محسن کدیور

محسن کدیور

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸۶ مورد.
۲.

ابن سینا و طبقه بندی حکمت تحلیل، تحقیق و تصحیح

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴۲ تعداد دانلود : ۸۹۷
یکی از آثار مسلم الانتساب ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا (370-428) «رساله أقسام الحکمة» (تقاسیم الحکمة، اقسام العلوم العقلیه) است که احتمالاً بین سالهای 392 تا 412 نگاشته شده است. این رساله از یک مقدمه، 11 فصل و یک خاتمه تشکیل شده است. ابن سینا در این رساله 15 علم طبیعی، 15 علم ریاضی، 7 علم الهی، 3 علم در حکمت عملی، و 9 علم منطقی و در مجموع 49 علم اصلی و فرعی حکمی را به اختصار معرفی کرده و به مهمترین کتب مرجع هر رشته نیز اشاره کرده است. در این رساله عناوین 20 کتاب ارسطو، و کتبی از افلاطون، اقلیدس، بروسن و فرفوریوس آمده است. مفاد این رساله در دیگر آثار ابن سینا از قبیل مدخل منطق و الهیات الشفاء، دانشنامه علائی، عیون الحکمة و حکمة المشرقیین به نحوی دنبال و تکمیل شده است، هر چند این رساله مشروح ترین اثر ابن سینا در موضوع طبقه بندی علوم و تقسیم حکمت است.
۱۲.

نسبت نظریه مثل افلاطون با فلسفه سیاسی او

کلید واژه ها: افلاطونفلسفه سیاسینظریه مُثلکارل پویر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۵۷
فلسفه سیاسی افلاطون، آشکارا نتیجه آرای فلسفی اوست. در این میان، نظریه مُثُل افلاطون بیش از همه در نظریات سیاسی او تاثیر داشته است؛ به طوری که فلسفه سیاسی افلاطون را بدون فهم معنی مُثُل نمی توان درست دریافت. اندیشه های سیاسی مانند حکومت فیلسوفان، دولت ثابت و به دور از هرگونه تغییر، عدالت به معنای پرداختن هرکس به کار خود، طرح مدینه فاضله و انواع حکومت و نیز مخالفت با حکومت دموکراسی، در واقع برپایه متافیزیک افلاطون و به طور خاص نظریه مُثُل استوار است. بنابراین، در تحلیل اندیشه های سیاسی افلاطون باید همیشه نسبت آن را با نظریه مُثُل مدنظر قرار داد. نظریه مُثُل به عنوان محور کل نظام فلسفی افلاطون، مبنای فلسفه سیاسی اوست. افلاطون به قصد ساماندهی نابسامانیهای سیاسی با توسل به نظریه مُثُل می کوشد تا با رد شکاکیت در مبانی هستی شناسی و معرفت شناسی، اصولی استوار برای اخلاق و سیاست فراهم آورد. از نظر افلاطون، اگر بناست دولت از ثبات و استواری برخوردار باشد، باید نسخه صحیحی از صورت یا مثال دولت باشد. مساله اصلی این مقاله، تحلیل و تبیین چگونگی ارتباط نظریه مُثُل و فلسفه سیاسی افلاطون است. به عبارت دیگر، محقق می کوشد نشان دهد چگونه نظریه مُثُل به عنوان محور کل فلسفه افلاطون، این نوع فلسفه سیاسی خاص را ایجاب کرده است. بررسی تفسیر ها و انتقادهای مختلف به فلسفه سیاسی افلاطون در پرتو نسبت فوق نشان می دهد که موضع برخی از منتقدان وی، از جمله کارل پوپر در پرتو نسبت فوق قابل تردید است.
۱۷.

نقش اصالت و تشکیک وجود در نظریه حرکت جوهری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۰۲
از نظر ملاصدرا آنچه در عالم خارج واقعیت دارد، وجود است. او وجود را حقیقتی واحد و دارای مراتب شدت و ضعف می داند. این دو مطلب همان اصالت و تشکیک وجود است که نقش قطعی آنها به عنوان مبنای محکمی در اثبات حرکت جوهری دراین مقاله پذیرفته شده است و عدم اعتقاد به این دو اصل دارای لوازم بی شماری در حکمت متعالیه از جمله عدم پذیرش حرکت جوهری است. به عبارت دیگر فهم درست حرکت جوهری در فلسفه صدرایی مستلزم فهم صحیح اصالت و تشکیک وجود است. مقایسه دیدگاه ملاصدرا با فلاسفه مشا در این مورد حایز اهمیت فراوانی است. ملاصدرا با تلقی جدیدی از حرکت که وجودی دانستن نحوه آن است، زمینه رابرای اثبات نقش اصالت و تشکیک وجود، هموار می سازد. ادعای نگارنده در مقاله این است که حرکت جوهری هم در ناحیه تصور و هم در ناحیه تصدیق بر اصالت و تشکیک وجود مبتنی است و بدون در نظر گرفتن این ابعاد چهره حرکت جوهری خدشه پذیر است
۱۸.

رابطه فهم با دیالکتیک، تاریخ و زبان در هرمنوتیک فلسفی گادامر

کلید واژه ها: زبانگادامرفهمهرمنوتیک فلسفیدیالکتیک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰۳
گادامر فهم را اساسی¬ترین فعل انسان دانسته و هدف خود را پدیدارشناسی و هستی¬شناسی فهم و توصیف آنچه که در هر فهمی روی می¬دهد، اعلام می¬کند. او فهم را واقعه¬ای می¬داند که ورای خواست و اراده ما برای ما رخ می¬دهد. از نظر او فهم, واقعه¬ای دیالکتیکی، تاریخی و زبانی است که حاصل تعامل، گفت¬وگو و در نهایت امتزاج افق گذشته با حال است. فهم با عواملی همچون سنت، افق، زبان، زمان، تاریخ، پیش¬داوری، دور هرمنوتیکی، کاربرد و غیره ارتباطی تنگاتنگ و جدا نشدنی دارد. بنابراین, تمام این عوامل باید در یک کل واحد و مرتبط با یکدیگر مورد بررسی قرار گیرند.
۲۰.

تحلیل انتقادی نظریه عقول در حکمت متعالیه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۸ تعداد دانلود : ۶۰۳
عقول در حکمت متعالیه در دو سلسله طولی و عرضی قرار دارند و همگی جواهری ممکن، ازلی، ابدی، عاقل و کلی می باشند. این جواهر مجرد که وجودشان در حکمت متعالیه کاملا پذیرفته شده است، نقش وجودشناختی خاصی در نظام فلسفی حکمت متعالیه دارند و بدون وجود آن ها، وجود عالم و ربط آن به ذات واحد و بسیط حق تعالی ناممکن خواهد بود. در این بین نقش عقول عرضیه که هر یک از آن ها، کار تدبیر یکی از انواع مادی را بر عهده دارند بسیار پررنگ تر می باشد.در حکمت متعالیه نقش معرفت شناختی عقول عرضیه نیز حایز اهمیت است. عقل فعال در نقش رب النوع انسان، علت عمده در پیدایش ادارکات عقلی می باشد و بدون وجود آن، نه تنها ادراکات عقلی، بلکه حصول هر گونه ادراکی منتفی خواهد بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان