پاکزاد یوسفیان

پاکزاد یوسفیان

مدرک تحصیلی: استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان ، زاهدان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

جنسیت در مقالات علمی فارسی زبان: مطالعه پیکره بنیاد نشانگرهای فراگفتمان تعاملی براساس انگاره هایلند

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۶
«فراگفتمان» اصطلاحی برای نامیدن امکانات فرازبانی برای برقراری تعامل در گفتمان است. الگوی این پژوهش، انگاره هایلند (2005) است. در انگاره هایلند یکی از دو طبقه اصلی فراگفتمان، فراگفتمان تعاملی است که با تمرکز بر شرکت کنندگان در تعامل، بر هویت گوینده یا نویسنده و هنجارهای جامعه کنشی تأکید می ورزد و شامل 5 نوع نشانگر متفاوت است. هدف پژوهش حاضر، دستیابی به پاسخ این سؤال است که آیا تفاوت معناداری ازنظر جنسیت در کاربرد کلی نشانگرهای فراگفتمان تعاملی و نیز میان توزیع انواع نشانگرهای فراگفتمان تعاملی موجود در مقالات علمی-پژوهشی وجود دارد یا خیر. برای نیل به این هدف، پیکره ای مشتمل بر 30 مقاله علمی - پژوهشی فارسی تک نویسنده منظور شد که نیمی از مقالات به قلم زنان و نویسنده نیم دیگر، مردان بودند. سپس پیکره به دقت و با در نظر گرفتن بافت موقعیت ارزیابی شد تا انواع نشانگرهای تعاملی موجود و بسامد رخداد آنها تعیین شوند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نشان داد با توجه به متغیر جنسیت، تفاوت معناداری در میزان فراوانی نشانگرهای فراگفتمان تعاملی به صورت کلی وجود دارد. در بازبینی تفکیکیِ انواع نشانگرهای فراگفتمان تعاملی در ارتباط با متغیر جنسیت نیز مشخص شد درباره تردیدنماها، نگرش نماها و خوداظهارها تفاوت معنادار وجود دارد و فقط درباره یقین نماها و دخیل سازها تفاوت معناداری مشاهده نمی شود؛ ازاین رو با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان ادعا کرد رویکرد جنسیت گرا درباره تمایز میان زنان و مردان در استفاده از صورت های زبانی تأیید می شود.
۲.

تحلیل رده شناختیِ اسم مرکّب در گونه رودباریِ قلعه گنج

کلید واژه ها: اسم مرکبرده شناسیگویش رودباریفرایند ترکیبگرایش کلی رده شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۰
به زعم بسیاری از زبان شناسان، بیشترِ زبان های دنیا از «ترکیب» به عنوان یکی از زایاترین فرایندهای واژه سازی به منظور گسترش دامنه واژگانی خود بهره می گیرند، مدّعایی که در مورد گویش رودباری (استان کرمان) و گونه های جغرافیایی متعدّد آن نیز صادق است. در این فرایند، همنشینیِ دو یا چند تکواژِ واژگانیِ آزاد سبب پیدایش یک واحد زبانیِ مرکّب می گردد. از آنجا که در رودباری اسامیِ مرکّبْ از بسامدِ کاربرد بسیار بالاتری نسبت به دیگر کلمات مرکّب برخوردارند، کانون توجّه پژوهش حاضر بر تحلیل اسامیِ مرکّب این گویش معطوف است. به بیان فنّی تر، پژوهش حاضر می کوشد بر پایه پیکره زبانیِ حاصل از مصاحبه و ضبط گفتار آزاد گویشورانِ مناسب، توزیع پرسشنامه، برگه نویسی و بهره گیری از شمّ زبانی، به تحلیلِ همزمانیِ اسامیِ مرکّبِ رودباری از دیدگاه رده شناختی و بر پایه سه مورد از معیارهای پیشنهادی بائِر (2009: 555-547) شامل هسته داری، ترتیب اجزای ترکیب و معنی شناسیِ ترکیب در گونه رایج در شهرستان قلعه گنج بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد رودباری همانند بیشتر زبان های دنیا، ویژگی های رده شناختیِ یکدستی نداشته بلکه از این حیث، به صورت پیوستاری عمل می کند و لذا بایستی از اصطلاح «گرایش کلّی» برای توصیف ویژگی های رده شناختیِ مورد مطالعه بهره گرفت. به طور مشخّص، گرایش کلّیِ رده شناختیِ رودباریِ امروز از منظر این سه معیارِ رده شناختی، به ترتیب به سوی اسامیِ مرکّبِ بدونِ هسته، اسامیِ مرکّبِ هسته آغازین و اسامیِ مرکّبِ برونْ مرکز است.
۳.

A Study of Inflectional Categories of Noun in Sistani Dialect

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۷
The present article aims to provide a synchronic study of the inflectional or morpho-syntactic categories of noun in Sistani dialect. These categories comprise person, number, gender or noun class, definiteness, case, and possession. Linguistic data was collected via recording free speech, and interviewing with 30 (15 females, 15 males) illiterate Sistani language consultants of age 40–102 years, living in central (Markazi) district of Zabol city in Sistan and Baluchestan province of the Islamic Republic of Iran. The research results indicate that nouns are inflected in three distinct persons i.e. first, second, and third persons with either singular or plural in number. Grammatical gender of nouns takes no specific morphological marker. As to the category of definiteness, this dialect makes use of syntactic devices (like demonstrative adjectives), and/or morphological devices (such as the use of /=ak/ and /=e/ clitics) to display the definite and indefinite nouns. Its case system is nominative-accusative system. In this regard, only the accusative or objective case marking is morphologically realized by the object marker /=a/. In addition, possession is expressed through the use of the word /mAl=e/ ‘belonging to’ or the preposition /az/ ‘from, of’ along with nouns/noun phrases/personal pronouns and also applying ezɑfe - construction in the form of genitive structure.
۴.

اسلام هراسی در سریال های تلویزیونی آمریکایی: تلفیق تحلیل انتقادی گفتمان و دستور طرح بصری

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۳۱
در دنیای مدرن امروز، نقش رسانه در شکل دهی مستقیم و غیرمستقیم به افکار عمومی انکارناپذیر است. ازاین رو، تلویزیون، به عنوان مهم ترین و بانفوذترین رسانة جهان، توجه صاحبان قدرت را برای به دست گرفتن افکار عمومی به خود جلب می کند. در این تحقیق، نقش سریال های تلویزیونی آمریکایی در گسترش پدیدة اسلام هراسی که پس از وقایع 11 سپتامبر فزونی یافته، بررسی شده است. برای این منظور، سریال میهناز شبکة شوتایماز دو جنبة مکالمات و تصاویر تحلیل شده است. برای تحلیل مکالمات، از رویکرد فرکلاف در چارچوب تحلیل انتقادی گفتمان و برای تحلیل تصاویر، از رویکرد کرس و ون لیوون به نام «دستور طرح بصری» استفاده شده است. در مکالمات در بُعد توصیف، ابزارهای قرابت، تکرار، پیش انگاری، قاب بندی، برجسته سازی، کمرنگ سازی و حذف درجهت نمایش چهره ای منفی از اسلام شناسایی شدند. ازلحاظ بصری نیز مفاهیم فرآیند تحلیلی، فرآیند روایی و پرسپکتیو این نقش را برعهده داشتند. موارد گفتمانی و بصری تحلیل شده نشان می دهند که این سریال دارای عناصری است که ازلحاظ گفتمانی، بصری و یا ترکیبی از هردو، ممکن است به ترویج اسلام هراسی کمک کنند. همچنین، ترکیبی از این دو رویکرد در تحلیل انتقادی رسانه پیشنهاد می شود.
۵.

بررسی معنایی و دسته بندی حروف اضافة زبان فارسی بر پایة نظریة لیبر

کلید واژه ها: حرف اضافهاصل هم نمایگیاسکلت معناییبدنه معناییمؤلفه معنایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۷ تعداد دانلود : ۱۸۹
لیبر (2004 & 2009) نظریه ای تجزیه مدار با هفت مؤلفه معنایی و یک اصل به نام اصل هم نمایگی ارائه کرده است. در این نظریه هر عنصر زبانی یک اسکلت معنایی و یک بدنه معنایی دارد. اسکلت از یک یا چند مؤلّفة معنایی و یک یا چند موضوع ساخته می شود. بدنه معنایی دو لایه دارد: 1. لایه ای که مانند اسکلت از یک گویشور به گویشوری دیگر نسبتاً ثبات دارد و می توان آن را نشان داد؛ 2. لایه ای که اطلاعاتِ کلی و دانش فرهنگ نامه ای دارد و بسیار روان است. اصل هم نمایه سازی، موضوع های دو یا چند عنصر واژگانی را با یکدیگر هم نمایه می کند و عنصری دیگر می سازد که به یک مدلول واحد دلالت می کند. این نوشتار ویژگی های معنایی حروف اضافه زبان فارسی را برپایه مؤلفه های معنایی بررسی و سپس دسته بندی می کند. دستاورد این نوشتار این است که حروف اضافه نیز مانند سایر اقسام کلام، نقش معنایی دارند و در نتیجه اسکلت و بدنه معنایی آنان ضعیف است. همچنین می توان بر پایه نقش معنایی، آن ها را دسته بندی کرد.
۶.

بررسی ساختواژی و معنایی پسوند «-گر» در زبان فارسی

کلید واژه ها: ساختواژهپسوندمعنی شناسی واژگانیاصل هم نمایگیاسکلت معناییبدنه معناییمشخصه معنایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری ساخت واژه (صرف)/ واژگان شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری معنی شناسی
تعداد بازدید : ۸۵۳ تعداد دانلود : ۲۸۷۸
این پژوهش پسوند «-گر» زبان فارسی را از نظر ساختواژی و معنایی بر پایه داده هایی از دو گویش زبان کردی بررسی می کند. در گویش سورانی این پسوند به صورت «-کَر» به کارمی رود. در گویش هَورامی، ستاک حال فعل کردن، «-کَر» و در گویش سورانی، «-کَ» است. سورانی یک پسوند «-َر» ()، مشابه پسوند -er انگلیسی، نیز دارد که نقش عمده اش ساخت اسم فاعل و اسم ابزار است. در مورد ساختواژه «-گر»، در این نوشتار دو فرضیه مطرح شده است: نخست اینکه این وند از دو تکواژ مقیّد درست شده است (ستاک حال فعل کردن+پسوند «-َر»، هر دو در سورانی)؛ دوم اینکه این وند خود به تنهایی ستاک حال فعل کردن در هَورامی است. سپس این دو فرضیه بر پایه معنی شناسی واژگانی لیبر (2004) و (2009) (اسکلت معنایی، بدنه معنایی، مشخّصه های معنایی و اصل هم نمایگی) به روش توصیفی-تحلیلی ارزیابی و این دستاورد حاصل شده که پسوند «-گَر»، از افزوده شدن پسوند «–َر» به ستاک حال فعل کردن یعنی «-کَ» به دست آمده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان