مطالب مرتبط با کلید واژه

تفکر سازنده


۱.

رابطه بین کمال گرایی و سبک های شناختی در دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر کرج

کلید واژه ها: کمال گرایی سبک های شناختی تفکر سازنده تفکر اسرارآمیز تفکر خرافاتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی مثبت گرا
تعداد بازدید : ۲۳۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۳۳
هدف این پژوهش بررسی رابطه ی کمال گرایی با سبک های چندگانه شناختی شامل؛ تفکر سازنده، مقابله عاطفی، مقابله رفتاری، تفکر خرافاتی، تفکر طبقه بندی شده، تفکر اسرارآمیز و خوش بینی ساده لوحانه بود. در این مطالعه 330 دانش آموز دختر دبیرستانی در شهر کرج به روش نمونه گیری خوشه ای- چند مرحله ای انتخاب شدند، پرسش نامه های کمال گرایی (تری شورت، 1995) و تفکر سازنده (اپستین و می یر، 1994) برای نمونه انتخاب شده اجرا گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره به روش همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که بین کمال گرایی مثبت با سبک های شناختی رابطه مستقیم و معنادار و بین کمال گرایی منفی با سبک های شناختی رابطه معکوس معنادار وجود دارد. در کمال گرایان مثبت بین مقابله عاطفی با مشکلات، مقابله رفتاری با مشکلات و خوش بینی رابطه مستقیم معنادار و بین تفکر اسرارآمیز و تفکر طبقه بندی شده رابطه معکوس معنادار وجود داشت و بین تفکر کلی سازنده و تفکر خرافاتی رابطه معنادار وجود نداشت. کمال گرایی منفی با تفکر کلی سازنده و تمام زیرمقیاس های آن رابطه معکوس معنادار و با خوش بینی رابطه معنادار نداشت. یافته های پژوهش نشان داد که کمال گرایان مثبت از تفکر مثبت برخوردار بوده و به شکل فعالانه در قالب روش های رفتاری و عاطفی به حل مشکلات خود می پردازند و از تفکرات منفی دوقطبی، خرافاتی و اسرارآمیز پائین و خوش بینی بالایی برخوردارند و در مقابل کمال گرایان منفی از تفکر مثبت برخوردار نبوده و از روش های عاطفی و رفتاری در مقابله با مشکلات استفاده نمی کنند. اما از تفکرات مخرب هم خود را دور نگه می دارند و میزان خوش بینی آن ها بسیار پائین است. در کل نتایج بدست آمده در کمال گرایان منفی نشان دهنده ناسازگاری هایی در روش های مقابله با مشکلات و الگوهای فکری بوده و کمال گرایان مثبت به شیوه ای مناسب با مشکلات خود رویارویی می کنند.
۲.

بررسی نقش میانجی گرانه خودمهارگری و تفکر سازنده در رابطه بین تنیدگی ادراک شده با رضایت از زندگی

تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۲۲۳
تفکر سازنده به عنوان توانایی حل مشکلات در زندگی روزمره با پایین ترین میزان تنیدگی، تعریف شده است. پژوهش ها همچنین بر رابطه خود مهارگری با توانایی مقاومت در برابر تکانه های پرخاشگرانه، رفتارهای سلامت، رضایت از زندگی بالا و تنیدگی پایین تأکید کرده اند. علاوه براین، یکی از مهمترین فاکتورهای رضایت از زندگی، پایین بودن تنیدگی ادراک شده است. مسأله پژوهش حاضر این است که آیا خودمهارگری و تفکر سازنده در رابطه بین تنیدگی ادراک شده و رضایت از زندگی نقش میانجی گرانه دارند یا نه؟ لذا هدف از این پژوهش بررسی نقش میانجی گرانه خودمهارگری و تفکر سازنده در رابطه تنیدگی ادراک شده با رضایت از زندگی در میان کارکنان پتروشیمی شازند بود. در این پژوهش از طرح تحقیق همبستگی استفاده شد، و برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون سلسه مراتبی مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری شامل همه 4000 نفر کارکنان پتروشیمی شازند بود، که 250 نفر از آنها پرسشنامه های خودمهارگری ( SCS ) (تانگنی، بایمیستر و بوون، 2004) ، تفکر سازنده ( CTI ) (اپشتین و می یر، 1989)، تنیدگی ادراک شده ( PSS ) (کوهن، کامارک و مِرملستین، 1983)، و رضایت از زندگی ( SWLS ) (دینر، اِمونس، لارسن و گریفین، 1985) را پر کردند. یافته ها حاکی از معنادار بودنِ نقش میانجی گرانه خودمهارگری و سبک های سازش یافته تفکر در رابطه بین تنیدگی ادراک شده و رضایت از زندگی است (0/01> p ). تحلیل رگرسیون سلسه مراتبی نشان داد تفکر سازنده واریانس افزایشی بیشتری نسبت به خودمهارگری داشت (0/01> p ). از این یافته ها چنین استنباط می شود که کار در محیط تنش آور صنعتی، در صورتی به رضایت از زندگی بالا منجر می شود که فرد توان خودمهارگری بالایی داشته باشد، و از سبک های سازش یافته ای برای تفکر بهره جوید.