیم و در بخش نتیجه خواهیم گفت ما چاره اى جز اعتماد بر قواى باورساز نداریم.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۱