مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۴۱.
۱۴۲.
۱۴۳.
۱۴۴.
۱۴۵.
۱۴۶.
۱۴۷.
۱۴۸.
۱۴۹.
۱۵۰.
۱۵۱.
سیاق
حوزههای تخصصی:
تفسیر علمی آیات قرآن از گرایش های جدید تفسیری است که از زاویه قرآن و علوم تجربی به موضوعات می پردازد. با بررسی بعضی از این موضوعات نکاتی به دست می آید که هنگام نزول قرآن از نظر علمی ثابت نشده بود و اعجاز علمی قرآن ثابت می شود. در برخورد با آیات علمی نظرات مختلفی وجود دارد؛ مخالفان با تفسیر علمی معتقدند ساحت قرآن از دانش بشری مبراست؛ درمقابل افراطیون، یافته های علمی را برقرآن تحمیل و آیات را متناسب با مباحث علمی توجیه می نمایند؛ غافل از آن که برای فهم قرآن به عنوان کتاب هدایت، نه یک کتاب علمی، ضرورت دارد با درنظرگرفتن قواعد تفسیری و از جمله قرائن متصل یا منفصل، آیات، به ویژه آیات علمی را به درستی تبیین نمود و از افراط و تفریط جلوگیری کرد. توجه به این امر در تفسیر تسنیم و نیز سایر آثار مؤلف آن به خوبی نمایان است. بررسی موضوعات علمی مشهور در آثار آیت الله جوادی آملی با روش توصیفی، تحلیلی نقش تعیین کننده قرائن، در تفسیر آیات علمی را نشان داده است. در قرائن متصل، توجه به سیاق در معنای آیات حرکت کوه ها نقش بسزایی دارد. دقت در قرینه پیوسته فضای نزول در جنس مشرق و مغرب، کرویت و حرکت وضعی زمین را اثبات می کند. در قرائن منفصل، نیز اهمیت توجه به آیات دیگر و روایات در تفسیرعلمی آسمانهای هفت گانه، مشرق و مغرب (کرویت)، اختلاف شب و روز (کرویت و حرکت وضعی و انتقالی زمین) به خوبی مشهود است؛ چنان که نقش ضروریات دین در تبیین معتدلانه از آیات و نظریات علمی چون فرضیه تکامل غیرقابل انکار است.
مبانی سبک شناخت علامه طباطبایی درعدول از سیاق در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به اصل و قاعد سیاق در رسیدن به مراد الاهی در تفسیر قرآن یکی از قواعد تفسیری است که برخی از مفسران به آن توجه دارند. علامه طباطبایی از جمله مفسرانی است که توجه ویژه ای به قاعده سیاق داشته و در جای جای تفسیر المیزان بر کاربست آن جهت رسیدن به مراد الاهی تاکید دارند. با توجه به اینکه بهره گیری از قاعده سیاق یکی از مهم ترین و پرکاربردترین مبانی تفسیری علامه محسوب میشود، اما ایشان گاهی در تفسیر برخی از آیات قرآن از این مبنای تفسیری خود عدول کرده است. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی ضمن اشاره به کارکردهای کاربست سیاق در تفسیر المیزان به مبانی عدول علامه طباطبایی از سیاق آیات در رسیدن به مراد خدا اشاره کرد است. نتایج حاصل از این نوشتار بیانگر آن است که علامه طباطبایی در آیات مربوط به امامت امام علی (ع) و فضایل اهل بیت (ع)، همچنین عدم ارتباط با صدر و ذیل آیه، هماهنگی با شأن نزول آیه، مخالفت سیاق آیه با سیاق آیات قبل و بعد، استفاده از شمول معنایی آیه از قاعده سیاق آیات عدول کرده است.
«دلالت های مستقل قرآنی» در روایات اهل بیت (علیهم السلام) ( چیستی، جایگاه روایی، گونه شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۵)
170 - 206
حوزههای تخصصی:
ازجمله مسائل مغفول در پژوهش های حدیثی، نگاه کارکرد شناسانه به روایات تفسیری و استنادات قرآنی اهل بیت (علیهم السّلام) است. غلبه نگاه معنا شناسانه در کنار خدشه به اعتبار این گونه روایات زمینه ساز مهجور ماندن بسیاری از روایات و عدم بهره مندی از آن ها شده است. ازجمله روایاتی که می توانند نقش بسزایی در فرایند تفسیر قرآن کریم ایفا می کند؛ روایاتِ حاوی مدالیل مستقل از سیاق مجموعی آیات قرآن کریم (روایات مستفاد) است که در این راستا جستار حاضر با نگاهی کارکرد شناسانه و باهدف دستیابی به ویژگی های این گونه روایات و گونه شناسی آن ها به روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته است و بدین نتیجه دست یافته است که روایات مذکور دارای ویژگی هایی چون؛ «گسترش مدالیل آیات قرآنی»؛ «تعلیمی بودن»؛ «کثرت استفاضه ای»، «استنطاقی بودن» هموار کننده امکان نگاه کارکرد شناسانه به تراث روایی شیعه است و از سویی تأثیر الهام بخش این گونه روایات برای نگارنده بزرگ تفسیر المیزان، در معرفی یک قاعده تفسیری نقلی مهم و معتبر تحت عنوان «اعتبار و حجیت دلالی هر جمله ی تامه الإفاده یا مستقلّه قرآنی» امکان استخراج اصول و قواعد تفسیری از روایات را گوشزد می کند
نقد و بررسی قاعده بودن سیاق در پرتو تفاسیر قران کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر قاعده ای خصوصیات و ممیزات ویژه خود را دارد که سیاق فاقد آن ویژگی ها است، لذا نمی توان آن را یک قاعده نامید؛ ماهیت سیاق و نوع دلالت آن باتوجه به آراء و نظرات مفسرین قرآن کریم، زبان شناسان و لغویین، علمای علوم بلاغی، ادباء، فقهاء و اصولیین، قابل اثبات است. بزرگ ترین دلیل و شاهد بر اینکه سیاق ماهیتاً دلالت است نه قاعده، این است که مفسرینی مانند ابن جریر طبری، علامه طباطبائی و شهید صدر بااینکه به سیاق استناد کرده اند، هیچ کدام به عنوان قاعده از آن نام نبرده اند. مسلماً برخی در تلقی کردن سیاق به عنوان یک قاعده بیراهه رفته اند و در این زمینه ایرادات و ابهاماتی اساسی وجود دارد. در این نوشتار که به روش توصیفی-تحلیلی تدوین شده با استناد به نظرات و آرای مفسرین و دانشمندان، عدم قاعده بودن سیاق به اثبات رسیده و نظریه دلالت بودن آن تقویت گردیده است. سؤالات دیگری که در این مقاله مطرح شده این است که آیا سیاق مقوله ای لفظی است یا عقلی؟ آیا سیاق یک نوع دلالت اقتضاء یا تنبیه و اشاره است؟ و حجیت هریک از آنها از باب حجیت ظواهر است یا نه؟
بازخوانی آیه «وَ لاَ تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ» با رویکرد پیوستگی و استقلال آیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از تفسیرنویسان، عبارت *وَ لاَ تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ* (بقره:195) را در ارتباط با آیات هم جوار دیده، عام بودن آن را باور نداشته و برداشت های مختلفی از آیه ارائه داده اند. برخی آیه را نهی از انفاق، تعدادی نهی از زیاده روی در انفاق، گروهی نهی از عدم انفاق، بعضی نهی از ترک جهاد، شماری نهی از انفاق در جهاد، جماعتی نهی از جهاد و غیره می دانند. تفاسیر یادشده به جهت ذوقی بودن سطح ارتباط، شخصی بودن برقراری ارتباط میان هر سطح، ناسازگاری با ظهور آیه و برداشت های ناروا از روایات به صورت جدی محل تامل و تردید قرار می گیرند؛ زیرا با توجه به استقلال بخش های مختلف سوره بقره، برداشت عام اهل بیت و فقه نویسان از آیه و نیز ابهام در دامنه ارتباط، این آیه مستقل از آیات هم جوار است. این پژوهش با مطالعه کتابخآن های و همراه با بررسی و سنجش نظریات مختلف در تفسیر آیه شکل گرفته و هدف آن نقد برداشت های مبتنی بر ارتباط آیه با آیات هم جوار و اثبات استقلال آیه از آیات هم جوار است.
بررسی «هدایت» در آیه 21 سوره ابراهیم در میراث تفسیری از ره گذر سیاق و تقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میراث تفسیری متقدمان، دربردارنده آراء ماندگاری است که تأثیر بسیاری بر مفسران در سده های بعدی داشته؛ به گونه ای که گویا با آراء تفسیری قدما، گفتمان غالبی پدیدار گشته و خوانش های تفسیری بعدی، متأثر از گفتمان تفسیری متقدمان شکل گرفته است. حال آن که دست یابی به فهم و خوانش بهتر آیات الهی، در گرو بررسی، تحلیل و نقد آراء تفسیری و بهره گیری از اصول و قواعد تفسیری است. این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی، به بازخوانی واژه «هدایت» در آیه 21 سوره ابراهیم در میراث تفسیری پرداخته تا پس از بررسی و نقد آراء تفسیری پیشِ رو، از ره گذر «سیاق»، «قرینه مقابله»، «اصل تناسب جواب با سؤال»، «تنزل و علوّ معنایی» و پرهیز از راه یابی تکلف به ساحت کلام الهی» به صورت نوآورانه، دیدگاه تفسیری جدیدی درباره معنای «هدایت» در این آیه شریفه به دست دهد. پاسخ گویی به مهم ترین اشکالات و ابهامات فراروی دیدگاه برگزیده از دیگر مباحث این نوشتار است.
ارزیابی دیدگاه مفسران درباره «قدم صدق» در سوره یونس با رویکرد سازگاری سیاق آیات با روایات تفسیری با تاکید بر روایات امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«قدم صدق» بشارتی از جانب خداوند است که ساختاری کاملاً متفاوت از سایر اخبار خوش الهی دارد و تنها در آیه 2 سوره یونس آمده است. مفسران دیدگاههای متعدد، متشابه و در برخی موارد متفاوت از یکدیگر درباره آن بیان کرده اند؛ آرائی همچون پاداش نیک، سابقه نیکو، مقام و منزلت، ولایت، شفاعت و ... . آنها هرگز به قول واحدی درباره این عبارت نرسیده اند، ضمن آنکه بیشتر آنها، میان معنای لغوی با تفسیری آن خلط نموده اند. حال سؤال اصلی این است که کدامیک از دیدگاهها، به مقصود خداوند نزدیک تر است؟ بر این اساس، نوشتار حاضر، با شیوه اسنادی، تاریخی و به کمک روش توصیفی تحلیلی، آراء مفسران را دسته بندی کرده است. پس از آن، ضمن تحلیل، نقد و ارزیابی دیدگاهها، آراء صحیح را با کمک مستندات در دو بخش جداگانه سیاقی و بخش روایی بررسی و تبیین کرده است و در پایان با بیان دلایل عقلی و نقلی، دیدگاه برگزیده را بیان کرده است. مهمترین ره آورد تحقیق حاضر آن است که از میان آراء مطرح شده، دو قول «ولایت» و «شفاعت» با سیاق آیات و روایات به طور کامل منطبق هستند. آن دو ملازم و همراه یکدیگر هستند و بدون یکدیگر معنا ندارند
بررسی تطبیقی نقش مرجحات ادبی و سیاقی قرائات در تفاسیر مجمع البیان طبرسی و معانی القرآن فراء با بیان اثر تفسیری در آیات مربوط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بین کتب قرائات و علوم قرآن و تفاسیر، شاخص های مختلفی در تشخیص رجحان قرائت های مشهور بر یکدیگر وجود دارد؛ شاخص هایی که عالمان این فن در طول تاریخ این علم همواره بدان ها استدلال کرده اند. عربیت قرائت، از مهم ترین این شاخص هاست. همراهی با قواعد مشهور صرف و نحو، افصح بودن و بلاغت که ذیل مباحث ادبی قرار می گیرد، از ملاک های تشخیص عربیت به حساب می آید. در شمارش وجوه رجحان قرائات بر قرائت حفص، بیش ترین وجه از حیث آماری، متعلق به رجحان ادبی بر اساس قواعد مسلم عربی است؛ به این معنا که در موارد متعددی، قرائت دیگری نسبت به حفص از حیث عربیت، رجحان دارد. همچنین بررسی سیاق آیات نیز در مواردی، بیانگر رجحان قرائات دیگر بر قرائت حفص است. این ترجیحات، سبب تفاوت در انظار تفسیری مفسران نیز شده است. بررسی این وجه رجحان و تحلیل برخی از موارد بر اساس دیدگاه امین الاسلام طبرسی و فراء با نگاهی به برخی دیگر از مفسران فریقین، محور این مقاله است. حل برخی معضلات در توجیه وجه ادبی آیات در تفسیر با توجه به قرائات مشهور دیگر، بیان وجه معنایی روشن تر در تفسیر، همراهی علمی فریقین در این جهت و... از نتایج این تحقیق است.
نقد ترجمه های قرآن در پرتو تأملات سیاقی، شأن نزول و تناسب آیات (بررسی موردی: آیات ابتدایی سوره عبس، آیه تطهیر، آیه اکمال دین)
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
67 - 95
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مورد توجه مفسران و قرآن پژوهان، پرداختن به ناهمگونی ظاهری برخی آیات قرآن با یکدیگر یا با اصول اعتقادی است که گاه موجب بروز شبهاتی از سوی مخالفان شده است. از جمله این آیات، آیات ابتدایی سوره عبس، آیه تطهیر و آیه اکمال دین است. آیات ابتدایی سوره عبس، بر اساس شأن نزول مشهور، از آیات مشکله در حوزه عصمت انبیاء به شمار می رود و آیه تطهیر و آیه اکمال دین نیز از دشوارترین آیات در کشف وجه تناسب با صدر و ذیل خود محسوب می شوند، به گونه ای که برخی مفسران از تبیین تناسب آنها پرهیز کرده یا نظریاتی چون معترضه بودن بخش هایی از آیه، اجتهاد صحابه در جمع آوری آیات، یا حتی فرضیه جابجایی آیات توسط معاندین اهل بیت علیهم السلام را مطرح کرده اند. این در حالی است که با تأمل در سیاق آیات، تحلیل دقیق شأن نزول و توجه به برخی آرایه های ادبی مانند استطراد، می توان بسیاری از این چالش های تفسیری را برطرف کرد. با این حال، بازتاب این تحلیل ها در ترجمه های فارسی قرآن بسیار اندک است. هدف این پژوهش، بررسی انتقادی مهم ترین ترجمه های فارسی قرآن در پرتو تأملات سیاقی، شأن نزول و تناسب آیات است. روش این تحقیق توصیفی تحلیلی و با رویکرد مقایسه ای میان ترجمه های فارسی و تفاسیر است.
کاربست قاعده تفسیری«حجیت جملات مستقل قرآن» برمبنای تقابل یا تعامل سیاق و روایات ذیل آیات فضایل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
56 - 84
حوزههای تخصصی:
مراد از قاعده تفسیری «حجیّت جمله های مستقل آیات»، اعتبار مضمون جملات منقطع از سیاق پس از انفصال از آیات در فضای خارج از آن هاست. سیاق و روایات، به ویژه روایات سبب نزول، دو قرینه مهم در تفسیر آیات هستند که گاه مؤید و گاه معارض همدیگرند. بیشترین اصطکاک فکری در تعارض با سیاقِ معتبر با اسباب نزول های دارای شرایط اعتبار، میان فریقین در مباحث کلامی است؛ خصوصًا ذیل آیات فضایل. اهل سنت ضمن پذیرش این روایات، بر یکپارچگی آیات تأکید دارند و آن ها را در سیاق قبل و بعد تفسیر می کنند، اما از میان شیعه ، برخی در تقابل سیاق با روایات معتبر، دست از سیاق کشیده و روایات معتبر را ملاک می دانند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه دست یافته که آن دسته از آیات فضایلی که صریحاً به ولایت و فضایل اهل بیت (ع) اشاره دارند، مانند آیه ولایت، سیاق و روایات سبب نزولشان با هم در تعارض اند، و از آنجا که قرینه لفظی (روایات) بر قرینه لبی (سیاق) مقدم است، روایات سبب نزول، مصداق انحصاری این آیات را اهل بیت (ع) می دانند، پس آن ها در خارج از سیاق به عنوان یک فراز مستقل عمل می کنند. اما دسته ای دیگر که تلویحاً به فضایل اهل بیت (ع) اشاره دارند مانند آیه «اهل الذکر»، در سطح تنزیلی، روایات سبب نزول و سیاق با هم در تعامل اند و قابل تعمیم بر دیگران اند، اما اگر آن ها در سطح تأویلی تفسیر شوند، روایات سبب نزولشان با سیاق در تقابل اند و مصداق انحصاری آیات، اهل بیت (ع) اند، پس این آیات ضمن معناداری در سیاق قبل و بعد (سطح تنزیلی)، در خارج از سیاق آیه (سطح تأویلی) به طور مستقل معنادارند، و یک فراز مستقل به شمار می آیند.
ارزیابی ترجمه انگلیسی واژگان چندمعنایی در قرآن؛ مطالعه موردی ریشه « ن-ق-م»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
267 - 303
حوزههای تخصصی:
ترجمه واژگان چندمعنایی یکی از چالش های اصلی در انتقال مفاهیم قرآنی به زبان های دیگر است. از جمله این واژگان، ریشه «نقم» و مشتقات آن است که در سیاق های مختلف معانی متنوعی به خود می گیرد. سؤال اصلی این پژوهش آن است که مترجمان انگلیسی قرآن تا چه اندازه توانسته اند ریشه «نقم» را با توجه به سیاق آیات به درستی ترجمه کنند؟ روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی با تکیه بر معناشناسی توصیفی و چارچوب مطالعات ترجمه پیکره محور ( Corpus-based DTS) است. چارچوب نظری تحقیق نیز شامل دو سطح تحلیلی است: در لایه نخست با تحلیل معناشناسی واژگان و سیاق آیات، معانی ریشه «نقم» استخراج شده و در لایه دوم با ارزیابی ترجمه های سه مترجم (ایروینگ، احمد، بختیار)، تطابق ترجمه با سیاق بررسی گردیده است. یافته ها نشان می دهد که ترجمه واژه های چندمعنایی بدون تحلیل بافت و سیاق منجر به خطای معنایی می شود. ترجمه هایی که از واژه هایی مانند " revenge" استفاده کرده اند، به دلیل بار معنایی منفی، با مفهوم ربوبی ناسازگار بوده اند، درحالیکه ترجمه هایی که از " avenge" یا " requite" استفاده کرده اند، انطباق بیشتری با سبک و معنای قرآنی دارند. در نهایت، این نتیجه حاصل شد که برای بهبود ترجمه های قرآنی، به ویژه در واژگان چندمعنایی، باید از ترکیبی از رویکرد تفسیری، تحلیل سیاق و مطالعات ترجمه ای بهره گرفت.