یونس کرامتی

یونس کرامتی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۱ مورد از کل ۱۱ مورد.
۱.

A Survey on the Manuscripts of Kitāb al-Ṭīb by Muḥammad b. al-Ḥasan b. Ibrāhīm al-Khāzin

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۴
The treatise called “Kitāb al-Ṭīb” is a work composed by Muḥammad b. al-Ḥasan b. Ibrāhīm al-Khāzin (living in 421/1030), dealing with aromatic substances. There are four known copies of this work, the oldest one (Princeton, Garrett, 174B) dated 590/1194 is incomplete and disorderly in its present situation. Rearranging this manuscript and clarifying the relationship between all extant manuscripts of the work seem necessary for a critical edition of it. Based on the repetition of a note referring to the contents and order of treatises in three codices, similarities in the colophon of them, different readings of same words in each of these manuscripts, as well as the text conflations, the most probable explanation is that the Princeton manuscript has been the basis of copying the other three manuscripts
۲.

عطرشناسی در سنت داروشناسی دوره اسلامی از سده سوم تا نهم قمری

تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
در بیشتر آثار داروشناسی دوره اسلامی، به مواد خوشبوی و از جمله آنچه در متون دوره اسلامی عطر انگاشته می شد، توجه شده است. در این آثار ضمن برشمردن ویژگی های دارویی هر عطر، اجناس مختلف آن و مناطقی که هر جنس در آنجا به دست می آید معرفی شده است. توجه برخی داروشناسان به این موضوع گاه تا بدانجا بوده که حاصل کار از لحاظ جزئیات و تفصیل حتی از بیشتر عطرنامه ها نیز پیشی گرفته است. مقایسه گزارش های گاه بسیار مفصل درباره اجناس 4 عطر اصلی عنبر، عود، کافور و مشک، مشهور به «اصول»، در آثار داروشناسی و یافتن ارتباط میان آن ها و عطرنامه ها، و نیز شناخت ارتباط محتوایی میان آثار داروشناسی با یکدیگر در این موضوع می تواند در ترسیم چشم اندازی روشن برای سنت عطرشناسی دوره اسلامی به کار آید. چشم اندازی که تاکنون به دلیل نبود جستارهای تطبیقی در این باره فراهم نشده است. البته بی توجهی شماری از داروشناسان در یادکرد منابع، موجب شده است که در بسیاری موارد، شناخت این ارتباط ها جز با مقایسه محتوایی و متنی میسر نگردد.
۳.

در باب انتساب و عنوان رساله ای عربی در باره عطرها از سده چهارم هجری

تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۸۵
در سده های نخستین دوره اسلامی آثاری شایان توجه در باره عطرها نوشته شده اند. از این میان شباهت های ساختاری و محتوایی کتاب الطیب منسوب به محمد بن الحسن بن ابراهیم الخازن، مختصر فی الطیب منسوب به سهلان بن کیسان و رساله فی اصول الطیب و مرکبات العطریه منسوب به احمد بن محمد بن مندویه چندان است که می توان آنها را سه روایت از اثری واحد به شمار آورد. پزشکانی که رساله ای در عطرشناسی نوشته اند  عموماً به خواص دارویی و طبیعت آنها نیز توجه داشته اند اما نویسنده این رساله کمترین توجهی به این گونه مباحث نداشته است. این نکته را می توان نشانه پزشک نبودن نویسنده دانست، حال آنکه ابن مندویه و ابن کیسان هر دو پزشک بوده اند و از سویی اشاره نویسنده به نوشتن کتاب برای به کارگیری در خزاین ملوک یادآور لقب خازن است که در پی نام محمد بن الحسن آمده است. همچنین مقایسه ضبط های مشترک دستنویس های سه روایت نشان می دهد که این دستنویس ها اصل مشترکی دارند؛ شواهد نسخه شناختی نشان از آن دارد که همگی آنها مستقیم یا با واسطه به دست نویسی به خط خود خازن نسب می برند و اگر چنین باشد انتساب آن به دو تن دیگر را باید تصرف کاتبان به شمار آورد. 
۴.

نورالعیون زرین دست و منابع آن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۴۷
ابوروح محمّد بن منصور جرجانی مشهور به زرّین دست در 480ق کتاب نورالعیون را در چشم پزشکی برای افراد غیرمتخصص و نیز افرادی که قصد دارند مقدمات پزشکی را فراگیرند اما عربی نمی دانند به فارسی و به شیوه پرسش و پاسخ نوشت. مقایسه این اثر با مهم ترین آثار چشم پزشکی پیش از آن حاکی است که زرین دست، اساس کار خود را کتاب تذکره الکحالین علی بن عیسی کحال قرار داده و با اعمال تغییراتی چشم گیر در ساختار کلان و خرد این اثر، و افزودن مطالبی از دو منبع مهم علی بن عیسی، یعنی کتاب العشر مقالات فی العین و کتاب دوم الحاوی فی الطب و احتمالاً منابعی دیگر و نیز تجربیات خود (به ویژه در عرصه جراحی) اثری نو پدید آورده است.
۵.

نگاهی به محتویات و منابع و مآخذ دست نویس 3447 کتابخانه ملی تبریز

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۴۷۶
دست نویس شماره 3447 کتابخانه ملی تبریز، دربردارنده اثری فارسی در حساب، هندسه، جبر و نیز مطالبی پراکنده در هیئت و ابعاد و اجرام است که نگارش آن در 670 قمری به پایان رسیده، اما نام نویسنده و عنوان کتاب معلوم نیست. این نگارنده ناشناس در نگارش دو مقاله نخست از مقاله ها چهارگانه کتاب، از کتاب التکمله فی الحساب عبدالقاهر بغدادی(د 429ق) بهره بسیار برده است و در مقاله سوم (هندسه) نیز توجهی خاص به کتاب المنازل السبع بوزجانی داشته است. مقاله چهارم اثری بسیار معمولی در جبر و مقابله است که به رغم پژوهش های انجام گرفته تا آن روزگار، از حل معادلات درجه دوم فراتر نمی رود. و «خاتمه» اثر نیز به برخی «نوادر فراخور هر مقاله» اختصاص دارد. این اثر اگرچه از لحاظ محتوا نکته تازه چندانی ندارد، امّا از منظر تاریخ نگارش آثار علمی فارسی و با توجه به مفصل بودن و روزگار تألیف، اثری در خور توجه به شمار می آید.
۶.

جایگاه رساله ابدال الأدویه رازی در سنت داروشناسی و داروسازی دوره اسلامی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۲۰۸
سابقه توجه پزشکان و داروشناسان به اِبدال (جایگزینی) داروهای ساده با داروهای دیگر دست کم به سده یکم میلادی و اشارات پراکنده دیوسکوریدس در ماتریا مدیکا (در متون دوره اسلامی: هیولی الطب یا الحشائش) بازمی گردد. اما کهن ترین سیاهه ای که از داروهای قابل جایگزینی با یکدیگر به دست آمده، فصل بیست و پنجم از مقاله هفتم کُنّاش پاولوس آیگینایی (بولس اجانیطی) است که در میانه سده هفتم میلادی و بر اساس دیدگاه های جالینوس (129- ح216م) پدید آمده است. گویا پزشکان دوره اسلامی توجه بیشتری به موضوع ابدال ادویه داشته اند و تک نگاری هایی نیز در این باره نوشتند. در این مقاله نشان داده می شود که از میان این آثار، روایتی عربی از متنی منسوب به داروشناسی به نام بدیغورس و رساله ابدال رازی تأثیری چشمگیر بر تقریباً همه آثار داروشناسی دوره اسلامی، تا سده 12ق، داشته اند و البته رساله رازی به نوبه خود سخت تحت تأثیر رساله بدیغورس بوده است.
۷.

جایگاه ابوحاتم اسفزاری و ابن خمار در سنت آثار علوی در دوره اسلامی

نویسنده:

کلید واژه ها: اسفزاری آثار علوی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۱ تعداد دانلود : ۱۸۸۱
رساله آثار علوی ابوحاتم اسفزاری (د. ح. 506-513 ق دربردارنده برخی از دیدگاه های ارسطو (384-322 ق.م) است که در روایت عربی آثار علوی وی دیده نمی شود؛ زیرا ابن بطریق، پدیدآورنده روایت عربی این اثر، برخی جاهای کتاب را ترجمه نکرده و در ترجمه برخی جاهای دیگر نیز خطاهایی شگرف مرتکب شده است. اسفزاری همچنین به نکاتی اشاره می کند که در هیچ یک از دو روایت یونانی و عربی نیامده است. از این رو به نظر می رسد وی افزون بر بهره گیری از این ترجمه مخدوش، به منابع دیگری که به نحوی با روایت اصلی کتاب ارسطو مرتبط بوده اند، دسترسی داشته است. احتمالاً یکی از این منابع، رساله الآثار المخیله فی الجو الحادثه عن البخار المائی ابن خمار (زاده 331ق) بوده است. آثاری که بعدها دانشمندان ایرانی در این باره نوشتند، به نحوی چشمگیر از آثار علوی اسفزاری تاثیر پذیرفته است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان