مطالب مرتبط با کلیدواژه

سهراب سپهری


۱۲۱.

مطالعه تطبیقی انگاره های درخت در تابلوهای نقاشی و اشعار سهراب سپهری از منظر آیکونولوژی پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مطالعات تطبیقی آیکونولوژی پانوفسکی شعر نقاشی درخت سهراب سپهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۴
شعر و نقاشی دو مسیر متفاوت برای خلق آثار هنری است که همواره روابط بسیار نزدیک آنها مورد توجه پژوهشگران تاریخ هنر و منتقدان ادبی بوده است. سهراب سپهری هنرمندی است که در هردو حوزه شعر و نقاشی طبع آزمایی کرده و آثاری از خود به جا نهاده است؛ ازهمین رو، پژوهش حاضر با گزینشی هدفمند از مجموعه نقاشی درختان و هشت کتاب سپهری و با تمرکز بر انگاره درختان در هردو فرم هنری، به مطالعه تطبیقی این آثار برمبنای نظریه آیکونولوژی پانوفسکی می پردازد تا با افق دید گسترده تری به تحلیل و تبیین جنبه های مختلف ساختاری و معناشناختی آیکون های مشترک برای کشف ویژگی ها و ارتباطات بین جهان شعری و هنر نقاشی او بپردازد. پرسش پژوهش این است که چرا و چگونه انگاره درخت در دو نظام زبانی و بصری متفاوت عمل می کند؟ رویکرد سپهری به عنصر درخت در شعر و نقاشی در مفاهیمی همچون پویایی و ایستایی، زندگی و مرگ، ریشه داری و بی ریشگی، بارداری و بی بری، بازبودن و بسته بودن، انفصال و اتصال در تقابل با هم است و گاهی در مضامینی همچون غریب بودن و حس تعلیق به یکدیگر نزدیک می شود. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد رویکرد سپهری در ترسیم تصویر درختان، مبیّن تجربه فردی او در مواجهه با تحولات اجتماعی و تاریخی زمانه اش و همچنین نوعی آشنایی زدایی متأثر از پارادایم نقاشی مدرنیستی ایران است، چنان که در برخی از آثار این دوره، به ویژه در جنبه های خاصی از فضاسازی و تکنیک های هنری، ویژگی هایی مانند محدودیت فضا، استفاده از رنگ های تیره و فشردگی عناصر به وضوح قابل مشاهده است؛ ازهمین رو، درختان در نقاشی سپهری بیشتر در جهت گسست و انفصال با جهان و جوهر هستی حرکت می کنند که می تواند تمثیلی از دنیای عینی سپهری باشد، اما تصویر درخت در اشعار او دنباله رو همان مفاهیم غالب (نماد شادابی، طراوت، سر زندگی) به دور از نشانه های رتوریک و ساحت ضمنی غریب در سطح معمول ادبیات فارسی است و به گونه ای تبیین کننده جهان آرمانی شاعر است.
۱۲۲.

بازتاب اندیشه ی رواقی گری در شعر سهراب سپهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فلسفه طبیعت اندیشه سهراب سپهری رواقیون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۶
مکتب رواقی، از مکاتب مهم فلسفی است که واکنشی قاطعانه برای اتفاقات زندگی ارائه می دهد. زندگی سازگار با طبیعت انسانی و طبیعت جهان شمول، رکن اساسی این مکتب است. با تفحص در آموزه های رواقیون و مقایسه ی آن با اشعار سپهری، این مدعا به اثبات می رسد که سهراب شیفته ی تمدن، مکاتب کهن و اسطوره هاست و از این مکتب تأثیر پذیرفته است. در نتیجه می توان مؤلفه های اندیشه ی رواقیون را در آثار شاعری چون سپهری یافت و ایشان را از رواقیون ایرانی پنداشت. هدف این نوشتار بیان چندی از نقطه نظرات رواقیون با هدف تأمین آرامش درونی برای جوامع بشری است که در اشعار سهراب سپهری نمود پیدا می کند. همچنین به بررسی ابعاد زندگی انسان و دغدغه های سهراب و فیلسوفان رواقی پرداخته و در نتیجه راهکارهایی را ارائه می دهد. روش اجرای پژوهش، تطبیقی_کیفی است و بر آن است میان اندیشه های رواقی واشعار سپهری مطالعه تطبیقی انجام دهد تا مشخص شود شباهت ها و همگونی های سپهری درباره ی انسان، اخلاق و جهان رواقیون تا چه اندازه است. یافته ی پژوهش این انگاره را سامان می دهد که به کار بردن اندیشه ی رواقیون سبب سعادت می شود و همان طور که از اشعار سهراب پیداست، راز خوشبختی و خوب زیستن درسهل گیر بودن نسبت به مسائل و مشکلات زندگی است.
۱۲۳.

تخیل خلاق درآثار نقاشی سهراب سپهری از منظر محی الدین ابن عربی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سهراب سپهری عرفان شرقی تخیل خلاق محی الدین ابن عربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
بیان مسئله سهراب سپهری از شاعران و هنرمندان نوپرداز ایرانی است که مبنای فکری و اندیشه های عرفانی این هنرمند در خلق تصاویر مناظر طبیعی، از نظام تخیّلی موجود در ناخودآگاه ذهن او نشأت گرفته است و تجلّی نوع تفکرات هنرمند نسبت به هستی و مظاهر آن می باشد و از طرفی دیگر جاذبه، غنا، در عین سادگی و به دوراز پیچیدگی فنی و فرمالیستی نقاشی های سپهری به دلیل شگرد او در هماهنگ ساختن بی نظیر آراء و اندیشه ها ی فلسفی او با عناصر طبیعی است. مسلم است که هیچ هنرمندی، بدون  ارزش ها و معیارهای زیبا شناسانه زمان خود قادر نیست به فعالیت و آفرینش هنری بپردازد، روح با زمان و جامعه پیوند خورده و عجین شده است. فائق آمدن به وجهه نوآوری در اثر هنری، به مفهوم دیگر، دریافت عمق و معانی خارج از محدوده ظرف زمان و مکآن که برای تداوم و بقای هنری ضرورتی تام دارد. هدف پژوهش هدف این مقاله بررسی اندیشه های عرفانی سهراب سپهری در «مجموعه نقاشی های تنه درختان» و ارتباط آن از منظر تخیّل خلاق ابن عربی است. سوال پژوهش با توجه به این که سؤال اصلی پژوهش «چگونه اندیشه های عرفانی سهراب سپهری را در آثارش از باب تخیّل خلاق ابن عربی بررسی کنیم؟» می باشد روش پژوهش این پژوهش ازنظر هدف بنیادی به روش ترکیبی شامل ماهیت توصیفی تحلیلی برمبنای تجزیه وتحلیل به روش کیفی بوده با استفاده از گردآوری منابع کتابخانه ای انجام شده است در این مقاله ضمن بیان عرفان سهراب سپهری و گردآوری آراء و تفکرات ابن عربی، به بررسی تأثیرات پذیرفته شده ی آثار سهراب سپهری پرداخته و هم چنین به مطالعه در اندیشه های عرفانی، مکاتب فکری و فلسفه ای متأثر از آن ها، در آثار سپهری پرداخته شده است. بامطالعه بیان نمادینی که در انتخاب رنگ ها، عناصر، ترکیب بندی نقاشی هایش داشته است، آثارش مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. نتیجه گیری  این تحقیق حاکی از آن است که درختان در آثار سپهری نماد عالم معنی و هستی هستند و به مخاطب این درک را القاء می کند که عالم درختان یکی ازخوانش های هستی می باشند. آنچه قابل تأمل می باشد، ظهور نوعی خودآگاهی در جهان نوین است که باعث هم زیستی دوباره فرهنگ ها و تمدن های گوناگون می باشد که آن هم مستلزم ترکیب خلاقانه علم، هنر و عرفان با سازوکار خود ویژه ای است که متفکّران بسیاری را در سراسر عالم به تفکّر و تعمق وا داشته است و نویدبخش دنیای هماهنگ و متعالی است
۱۲۴.

مقایسه انواع طرحواره های «عشق» در اشعار سهراب سپهری و لورکا بر اساس نظریه زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سهراب سپهری فدریکو گارسیا لورکا طرحواره های استعاری عشق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۶
بازنمایی مفاهیم انتزاعی در قالب عینی سازی، سبب ایجاد نظریه تازه ای در این زمینه شد که با عنوان استعاره های مفهومی و طرحواره های آن مورد بررسی قرار می گیرد. باید گفت که این رویه، یکی از سازوکارهای بنیادین ذهن و زبان است که امروزه در چارچوب زبان شناسی شناختی بدان پرداخته می شود. در این راستا، استعاره های مفهومی، به عینی سازی اموری می پردازند که ساخته و پرداخته ذهن شاعران است؛ از این رو شاعران برای بازنمایی عینی مفاهیم انتزاعی مد نظر خود در حوزه های مختلف، از طرحواره های گوناگونی بهره می گیرند. سهراب سپهری و فدریکو گارسیا لورکا، ازجمله شاعرانی هستند که از مفاهیم مختلف ذهنی، در قالب طرحواره های گوناگون استفاده می کنند که یکی از این مفاهیم، «عشق» است. شاعران مورد بحث، از طرحواره های حرکتی و ایستا مدد می گیرند و مفهوم عشق را گاهی به صورت پویا و گاه به صورت ساکن به کار می برند و مفاهیم خود را به مخاطبان القا می کنند. بهره گیری از طرحواره های حجمی و جهتی در کنار استفاده از طرحواره های مکانی و عاملیت، از دیگر مواردی است که سپهری و لورکا در اشعار خود به آن اشاراتی داشته اند. باید گفت در این میان، بسامد طرح واره عاملیت در سروده های آنان، از دیگر مباحث، چشمگیر تر است و در مقابل، بهره گیری از کاربرد طرح واره راه و مسیر، بسیار ناچیز است. این پژوهش با روش تحلیل و تفسیر اشعار سپهری و لورکا، درصدد پاسخ به چگونگی کاربست طرحواره های مفهوم ذهنی «عشق» در اشعار آنان است    
۱۲۵.

رمزگشایی از شعر «صدای پای آب»: خوانشی نشانه شناختی بر مبنای نظریه مایکل ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سهراب سپهری صدای پای آب مایکل ریفاتر نشانه شناسی خوانش اکتشافی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۹
این مقاله با هدف تحلیل نشانه شناختی شعر «صدای پای آب» از سهراب سپهری، به بررسی سازوکارهای معنایی پنهان در متن می پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که نشانه های به کاررفته در این شعر چگونه به بازنمایی تجربه های انسانی و پیوند میان انسان و طبیعت یاری می رسانند. چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر مدل نشانه شناختی مایکل ریفاتر است و پژوهش با روش کیفی و تحلیلی انجام شده است. در این راستا، از خوانش اکتشافی و پس نگر، تحلیل شبکه ساختاری (ماتریس) و تداعی های واژگانی و مفهومی (هیپوگرام ها) بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد سپهری با تکیه بر عناصر طبیعی و ظرفیت های زبانی، ساختاری نشانه مند و چندلایه خلق کرده است که در آن تجربه های زیسته و احساسات انسانی در پیوندی معنایی با جهان طبیعت بازتاب می یابد. درنهایت، نتایج پژوهش حاکی از آن است که زبان شاعرانه سپهری با بهره گیری از سازوکارهای نشانه ای، توانمند در بازنمایی جهان بینی شاعرانه و ابعاد درونی تجربه انسانی است.