ماهرخ رجبی

ماهرخ رجبی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

تولید و بازتولید سلطه نمادین علیه زنان در دهدشت

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۵۷
این مقاله با استفاده از رویکرد جامعه شناسی انتقادی به نحوه تولید سلطه نمادین علیه زنان در سطح تعاملات فردی، خانوادگی، اجتماعی و بازتولید سلطه نمادین در سطح خانواده، ساختارها و نهادهای اجتماعی می پردازد که زمینه ناتوانمندی زنان و جامعه پذیری جنسیتی را فراهم کردند. بدین منظور، از روش مردم نگاری انتقادی جهت انجام عملیات تحقیق، از تکنیک مصاحبه عمیق برای گردآوری اطلاعات و از روش تحلیل مضمون جهت تحلیل داده ها استفاده شده است. مصاحبه شونده ها شامل 50 زن ساکن دهدشت می باشد که بر اساس نمونه گیری هدف مند و مطابق با منطق اشباع نظری انتخاب شده اند. یافته های تحقیق، شامل شبکه های مضمونی: تولید کلیشه های جنسیتی و بازتولید سلطه نمادین می باشد. نتایج نشان می دهد که سلطه نمادین علیه زنان از ساختار اجتماعی پدرسالاری و کلیشه های جنسیتی متاثراز آن برساخته می شوند که در تعاملات فردی (خودسانسوری زنان، خودپنداره منفی و تمرکز بر مدیریت بدن)، تعاملات خانوادگی (تجربه زیسته ازدواج، کنترل، اعتبار اجتماعی و تقسیم کار خانگی) و تعاملات اجتماعی (طرد اجتماعی زنان و تبعیض تحصیلی و شغلی) تداعی می شود. شبکه مضمونی بازتولید سلطه نمادین در سه تم سازمان دهنده پذیرش سلطه، موانع ساختاری سلطه و حاشیه نشینی فرهنگی زنان نشان داده می شود. . «نقش عصبیت های عشیره ای و پدر سالاری تاریخی در تولید و بازتولید سلطه نمادین علیه زنان» مقوله هسته می باشد.
۲.

بررسی نگرش زنان به ارزش فرزندان (مورد مطالعه: زنان 49-15 ساله شهر شیراز)

کلید واژه ها: ارزش اقتصادی ارزش فرزندان ارزش احساسی - عاطفی تداوم خانواده توسعه خود کسب هویت با فرزندان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹۶ تعداد دانلود : ۸۷۳
این مقاله، ارزش فرزندان را از دیدگاه زنان شهر شیراز بررسی کرده است. شناخت ارزش های مثبت و منفی فرزندان از منظر والدین به دلیل تأثیری که در تصمیم گیری ها و انگیزه های والدین برای فرزندآوری دارد، نقش مهمی در تغییرات سطوح باروری یک جامعه ایفا می کند. روش تحقیق به صورت پیمایشی است و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه از نمونه ای 400 نفری از زنان 49-15 ساله متأهل ساکن شهر شیراز جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهند مقوله بندی ارزش فرزندان با توجه به بارهای عاملی منتج از آزمون های تحلیل عامل با مقوله بندی فاوست از ارزش فرزندان منطبق است. میانگین نمره کل ارزش های فرزندان در مقیاس صفر تا صد برابر با 8/9± 73 است. یافته های استنباطی مطالعه نشان می دهند حداقل یکی از مقوله های ارزش فرزندان شامل ارزش اقتصادی، هزینه های فرصت ازدست رفته، تقویت و توسعه خود، کسب هویت با فرزندان، تداوم خانواده با توجه به متغیر های تحصیلات، سن ازدواج، درآمد خانواده، محل تولد، وضعیت اشتغال و سن زنان متفاوت است. بین متغیر های تحصیلات و سن ازدواج با ارزش های منافع اقتصادی، منافع احساسی، تقویت و توسعه خود و تداوم خانواده، رابطه معنی دار و معکوسی وجود دارد (05/ 0P-value ≤). هرچه سن زن و شوهر افزایش می یابد، درک زنان از منافع اقتصادی داشتن فرزند بیشتر می شود. برای زنانی که درآمد خانوادگی بیشتری دارند، منافع اقتصادی، تداوم خانواده، توسعه و تقویت خود و کسب هویت با فرزندان، اهمیت کمتری دارد. حداقل یکی از مقوله های ارزش فرزندان با توجه به متغیر های تحصیلات، سن ازدواج، درآمد خانواده، محل تولد، وضعیت اشتغال و سن زنان متفاوت است. به طور کلی، در جامعه مدرن امروزی، تغییر مقوله های ارزش فرزندان از مفهوم سنتی آن وجود دارد و زنان، فرزند را کالایی اجتماعی، فرهنگی، روان شناختی می پندارند که داشتن آن احساس مطلوبیت برای فرد ایجاد می کند که ارضاکننده ارزش های غیرمادی است و والدین حاضرند با وجود کاهش منافع عینی و کارکردی، داشتن فرزند را تجربه کنند.
۳.

بررسی جامعه شناختی رابطه الگوهای دینداری با انواع مدارای اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه شیراز

تعداد بازدید : ۶۱۲ تعداد دانلود : ۵۱۳
هدف: مطالعه حاضر بررسی جامعه شناختی رابطه الگوهای دینداری و انواع مدارای اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 94-1393 بوده است. روش:روش این پژوهش، کمّی از نوع پیمایش و ابزار بررسی، پرسشنامه بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 376 نفر معین شد. برای تبیین مدارا از نظریه اینگلهارت به عنوان چارچوب نظری استفاده شد. پایایی سازه ها با استفاده از آلفای کرونباخ بالای70/0 برآورد شد و همچنین اعتبار آن نیز از طریق کارشناسان مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار استنباطی(تفاوت میانگین، همبستگی پیرسون و رگرسیون) با استفاده از نرم افزار آماری اس.پی.اس.اس. انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان می دهد که مدارا با سن، جنس، مدت حضور در دانشگاه و گروه تحصیلی رابطه معناداری دارد. همچنین تحلیل رگرسیونی بیانگر آن است که کسانی که بُعد مناسکی دینداری در آنها قوی تر است، مدارای کمتری دارند. اما در مقابل، کسانی که الگوی اخلاق گرایی در آنها برجسته تر است، از مدارای بالاتری برخوردارند. در نهایت، با ورود هشت متغیّر، واریانس تببین شده به 3/10 درصد رسید. نتیجه گیری: با توجه به افزایش مدارا با افزایش میزان گرایش به الگو های اخلاق گرا و عرفان گرای دینی، پیشنهاد می شود روی الگوی اخلاق گرای دینی بیش از پیش سرمایه گذاری شود؛ زیرا این الگو نه تنها به مدارای اجتماعی بیشتر منجر شده، بلکه واجد پیامدهای اخلاقی مثبت دیگری نیز خواهد بود#,
۵.

ارزش کودکان و رفتار باروری در شهر شیراز

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش حاضر به مطالعه ارزش کودکان و رفتار باروری پرداخته است. داده های تحقیق با استفاده از روش پیمایش و نمونه ای شامل 406 نفر از زنان 15-49 ساله همسردار شهر شیراز جمع آوری گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهند که عواملی چون سن ازدواج، تحصیلات پاسخگو و همسر رابطه معکوس با ارزش فرزند، باروری واقعی و ایده آل دارند. با افزایش عواملی مانند سن زن، مدت ازدواج و اجتناب از تک فرزندی، تعداد فرزند زنده به دنیا آمده و تعداد مطلوب فرزند و ارزش فرزند افزایش می یابد. ارزش فرزند در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و مذهبی با باروری واقعی و ابعاد اقتصادی و مذهبی با باروری ایده آل رابطه معنی دار و مستقیم دارند. تحلیل رگرسیون چند متغیره به تفکیک متغیرهای جمعیتی، اجتماعی- اقتصادی و ارزش فرزند نشان داده که متغیرهای مدت ازدواج، محل تولد، سن ازدواج پاسخگو، تحصیلات پاسخگو، تمایل به ترکیب جنسی فرزندان، فواید اجتماعی و اقتصادی و هزینه های اجتماعی فرزند قادر به تبیین تغییرات باروری واقعی می باشند. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره بیان گر آن است که مدت ازدواج، اجتناب از تک فرزندی، تمایل به ترکیب جنسی فرزندان و فواید اقتصادی، تغییرات باروری ایده آل را تبیین می کنند.    
۶.

عوامل موثر بر مشارکت فرهنگی زنان در استان فارس

کلید واژه ها: نقش های جنسیتی جامعه پذیری سرمایه اجتماعی خودپنداره سرمایه فرهنگی مشارکت فرهنگی زنان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵۸
"این مطالعه به منظور بررسی عوامل موثر بر مشارکت فرهنگی زنان در استان فارس انجام گرفته است. در این بررسی، از نظریه های کالینز، بوردیو، فمینیسم و هویت اجتماعی استفاده شده است. این پژوهش به روش پیمایشی انجام شده و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع آوری گردیده است. حجم نمونه 1340 نفر است که از بین زنان سه شهر (شیراز، آباده و فیروزآباد) در استان فارس، انتخاب شدند. برای سنجش عوامل موثر بر مشارکت فرهنگی زنان در استان فارس، از متغیرهای جامعه پذیری، خودپنداره، نقش های جنسیتی، سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و ویژگی های جمعیتی (سن، وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال، تحصیلات پدر و تحصیلات مادر پاسخگویان) استفاده شده است. نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره نشان داد که متغیرهای سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، خودپنداره، نقش های جنسیتی و وضعیت تاهل، به ترتیب، بیشترین تاثیر را در مشارکت فرهنگی زنان داشته اند. "

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان