مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
۴۹.
۵۰.
اخلاق دینی
منبع:
فرهنگ پژوهش پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷ ویژه فلسفه و کلام
29 - 56
حوزههای تخصصی:
ابراهیم به عنوان سلف صالح مشترک میان ادیان ابراهیمی، از جایگاهی ویژه در سنت دینی یهودیت، مسیحیت و اسلام برخوردار است. این در حالی است که به اعتقاد اندیشمندان معاصر تفسیر وقایع و حوادث زندگانی ایشان در بین مسیحیت و اسلام منشا اختلافات فکری زیادی گردیده است که مروری بر تفسیر داستان های زندگانی وی در قرآن و کتاب مقدس شاهدی بر این مسئله می باشد. در این میان ماجرای امر الهی به ذبح فرزند ابراهیم از محوری ترین مسائل اختلافی بین اندیشمندان و مفسران بوده است. این نوشتار به دنبال آن است تا با بازخوانی برداشت های مختلفی که با استناد بر قرآن و کتاب مقدس از این واقعه صورت گرفته است با نگرش تطبیقی به بیان وجوه شباهت و تفاوت مبانی عقلی ذبح فرزند ابراهیم از منظر الهیات اسلامی و مسیحی بپردازد.
پردازش عرفانی «صراط مستقیم» در نگاه ابوحامد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
۱۷۲-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
ابوحامد غزالی به عنوان شخصیتی چندوجهی، در آثار خویش توجه ویژه ای به مفهوم قرآنی صراط مستقیم داشته است. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین مفهوم صراط مستقیم و راه های دستیابی به آن و به تعبیری دیگر، پردازش عرفانی صراط مستقیم در اندیشه غزالی است. نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی و به صورت کتابخانه ای انجام یافته است. یافته های این پژوهش گویای این است که غزالی، صراط مستقیم را راه سلامت معرفی کرده است و حرکت در صراط مستقیم را سبب نجات و رستگاری انسان می داند. این راه سلامت، که غزالی از آن به «دُرّ ازهر» نام می برد، به مثابه توحید، شکرگزاری، راه حج، پل صراط و قوس صعودی است. تمامی این مفاهیم در یک نقطه مهم با هم تلاقی دارند که حاکی از مسیر و راهی است که انسان باید برای رستگاری و نجات، در آن استقامت و مداومت داشته باشد. غزالی راه های دستیابی به صراط مستقیم را داشتن ایمان و رعایت اخلاقی دینی بیان کرده است. از نظر وی داشتن ایمان و رعایت اخلاق دینی، هم زمان سبب حرکت در صراط مستقیم می شود و هیچ کدام از این دو، به تنهایی نمی تواند انسان را به سرمنزل مقصود برساند. در اندیشه غزالی، اخلاق، زمانی ارزشمند است که ابتنای بر ایمان و دینی باشد. غزالی بر اساس نظریه فرمان الهی، اطاعت از هر آنچه را که خداوند امر یا نهی کرده است، واجب می داند.
پژوهش های اخلاق فارسی راه یافته به نگاشته های اخلاقی قرن چهارم (دنیای اسلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال پانزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۵
۱۴۸-۱۳۵
نگارش آثار اخلاقی به شکل جدی و گسترده، با شروع قرن چهارم آغاز شد. در این دوره از سویی ثبات سیاسی و اجتماعی حاصل از حکومت آل بویه و از سوی دیگر نهضت ترجمه که حجم زیادی از آثار اخلاقیِ ملل دیگر را در اختیار اندیشمندان این قرن قرار می داد، سبب شکل گیری پژوهش های عمیقی دراین حوزه شد. آثار اخلاق فارسی که از زبان پهلوی به عربی ترجمه شد، سبب ورود اخلاق ایرانی در نگاشته های اخلاقی اندیشمندان مسلمان شد. پرسش مهم آنکه کدام رویکرد اخلاقی ایران باستان، توانست به دنیای اسلام راه یابد؟ این مقاله که از شیوه تحلیلی کتابخانه ای بهره می برد، نخست به دو گونه ی اخلاق فارسی (اخلاق فارسی دینی و اخلاق فارسی تجربی) و تفاوت آنها با یکدیگر اشاره می کند. سپس به توضیح این نکته می پردازد که اخلاق فارسی دینی به سه دلیلِ 1. ترجمه نشدن آثار اخلاق فارسی دینی 2. محتوای آمیخته با مفاهیم اسطوره ای 3. مخالفت سیاسی و اجتماعی، نتوانست به دنیای اسلام راه یابد. اما در مقابل، اخلاق فارسی تجربی از آنجا که 1. توسط کاتبان و دبیران ترویج می شد و 2. همسو با ذائقه شرقیان بود و 3. متکی به ایده خرد جاویدان است، توانست به دنیای اسلام راه یافته و مورد استفاده اندیشمندان این دوره قرار گیرد.
بررسی ارزش اخلاقی فرزندآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
119 - 151
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش توصیفی تحلیلی درصدد تعیین ارزش اخلاقی فرزندآوری با رویکرد نقد دیدگاههای مطرح شده و تبیین دیدگاه صحیح برآمده است. بررسی نشان می دهد دو دیدگاه می توان درباره ارزش اخلاقی فرزندآوری تبیین و صورت بندی نمود که عبارت هستند از دیدگاه ضداخلاقی بودن فرزندآوری و دیدگاه ارزش ذاتی داشتن آن. دیدگاه قائلان به ارزش ذاتی فرزندآوری که بر پایه ارزش ذاتی انسان و نیز ارزش ذاتی ادراک ارزش ها توسط انسان، صورت-بندی شده است، با اشکال خلط ارزش ذاتی و غیری مواجه است و در نتیجه قابل پذیرش نیست. همچنین استدلال بر ضداخلاقی بودن فرزندآوری از طریق ضداخلاقی بودن ازدواج، به جهت ضعف تبیین های ارائه شده ناتمام و غیر قابل پذیرش است. در نهایت این پژوهش نشان می دهد با استناد به دیدگاه ضرورت بالقیاس الی الغیر و از طریق بررسی منابع دینی جهت فراهم آوردن کبرای کلی قیاس که تعیین کننده محمول(خوب/ بد) برای موضوع(فرزندآوری) در قضیه اخلاقی است، می توان به دیدگاه سومی دست یافت که عبارت باشد از ارزش غیری فرزندآوری. در این دیدگاه فرزندآوری چون زمینه نیل به کمال نهایی انسان را فراهم می کند، دارای ارزش اخلاقی غیری دانسته شده است.
نقدی بر دیدگاه جایگزینی تقوا به جای اخلاق در هندسه معارف دین(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رابطه اخلاق با دین از دیرباز موضوع مباحثات فلسفی و الهیاتی بوده است. در سال های اخیر، این ایده که ناسازگاری اخلاق با دین واقعیت دارد، به اَشکال مختلفی مطرح شده و طرفدارانی پیدا کرده است. در این میان، عده ای دین را به نفع اخلاق تخطئه می کنند و عده ای دیگر اخلاق را از اعتبار ساقط و جانب دین را تقویت می کنند. در این نوشتار، دیدگاه یکی از طرفداران رویکرد اخیر که در رسانه ملی بازتاب داشته، مورد تحلیل انتقادی قرار گرفته است. ایده اصلی «جایگزینی تقوا به جای اخلاق» است. پس از بررسی ابعاد مختلف این ایده، به برخی از مهم ترین کاستی های آن اشاره شده است. این کاستی ها بدین قرارند: ابتنای ایده بر درکی نابسنده از اخلاق، بی توجهی به مضامین قرآن و روایات شیعی ناظر به جایگاه ویژه اخلاق در دین، بی توجهی به لوازم منطقی بی اعتبارکردن اخلاق فطری و پیشادینی. جمع بندی نوشتار حاضر این است که تأکید بر ناسازگاری اخلاق و دین و پیشنهاد جایگزینی تقوا به جای اخلاق، نه تنها از منظر دینی قابل دفاع نیست؛ بلکه درنهایت به نفع دین داری جوانان نخواهد بود.
مبانی تربیت اخلاقِ دینی بر اساس دیدگاه های محمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مبانی تعلیم و تربیت سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
155 - 194
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی آرای تربیتی غزالی در حوزه ی اخلاق (به جهت ابتنای آن بر مبانیِ اصیل دینی)، و احصاء و ارائه ی مبانی تبیینی او در این زمینه، با استفاده از «روش تحلیلی-تفسیری»، به مرحله ی انجام رسیده است. نتایج حاصله حاکی از آن است که غزالی در حوزه ی انسان شناسی، نگاهی دو بُعدگرا با تأکید ویژه بر «کرامت ذاتی و الهیِ انسان» و نیز «جنبه ی نفسانی و روحانی وجودِ او» دارد. در مبحث خداشناسی، غزالی، خداوند را «کانون و محورِ عالَم» به شمار آورده و گرایش آدمیان به خداشناسی را «امری فطری» و «مبتنی بر سرشتِ الهی» آنان معرفی می کند. در حوزه ی هستی شناسی، غزالی جهانِ هستی را برخوردار از دو بُعدِ «عالَمِ ماده» و «عالَمِ آخرت» معرفی می کند که مساعی و زیستِ آدمی در هر دوی آن ها، لازم و ملزوم یکدیگر است. در خصوص مبانی روان شناختی، تشریحات غزالی بر «نقش عقل و اراده در شکل دهیِ رفتارِ اخلاقیِ آدمی»، «نحوه ی کسبِ ارزش های اخلاقی»، «چگونگی قضاوت اخلاقی و انگیزش اخلاقی»، «غایت اخلاق ورزیِ آدمی» و «ملاک و هدفِ اعتدال قوا» استوار است. در حوزه ی مبانیِ ارز ش شناختی، تأکید و تمرکز غزالی بر «احوالاتِ ایجادکننده ی رفتار به جای خودِ رفتار»، «مخالفت با ریشه کنی غرایز از وجودِ آدمی به عنوانِ ریشه ی فضائل و رذایل اخلاقی در انسان»، و نیز «تأکید بر هماهنگی و توازن میان قوای سه گانه ی نفس، به عنوان زیبایی اصیل و نهایی» می باشد. و در نهایت در حوزه ی معرفت شناختی، «امکانِ حصول معرفت در حوزه ی اخلاق» و نیز «میزان توسل و تأکید بر عقل و وحی در تشخیصِ حُسن و قُبح اَفعال» از موارد مورداشاره ی غزالی است.
نقد و بررسی دیدگاه طه عبدالرحمن در باب رابطه دین و اخلاق(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رابطه میان دین و اخلاق، همواره یکی از موضوعات محوری در فلسفه اخلاق و فلسفه دین بوده است. طٰه عبدالرحمن - فیلسوفِ نامدار مراکشی - یکی از جریان ساز ترین اندیشمندان جهان عرب به شمار می آید و آراء و ایده های او در مسائل گوناگون فلسفی، او را به متفکری نظام ساز بدل کرده است. در باب رابطه دین و اخلاق نیز عبدالرحمن با طرح نظریه «اتحاد و یگانگی اخلاق و دین» به دنبال درافکندن طرحی نو است. به اعتقاد او، نگرش های رایج به رابطه اخلاق و دین، برخاسته از تفکری است که دوگانگی را، پیش فرض گرفته است؛ در حالی که اخلاق و دین دو تافته جدا بافته نیستند که دوگانگی میان آن دو معنا داشته باشد. در این مقاله، پس از بررسی نحوه نگرش عبدالرحمن به «اخلاق» و «دین»، به تحلیل و ارزیابی دیدگاه او در باب رابطه دین و اخلاق پرداخته و روشن خواهیم ساخت که او در اثبات اتحاد مفهومی و مصداقی دین و اخلاق ناکام بوده است.
تقدم اخلاق بردین در اصول الکافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۱۹ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳ (پیاپی ۷۳)
28 - 51
حوزههای تخصصی:
موضوع رابطه دین و اخلاق از مباحث مهم و تأثیر گذار در فلسفه اخلاق است که شناخت صحیح آن آثار مثبتی را در عرصه های گوناگون فکری و اجتماعی در پی دارد. در این پژوهش تلاش شده با تحلیل احادیث اصول الکافی، دیدگاه پیشوایان دین در باره نسبت اخلاق با متون و منابع اسلامی شناسایی و تبیین گردد. این بررسی نشان می دهد که از نگاه احادیث این مجموعه، عقل به عنوان منبع اخلاق، بدون هیچ قید و شرطی معتبر است و اخلاق را در رتبه ای مقدم بر دین و دین را پشتیبان اخلاق قرار می دهد. از این رو، در هنگام تعارض ظواهر متون دینی با ارزش های اخلاقی باید اخلاق را ترجیح داد.
بررسی انتقادی دیدگاها جی. ال. مکی در باب اخلاق دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
153 - 170
حوزههای تخصصی:
بدون شک، اخلاق دینی یکی از مهم ترین مؤلفه های حیات انسانی است که بدون آن، جامعه بشری هویت حقیقی خود را از دست خواهد داد، اما امروزه نقد اخلاق دینی و تلاش برای کنار زدن گزاره های اخلاقی برآمده از دین، دستمایه بسیاری از مخالفان دین و سردمداران الحاد برای اثبات برتری اخلاق سکولار بر اخلاق دینی و حتی توجیه الحاد قرار گرفته است. جی. ال. مکی، فیلسوف خداناباور، از جمله کسانی است که با این هدف به نقد اخلاق دینی پرداخته است؛ در این مقاله به برررسی آراء او در این زمینه می پردازیم. بر پایه یافته های این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده است، اشکالات مکی تا حدودی بر پیش فرض های نظری او درباب خدا مبتنی است. علاوه بر این، نقدهای او بیش از آن که متوجه اخلاق دینی باشد متوجه گزاره های اخلاقی اصحاب کلیسا است. اخلاق اسلامی به عنوان نمونه کاملی از اخلاق دینی، به خوبی قادر است تمام اشکالات مکی را پاسخ دهد.
از اخلاق اجتماعی عرفی تا اخلاق اجتماعی الهی مقایسه نظریه اخلاقی دورکیم با نظام اخلاقی در سوره نساء(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
127 - 149
حوزههای تخصصی:
نظم در جامعه، منوط به وجود قواعد و هنجارها، و تربیت افراد برای پایبندی به آن قواعد است. در اسلام، چنین قواعد و تربیتی، ازسوی دین تدوین و به جامعه بشری ارائه شده است. با توجه به نیاز جامعه به انسان اخلاقی، در نبود روایت واحد و منسجمی از دین در جامعه مدرن، متفکرانی نظیر دورکیم تلاش کرده اند تا چارچوبی برای ساختن اخلاقی و اجتماعی کردن افراد منهای دین ارائه کنند. با توجه به نوعی این همانی جامعه و خدا در نگاه دورکیم، جامعه ازسویی دارای قدرت و اعتبار تشریع قواعد و هنجارهاست و ازسویی تأکید بر قداست آن پشتوانه تربیت اخلاقی افراد است. در مقابل و مبتنی بر قرآن کریم، انسان نمی تواند بدون قانون الهی و بدون رسولی که تبیین قانون و عدالت به او وابسته است، جامعه ای اخلاقی بسازد. دراین مقاله با استفاده از روش اسنادی و رویکرد تدبر سوره ای، گزیده ای از ساختار معنایی و ارتباطی سوره نساء، دیدگاه قرآن درباره نحوه پیاده سازی قانون در جامعه ایمانی و التزام انسان به حقوق اجتماعی بررسی و به مقایسه با رویکرد تربیتی دورکیم پرداخته شده است. در دیدگاه دورکیم جامعه به جای خدا، اصناف شغلی به جای رسول خدا و نظم حقوق عرفی و مدنی جای نظام الهی را می گیرد.