عصب روانشناسی

عصب روانشناسی

عصب روانشناسی سال چهارم تابستان 1397 شماره 2 (پیاپی 13)

مقالات

۱.

بررسی ارتباط بین هیجانات چهره و امواج الکتروعصبی مغز

تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۸۶
مقدمه: همانطور که می دانیم هیجان انسان یک موضوع بنیادی است که همواره برای اندازه گیری و تشخیص آن با توجه به تکنولوژی موجود محققان دچار مشکل بوده اند، لذا هدف پژوهش حاضر بررسی امواج مغزی با تشخیص احساسات انسانی است تا بتوان بر اساس آن کیفیت و دفت تشخیص هیجان را افزایش داد. روش: روش تحقیق از نوع اکتشافی – آزمایشگاهی است که با به کارگیری ابزار الکتروانسفالوگرافی نسبت به ثبت سیگنال های مغزی از طریق دستگاه EEG EPOC+ 14 Electrode wireless  و همزمان ثبت رمزگشایی چهره از طریق نرم افزار SHORE اقدام گردیده و پس از پاک سازی سیگنال ها با استفاده از نرم افزار 3D Brain Visualizer و Xavier TestBench شدت باند فرکانسی و موقعیت آن استخراج گردید، جامعه آماری تحقیق 25 نفر تشکیل داده اند که محرک در قالب تبلیغی با ماهیت اجتماعی ارایه شده است.   یافته ها:پردازش سیگنال مغزی و پردازش تصویر در خصوص چهره از طریق آزمون همبستگی نشان داد که بین حالت هیجانی غمگینی و موج تتا رابطه وجودارد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق در خصوص ارتباط بین امواج مغزی و هیجانات چهره می تواند دقت مطالعات را برای محققین افزایش دهد و یک استاندارد یا راهنما تلقی گردد، زیرا اندازه گیری هیجانات از روی چهره همواره نتایج قابل استناد و دقیقی را ارائه نمی دهد.
۲.

بهبود حافظه بینایی و فضایی در نتیجه تمرینات نوروفیدبک با تأکید بر کاهش موج بتا و افزایش موج SMR

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۵۶
مقدمه: تمرینات نوروفیدبک به عنوان یک ابزار مفید و ارزان برای تقویت و افزایش بهبود در انواع حافظه شناخته شده است، با این حال تاکنون تأثیر آن بر حافظه بینایی و فضایی بررسی نشده است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بهبود حافظه بینایی و فضایی در نتیجه تمرینات نوروفیدبک با تأکید بر کاهش موج بتا و افزایش موج SMR بود. روش: طرح تحقیق حاضر از نوع درون گروهی و به صورت پیش آزمون – پس آزمون، روش پژوهش از نوع نیمه تجربی و به لحاظ هدف کاربردی بود. جهت انجام این پژوهش، 11 دانشجو (میانگین سنی 76/2 ± 36/27 ) به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند.با کسب رضایت نامه آگاهانه، ابتدا پیش آزمون حافظه بینایی از طریق آزمون حافظه کوتاه مدت بینایی دستگاه وینا و حافظه فضایی از طریق دستگاه حافظه فضایی مدل LM-01 از آزمودنی ها گرفته شد. سپس آزمودنی ها به مدت 5 جلسه به تمرینات نوروفیدبک با تأکید بر پروتکل کاهش موج بتا و افزایش موج SMR پرداختند. با اتمام تمرینات پس آزمون بعمل آمد. داده ها از طریق آزمون تی همبسته در سطح   معنی داری 05/0≥P تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که تمرینات نوروفیدبک موجب بهبود معنی دار حافظه بینایی (020/0≥P ) و نیز حافظه فضایی (013/0≥P ) شد. نتیجه گیری: بنابراین می توان تمرینات نوروفیدبک را به عنوان ابزاری مفید برای ارتقای توانایی های شناختی مانند حافظه درنظرگرفت.
۳.

تأثیر دستورالعمل های مختلف کانون توجه بر یادگیری مهارت پرتاب از بالای شانه در دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر

تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی دستورالعمل های مختلف کانون توجه درونی و توجه بیرونی دور و نزدیک بر یادگیری مهارت پرتاب از بالای شانه در دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر بود. روش: در این پژوهش نیمه تجربی، 12 پسر و 6 دختر با میانگین سنی (8/0±0/13 سال) ساله کم توان ذهنی بر اساس ضریب هوشی 50 تا 75 به صورت تصادفی انتخاب و بر اساس امتیازهای بدست آمده در      پیش آزمون در سه گروه توجه درونی، توجه بیرونی نزدیک و توجه بیرونی دور    به طور همسان قرار گرفتند. شرکت کنندگان در مرحله اکتساب به شیوه تمرینی مشخص هر گروه در 4 بلوک 8 کوششی با دست برتر پرتاب ها را انجام دادند. بین بلوک های تمرینی 5 دقیقه استراحت وجود داشت. هر سه گروه از فاصله 2 متری مراحل تمرین و یادداری را انجام دادند. بعد از آخرین جلسه تمرین، 10 پرتاب به عنوان پس آزمون انجام شد و آزمون یادداری و انتقال، 24 ساعت بعد با 10 پرتاب انجام شد. آزمون انتقال برای هر سه گروه از فاصله 3 متری انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد هر سه گروه تمرینی از پیش آزمون تا انتقال پیشرفت داشتند و در مرحله پس آزمون، اکتساب و یادداری تفاوت معنی داری نشان دادند (5 0/0 ≥P).  گروه توجه بیرونی دور به به طور معناداری عملکرد بهتری نسبت به دیگر گروه های آزمایشی داشت و سپس به ترتیب گروه توجه بیرونی نزدیک و درونی بهتر عمل کردند. نتیجه گیری: یراساس یافته های پژوهش، گروه توجه بیرونی قادر به یادگیری پایدارتری بودند که تأییدی بر فرضیه عمل محدوده شده ولف و همکاران (2001) در کودکان کم توان ذهنی است.
۴.

بررسی دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف بر اساس حساسیت سیستم های مغزی- رفتاری و سطوح احساس تنهایی

تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۱
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف بر اساس حساسیت سیستم های مغزی - رفتاری و سطوح احساس تنهایی بود. روش: در این پژوهش از طرح عاملی گروه های نامعادل استفاده شد. جامعه پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به اعتیاد شهر کرمان بودند که در بازه زمانی سال 95-96 جهت ترک اعتیاد به کلینیک ها و مراکز درمانی مراجعه کردند. نمونه اولیه پژوهش، شامل 580 نفر بود که با روش دردسترس انتخاب شدند. طبق نمره احساس تنهایی و سیستم های مغزی – رفتاری، گروه هایی تعیین شد که هر گروه بین 21 تا 24 آزمودنی را شامل شد. برای گردآوری  داده ها از پرسشنامه عقاید وسوسه انگیز، پرسشنامه پنج عاملی جکسون، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان و مقیاس احساس تنهایی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (دوراهه ی عاملی) و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که اثر اصلی سیستم های مغزی رفتاری بر دشواری تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار است، اما اثر اصلی احساس تنهایی بر دشواری تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار نیست. اثر تعاملی احساس تنهایی و سیستم های مغزی – رفتاری بر دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار بود. در میان گروه های تعیین شده بر اساس شدت فعالیت سه سیستم های مغزی - رفتاری، بیشترین میزان وسوسه مصرف در گروه FFFS بالا و کمترین آن در FFFS پایین بود. نتیجه گیری:در مجموع، تاثیر احساس تنهایی بر دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف زمانی تشدید و معنادار می شود که اثر تعاملی احساس تنهایی و FFFS بالا مورد بررسی قرار گیرد.
۵.

اثربخشی تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی (tDCS ) بر حافظه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه: : پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی (tDCS ) بر حافظه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه انجام گرفته است. روش: روش انجام پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل است. بدین منظور نمونه مورد نظر به روش نمونه گیری در دسترس از میان   دانش آموزان دارای اختلال یادگیری که واجد شرایط حضور در پژوهش بودند، 20 نفر انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. از آزمون تصاویر هندسی درهم آندره-ری(1942) جهت سنجش متغییر حافظه در قالب پیش تست و پس تست استفاده گردیده است. مناطق F3,F4  دانش آموزان گروه آزمایش در 10 جلسه تحت تحریک مغزی قرار گرفت، در حالی که دانش آموزان گروه کنترل در شرایط مشابه صرفاً تحت تحریک شَم قرارداشتند. پروتکل مورد نظر در این پژوهش تحریک دوطرفه ناحیه DLPFC چپ و راست بود که در 2 نوبت 15 دقیقه ای انجام گردید.    یافته ها: به منظور آزمون فرضیه پژوهش و به عبارتی تعمیم نتایج بدست آمده از نمونه به جامعه آماری پژوهش، از تحلیل کوورایانس یک متغیری (ANCOVA) استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در بهبود حافظه تفاوت معناداری وجود دارد( 05/0P< و66/29 F=). از نتایج می توان چنین برداشت کرد که روش تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی (tDCS ) بر عملکرد حافظه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه مؤثر است.
۶.

اثربخشی تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS) بر بهبود توجه دیداری در دانش آموزان مقطع متوسطه

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثربخشی تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS) بر بهبود توجه دیداری در دانش آموزان مقطع متوسطه صورت گرفته است.روش:این پژوهش نیمه آزمایشی و به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد.جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه منطقه 2 شهر تهران در سال تحصیلی96-95 بود.نمونه گیری به صورت داوطلبانه انجام شد،به این ترتیب که از بین مدارس مقطع متوسطه منطقه 2 تهران 3 مدرسه به شکل تصادفی انتخاب شد در مرحله بعد فراخوانی در تابلوی اعلانات این مدارس نصب شد. سپس از داوطلبان دعوت به عمل آمد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه سلامت عمومی روانی (SCL-25) و آزمون دقت تولز – پیرون بود.ابتدا پرسشنامه ها به صورت پیش آزمون اجرا شد سپس مداخله تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS) برای گروه آزمایش انجام شد.در پایان دوره شرکت کنندگان با استفاده از آزمون دقت تولز – پیرون مجدد مورد ارزیابی قرار گرفتند که  داده های پس آزمون را تشکیل داد. به منظور بررسی تفاوت پاسخ ها قبل و بعد از  تحریک الکتریکی و تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس استفاده شد. یافته ها:نتایج تحقیق پس از مداخله نشان داد بین گروه های آزمایش  و کنترل در متغیر توجه دیداری تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS)در بر بهبود توجه دیداری در دانش آموزان مقطع متوسطه موثر است.
۷.

اثربخشی تمرینات نوروفیدبک بر توجه و عملکرد در مهارت پرتاب آزاد بسکتبال

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: رسیدن به عملکرد بهینه توجه از مهم ترین اهداف ورزشکاران در مسابقات ورزشی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش نوروفیدبک بر توجه و عملکرد در مهارت پرتاب آزاد بسکتبال انجام شد. روش: 24 ورزشکار در هر دو جنس به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند و در دو گروه 12 نفری جای گرفتند. در پیش آزمون، آزمون توجه انتخابی و توزیع شده و نیز پرتاب آزاد بسکتبال از آزمودنی ها به عمل آمد. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه، پروتکل های آلفا/تتا و اس ام آر/تتا را انجام دادند. سپس از آزمودنی ها پس آزمون گرفته شد. داده ها با آزمون های یو من ویتنی و ویلکاکسون و تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تغییر معناداری در بهبود توجه و عملکرد آزمودنی ها در گروه آزمایش نشان داد. نتیجه گیری: نوروفیدبک تأثیر قابل توجهی در باز آموزی فعالیت امواج مغزی برای بهبود عملکرد و توجه در ورزشکاران دارد. با توجه به نتایج به دست آمده  به روان شناسان ورزشی توصیه می شود از نوروفیدبک برای افزایش توجه و تمرکز و در نتیجه بهبود عملکرد استفاده کنند.
۸.

تاثیر آموزش مهارت های توجه بر مهارت های عصب-روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری

تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۰
مقدمه ناتوانی یادگیری با اختلال در فرایند توجه و یادگیری دانش آموزان، به مرور آنها را دچار دلزدگی و فرسودگی تحصیلی می کند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های توجه بر مهارت های عصب- روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری بود. روش: به منظور انجام این پژوهش نمونه ای 30 نفره از جامعه آماری پژوهش (دانش آموزان با ناتوانی یادگیری دوره ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و در گروه های آزمایش و گواه به صورت تصادفی گمارش شدند. طرح پژوهش، آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل آزمون هوشی ویرایش چهارم (وکسلر، 2003)، آزمون عصب -روان شناختی (کانرز، 2004)، پرسشنامه مشکلات یادگیری (ویلکات و همکاران،2011) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (شائوفلی و همکاران، 2001) بود. قبل از اجرای متغیر مستقل از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد. سپس گروه آزمایش مداخله آموزشی را در طی 9 جلسه آموزشی در طول 2 ماه و نیم دریافت نمود. داده های به دست آمده توسط تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مهارت های توجه بر مهارت های عصب- روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری تأثیر معناداری داشته است (f= 197.39, f= 86.09, p به ترتیب 88 و 76 درصد بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش، می توان آموزش مهارت های توجه را به عنوان روشی کارآ برای بهبود مهارت های عصب- روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری مورد استفاده قرار داد.
۹.

اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه بر بهبود مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به اختلال ADHD

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۵۷
چکیده مقدمه : این پژوهش به منظور بررسی کارایی تحریک الکتریکی مستقیم کورتکس مغز(tDCS) بر کاهش و بهبود مشکلات رفتاری کودکان دارای اختلال ADHD 7 الی 12 سال انجام گردید. روش: 22 نفر از کودکانی 7 الی 12 ساله که اختلال ADHD در ایشان توسط یک روانشناس یا روانپزشک تایید شده بود و یا توسط انجام مصاحبه بالینی بر اساس ملاک های تشخیصی DSM-V و تست کانرز والدین مبتلا به اختلال ADHD تشخیص داده شده بودند به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. پیش از مداخله،سیاهه رفتاری کودکان برای کودکان هر دو گروه اجرا گردید.برای گروه آزمایشی در نقاط FC3 و FC4 طی مدت 15 روز مداخله تحریک الکتریکی کورتکس مغز انجام گرفت.سیاهه رفتاری کودکان پس از مداخله و مجددا به فاصله دو ماه از اتمام مداخله از کودکان گرفته شد. یافته ها: تحلیل داده های پژوهش به کمک شاخص های مرکزی میانگین و انحراف معیار و به کارگیری واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد میان ویژگی های رفتاری کودکان تحت مداخله با روش (tDCS) و کودکان گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: تحریک الکتریی کورتکس مغز در نواحی FC3 و FC4 می تواند به بهبود ویژگی های رفتاری و کاهش علایم اختلال ADHD در کودکان دارای اختلال ADHD کمک نماید.
۱۰.

بررسی بدکارکردی های عصب روانشناختی و نقص نظریه ذهن در افراد با رگه های اختلال شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه: اختلال شخصیت مرزی یکی از شایع ترین اختلالات روانپزشکی است. ویژگی اساسی اختلال شخصیت مرزی یک الگوی فراگیر بی ثباتی روابط بین فردی، تصور خود، تمایلات و تکانشگری علامت دار است که از اوایل بزرگسالی شروع می شود و در انواع زمینه ها موجود است. با این حال، شواهدی وجود دارد که تغییرات عصب روانشناختی در ویژگی های بالینی این بیماران نقش مهمی دارد.  پژوهش حاضر با هدف بدکارکردی های عصب روانشناختی و نقص نظریه ذهن در افراد با رگه های اختلال شخصیت مرزی و عادی انجام گرفت. روش: تعداد 30 نفر از دانشجویان با رگه های اختلال شخصیت مرزی و 30 نفر از دانشجویان عادی با پرسشنامه شخصیت مرزی(BPI) انتخاب شدند. سپس آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، پرسشنامه تکانشگری بارت، آزمون بلوک های کرسی، آزمون ریسک پذیری بادکنکی و آزمون ذهن خوانی از روی تصاویر چشم بر روی هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیره(MANOVA)نشان داد که بین دوگروه در متغیرهای انعطاف پذیری شناختی، تکانشگری، حافظه کاری دیداری فضایی و نظریه ذهن تفاوت      معنی داری وجود دارد(0001/0> p)، در حالی که در تصمیم گیری مخاطره آمیز تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد(58/0= p ). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که افراد با رگه های اختلال شخصیت مرزی نقایصی را در انعطاف پذیری شناختی، تکانشگری، حافظه کاری دیداری فضایی و نظریه ذهن نشان می دهند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۱