فریبا مرادی عباس آبادی

فریبا مرادی عباس آبادی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

اثربخشی شفقت درمانی والدین بر همدلی و اعتماد به نفس نوجوانان شهر تهران

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸
پیش زمینه و هدف: آنچه نگران کننده است این است که علی رغم دانش موجود در خصوص اهمیت نحوه تعامل و تربیت نوجوانان، بسیاری از نوجوانان در سراسر جهان همچنان در محیط هایی بزرگ می شوند که با تنبیه، آزار عاطفی، جسمی و بی توجهی مشخصی می شوند؛ در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شفقت درمانی والدین بر همدلی و اعتماد به نفس نوجوانان انجام شد. مواد و روش کار: روش تحقیق شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر منطقه 4 شهر تهران و نیز والدین (پدر و مادر) آن ها بود که از این میان 30 دانش آموز به شیوه هدفمند انتخاب و بر اساس تخصیص بلوک تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند (هر گروه شامل 15 نفر). والدین گروه آزمایش 7 جلسه شفقت درمانی گروهی دریافت کرد. در طی این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه همدلی و مقیاس اعتماد به نفس صورت گرفت؛ و داده ها بر اساس تجزیه و تحلیل کواریانس مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد در دختران نوجوان گروه آزمایش تغییر معناداری در بهبود متغیرهای اعتماد به نفس و ابعاد همدلی (نگرانی همدلانه، اندوه شخصی، دیدگاه پذیری) در پس آزمون نسبت به گروه کنترل تحت تأثیر مداخله شفقت درمانی والدین به وجود آمده است (05/0>p). بحث و نتیجه گیری: در مجموع می توان بیان داشت که شفقت درمانی والدین این پتانسیل را دارد که بهبود اعتماد به نفس و همدلی در فرزندان را در پی داشته باشد.
۲.

تحلیل کیفی روابط میان مؤلفه های روان درمانی در تجربه های بالینی روان درمانگران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۳
مقدمه: پژوهش های کیفی بخشی از تلاش های است که برعمق روان درمانی افزوده است. هدف این پژوهش کیفی شناخت نحوه روابط میان مؤلفه های روان درمانی از طریق تجارب روان درمانگران بود. روش: روش این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی بود. جمعیت مشارکت کنندکان روان درمانگران مراکز روان درمانی خانواده شهر تهران بودند. با شیوه نمونه گیری هدفمند 14 درمانگر انتخاب و با ابراز مصاحبه نیمه ساختاریافته اطلاعات گردآوری شد. داده ها با رویکرد تحلیل محتوای موضوعی از نوع تفسیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها 15 زیرطبقه و 4 طبقه اصلی درخصوص چگونگی روابط مؤلفه های مؤثر در روان درمانی مشخص کرد. طبقات اصلی عبارتند از: 1. هماهنگ شدن مؤلفه ها بر مبنای اولویت تأثیرگذاری در درمان، 2. شکل گیری روان درمانی در بستر ارتباط و نقش درمانگر، 3. نقش هر مؤلفه در انتخاب نوع درمان و 4. انتخاب نظریه در بستر ویژگی های درمانگر. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش چارچوبی از نحوه روابط مؤلفه های روان درمانی را برپایه دیدگاه و تجارب درمانگران صورت بندی کرد. مؤلفه ها با توجه به تأثیرگذاری شان در فرآیند روان درمانی، توسط درمانگران الویت بندی و به کار می روند. همه مؤلفه ها در انتخاب نوع درمان نقش دارند، اما مؤلفه درمانگر در شکل دهی ارتباط با درمانجو، سازمان دهی نظریه، حل مشکلات و مؤثرسازی روان درمانی نسبت به سایر مؤلفه ها نقش اساسی تری دارد.
۳.

ارزیابی نحوه شناخت روان درمانگران مراکز خانواده از روان درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
مقاله حاضر با هدف واکاوی نحوه درک روان درمانگران مراکز خانواده از فرایندها و شکل گیری روان درمانی انجام شد. تعداد 16 مصاحبه عمیق با روان-درمانگران و مشاوران دارای حداقل 7 سال سابقه حرفه ای در مراکز خانواده، با استفاده از نمونه گیری هدفمند طی سال 99-98 صورت گرفت. مصاحبه های نیمه ساختاریافته با رویکرد تحلیل محتوی موضوعی از نوع قیاسی – استقرایی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد شناخت روان درمانگران و مشاوران مراکزخانواده از روان درمانی، برپایه برداشت های شخصی که کسب کرده اند، فعالیت هایی که انجام می دهند و منابع مورد استفاده آن ها؛ شکل گرفته است. برداشت های مشارکت کنندگان متأثر از رویکردهای گوناگون تخصصی، نگرش عاطفی، ارزش های انسانی و تفاسیر خودساخته، بود. تنوع دیدگاه ها و تعدد برداشت های درمانگران، حکایت تلاش روان درمانگرانی است که می خواهند بین تناسب ها و بی تناسبی های تکنیک ها با فرهنگ ایرانی، با اطمینان برای مراجعان دست به انتخاب بزنند. نحوه فعالیت های روان درمانی ساختاری باقاعده و همزمان منعطف را شکل می داد. مشخصاً نظریه در رأس این ساختار نقش داشت، اما استفاده از نظریات مختلف در میان درمانگران با رعایت تمام اصول علمی همراه نبود. چنانچه ماهیت متنوع نظریات و رویکردهای روان درمانی پذیرفته شود، قرار دادن علم روانشناسی و روان درمانی در مرحله پیش پارادیمی دشوار خواهد بود. روان درمانی با پارادایم های متفاوت شکل متفاوتی از علم است.
۴.

رابطه سبک های دلبستگی و خودکنترلی با رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر تهران

تعداد بازدید : ۳۳۶ تعداد دانلود : ۵۲۶
هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه سبک های دلبستگی و خودکنترلی با رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر تهران بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 98 - 1397 به تعداد 82099 نفر دختر بودند. حجم نمونه 382 نفر از این دانش آموزان بر اساس فرمول کوکران و به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسشنامه های رفتارهای پرخطر نیازی، عباس زاده و سعادتی (1396) ، سبک های دلبستگی کولینز و رید (1990) و خودکنترلی تانجی بائومیستر و بونه (2004) ، پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره به روش هم زمان تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین سبک های دلبستگی و خودکنترلی با رفتارهای پرخطر رابطه معنی داری وجود دارد (0/01> P ) . نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز آشکار کرد که 70% درصد از کل واریانس رفتارهای پرخطر به وسیله سبک های دلبستگی و خودکنترلی تبیین می شود. با توجه به نتایج حاصله از تحقیق حاضر در خصوص قدرت پیش بینی سبک های دلبستگی و خودکنترلی در تغییرات رفتارهای پرخطر دختران نوجوان، پیشنهاد می شود به جهت پیشگیری از رفتارهای پرخطر در نوجوانان دختر، طرح های پژوهشی مداخله ای در خصوص آموزش خودکنترلی به نوجوانان و آشنایی والدین به سبک های دلبستگی و راه های افزایش سبک های ایمن طرح ریزی و اجرا شود.
۵.

"روش‌های تشویق و تنبیه کودکان و نوجوانان در سریال‌های خانوادگی تلویزیون "(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵۴
"مقاله حاضر برگرفته از پژوهشی است که هدف آن بررسی شیوه‌های تربیتی نمایش داده شده در تلویزیون و میزان اثرگذاری این روش‌ها بر مخاطبان بوده است. برای بررسی موضوع از میان سریال‌های خانوادگی ایرانی و خارجی به نمایش درآمده در شش ماهه دوم سال 1383، ابتدا چند نمونه انتخاب شد و سپس با استفاده از روش تحلیل محتوا، میزان و چگونگی نمایش انواع روش‌های تقویتی و تنبیهی به کار گرفته شده در مورد کودکان و نوجوانان در هر یک از آنها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد: ـ ارایه رفتارهای مطلوب و نامطلوب در سریال‌های ایرانی تقریباً به یک اندازه بوده است. ـ در سریال‌های ایرانی، روش‌های کاهش رفتار نامطلوب (روش‌های تنبیهی) بیشتر از روش‌های تشویقی به نمایش درآمده و در سریال‌های خارجی، روش‌های افزایش رفتار مطلوب (روش‌های تشویقی) بیشترین استفاده را داشته است. ـ به کارگیری روش‌های تشویقی و تنبیهی در سریال‌های خانوادگی ایرانی نسبت به سریال‌های خارجی با دقت علمی (روان‌شناسی) کمتری همراه بوده است. " "والدین، روش‌های تقویتی، روش‌های تنبیهی، کودکان و نوجوانان، رفتارهای مطلوب و نامطلوب، سریال‌های خانوادگی. "

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان