محمدرضا غیاثیان

محمدرضا غیاثیان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

درپوش های سرامیکی کندوی عسل: گنجینه ای ناشناخته از هنرهای عامه تبریز

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
یکی از گونه های ناشناخته از هنرهای تصویری قاجار و پهلوی، نقاشی های روی درپوش های سفالین کندوی عسل است. این درپوش ها به قطر تقریبی 23 سانتی متر بر روی کندوهای حصیری به طول حدود 85 سانتی متر نصب می شدند و یک سوراخ جهت عبور زنبورها در کناره آن ها قرار داشت. در این مقاله برای اولین بار ده ها نمونه از این درپوش ها که از اواخر عصر صفوی تا دوره پهلوی اول ساخته شده اند، معرفی می شود. مهم ترین مسئله این تحقیق شناسایی محل تولید این درپوش ها، دسته بندی مضامین نقوش و کتیبه ها و تحلیل محتوای آن هاست. نتایج نشان می دهد که این آثار را می توان به سه گروه کلی کتیبه دار، نقاشی های مذهبی و نقاشی های غیرمذهبی دسته بندی کرد. در میان آثار کتیبه دار، اذکار و دعاهایی نوشته شده که باید آن ها را وسیله ای جهت برآورده شدن حاجات و نیز تعویذی برای دفع بلاها از محصولات تلقی کرد. همچنین برخی از دعاها و آیات قرآنی در ارتباط با افزایش برکت محصول و نیز دفع چشم زخم هستند. علاوه بر کتیبه هایی با محتوای «ناد علی» و «اسم اعظم» که بر شیعی بودن آثار دلالت می کنند، تمام نقاشی های مذهبی شناسایی شده نیز مرتبط با باورهای مذهب تشیع است. نقاشی های مذهبی شامل تصاویری از دلدل، پنجه و زیارتگاه های امامان شیعه ازجمله آستانه های کاظمین و نجف است. در میان نقاشی های غیرمذهبی، بیشترین فراوانی به تصاویر حیوانات اختصاص دارد که آن ها را در نقش مایه های درخت زندگی یا صحنه های شکار نشان می دهد.
۲.

رواج مصوّرسازی سوز و گداز نوعی خبوشانی در عصر صفوی: با تاکید بر نسخه موزه هنر والترز

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۱۷
منظومه «سوز و گداز» بیانگر رسم سَتی از رسوم هندوان است که بر طبق آن، هنگام وفات مرد، برخی زنان به نشانه وفاداری و به رغم درخواست بزرگان برای امتناع از این کار، همراه با جسد همسر خود سوزانده می شدند. در عصر صفوی به دلیل گسترش مهاجرت شاعران فارسی زبان به هند، رسم ستی در آفرینش داستان های عاشقانه فارسی راه پیدا کرده و همین مضمون دستاویزی برای نگارگران شد. در این مقاله، ضمن شناسایی نسخه های مصوّر سوز و گداز، نسخه موزه هنر والترز به-طور خاص مورد مطالعه قرار می گیرد. نگاره های نسخه های سوز وگداز، صحنه های کمابیش یکسانی را به تصویر کشیده و در مجموع ترکیبی از تأثیرات نگارگری هندی و اروپایی را می نمایاند که با ذائقه زیباشناختی ایرانی منطبق شده است. مهم ترین سوال این نوشتار این است که دلیل اهمیت و رواج گسترده مضمون ستی در هنر سده یازدهم هجری چه بوده است؟ این مقاله با بهره گیری از مطالعه کتابخانه ای و نسخه شناختی و به روش تاریخی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که اگرچه رسم ستی سنتی تلخ و دردناک بوده، اما مضمون «وحدت عاشق و معشوق» در آن مورد استقبال شاعران فارسی زبان از قرن هفتم تا سیزدهم هجری قرار گرفته است. جالب تر اینکه این منظومه در هنر ایران مقبولیت بیشتری نسبت به هند یافته، به-گونه ای که به جز شاهنامه هیچ اثر ادبی دیگری به اندازه سوز و گداز در هنر اواخر صفوی تصویرسازی نشده است. به گواه منابع تاریخی، اقبال گسترده از این منظومه در هنر صفوی، با ماجرای بازپس گیری قندهار به عنوان تنها پیروزی خارجی لشکر شاه عباس دوم مرتبط بوده است.
۳.

رؤیانگاری بر کاشی زرین فام در دو بنای قدمگاهی کاشان از دوران ایلخانی و صفوی

تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۶
آمدن شخصی مقدس در رؤیای باورمندان و دستور وی به ساخت بنایی یادمانی، یکی از علت های اصلی ساخت قدمگاه ها بوده و نمونه های متعددی از این قبیل بناها در ایران قابل شناسایی است. در برخی موارد، برای بیان رؤیا و استمرار این باور برای نسل های آینده از الواح یادمانی استفاده شده است. در این مقاله به پنج کاشی زرین فام در منطقه کاشان اشاره می شود که در آن ها گزارش یک رؤیا ثبت شده است. دو نمونه از آن ها که متنشان به طور کامل حفظ شده است، شباهت های معناداری با هم دارند: اولی متعلق به قدمگاه درب مهریق آباد کاشان است که شخصی در سال 711ق/1312م امام علی (ع) را در خواب می بیند و به فرمان او تربت خانه ای می سازد. طبق متن کاشی دوم در قدمگاه خضر روستای یزدلان، شخصی در سال 1015ق/1607م خضر را در خواب دیده که به او سفارش تعمیر یک بنای گنبددار مخروبه را داده است. این نوشتار به دنبال واکاوی محتوا و بررسی وجوه تمایز و تشابه این دو لوح است. یافته های مقاله نشان می دهد که آن دو در بازتاب باورهای عامه ایرانی شیعی، زمان و مکان مقدس و کرامت های شخص محوری مقدس، بن مایه ای مشترک دارند و جهت اصلی آن ها مستندسازی عمارتِ بنایی مذهبی با بن مایه های ایرانی و شیعی است. طرفه آنکه گذشت قرون و اعصار نتوانسته است این بن مایه های اعتقادی را از میان بردارد.
۴.

دو رویکرد مذهبی غالی و معتدل بر دو لوح کاشی صفوی مسجدجامع کوهپایه

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۰
تهیه دو لوح کاشی یادمان در اوایل دوره صفوی برای یک منبر کاشی کاری شده در مسجدجامع کوهپایه، شهری کوچک در نزدیکی اصفهان، سؤالات و ابهاماتی ایجاد کرده است. یکی از این کاشی ها از نوع زرین فام است که در محرم سال 935 هجری در شهر کاشان و دیگری کاشی آبی و سفید که هشت ماه بعد در رمضان همان سال در شهر قمشه تولید شده است. محتوای کاشی اول مبین تشیع غالی و دومی مبین گرایش معتدل اسلامی درباره امام علی(ع) و آل پیامبر(ص) است. این مقاله در صدد است ضمن معرفی عناصر معماری و هنری مسجدجامع کوهپایه، بر پایه بررسی میدانی، محتوای کاشی ها را که در منبر و محراب این بنا نصب شده، بازخوانی نموده و با تحلیل اوضاع فرهنگی و مذهبی مرکز ایران در دوره شاه طهماسب، درباره علت ساخت دو کاشی یادمان برای منبری واحد، نظریه ای جدید مطرح کند. نتایج این مقاله نشان می دهد که علت اصلی سفارش کاشی دوم، نگرانی سفارش دهنده از عبارت «هو العلی الاعلی» در صدر لوح زرین فام کاشان است که به دلیل کاربرد آن برای امام علی(ع) و برخی رهبران جنبش حروفیه، شعاری تند و غیرمتشرعانه تلقی می شد. لذا در شهر کوهپایه که یکی از مراکز نقطویه بود و برخی از بزرگان آن مانند ابوالقاسم امری بدین اتهام نابینا شدند، بانی منبر، حاج اسکندر به سفارش کاشی دیگری با محتوایی معتدل مبادرت می ورزد. همچنین این دو کاشی مناسبات صنعتی و هنری شهرهای کاشان، قمشه و کوهپایه و به طور کلی مرکز ایران را نشان می دهند که متأثر از عقاید شیعی آن دوران است.
۵.

مطالعه تطبیقی تاریخ پیشدادیان در جامع التواریخ و مجمع التواریخ

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۶۳
در میان تاریخ نامه های متعددی که در دوره ایلخانی، تاریخ پیشدادیان را روایت کرده اند، جامع التواریخ رشیدالدین ویژگی های منحصربه فردی دارد که در آثار پیشینیان دیده نمی شود. یک قرن پس از رشیدالدین، حافظ ابرو به تقلید از او مجمع التواریخ را با حجمی بسیار بزرگ تر تدوین کرد. این مقاله بر اساس مطالعه کتابخانه ای و به شیوه تفسیری تاریخی و نسخه شناختی به تطبیق این دو اثر با تمرکز بر بخش پیشدادیان می پردازد. این نوشتار به دنبال شناسایی منابع رشیدالدین و حافظ ابرو و نیز تحلیل و تطبیق ساختار این بخش از کتاب آن ها با یکدیگر و نیز تاریخ نامه های متقدم است. برای شناسایی منابع استفاده شده آنان، علاوه بر شاهنامه ، آثار دوازده مورخ از سده چهارم تا هشتم هجری قمری بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که رشیدالدین از الگوی طبری پیروی کرده که تاریخ شاهان را در میانِ قصص پیغمبران روایت می کند، اما او نخستین مورخی است که کتابش را بر اساس چهار طبقه شاهان ایران به چهار «طبقه» فصل بندی کرده است. حافظ ابرو الگوی دیگری برگزیده که تواریخ پادشاهان و پیغمبران را به صورت تفکیک شده نقل می کند، ولی آن را با ساختار ابداع شده رشیدالدین درآمیخته و کتابش ساختاری نظام مندتر یافته است. در مقایسه با آثار متقدمان، ساختار جامع التواریخ و مجمع التواریخ به گونه ای است که اهمیت پادشاهان را بیشتر از پیامبران جلوه می دهد.
۶.

محمد طاهر نقاش کاشانی: شاعرذوفنون دوره صفوی

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۳۶
یکی از هنرمندان ناشناخته کاشان در عصر صفوی، محمد طاهر نقاش کاشانی است که آثار چندی از خود به یادگار گذاشته است. تذکره نویسان او را شاعری خوانده اند که پیشه اصلی اش نقشبندی منسوجات بوده است. اگرچه پاره ای از اشعار او در برخی منابع ذکر شده و برخی دیگر در جُنگ ها یافت می شوند، تاکنون گردآوری و تصحیح نشده اند. در متون تاریخی و پژوهش های امروزی، پنج تخلص برای او ذکر شده که در این مقاله فقط صحت یکی از آن ها تأیید می شود. از آنجا که او نقاش بوده، برخی محققان نقاشی هایی را به او منسوب کرده اند که در صحت ادعاهایشان جای تردید است. علاوه بر این، کتیبه ای که به خط ثلث بر روی کاشی با امضای او به جا مانده، نشان می دهد که او در خوش نویسی نیز دستی داشته است. از آنجا که تاکنون هیچ تحقیقی در مورد این هنرمند انجام نشده است، در متون مختلف از او به عنوان شاعر، نقشبند دیبا و زربفت، کاشی ساز، خوش نویس، مذهّب، مخترع کاغذ ابری و نقاش سیاه قلم یاد کرده اند. این در حالی است که بررسی ها نشان می دهد که او فقط برخی از این مهارت ها را داشته است. بنابراین مهم ترین سؤال مطرح در این مقاله،شناسایی آثار محمد طاهر نقاش بر اساس کارهای رقم دار او و نیز بررسی و تحلیل ویژگی های آن هاست. در این مقاله که بر اساس روشی تفسیری تاریخی انجام شده،پنج غزل کتابت شده توسط خود هنرمند، فهرستی از غزلیات و دوبیتی های او، و نیز چند طراحی سیاه قلم از او برای اولین بار منتشر می شود. یافته ها نشان می دهد که او یک نقشبند پارچه بوده که ذوق سرشار او در شعر سبب شد تا دکانش محل تجمع شعرای معروف آن زمان باشد. از آثار و مهارت هایی که دیگران به او نسبت داده اند، باید گفت که او نه کاشی ساز بوده و نه مذهّب و کاغذساز؛ و نیز هیچ ردپایی از او در نقاشی های دیواری بقعه سلطان عطابخش یافت نشد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان