مجید روحی دهبنه

مجید روحی دهبنه

مدرک تحصیلی: استادیار روابط بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی رشت

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۴ مورد از کل ۱۴ مورد.
۱.

بررسی منازعه ایران و عربستان در یمن با رویکرد روانشناختی سیاسی

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۱
ایران و عربستان پس از انقلاب اسلامی تاکنون درگیر رقابت در حوزه منطقه خاورمیانه هستند. این رقابت در یمن شکل منازعه گرفته و به ویژه پس از تهاجم عربستان و متحدینش به یمن از سال 2015 افزایش داشته است. منازعه ایران و عربستان در یمن اغلب در چارچوب رویکرد واقع گرا و یا سازه انگاری بررسی شده و کمتر در قالب های دیگر مطالعه شده است. این پژوهش با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی، به دنبال تبیین این پرسش است که منازعه ایران و عربستان در یمن از منظر رویکرد روانشناختی رابرت جرویس چگونه تحلیل می گردد؟ با توجه به اینکه رفتار کشورها براساس باورهای آنها انتظام می یابد؛ یافته های تحقیق نشان می دهد برداشت و سوءبرداشت حکام عربستان نسبت به افزایش نفوذ و قدرت منطقه ای ایران و همچنین تمایل حکام این کشور در باور و تصویر قبلی از ایران که با اطلاعات جدید از قدرت ایران درک و پردازش می شود، آنها را درگیر یک معمای امنیت ساخته و از این منظر موجب تشدید منارعه میان دو کشور در بحران یمن شده است.
۲.

هنر نفوذ پنهان: استراتژی «قدرت تیز» چین در جهان

تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۷
قدرت، یکی از مفاهیم اساسی روابط بین الملل است. این مفهوم که به معنای توانایی بازیگر در رسیدن به نتایج دلخواه است، به شیوه های مختلفی اعمال می شود؛ از جمله سخت، نرم و هوشمند. با گسترش روزافزون قدرت رسانه ها، پویایی در روابط میان قدرت های بزرگ و همچنین، رقابت آنها برای کسب نفوذ و قدرت بیشتر، مفهوم دیگری از قدرت مطرح شده که از آن به عنوان «قدرت تیز» نام برده می شود. چین در سال های اخیر برای پیشبرد اهداف و مقاصد خود در عرصه های بین المللی و منطقه ای از تاکتیک ها و تکنیک های مختلفی برای دستکاری و جلب توجه افکار عمومی در داخل و خارج بهره برده که برخی تحلیل گران، آن را در قالب «قدرت تیز» تبیین و تفسیر کرده اند.باور آنها بر این است که چین با استفاده از ایدئولوژی حزبی خود، رسانه ها، دانشگاه ها، رهبران، سیاستمداران و مراکز تحقیقاتی و اقتصادی غرب را تحت نظر گرفته و می کوشد آنچه درباره چین گفته و منتشر می شود، را مدیریت و محدود کند. در پس همه این اقدامات، اهداف و مقاصد ایدئولوژیک، ژئوپلیتیک و اقتصادی وجود دارد. این مقاله ضمن تبیین مفهوم «قدرت تیز» درصدد بررسی چرایی و چگونگی استفاده چین از این شیوه اعمال قدرت برای پیشبرد اهداف خود در سیاست خارجی است.
۳.

پوتین و پرسش از حکمرانی جهانی، ایده ها و اصول

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
تمرکز این مقاله بر حکمرانی جهانی است؛ مفهومی که در بیشتر مواقع به معنای مدیریت امور جهانی، چگونگی و شیوه برخورد با مناقشه ها و بحران ها به کار می رود. فهم تغییراتی که در سیاست و روابط میان روسیه و غرب به رهبری ایالات متحد آمریکا به ویژه پس از سال 2014 رخ داده است، به ابزاری نیاز دارد که حکمرانی جهانی، به مثابه سطح تحلیل، می تواند به درک آن کمک کند. روسیه به رهبری پوتین ضمن چالش های هنجاری و ساختاری نسبت به حکمرانی جهانی، در پی اصلاح، بازنگری و حذف برخی از اصول و قواعد حاکم بر حکمرانی جهانی است. در این نوشتار با استفاده از روش پژوهش کیفی و به کمک نمونه پژوهی به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که چشم انداز روسیه از حکمرانی جهانی چیست و چه ایده هایی در این زمینه مطرح کرده است؟ در پاسخ بیان می شود که چشم انداز روسیه از حکمرانی جهانی سلطه غرب و حاکمیت نظم نولیبرال به رهبری آمریکا است. مواردی چون تأکید بر نقش سازنده سازمان ملل در حل وفصل منازعه ها، واگذاری حکمرانی در سطح منطقه ای، اهمیت حقوق بین الملل سنتی در تعریف قواعد و قوانین بین المللی، نگاه وستفالیایی به حاکمیت، اصلاح قواعد و رویه های حاکم بر رژیم های پولی، مالی و اقتصادی و سرانجام نقش محوری شورای امنیت در توسل به زور را می توان از مهم ترین ایده ها و اصول روسیه از حکمرانی جهانی برشمرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که روسیه، معماری حکمرانی جهانی را در موضوع های مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی، نهادی و منطقه ای در پیش گرفته است.
۴.

از هژمونی تا نظم بیسمارکی و توازن فراساحلی: استراتژی کلان آمریکا درقبال روسیه پس از جنگ سرد

تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
دست یابی به نظم و امنیت منطقه ای و جهانی همواره از مهم ترین اهداف قدرت های بزرگ بوده است. برای دست یابی به این منظور، رویکردها و راه بردهای مختلفی از جانب این قدرت ها در مناطق مختلف جهان در پیش گرفته می شود که از میان آن ها رویکرد هژمونیک بسیار قابل تأمل است. هژمونی یعنی نظمی که طی آن یک قدرت بزرگ به تنهایی نقش اصلی را در مناطق ایفا می کند و سعی دارد تا از این طریق روابط و مناسبات امنیتی منطقه ای را اداره و مدیریت کند، در سیاست و نظم جهانی و منطقه ای ایالات متحده آمریکا پس از جنگ سرد در مناطق پساشوروی بسیار مهم و تعیین کننده بوده است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای، ضمن مفهوم سازی نظم هژمونیک و مؤلفه های آن، می خواهد به این پرسش بپردازد که ایالات متحده آمریکا پس از جنگ سرد چگونه از طریق هژمونیک روابط و مناسبات خود را در مناطق پساشوروی و به ویژه درقبال روسیه مدیریت کرده است. شواهد تجربی و عملی نشان می دهد باتوجه به اهمیت اوراسیا برای نظم هژمونیک آمریکا، این کشور با سه شیوه موازنه گری به سبک بریتانیای قرن نوزدهم، سیاست بیسمارکی (اتحاد، ائتلاف، ابزارهای اقتصادی، سیاسی، نظامی، و تحریم)، و هم چنین روش استیلاجویانه مبتنی بر نظریه ثبات هژمونیک (نظم پاکس آمریکانا) به مواجهه با تهدیدهای امنیتی منطقه رفته و از این طریق تلاش کرده است تا روابط خود را با کشورهای واقع در مناطق پساشوروی و به ویژه با روسیه و حتی چین مدیریت کند. این فرضیه براساس نظریه پل پاپایانو و نظریه ثبات هژمونیک تحلیل نظری شده است.
۵.

تبعیض نژادی در آمریکا در دوره ریاست جمهوری ترامپ؛ علل، زمینه ها و ارائه راهبردهای تبلیغی

تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۳۲۴
مسئله تعارضات نژادی در امریکا پیشینه ی تاریخیِ طولانی دارد. هرچند این کشور از بدو تأسیس با این پدیده دست به گریبان بوده است، اما در سال های اخیر و به ویژه پس از حوادث شهر شارلوتزویل در آگوست 2017 و اظهارات و اقدامات ترامپ، این مسئله به صورت جدی تری حیات سیاسی امریکا را دستخوش چالش نموده است. از این رو، این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، این پرسش اصلی را مطرح می کند که چه علل و عواملی در تشدید تعارضات نژادی در امریکا از سال 2016 به بعد نقش داشته اند و چگونه می توان آن ها را تبیین کرد؟ برخی از علل تشدید این تعارضات، ریشه در مسایل و مشکلات ساختاری دارد که در نظام آموزشی، قضایی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امریکا نهفته است و از بدو تأسیس این کشور وجود داشته و کماکان نیز تداوم دارد. بخش مهم دیگر نیز به ویژگی ها و شخصیت ترامپ، افکار و اقدامات وی، آرای سفیدپوستان و همچنین حمایت گروه های راست افراطی از وی، مربوط می شود. این پدیده می تواند در دو بعد داخلی و بین المللی پیامدهای مهمی از تشدید فضای دو قطبی تا افزایش شکاف های ساختاری، جنسیتی و طبقاتی گرفته تا افول قدرت نرم و جایگاه امریکا در نظام بین الملل را به همراه داشته باشد.
۶.

واکاوی نقش عربستان سعودی در گسترش تروریسم تکفیری در آسیای مرکزی با تمرکز بر رویکرد رسانه ای

تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۷۷۴
آسیای مرکزی طی یک دهه اخیر با پدیده های مختلفی از جمله گسترش تروریسم تکفیری مواجه بوده است. علاوه بر علل و عوامل مختلف گسترش این پدیده، کشورهای مختلف نیز سیاست ها و رویکردهای مختلفی را در قبال آن اتخاذ کرده اند. هدف این مقاله بررسی نقش و رویکرد عربستان سعودی در گسترش تروریسم تکفیری در آسیای مرکزی است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به دنبال دستیابی به پاسخ این پرسش است که عربستان سعودی چگونه و چرا در پی حمایت از تروریسم تکفیری در آسیای مرکزی برآمده است؟ یافته های مقاله نشان می دهد که این کشور به عنوان آبشخور اصلی تروریسم تکفیری، سعی دارد تا از این پدیده به عنوان ابزار سیاست خارجی خود استفاده کند. به همین دلیل، ریاض در قالب اقدامات مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به گسترش این پدیده در این منطقه مهم دامن زده است. مهم ترین اهداف ریاض را رقابت منطقه ای با ایران و نیز ایفای نقش حمایتی در سیاست خارجی آمریکا برای فشار بر روسیه تشکیل می دهند.
۷.

تحلیل ژئوپلیتیکی رقابت های ایران و ترکیه متأثر از تحولات خاورمیانه از سال 2011 میلادی

تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۴۰
فضای خاورمیانه از سال 2011 با تغییرات و دگرگونی های مهمی مواجه شده است. یکی از آثار مهم این دگرگونی ها که پویش منطقه ای خاورمیانه را تعریف کرده است، رقابت و منازعه سه ضلعی شکل گرفته بین ایران، عربستان سعودی و ترکیه است که از زوایای مختلفی قابل تبیین و ارزیابی است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد از دو نوع رقابت متصور بین دولت ها؛ یعنی رقابت استراتژیک و رقابت غیراستراتژیک، ماهیت و یا چیستی رقابت بین ایران و ترکیه را می توان رقابتی غیراستراتژیک نامید؛ بدین معنی که دو طرف، یکدیگر را خصم و تهدیدی علیه امنیت ملی خویش تصور ننموده اند، ولی به​دلایل ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک درگیر رقابتی مکانی (بر سر سرزمین، منابع)، موقعیتی (بر سر قدرت نسبی، موقعیت سیاسی- اقتصادی و نفوذ سیاسی بر منطقه) و رقابتی ایده ای (بر سر تحمیل و یا القای ایدئولوژی خود) شده اند. گرچه شروع این رقابت ها به​صورت جدی تر از سال 2003 میلادی و از عراق  پس از صدام آغاز شد، اما با رسیدن عرصه تحولات به سوریه، با توجه به نگرانی ها و الزامات ژئوپلتیکی و ایدئولوژیک شدید دو بازیگر، رقابت شکل عمیق تری به​خود گرفت؛ به​گونه ای که در یک فضای رئالیستی درگیر رقابت بر مبنای  برد– باخت شدند.   
۸.

انگاره های هویتی و تبیین سیاست خارجی عربستان در قبال عراق

تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۳۹
سیاست منطقه ای عربستان سعودی به عنوان کشوری تاثیرگذار در خاورمیانه و جهان عرب در طول دهه اخیر متاثر از تحولات جدید خاورمیانه به ویژه نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران به ویژه در عراق شکل گرفته است. اغلب تحلیل ها پیرامون سیاست خارجی ریاض در قبال دولت جدید عراق، بر مبنای رویکردهای واقع گرایانه شکل گرفته و کمتر به نقش عناصر هنجاری و هویتی توجه شده است. نوشتار سعی دارد با روش تحلیلی- توصیفی و نظریه سازه انگاری با تحلیل سیاست خارجی عربستان، به این سوال پاسخ گوید که انگاره های هویتی چه نقشی در سیاست خارجی عربستان در قبال عراق داشته است ؟ همچنین این فرضیه را به آزمون می گذارد که سیاست خارجی عربستان در قبال عراق را علاوه بر رویکردهای مادی و واقع گرایانه، می توان بر اساس انگاره های هویتی این کشور نیز تبیین کرد. یافته ها نشان می دهند که سیاست خارجی عربستان در قبال عراق در حوزه های منطقه ای و بین المللی در واقع از تلفیق انگاره های هویتی این کشور از قبیل عربیت، اسلام وهابی، سیستم سیاسی سلطنتی و نفت خیزبودن شکل یافته که نقش بسزایی در رویکرد آن در مداخله، تغییر وضع موجود و افزایش بی ثباتی در عراق داشته است.
۹.

خاورمیانه پس از تحولات 2011 میلادی؛ بحران دولت ملی و نظم منطقه ای

تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۱۹۱
خاورمیانه و به ویژه جهان عرب از سال 2011 میلادی با دگرگونی و تحولات بسیاری مواجه شده است. این دگرگونی که از آن به «بهار عرب» و یا «بیداری اسلامی» تعبیر می شد، به جای ساخت دولتی نوین بر پایه ی یک نظم منطقه ای، با ورود متغیرها و عوامل متعددی چون گروه های تروریستی-تکفیری، پویش قومی کردها، پویش ترکیه در صحنه ی بازی خاورمیانه، تلاش عربستان برای تغییر توازن قوا، دکترین اوباما و رقابت های منطقه ای، با موج نوینی از بحران و بی ثباتی مواجه شده که در نوع خود بی سابقه می نماید. مسیر حوادث نشان می دهد که خاورمیانه پس از این اتفاقات، از آشفتگی زیادی در سطوح مختلف (داخلی، منطقه ای و بین المللی) رنج برده و بخش زیادی از این آشفتگی نیز به مسأله دولت و بحران دولت ملی مربوط می شود. بر این اساس، این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به دنبال تبیین تئوریک چرایی این آشفتگی و بی ثباتی در خاورمیانه پس از تحولات 2011 میلادی بر آمده است. در این زمینه، با استفاده از رویکرد «مجموعه ی امنیتی منطقه ای» و سطوح تحلیل (داخلی، منطقه ای و خارجی) مورد توجه این رویکرد، سعی دارد به صورت نظام مند آشفتگی دولت ها، پویش های منطقه ای، الگوهای دوستی و دشمنی، رقابت ها و ساختار قدرت در منطقه را تبیین و تحلیل نماید.                              
۱۰.

بازخوردهای فرهنگ شیعی و نماد عاشورا بر مواضع مقامات ایران در موضوع هسته ای (1392-1384 )

تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۸
فرهنگ و نقش آن در حوزه ی دیپلماسی و سیاست خارجی ،به ویژه با ظهور نظریات سازه-انگاری و انتقادی در روابط بین الملل از اهمّیت به سزایی برخوردار شده است. در سیاست خارجی ایران نیز به ویژه در موضوع هسته ای، نقش فرهنگ شیعی-عاشورایی پررنگ است؛ به طوری که، گفتمان این فرهنگ با تأکید بر حق گرایی، نفی سازش و ذلت، ایستادگی در برابر زور و ... به وضوح بر مطالبات و استراتژی ایران تأثیرگذار بوده است. مقاله ی حاضر با روش تحلیلی و استفاده از نظریه ی سازه انگاری درصدد پاسخگویی به این سؤال اصلی است که فرهنگ شیعی و نماد عاشورا چه تأثیری بر مواضع مقامات ایران در موضوع هسته ای طیّ سال های 1392-1384 در برابر غرب داشت؟ فرضیه ی مقاله بدین شرح است که تأثیر فرهنگ شیعی و نماد عاشورا بر مواضع مقامات ایران به صورت ایستادگی در برابر غرب، اثبات حقّانیت ایران، نفی سازش و سلطه پذیری در برابر آمریکا، نمایان بوده است. این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای درصدد مطالعه ی این موضوع است. نتیجه ی مهم ّمقاله بدین شرح است که فرهنگ شیعی و نماد عاشورا مواضع مقامات ایران در برابر غرب در موضوع هسته ای را به سمت مفاهیم عمیق هویتی چون: عدالت محوری، شهادت طلبی، ظلم ستیزی، حق گرایی، استکبار ستیزی و نفی سازش سوق داد که با ارائه ی تصویری ذهنی به فرسایشی شدن مذاکرات و عمیق ترشدن بی اعتمادی به غرب منجر شد.
۱۱.

تبیینی سازه انگارانه از علل واگرایی ایران و شورای همکاری خلیج فارس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹۱ تعداد دانلود : ۸۰۸
این نوشتار ابعاد نظری واگرایی در روابط خارجی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بدون تأکید بر دورة خاصی را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. سؤال اصلی این نوشتار این است که چرا علی رغم زمینه های زیادی که برای همگرایی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس وجود دارد، روابط خارجی این کشورها با ایران بیشتر به سمت واگرایی حرکت کرده است؟ فرضیه این نوشتار نیز این است که مهم ترین دلایل حاکم بودن واگرایی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را علاوه بر نقش و تأثیر ساختار نظام بین الملل، می توان این گونه تبیین کرد که به واسطه نبودِ هنجارهای مشترک، بستری برای شکل گیری هویت مشترک نیز شکل نگرفته در نتیجه این امر فضای رقابتی، بی اعتمادی و عدم آگاهی منطقه ای را بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس شاهد هستیم. به واسطه تأثیر این عوامل نه تنها شاهد بهبود روابط در دولت نهم و دهم نیستیم، بلکه این واگرایی تداوم یافته و حتی تشدید هم شده است. در پایان نیز در قالب نتیجه گیری عنوان می شود که به خاطر تأثیر این متغیرها، رسیدن به همگرایی و ایجاد جامعه امن و منطقه گرایی بین ایران و این کشورها بسیار دشوار و مشکل است. سپس راهکارهای گذر از وضعیت آنارشی و بی اتحادی و رسیدن به هویت مشترک و جمعی و در نهایت همکاری و تعامل مطرح می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان