آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۲

چکیده

هدف از این پژوهش بررسی تاثیر اجرای رویکرد کلاس معکوس بر یادگیری، احساس تعلق، انگیزش و خودتنظیمی در مقایسه با رویکرد سنتی می باشد. روش پژوهش از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از نظر ماهیت در زمره تحقیقات شبه آزمایشی قرار دارد. جامعه پژوهش، دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی شهر بابلسر به تعداد1450نفر در سال تحصیلی 97-96 می باشد. نمونه گیری از میان مدارسی که در طرح تدریس تخصصی شرکت کرده اند انجام شد، بطوری که در گروه کنترل 30 نفر و در گروه آزمایش نیز 30 نفر همتاسازی شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش سه پرسشنامه استاندارد انگیزه یادگیری(توان، چین و شی)،احساس تعلق به مدرسه (بری، بتی و وات)، انگیزش پیشرفت(واینر)، و پرسشنامه خود تنظیمی(بوفارد) و برای سنجش تاثیر رویکرد کلاس معکوس بر یادگیری دروس علوم و ریاضی از آزمون محقق ساخته به عنوان پیش آزمون و پس آزمون استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از روش های آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کواریانس و آزمون تی مقایسه میانگین ها) استفاده شده است. یافته ها نشان دادکه رویکرد کلاس معکوس بر متغییر پیشرفت تحصیلی علوم( با مقدار f=0.00) و ریاضی( با مقدار f=0.010) تاثیر معناداری داشته است. در رابطه با انگیزه یادگیری علی رغم تاثیر معنا دار در برخی مولفه های انگیزه یادگیری، اما به طور کلی(مقدار f=0.554 ) رویکرد کلاس معکوس در انگیزه یادگیری علوم و ریاضی موثر نبوده است، اما استفاده از رویکرد کلاس معکوس در مقایسه با رویکرد سنتی بر متغیرهای احساس تعلق، انگیزش و خودتنظیمی تاثیر مثبت داشته است.